Home

Titleمجله دیدگاه ـ شماره چهارم: گفت‌وگو با شاهرخ مشکین‌قلم ـ‌ بخش نخست

چرا مردهای ایرانی زنانه می‌رقصند؟

25 Mar 2011

■ رضا ولی‌زاده

[vimeo]http://vimeo.com/21252317[/vimeo]

شاهرخ مشکین‌قلم، بازیگر تئاتر ملی فرانسه، عضو تئاتر کمدی فرانسز، طراح باله، رقص‌نگار و رقصنده‌ی ایرانی ساکن پاریس، میهمان چهارمین قسمت از مجله‌ی تصویری دیدگاه است.
گفت‌وگوی ما با او در مورد تئاتر نیست. در مورد رقص است. چیزی که در ایران به آن حرکات موزون می‌گویند.
در این گفت‌وگو از رد پای مردسالاری و زن‌سالاری و همین‌طور ریشه‌های مفهوم اعتراض در رقص‌های اقوام مختلف ایرانی صحبت کردیم.
شاهرخ مشکین‌قلم، بنیان‌گذار گروه رقص نکیسا معتقد است فرم رقصِ مردهای ایرانی زنانه شده و زنانگیِ رقص مردها را یک واکنش روانی ناخودآگاه به شرایط حاکم در ایران می‌داند.
شاهرخ با این که به عنوان یک رقصنده و رقص‌نگار جهانی، روی بسیاری از رقص های مختلف جهان کار و مطالعه کرده می‌گوید بعد از این همه سال هنوز از رقصیدن یک مفهوم عاجز است. چه مفهومی؟ از زبان خودش بشنوید.

شاهرخ، به نظرت چقدر رقص‌های سنتی و بومی و قومی ایران چقدر بر اساس جنسیت طراحی شده‌اند؟ چقدر مردانه یا زنانه هستند؟

رقص‌های جنسی خیلی کم هستند. مثلا رقص چوب در خراسان، یا رقص شمشیر در جنوب ایران. رقص‌هایی هم داریم که فقط به وسیله‌ی زن‌ها انجام می‌شوند؛ مثل رقص‌های قشقایی‌ها یا رقص‌های شمالی، گیلکی و قاسم‌آبادی یا جنوب ایران که بیشتر می‌بینیم زن‌ها انجام می‌دهند.

و فکر می‌کنی دلیلش چیست؟ اگر بخواهیم رقص را به عنوان یکی از دریچه‌های مردم‌شناختی به اقوام مختلف مردم ایران در نظر بگیریم به نظرت زنانه یا مردانه بودنِ رقص‌های مناطق مختلف ایران چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟

فکر می‌کنم یکی از دلایل عمده‌اش این است که ما یک جامعه‌ی مردسالار در کلِ ایران داریم. حالا یک خطه‌های کوچکی در شمال ایران هستند که زن‌ها زمام امور را در دست دارند…

و به خاطر همین رقص‌ها در آن‌جا زنانه‌تر است؟

شاید، شاید. اتفاقا با هم بیشتر ترکیب می‌شوند.

و یا رقص‌های کُردی حماسی‎تر و مردانه‎تر هستند؟

بله، بله. رقص‌های کردی تنها جایی است که زن‌ها و مردها در کنار هم می‌رقصند و خیلی جالب است که حرکت پاهایشان هم یکی است. یعنی همان حرکت‌هایی که در رقص کُردی پاهای مردها دارند، دقیقا شامل حرکت پای زن‌ها هم می‌شود. اما بقیه مناطق تفکیک می‌شوند. یا چیزی که جالب است در بندر عباس رقص‌های جنوب ایران (که به آن می‌گوییم رقص بندری) و تمام خطه‌ی سواحل خلیج فارس، همان‌قدر زنانه هستند که مردانه هستند و همان‌قدر هم رقص‌های مردانه، زنانه هستند. اگر دقت کنید می‌بینید این ناشی از تاثیر همان قوم‌های مهاجر آفریقایی است که قرن‌ها پیش به این منطقه مهاجرت کرده‌اند و فرهنگ‌شان را هم با خودشان نگه داشته‌اند؛ حتی ریتم و حرکت و شمایل‌شان را حفظ کرده‌اند. و همان قدر آزادی در رقص‌های جنوب ایران هست که در آفریقا وجود دارد؛ یا در کردستان به خاطر لب مرز بودنشان. هر چقدر از مرز دور می‌شویم و به سمت مرکز ایران می‌رویم محدودیت بیشتر می‌شود.

