Home

در خدمت و خیانت شبکه‌های اجتماعی

15 Mar 2011

■ احمد آشنا

ما به ابزارهای تکنولوژی اجازه می‌دهیم تا به زندگی ما وارد شوند و همزمان آن‌ها را بیرون نگه می‌داریم؛ یعنی آن‌ها را به مثابه اشیایی که مطلق نیستند بلکه وابسته به امری والاتر می‌مانند، به حال خود رها می‌کنیم. من مایلم این ایستاری را که به طور همزمان به تکنولوژی آری و نه می‌گوید با کلمه‌ای کهن بنامم: وارستگی معطوف به اشیا. (هایدگر، رساله‌ی وارستگی).

یک. زمان زیادی نمی‌گذرد که یکی از شوق‌های ما رفتن به دیدار مادربزرگ‌ها و پدربزرگ هامان بود تا دمی زیر کرسی‌ها و در کنارشان برویم و برایمان از «لیلی و مجنون»، «شیرین و فرهاد»، «امیرارسلان نامدار» و حافظ و … بگویند تا سنت انتقال سینه به سینه‌ی آموخته‌های خود را بجا آورند. حالا همان‌ها یواشکی می‌روند در تنهایی‌شان و کتاب‌های انگلیسی را که نوه هاشان در دوران کودکی و نوجوانی خوانده‌اند ورق می‌زنند و شاید هم حسرت بخورند به روزگار سپری شده و امیدوار بمانند به نسل‌های بعد. آن هم روزگاری که روزانه با چند تا کلیک ناقابل میلیون‌هایی میل و پیام و ارتباط رد و بدل می‌شود، هزاران آدم در جستجوی دوست داشتنی‌ها و علایقشان در آن رحل اقامت می‌افکنند، هزاران سایت و وبلاگ به روز می‌شود و میلیون‌ها کاربر برای تغییر در احوال و مسیر زندگی‌شان، با دوستان، اساتید و … در ارتباطند، هزاران سند و نامه‌ی اداری و محرمانه و غیرمحرمانه رد و بدل می‌شود و گرهی از مشکلات خلایق باز می‌شود و گاهی هم گرهی بر گره‌ها افزوده. راستی نقش نو آوری های تکنولوژی مدرن در بهبود کیفیت زندگی آدم‌ها چیست؟ این فضا چگونه می‌تواند به عنوان محمل دگرگونی افکار کاربرانش در کنار دگرگونی‌های مستمر اجتماعی، بر درک کاربرانش از دنیای مدرن نقش آفرینی کند؟

اگر فیلم شبکه‌های اجتماعی را حتا به خاطر کسب جایزه‌های متعدد در این روزها دیده باشید، شاید شما هم مثل من به این فکر فرو بروید که این همه تلاش برای چیست. چرا آدم‌ها سعی می‌کنند دیوارهای خود ساخته را بردارند و بروند در شبکه‌های اجتماعی، بودن/ نبودن هاشان را فریاد بزنند؟ یا بیایند و دور همی لذتش را ببرند. بیایند بودنشان را نمود دهند و نفسی تازه کنند در هوای شبکه‌های اجتماعی. مثلن وبلاگی بزنند و خودشان را یک آدم اطو کشیده‌ی عصا قورت داده‌ی آکادمیک نشان دهند یا آدمی که مدام با خاطره بازی‌هایش دلتنگ است یا اندیشمندی که عرصه‌ی شبکه‌های اجتماعی ابزار ابراز عالم حقیقتش است. چرا آدم‌ها گاهی برای بیان خودشان جغرافیایی مجازی تعریف می‌کنند؟ چرا سعی در تئوریزه کردن فعالیت‌های مجازی‌شان دارند؟ نقش زمان ـ مکان در شکل گیری این فرآیند مجازی چیست؟ برآیند فعالیت‌های مجازی در زندگی شخصی افراد چه می‌تواند باشد؟ نقش اطرافیان در شیوه‌ی باز تعریف افراد از خودشان چیست؟ جایگاه شبکه‌های اجتماعی در شکل گیری هویت افراد چیست؟ نسبت میان هویت و بحران هویت و جستجوی خویشتن در فضای مجازی تا چه حد تصویری حقیقی از افراد در چهره‌ی ناظران بیرونی ارائه می‌دهد؟ نقش سنت‌ها و باورها در این تمایز و میل به متمایز بودن از دیگران چیست؟ و ده‌ها و صدها سوال از این دست که طرحش ممکن است همه‌ی ما را به اندکی تأمل وادارد. فیلم شبکه‌های اجتماعی، نخستین سوال‌هایی که در ذهن مخاطب خود ایجاد می‌کند، اگر همین‌ها نباشد، ممکن است نکاتی مشابه این‌ها را در خود داشته باشد.

دو. «دو جهانی شدن» * عبارتی است منصفانه در باب آن‌هایی که می‌کوشند با تلاش توأمان در چند حوزه‌ی متفاوت، بسته به زمان ـ مکان ـ فضا، در ذهن مخاطب تصویری از لایه‌های درونی و بیرونی‌شان به نمایش بگذارند. کارکرد شبکه‌های اجتماعی در شکل گیری پدیده‌ای به نام دو جهانی شدن، انکارنشدنی است. یکی از دغدغه‌های مهم ناشی از تأثیر شبکه‌های اجتماعی با توجه به نسبیت رایج رفتارهای کاربرانش، بحران هویت است. هویت فردی و اجتماعی دو مقوله‌ای است که در تعامل میان فرد و جامعه شکل می‌گیرد. «خود را در آینه‌ی دیگری دیدن» یا به عبارت پل ریکور، «پیمودن خویشتن خویش از راه دیگری»، پلی است میان هویت فردی و هویت اجتماعی. فضای مجازی به عنوان بستری مناسب در نشر عقاید و آرای افراد به موازات دنیای حقیقی‌شان، می‌تواند ابزاری مناسب در حل بحران هویت و تحقق خویشتن خویش به شمار رود.

هایدگر * در نخستین بخش رساله‌ی وارستگی خود، از سلطه‌ی تکنولوژی مدرن بر زندگی انسان و سلطه‌ی تفکر حسابگر بر اندیشه‌ی آدمی سخن گفته است. او معتقد است با مجال به این دو، دیگر راهی برای درک متأملانه و یا تفکر شهودی باقی نمی‌ماند و بزرگ‌ترین خطر را در این امر می‌داند که تفکر حسابگر با گمان سنجیده انگاری، به عنوان پشتوانه‌ی نظری تکنولوژی توصیه شود. اما راه حل هایدگری این مسأله گفتن همزمان آری / نه به تکنولوژی است. آری به این معنا که تکنولوژی به مثابه ابزاری برای ابراز حقیقت وجودی تلقی شود و نه به این معنا که معیار و میزان تعیین اصالت درونی تفکرها به شمار نرود. این راه هر چند در نظر ممکن است گزاره‌ای منطقی به شمار رود ولی در به کار گیری‌اش، مطابق هر نظریه‌ی دیگر، جانب احتیاط را نباید فراموش کرد. هایدگر در تکمیل این سخن خود، آدمی را «موجودی گشوده به ساحت راز» می‌داند که «وجود» خودش در حقیقت راز مستتر در تکنولوژی است. وجود آدمی چونان حجابی مانع سلطانی بر خویشتن خویش است. به قول سوفوکلس در آنتیگونه: «بسی چیز راز آلود هست، اما هیچ چیز نیست که در راز آلودگی بر آدمی پیشی گیرد.».