این مردسالاری و زن‌زدایی یا ضدزن بودن در ایران حتی روی رقص زن‌ها هم تاثیر می‌گذارد و آن را در چارچوب مشخصی محدود می‌کند. به محض این که در رقص حرکت یک زن مقداری گسترده‌تر می‌شود به او می‌گویند: شلنگ تخته می‌اندازی. می‌گویند: تو باید ظریف برقصی، جلف نباش.
تمام این اصطلاحات رابرای زن‌ها به کار می‌برند تا آن‌ها را داخل زندان و چارچوب بگذارند.

اما به غیر از رقص‌های قومی و بومی که تو معتقدی زیر سایه مردسالاری شکل گرفته‌اند رقص‌هایی که امروز در جشن‌های مختلف ایرانی‌ها وجود دارد یک مقدار غیرمردانه است و طوری است که مردها شرم دارند از این طور رقصیدن. به نظرت این طور هست یا نه؟

چیزی که برای من خیلی تعجب‌آور است این است که در ایران مردها وقتی می‌رقصند از زن‌ها زنانه‌تر می‌رقصند. اوایل فکر می‌کردم یعنی ما این همه هم‌جنس‌گرا در ایران داریم یا گرایش‌های جنسی یک‌دفعه این همه پیش‌رفت یا پس‌رفت و تغییر کرده‌اند؟ ولی واقعیت این است که می‌بینیم این آقایانی که این همه زنانه می‌رقصند خیلی هم مرد هستند و چیزی که حتی هنوز در اروپا جا نیفتاده یعنی آن متروسکوئل بودن و داشتن گرایش یا میل جنسیِ شهرهای بزرگ که پسرها ابروهای‌شان را مرتب می کنند، به خودشان می‌رسند، دماغشان را عمل می‌کنند، به پوست‌شان رسیدگی می‌کنند، کرم ضدچروک می‌زنند، آراسته و پیراسته هستند و گرایش‌های جنسی‌شان هم از قضا دگرجنس‌گرایی است و به زنان تمایل دارند. اما رقص‌هایشان رقص‌های زنانه‌تری است. چه‌طور این اتفاق در ایران افتاده و چرا؟ چرا مردهایی که خیلی نیاز داشتند ظاهر و حرکاتی مردانه و لاتی داشته باشند تا توجه دخترها را به خود جلب کنند، الان متوجه شده‌اند که شاید برعکس، برای این که دخترها پسرها را بپسندند احتیاج دارند آن‌ها را به خود نزدیک‌تر حس کنند.

شاید بتوان گفت زنانه شدن رقص مردهای ایرانی واکنش دفاعی جامعه و یک واکنش تند نسبت به نداشتن امکان رقصیدن و واپس زدن این حکومت مهاجم و مستبد است

و فکر نمی‌کنی این اتفاق به خاطر نبود آموزش و فقدان نهادهای آکادمیک آموزش رقص است که رخ داده؟

به نظرم تنها یک عامل نیست. پدیده‌های متفاوتی هستند که دست به دست هم می‌دهند و به یک موقعیتی در جامعه شکل می‌دهند. نمی‌توان گفت فقط یک چیز است. نمی‌توان گفت فقط نبود تربیت رقص علت این قضیه بوده است.
شاید بتوان گفت زنانه شدن رقص مردهای ایرانی واکنش دفاعی جامعه و یک واکنش تند نسبت به نداشتن امکان رقصیدن و واپس زدن این حکومت مهاجم و مستبد است.
نوعی واکنش تند نسل جوان نسبت به چیزهایی که از آن منع می‌شود و فکر می‌کنم این یک هویت نمادین دارد. تا این که بخواهیم آن را حاصل نبود تربیت رقص بدانیم.

یعنی این نوع از رقص‌ها را نوعی واکنش روانی جامعه نسبت به شرایط موجود می‌دانی؟

یک جورهایی بله! حالا با این تحلیل منظورم این نیست که از نظر من این موضوع منفی است. من که آراستگی بیش از حد را نمی پسندم….

برای مردها؟

مرد یا دختر فرقی ندارد. من واقعا از بینی‌های عمل شده‌ی زن‌ها و موهای رنگ شده و… تا یک مدتی لذت نمی‌بردم؛ ولی چون این حرکتِ کاملا دفاعیِ دخترهای ایرانی در مقابل حکومت مستبد ایران است، آن را اکنون قبول دارم و برای آن‌ها می‌پسندم. همان‌قدر که یک دختر ساده‌ای را با بینیِ شرقی و موهای رنگ نشده در اروپا می‌پسندم و همان‌طور که یک زن میان‌سال را در غرب می‌پسندم که موهایش سفید شده، سینه‌ها و یا باسنش را عمل نکرده است. همان‌قدر این‌ها را می پسندم که دخترها و پسرهایی که همه چیزشان در ایران دگرگون شده است. به خاطر این که من اصلا از نبود عکس‌العمل بیزارم. نبود این عکس‌العمل‌هاست که باعث می‌شود جامعه پس‌رفت کند. فکر می‌کنم هر جامعه‌ای به عکس‌العمل نیاز دارد. اصلا فرم سوسیالیسم همین طور شکل می‌گیرد که تو نسبت به حکومتت و حتی خانواده‌ات عکس العمل نشان بدهی و در مقابل «باید»های آن‌ها «نه» بگویی.

از هنر رقص به عنوان یک واکنش روانی یا اجتماعی صحبت کردیم، اما چقدر هنر رقص در شکل متعالی خود با مفاهیم اجتماعی و سیاسی در ایران پیوند خورده و به صورت یک هنر اعتراضی تبلور پیدا کرده؟

متاسفانه نمی‎‌توانم با جزئیات بگویم. دو سه نفر در ایران دارند تلاش می‌کنند هنر رقص را زنده نگه دارند؛ مثل فرزانه کابلی یا چند تن از دوستان دیگرم که تازه با آن‌ها آشنا شده‌ام. اما آن‌قدر اجازه ندارند حرکت کنند و کارهای‌شان ضبط شود. بسنده می‌کنند به اجرا در محافل خصوصی یا سفارت‌ها.
مجبورند بروند زیر حرکات تئاترال یا زیرمجموعه‌ی یک کار تئاتری قرار بگیرند و به قول خودشان به حرکات موزون تبدیل شوند. مثلا می‌بینیم پری صابری در تئاترهایی که می‌سازد از فرزانه کابلی می‌خواهد تا برایش طراحی حرکت یا صحنه کند. اما این فقط در حد یک زیرمجموعه است.
هستند، اما به اندازه‌ی کافی اعتراضی نیست و نمی‌تواند باشد. به خاطر این که خفقان به حدی است که جلوی کوچک‌ترین حرکتی گرفته می‌شود. و نان شب‌شان را از آن‌ها می‌گیرند.
این‌ها فقط دنبال یک سری دستاویز می‌گردند که مثلا زن و مرد با دستمال با یک‌دیگر مرتبط باشند و حرکت کنند، پوششِ زن‌ها به حدی احمقانه است که واقعا دیگر هیچ حرکتی نمی‌بینی. به قول مرجان ساتراپی می گفت: «ما در دانشگاه داشتیم آناتومی می‌خواندیم و بنده باید هیکل یک خانمی را ترسیم می‌کردم که هیکل آن خانم زیر چادر است. من چه‌طور باید بفهمم او زیر چادر چه شکلی است؟»
من چه‌طور می‌توانم رقص آن خانم را زیر آن پوشش گل و گشاد حدس بزنم و مثلا از فلان حرکتش لذت ببرم و به خودم بگویم چقدر روی فلان حرکتش فکر شده است. آن‌ها مجبورند بیشتر مواقع پارچه‌ها را به حرکت دربیاورند تا خودشان را. حرکتِ رقص شده حرکت البسه و پارچه‌ها؛ البته می‌تواند جالب باشد اما به شرطی که خواست خود هنرمند باشد و هنرمند بخواهد دقیقا پارچه‌ها را به حرکت دربیاورد. ولی وقتی مجبورم و چاره‌ای جز به حرکت درآوردن پارچه ها ندارم قضیه فرق می‌کند.

من نمی توانم آزادی را برقصم. و هیچ وقت هم به آن دست نخواهم یافت به خاطر این که از جایی آمدم که متاسفانه اصلا کلمه آزادی معنی ندارد

نمی گویم اعتراض در رقص‌های امروز ایران وجود ندارد. هست و خیلی هم خوب است. و خیلی هم مفتخرم به این اعتراضِ پرجسارت و شجاعانه‌ی همکارانم در ایران. ولی در حدی نیست که بتوانم به صورت یک گزارش تحقیقاتی از آن حرف بزنم. در این حد است که تماشاچی وقتی از سالن بیرون رفت بگوید: دیدی سایه‌های رقصنده‌ها در فلان موقعیت یک‌دیگر را بوسیدند یا سایه دست‌هایشان درهم فرورفت! بله از این دست کارها وجود دارد. کارهایی که باید زیر ذره‌بین و میکروسکوپ پیدا کرد و تحلیل‌شان کرد. متاسفانه میزان اطلاعات من در این مورد به حدی نیست که بتوانم در مورد آن آزادانه اظهار نظر بکنم.

با توجه به این که ما اسناد مکتوب یا تصویری از پیشینه‌ی رقص در ایران نداریم آیا تا به حال به این موضوع فکر کردی در رقص‌های خودت آرشیو یا موزه‌ای از رقص‌های بومی، قومی و ملی ایران به وجود بیاوری؟

راستش من حدود 15 سال پیش کار روی رقص‌های فولکلوریک ایران را آغاز کردم اما خیلی سریع از آن دل‌زده شدم.