ما هر چقدر هم هنرمند و استاد باشیم در پیدا کردن راه‌های در رو، باز هم سخت است این تصور دنیای لوکس مجازی را در ذهن طبقاتی از جامعه‌ی ایرانی تصحیح کنیم. زمانی می‌برد شاید به اندازه‌ی عمر یک نسل؛ غافل از اینکه تلف شدن پی در پی نسل‌ها، فضایی نمی‌گذارد برای زیستن به معنای واقعی. این تلقی، شبکه‌های اجتماعی را دنیایی موازی با دنیای واقعی می‌داند که در آن هر تصویری پس زمینه‌ای و هر خبری جهتی دارد و این تصاویر و اخبار در زمان‌ها و مکان‌های مختلف تغییر کیفیت و معنا می‌دهند

سه. زندگی در دنیای مجازی در حکم زندگی در شهری است که کاربران، آدابش را در تعامل با گونه‌های متفاوت زیستی از جمله آدم‌ها /حیوانات و یا آدم نماها / حیوان نماها می‌آموزند. دنیای شبکه‌های اجتماعی، دنیایی عریان است. میان این همه نام، آدم‌هایی دارد که مخشان اِرور می‌دهد. آدم‌هایی دارد با نوشته‌هایی منطقی در ترکیب و ساختار کلی صفحاتشان اما پر از عصبیت و عصیان نهان در سطر سطر نوشته‌ها. آدم‌هایی که گاهی حق دارند عصبانی باشند ولی این امر بهشان این حق را نمی‌دهد که بی رحم و به دور از انصاف باشند. جهان مجازی، جهانی غیر قابل پیش بینی است. فضایی پر از تفاهم / سوء تفاهم است. جغرافیای مجازی قابلیت فضامندی دارد. به کاربرانش امکان تجربه می‌دهد. همین است که برخلاف دسترسی سهل و بی دردسرش در دنیای مدرن، رفتار برخی کاربرانش را معما می‌کند؛ و یا کاربرانی دارد، که به زعم خود، حذر می‌کنند از درگیر شدن در فضایی که به گمانشان سلامت و منطق درونی‌اش زیر سوال است. آن‌ها وضعیت را غیر قابل تغییر می شمارند و به ناچار از سر رضایت و تسلیم، واقعیت را پذیرفته‌اند. لابه لای این نوع نگاه به منطق درونی ایجاد شبکه‌های اجتماعی، آدم‌هایی هم هستند که دارند نرم و نازک کارشان را می‌کنند و از کاربر بی نوا اجازه که سهل است، جوری می‌روند در پوستینش که سال‌ها بعد دردش بگیرد که از کجا خورده است. دوستی می‌گفت در میان این همه بدبینی نهادینه شده در ذات جامعه‌ی ایرانی، صحبت از فضای سالم مجازی جای تأمل دارد. به او گفتم که من به جای نقد و شرح بر احوال و اعمال افراد، سعی می‌کنم چند وجهی به ماجرا نگاه کنم ولی یک تجربه‌ی چندین ساله بیخ گلویم را فشار می‌دهد و آن هم تمایز میان گونه‌ی رفتاری ملیت‌هایی که دیده‌ام است با رفتار منحصر به فرد ایرانی. ما سال‌ها فرصت نیاز داریم تا حباب‌ها و شکاف‌های نسل هامان را پوشش دهیم؛ از طبقه‌ی به اصطلاح متوسط جامعه و یا روشنفکران چند لایه‌ی جامعه‌ی ایران بگیر تا بخشی از روحانیت ریشه دوانده در باورهای لرزان عوام با استدلال‌های بندتنبانی شان و سیاست مداران باری به هر جهت که شده‌اند جزئی از حافظه‌ی جمعی قهرمان پرور ما. این خود فریبی موروثی در بند بند اندام جامعه‌ی زاده‌ی اضداد ایرانی، روزی باید شکسته شود. جامعه‌ای که ساکنانش نمی‌توانند برای فردای خود برنامه بریزند و هر ثانیه، دقیقه و ساعت منتظر رفتاری غیر منتظره از شهروندانش هستی، فضای امنی برای نسل‌های فعلی و بعد باقی نمی‌گذارد. حاصلش هم شاید بشود شکاف نسل‌ها که حالا از فاصله‌ی میان دهه به دهه، دارد سال به سال می‌شود. اگر دهه‌ی شصتی‌ها زمانی متهم به بی آرمانی و بی اعتقادی به باورهای والدین خود بودند، حالا می‌شود گفت نسل به نسل فردیت‌ها رشد می‌کند و این نکته‌ای است که، برخلاف ثمره‌های فردی بابرکتی که دارد، اندیشه‌ی منافع جمعی را به مخاطره می‌اندازد و باب میل قدرت‌های تمامیت خواه است.

از طرف دیگر، یکی از نکاتی که شاید بشود آن را توهم شبکه‌های اجتماعی نامید، سکون و سکوتی است که در فضایی غیر واقعی به حرکت در می‌آید. یکی از راه حل‌های بی اعتنایی به این توهم، شاید این است که شبکه‌های اجتماعی راهی ارتباطی برای تشکیل شبکه‌های محلی تلقی شود. به عنوان مثال، برخی، یکی از دلایل کم توفیقی حرکت مردم ایران در قبل و بعد انتخابات گذشته را اعتماد نسنجیده به شبکه‌های مجازی و ندیدن واقعیت‌ها می‌دانند. می‌پندارند که بی برو برگرد جامعه‌ی ما چنین اقتضایی ندارد. برد فضای مجازی در جامعه‌ی ما این نیست. ما هر چقدر هم هنرمند و استاد باشیم در پیدا کردن راه‌های در رو، باز هم سخت است این تصور دنیای لوکس مجازی را در ذهن طبقاتی از جامعه‌ی ایرانی تصحیح کنیم. زمانی می‌برد شاید به اندازه‌ی عمر یک نسل؛ غافل از اینکه تلف شدن پی در پی نسل‌ها، فضایی نمی‌گذارد برای زیستن به معنای واقعی. این تلقی، شبکه‌های اجتماعی را دنیایی موازی با دنیای واقعی می‌داند که در آن هر تصویری پس زمینه‌ای و هر خبری جهتی دارد و این تصاویر و اخبار در زمان‌ها و مکان‌های مختلف تغییر کیفیت و معنا می‌دهند؛ و به گمانم این نکته‌ای است که در پس مدرن اندیشی ذهن سنتی ایرانی نهادینه شده. در نقطه‌ی مقابل، افرادی هستند که بر حرکت‌های مردمی در کشورهای عربی خاورمیانه نظیر تونس، مصر و … نام‌هایی نظیر انقلاب شبکه‌های اجتماعی یا انقلاب فیس بوک نهاده‌اند. اما نکته‌ی مهم در لابه لای ویژگی‌ها و اقدامات موثر بر نتیجه دهی نسبی شبکه‌های اجتماعی در این کشورها، عدم تابعیت آن‌ها از الگوهاست. حقیقت این است که دولت‌های کشورهای مدنظر، در عمل عقب‌تر از مردم خود عمل کردند و در اصل جا ماندند. حتا شاید بتوان ادعا کرد به اندازه‌ی کافی قدرت نرم افزاری و سخت افزاری اختلال در سیستم اطلاع رسانی را نداشتند. به هر اندازه که در تونس جنبشی غافلگیرانه اتفاق افتاد اما در مصر دولت توان مقابله با گستردگی و عمق اعتراضات را نداشت؛ در حالی که بنا به شواهد موجود، آمادگی لازم در حد قابل تصور دولت وجود داشت. نکته‌ی مهم تفاوت میان شیوه‌ی برخورد قدرت‌های حاکم در هدایت ذهن مخاطب‌های چند لایه‌ی خود است. هدایت ذهن مخاطب یعنی این که ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که دیگر نظریه‌ی «جهانی شدن» قادر به توصیف و توضیح بی نظمی‌های تصویری آن نیست و مدام تحت بمباران تصاویری قرار داریم که رسانه با قدرت بصری‌اش، تلاش در بازنمایی وقایع غیرمعمول در وسعتی جهانی دارد. تا یادم نرفته بگویم که چشم پوشی از تأثیر اندیشه‌ی مدرن بر تعریف رایج حقیقت و حقیقت بازسازی شده در دنیای مدرن، منجر به ایجاد نوعی سوبژکتیویته یا ذهن باوری در مخاطب می‌شود. مخاطب مدرن به جایی می‌رسد که درست یا نادرست مبتلا به خصایصی ویژه در جامعه‌ی خود می‌شود. افق انتظارش کمی بالاتر از حد معمول و معقول جامعه می‌رود و همین است که او را به جنگ مدام علیه خویشتن و سنت می‌کشاند.