چرا؟

به خاطر این که بومی‌ها و قومیت‌های ما دارند رقص خودشان را انجام می‌دهند و آن را سینه به سینه به نسل‌های بعد از خودشان منتقل می‌کنند. من با تکرار آن خدمتی به جامعه نمی کنم. من به عنوان یک رقصنده نیاز دارم از جای دیگری استنشاق شوم.

به نظرت برای این که رقص‌های بومی و قومی ما قابلیت اجرا در ابعاد جهانی را پیدا کنند از چه مسیری باید عبور کنند؟

اگر ما رقص کردی را بخواهیم مثال بزنیم از آن‌جا که رقص‌های کردی خوشبختانه وابسته به جغرافیای ایران نیستند، شانس بیشتری برای گسترش و رشد دارند. آن چه که رقص کردی ایران را نجات داده رقص کردیِ ترکیه و عراق و سوریه و کردهای دیگر اماکن ایران است. رقص کردی ما کم رنگ است.

چرا؟

به خاطر این که تعداد پاهایش محدود است. در صورتی که بلافاصه تا از خاک ایران بیرون می‌روی می‌بینی رقص کردی 500 حرکت پای دیگر هم دارد. و این حرکات را فستیوال‌های فولکلوریک دارند اجرا می‌کنند. بنابر این احتیاجی نیست من بیایم به این‌ها جلوه بدهم یا روی آن‌ها کار کنم. اتفاقا 15 سال پیش روی 300 پای رقص کردی از تمام خطه‌های کردنشین کار کردم. اما آخر سر این‌ها حکم کار کردن روی آبنبات را دارد. یک غذای کامل نیست.

پس در واقع تلفیق رقص‌های بومی با گونه‌های نزدیک به خودشان را یکی از راه‌هایی می‌دانی که می‌تواند به عنوان یک تکنیک به توسعه‌ و گسترش ساختار رقص برای یافتن قابلیت اجرای جهانی کمک کند؟

مسلما، من اصلا از تلفیق خوشم می آید، این که از یک چیزی الهام بگیری و آن را با چیز دیگری ترکیب کنی و چیز نویی بسازی و چه بهتر که این داده‌ها ریشه‌های اصیل و سنتی باشند که واقعیت دارند. برای این که من چیز دیگری ندارم. بنابر این الهام گرفتن و تلفیق کردن سنت‌های فولکلوریک و بومی با ذهنیت مدرن و امروزی می‌تواند بسیار خوب باشد و پرانتز یا بادبزن انتخاب ما را بازتر کند. من که در فرانسه بزرگ شده‌ام اگر بخواهم روی رقص کردی کار کنم به گونه‌ی دیگری به آن خواهم پرداخت تا بچه‌ای که در سوئد و با فرهنگ آن جامعه بزرگ شده است. او این رقص را با ریشه‌های تربیت و فرهنگ سوئدی خود ترکیب خواهد کرد. رقص ترکی یا کردی در ترکیب با فولکلورِ آمریکا یک طور دیگر ترکیب می‌شود یا با فرهنک کشورهای آمریکای جنوبی. و این باعث می‌شود جلوه‌های متفاوتی داشته باشند و غنی تر بشوند.

شاهرخ چه مفهومی هست که از رقصیدنش عاجز باشی؟

که دلم بخواهد برقصم و نتوانم؟

بله.
ممممممم … آزادی.

و با چه متنی یا چه موسیقی‌ای تلاش کردی؟ آیا اصلا سمتش رفتی؟

فکر می‌کنم فقط تلاشم بر این بوده که بتوانم آزادی را برقصم. ولی متاسفانه نمی‌توانم. یعنی هر کاری که می کنم…

چرا؟

به خاطر این که این‌قدر چارچوب و زنجیر در من هست، این قدر زنجیر به پر و پای من است و روح من در زنجیر کشیده شده که تمام مدت من در سدد این هستم این زنجیرها را باز کنم. ولی به قول جبران خلیل جبران آزادی این نیست که تو زنجیرها را از پایت باز کنی. آزادی این است که تو زنجیری نبینی و من متاسفانه تمام تلاشم برای برداشتن این زنجیرهاست که در ذهن من است و من نمی توانم آزادی را برقصم. و هیچ وقت هم به آن دست نخواهم یافت به خاطر این که از جایی آمدم که متاسفانه اصلا کلمه آزادی معنی ندارد. من از تربیت یک خانواده‌ی نظامی می آیم که هیچ وقت آزادی در آن معنا نداشته. من همیشه خودم را از هم قطاران، هم کلاسی‌ها، همشهری‌ها و هم‌وطنان خودم آزادتر دانسته‌ام ولی آزاد دانستن خودت نسبت به کسی که از خودت بدبخت‌تر است تو را به آزادی نمی‌رساند. آزادی برای من قله‌ای دست نیافتنی است متاسفانه سیمرغی دست نیافتنی است و من می‌دانم این سیمرغ آزادی من یک سیمرغ افسانه است. یک افسانه‌ی آزادی است.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. کتایون says:

    lمصاحبه جالبی هست. فقط چیزی که میشه اضافه کرد این هست که رفص کردی تنها جایی /رقصی نیست که زن ها و مردها با هم میرقصند. شما در رقص بختیاری هم می بینید که زن و مرد با هم میرقصند و حتی در قسمتی از رقص دست همدیگر را می گیرند
    ( البته بعد از اجمهوری اسلامی این عمل در همه جا صورت نمی گیرد ) .

  2. مسعود says:

    دوست داشتم رقص ترکی و آذری رو هم اسم میبردی . اسم همرو گفتی به جز آذربایجان

  3. shenkey says:

    در کشوری که پسرهایش زیر ابرو بر میدارند،بینی عمل میکنند،مثل دخترها ارایش میکنند رقصیدن مانند زنها پدیده عجیبی نیست.

  4. kheyli lezzat bordam az in hame tafakore azade shoma,aghaye shahrokh khan,,hamantor ke goftin,moshkele asliye ma nabode amozeshe dooroost ast,,az in khoshhalam ke shoma ba in estedad va honare zibayetan beharhal be onvane yek irani hanooz shakhsiyat va hoviyate khodetan ra negah dashteyid.

  5. رویابیژنی says:

    راستش من رقص شاهرخ رو خیلی دوست دارم و از اینکه رضا ولیزاده باهاشون مصاحبه کرده/ کلی خوشم اومده/ مرسی از هردو عزیز…

  6. علی آینالی says:

    این چه سیستم فکری و فرهنگی است که حتی از نام بردن بزرگترین جمعیت ساکن در این کشور عمدا یا سهوا ! گریزانید مگر غیر از این است که از واقعیتها میترسید و انکار میکنید . لوس بازیهای جنسی جمیله ای را رقص مینامید واین لودگی را بار ملی میدهید
    بی خود نیست که احمدی نژادها حاکم هستند . یاشاسین آزربایجان

  7. آرام says:

    رقصی به نام ترکی وجود ندارد آنچه به نام ترکی میشناسید رقص قفقازی مربوط به قوم گرجیها است اگر هم رقص ترکی وجود دارد بسیار محدود است رقص آذری هم ایرانی است مربوط به قوم شریف و عزیز آذربایجان. توصیه میکنم Georgian dance را در گوگل جستجو کنید.

  8. بابک says:

    با سپاس از تهیه ویدئو/مصاحبه درباره این موضوع. متن نوشته شده معلوم نیست بالاخره نوشتاری است یا گفتاری. مثلا این بخش:

    گفت‌وگوی ما با او در مورد تئاتر نیست. در مورد رقص است. چیزی که در ایران بهش می گن حرکات موزون…

    اگر قرار است متن نوشتاری باشد، “می‌گن” باید بشه “می‌گویند”. اگر هم قرار است گفتاری باشد نمی‌توان گفت: “در مورد رقص است”! چون کسی اینطور صحبت نمی‌کند. منظورم این است که نمی‌شود دایم از این شاخه به اون شاخه پرید.

    در بخشی از صحبت، شاهرخ عزیز می‌گوید واژه‌هایی مانند “جلف” برای این است که زن را تحقیر کنند. من فکر می کنم شاهرخ دیگر گاهی زیاده روی می کند. این عبارت برای مردها هم استفاده می شود.

    یا در بخش دیگر، شاهرخ اشاره می کند که حالا آرایش زیاد را برای دختران ایرانی می پسندد چون این یک واکنش دفاعی است! آخه چرا کم حافظه ایم؟ زمان شاه هم چنین مشکلاتی به لحاظ اجتماعی نبود، آرایش زنان ایرانی بسیار افراطی بود. چه ربطی به حکومت دارد. حالا حجاب یه حرفی!

    در ویدئو، مصاحبه کننده (رضا) بسیار زیاد نشان داده می شود. در بخش هایی هم بسیار زیاد وسط صحبت شاهرخ وارد می شود. در مصاحبه، ستاره کسی است که با او مصاحبه می شود، نه مصاحبه کننده که حضورش باید بسیار زیرپوستی تر باشد.