چهار. به اعتقاد دکتر کاتوزیان هر پدیده‌ای در ایران عمر خاص و محدود خود را دارد. به بیان بهتر، فرهنگ کوتاه مدت بودن رفتارهای ایرانی، یکی از مناسب‌ترین وجوه بررسی رفتارهای کاربران مجازی ایرانی است. این کوتاهی مدت، بنا به منطق درونی نهفته در جامعه، لاجرم بر روی رفتارهای گوناگون جامعه‌ی ایرانی نیز تأثیر می‌گذارد. فراموشی، حافظه‌ی جمعی موقت، توهم سیاسی کاری رفتارهای پیرامون آدمی، آسیب پذیری شهروندان جامعه، نگاه گذرا و آنی به امور عمیق و … از پیامدهای جامعه‌ای است با فرهنگ کوتاه مدت. همین می‌شود که دردهای پنهان جامعه می‌رود به پستوها. می‌رود در مجاز آدم‌ها تا به دنبال درمان، صفحات مجازی را ورق بزنند تا قرین حقیقت شود. همین رفتارهای تحقق نیافته در عالم واقع و فضامندی سهل الوصول به دهکده‌ی جهانی، اگر با نقد و شفافیت سازی مستمر همراه باشد، تبدیل به ابزاری روشنگرانه خواهد شد. آن وقت می‌شود به بلند مدتی رفتارها و عمر مفید هر ارتباطی امیدوار بود. ساختن جامعه‌ای مدرن بدون داشتن نهادهای مدرن، به مدد هر ابزار مدرنی از جمله شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند کارکرد منفی و معکوس داشته باشد. مثال روشن این کارکرد این است که به دنبال فرآیند جهانی شدن جوامع مختلف و در ادامه‌ی مدرنیزاسیون ساحت‌های متفاوت و انگاره‌ی دهکده‌ی جهانی، در جامعه‌ی ایرانی هم کاربرانی ایجاد شدند که کوشیدند ابزار مدرن را در جهت نشر / نقد سنتی‌ترین مفاهیم به کار بگیرند. افرادی به ظاهر مدرن و شاید در باطن سنتی مآب و معلق میان درک دو دنیای موازی. این امر را می‌توان در بعضی بررسی‌های جامعه شناختی در حوزه‌های مختلف کاربران و نویسندگان وبلاگ‌های ایرانی یافت که نشان از وجود دو دنیای متناقض و ناهمگون به موازات دنیای حقیقی کاربر دارد.

می‌گویند قدیم‌ها وقتی یکی منزل عوض می‌کرد از این دنیا به آن دنیا، می‌رفتند سراغ نوشته‌ها و گنجینه‌ی نهانی‌اش. حالا فکر می‌کنم نسل ما و نسل‌های بعد، باید برود لابه لای سطر سطر صفحات مجازی ورق بزند و جستجو کند و نامی که هیچ وقت نشنیده را بیابد. این هم یکی از همان خدمت‌ها و خیانت‌هاست لابد.

—————————————

منابع تکمیلی:


ـ برای مطالعه‌ی بیشتر در مورد دو جهانی شدن رجوع کنید به : دو جهانی شدن‌ها و آینده‌ی هویت‌های همزمان، سعید عاملی، هفته نامه‌ی خردنامه همشهری، شماره ٢۶، مرداد ۱۳۸۳.

ـ برای مطالعه‌ی بیشتر در خصوص نقل‌های مرتبط با هایدگر رجوع کنید به : رساله‌ی وارستگی و رساله‌ی چرخش و همچنین شبکه‌های اجتماعی : http://www.philosophypress.co.uk/?p=1340

ـ ایران و مدرنیته، گفت و گوهای رامین جهانبگلو با پژوهشگران ایرانی و خارجی در زمینه‌ی رویارویی ایران با دستاوردهای جهان مدرن، نشر قطره، ۱۳۸٧.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.