  9. shahryar says:

    واقعا لذت بردم خیلی مصاحبه جالبی بود ممنون اگه یه وقتی خواستین ما کردها رو شکنجه بدید یه آهنگ کردی پخش کنید بعدش نزارید با اون آهنگ برقصیم فکرش هم نمیشه کرد

  10. دورگه says:

    مگه قبل از انقلاب که رقض آزاد بود همین داش مشتیا و لات و لوتای فیلما هم حتی همین جوری قر نمی دادن؟ این تنها مدل رقصیه که میشه با ریتمای شیش و هشت تنبک مدار رقصید

  11. Kave says:

    شاهرخ جان به هنرمنداني مثل شما افتخار ميكنيم اميدوارم كه روزي برسد كه هيج زنجيري به دستو باله خويش نبيني و بتواني با خيالي اسوده براي ازادي برقصي و ما را هم شاد كني. هي وادارم هه ميشه سه ر كه وتو بي.

  12. فرح says:

    آقای علی آینالی چرا همه چیز را سیاسی می کنی؟ او دارد مثال می زند از رقص کردی مصاحبه کننده هم اسم چند رقص دیگر را می آورد اگر بناست مواظب بود همه ناراحت نشوند باید رقص بجنوردی و لری و بلوچی و بقیه رو هم بگه یک دفعه به اونا بر نخوره. انگار عادت کردید که همش بگردید یک چیزی پیدا کنید که بشه پیرهن عثمان.
    اگر اصلا مشکین قلم را نمی شناسی که هیچ ولی اگر می شناسی و رقص هایش را دیده ای باید بدانی که او از حرکات رقص های ترکی هم در رقص هایش استفاده کرده و در مصاحبه هایش گفته است.
    مسائل را باهم قاطی نکنید. اگر از نابرابری و نداشتن حق تحصیل به زبان مادری در ایران ناراحتید این به آقای مشکین قلم ربط ندارد به حکومت سرکوبگر و غیردمکرات جمهوری اسلامی ربط دارد و باید با او مبارزه کنید و البته بدانید که تمام آزادیخواهان و روشنفکران واقعی ایران چه فارس و چه غیرفارس با شما همراهند.

  13. بهزاد says:

    باسلام
    با وجود تمام احترامی که برای آقای مشکین قلم قائلم، باید عرض کنم که خیلی بسته و تقریبا تک بعدی به این موضوع نگاه کردند. اصلا مگر ایشان چقدر درباره ی اقوام مختلف و رقصهای مختلف در ایران آگاهی دارند؟ از دور به مسائل نگاه کردن و نظر دادن خیلی کار ساده ایست. البته ناگفته نماند که با برخی مواردی را که عنوان کرده اند موافقم، از جمله محدودیت برای آموزش و آگاهی دادن مردم برای رقص و یا اجرای رقص که اصلا امکان پذیر نیست. اما ما همین الآن هم در ایران کسانی داریم که در رقصیدن بی نظیرند و اصلا در میان شهر خودشان هم شناخته شده نیستند و آرزویشان به معرض نمایش گذاشتن این هنر زیباست و به دلیل محدودیتها هیچ کاری از دستشان بر نمی آید.
    و اما این که چرا رقص مردهای ایرانی کامل که نه اما خیلی به رقص زنان نزدیک و شبیه شده دلایل بسیار بسیار زیادی دارد که در این مختصر مجال بیانش نیست و اینکه آقای مشکین قلم آن را به مسائل سیاسی و واکنش به آن میدانند نیست بلکه بیشتر به مسائل فرهنگی و تداخل فرهنگهای اقوام و ملل دیگر، چه داخلی و چه بیرونی است که باز هم فرصت بیان دیدگاه و بحث در این جا نیست متاسفانه.
    با این حال بنده از دوستداران آقای مشکین فام و رقص ایشان هستم و برای خود و هنر ارزشمندشان ارزش بسیار زیادی قائل هستم و در همین جا هم از ایشان نهایت قدردانی و سپاس را دارم و به ایشان بابت هنرمند بودنشان تبریک عرض میکنم.

  14. آیدین says:

    فکر می کنم هر دو طرف مصاحبه از انواع رقص های ایرانی اطلاع و آگاهی ندارند و این کاملا در طول مصاحبه حس می شد. در ضمن اشاره های کوتاهی به انواع رقص ها شد اما هیچ اشاره ای به رقص آذری یا لزگی که از زیباترین رقص های ایران است نشد.

  15. شیوا معتمدی says:

    این که یک جوان مذکر ایرانی بعد از مدتها میخواهد تغییری در مدل مو، آرایش و یا روش جلوه ظاهری خود بدهد، هیچ ربطی به مسایل سیاسی ندارد. البته محدودیت ایران در الگو برداری برای جوانان که فقط محدود به شوهاو تصاویر تلویزیونی می شود را منکر نیستیم. ولی زمانی هم بوده که در ایران مردان دلیر و سربازان وطن(درست در زمانی که خیلی هم برای ما ایرانیان ارزنده است…!) سرمه به چشمانشان می کشیدند.و اینکه دختران مادیگر از لات و جاهل خوششان نمی آید بازهم شروع در تحصیلکرده گیشان دارد. من منکر تاثیر حکومت بر رفتار جوانان جامعه نیستم. ولی این حرفها در حاشیه سطح مبارزه منفی ما را پایین می آورد، چون به نظر می رسد براساس تفکر صرف صورت نمی گیرد. باله هم در فرهنگ ما ایرانیان برای مردان حرکاتی زنانه دارد…چرا کسی به آن ایراد نمی گیرد؟یا کسی به آن نسبت همجنسگرایی و یا مبارزه منفی نمی دهد؟ ایا فکر نمی کنید که این مردم سی سال است این هنر را ندیده و زنانه مردانه کردن آن باعث شده که مردان رقص را از خانم ها آموخته و ضمناً آن را خیلی جدی نمی گیرند…و بعنوان کسی که در ایران زندگی می کند، می بینم که رقص زنانه را تنها مردانی انجام می دهند که یا خیلی مستهجن و مبتذل هستند و یا حقیقتاً بقول شما همجنسگرا.

  16. میلاد says:

    این مصاحبه بیشتر شبیه مکالمه بین 2 نفر سر نبش خیابون بود. حرفای خیلی سطحی و ناشیانه و کاملا ناقص و بی ارزشی زده شد.

  17. بهار says:

    خوب این یک مصاحبه درباره رقص کردی بود.یک جاهایی هم به بقیه ایران اشاره شد.ولی در کل همه میدانند که رقص لزگی مقام اول رو در دنیا داره.در گوگل سرچ کنید متوجه میشید

  18. محمد فلاح نيا says:

    با سلام.
    شکی نيست که شاهرخ مشکين قلم، از بهترين رقصنده هایِ ايرانی است، اما همان قدر هم شکی نيست که اين مصاحبه سراسر اشکال است. من انتظار داشتم آقایِ مشکين قلم، با اشرافِ بيش تری در موردِ رقص و تحليلِ رقص هایِ ايرانی صحبت کنند که نمی دانم چرا مصاحبه اين طور نيست. شايد يک مصاحبه یِ ساده یِ دمِ دستی ترتيب داده شده است و به نظر می رسد هماهنگیِ لازم بينِ مصاحبه شونده و مصاحبه کننده وجود ندارد. مصاحبه کننده به زور می خواهد عقايدِ خودش را به مصاحبه شونده و به بيننده تحميل کند. مصاحبه کننده و مصاحبه شونده هر دو به نوعی هوموفوبيا و همين طور ضديتِ ذهنی با جنسِ زن دچار هستند. گرچه آقایِ مشکين قلم از جامعه یِ مرد سالار سخن می گويند، اما همين اصرار بر مرز بندی بينِ زن و مرد نشانه یِ باور بر نابرابری و ايجادِ بي عدالتی بينِ زنان و مردان است. در مباحثِ جامعه شناسیِ جنسيت مطرح می شود که جامعه یِ سنتی انسان ها را زن و يا مرد بار می آورد با همين مرز بندی ها و اصرار هایِ بی موردش بر جنسيت. به نظرِ من اگر در بعضی جوامعِ شهری ِايرانی مردان ظريف تر از گذشته می رقصند و مرز ها و محدوديت هایِ گذشته را برایِ رقصيدن کنار گذاشته اند، دليلش تنها تغييرِ فرهنگ و تفکر و بهتر است بگويم اصلاحِ باور هایِ مردم است. در اين جوامع مردم به اين شعور رسيده اند که حرکت و گفتار و لحنِ سخن گفتن، نمی تواند و نبايد ملاکِ ارزش گذاریِ خاصی باشد و محدوديت هایِ دست و پا گير را به مرور حذف کرده اند تا بشر بتواند همان چيزی باشد که طبيعتش از او می خواهد و نه آن چيزی که جامعه از او می خواهد.
    آقایِ مشکين قلم شما که مرز می گذاريد بينِ رقصِ زنانه و مردانه، می شود آيا اين مرز را برایِ همه روشن کنيد؟ آيا خودِ شما وقتی با موسيقی ارتباط می گيريد و می رقصيد مدام در ذهنتان مرور می کنيد که کدام حرکتِ دست زنانه است و يا کدام مردانه؟ اگر اين طور است که ديگر هنر مند نيستيد . چون ذاتِ هنر با اين خط کشی ها در تضاد است. هنر مندی که کارِ رقص می کند روح و جسمش را که البته با تمرينِ زياد از قبل آماده کرده است به دستِ ريتم می سپارد و بدونِ انديشيدن به زنانه يا مردانه بودنِ حرکات به رقص می پردازدو تنها استثنا زمانی است که رقص با تئاتر همپوشانی می کند و به دنبالِ القایِ مطلبی خاص در حرکات می رود.
    آقایِ مصاحبه کننده شما هم بهتر است بدانيد که مردان و زنانِ ايرانی می رصند و هر طور هم که بخواهند می رقصند تا شايد اذهانِ سنگ شده یِ جوامعِ مرد سالار بعدِ قرن ها و قرن ها ترکی بردارد و جوانِ تحصيل کرده یِ ايرانی ای مثلِ شما ديگر با چراغِ پی سوز به دنبالِ چرايیِ افولِ آنچه مردانگی می ناميد در رقصِ آزادی ما نگردد.

  19. Taher says:

    من با نظر ایشان در باره رقص کردی در کردستان ایران موافق نیستم! ایشان اگر برایشان امکان دارد میتوانند سری به مناطق”کردهای بادینی”، که از جمله شکاک‌ها و هرکی‌‌ها را در بر می‌گیرد، بزند و رقصهای بسیار زیبا با حرکات متنوعی را در آنجا از نزدیک ببیند. یا رقص کردی در مناطق مریوان، سنندج و مکریان بزرگ که مهاباد و بوکان از جمله آن شهرها هستند. با احترام به این هموطن هنرمند اما متاسفانه بعضی‌ وقتها میبینیم که بعضی هنرمندان که میخواهند برای مثال رقص کردی را وارد مسیر مدرن یا تازه ای کنند دوست دارند با زیر سوال بردن بعضی‌ پدیده‌های تاریخی‌ خود را محقق هم نشان بدهند

  20. محبوبه says:

    حضرت مولانا میگه من حتی خدایی که نرقصد را به خدایی قبول ندارم!! رقصیدن روح ادمی را از قفس تن رها میسازد .

  21. iran says:

    مولانا میگه ، من حتی خدایی که نرقصد را به خدایی قبول ندارم!! رقصیدن روح ادمی را از قفس تن رها میسازه . شاهرخ را ستایش میکنم زیرا تابو شکنی کرده دمش گرم !!!!

  22. Mahsa says:

    ایشون خودشون خارج ایران هست و آرایش ظاهری اش و اتفاقا رقصی که انجام میده خیلی شبیه زن ها میمونه. بهتر اول در مورد خودشون بگن چرا اینقدر زنونه هستند.

  23. Aylin says:

    با همه احترام و ارزشي كه براي شاهرخ عزيز قائل هستم اما بايد بگويم كه اين مصاحبه بسيار ساده انگارانه بود و هر كس كه رقص را مي شناسد نمي تواند در هر چيز چه بعد فرهنگي يا اجتماعي يا رواني اين پديده اظهار نظر كند. به نظر من رقص اگر به معناي واقعي كلمه به آن پرداخته شود (نه عشوه‌گري امروزي) در درجه اي از ارزش و كمال است كه مرزهاي جنسيتي و قوميتي را مي‌شكند و خود يك رهايي از محدوديت‌ها است و مصداقي بر واژه آزادي. چيزي كه در اين مصاحبه جالب است اين كه فرض بر اين است كه مردان ايراني زنانه مي رقصند و اين در حالي است كه چيزي كه من در امروز ايران و در مراسم ايراني مي بينم رقص نيست كه به زنان نسبت دهيم و مردان را تقليد كننده آن. اين تنها دلبري است و نمايش عشوه گري و خودفريبي.
    البته رقص اقوام ايراني از اين قاعده مستثني است و بسيار قابل احترام و اين گونه نيست كه چون ما كم مي بينيم فاقد حركات متنوع باشد. بنابراين لازم است اين دو موضوع از هم تميز داده شود كه يك مفهوم رقص داريم و مفهوم ديگري كه به نام رقص متأسفانه توسط عشوه‌گران و سودجوياني كه از اين فضاي بسته استفاده كرده اند و بدون تفكر به خورد جامعه ايراني داده شده است و البته همه آن ها را مي‌شناسيم.
    رقص تعالي روح است و ديگري تنها نمايش حركات موزون.

  24. کورش says:

    با درود . فکر می کنم ایشان شناخت دقیقی از تاریخ ایران و اقوام ایران ندارند . گرامی با این فرضیه مهاجرین افریقا در نوار جنوبی دریای پارس به مردمان جنوب توهین می کنید. در ضمن در تمام اقوام ایران زن و مرد با هم می رقصند و در رقص های محلی کافیست رقص دستمال بازی بختیاری یا رقص سه پای بختیاری را هم ببینید

What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.