<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>TehranReview</title>
	<atom:link href="http://tehranreview.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tehranreview.net</link>
	<description>News, Views and Analysis...</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 13:30:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>ضرورت ائتلاف طبقه کارگر با طبقه متوسط</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10697</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10697#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 13:30:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست چین]]></category>
		<category><![CDATA[ائتلاف]]></category>
		<category><![CDATA[دویچه‌وله]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه متوسط]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه کارگر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد مالجو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10697</guid>
		<description><![CDATA[دویچه‌وله ـ گفتگو با محمد مالجو ـ ائتلاف طبقه متوسط و طبقه‌ کارگر بهترین راه پیوند خواست‌های سیاسی و صنفی است؛ البته مادامی که سران جنبش سیاسی قائل به نقشی "سربازگونه" برای کارگران نباشند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/maljoo.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-10698" title="maljoo" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/maljoo-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a>گفتگو با محمد مالجو</strong></p>
<p><em>جایگاه جنبش کارگری در جنبش دموکراسی‌خواهی ایران کجاست؟ آیا این جنبش می‌تواند نقشی تعیین کننده در حرکت بزرگ دموکراسی‌خواهی ایفا کند؟ در این میان وظیفه طبقه متوسط در قبال طبقه‌ی کارگر چیست؟</em><br />
<em> محمد مالجو کارشناس اقتصاد سیاسی است. شاید به همین دلیل هم به خوبی می‌تواند بین خواست‌های صنفی و سیاسی کارگران پیوند برقرار کند. او می‌گوید هرخواست صرفا صنفی به محض اینکه همه‌گیر شود، تبدیل به یک حرکت سیاسی می‌شود.</em><br />
<em> ائتلاف طبقه متوسط و طبقه‌کارگر، به نظر آقای مالجو بهترین راه پیوند خواست‌های سیاسی و صنفی است؛ البته مادامی که سران جنبش سیاسی قائل به نقشی &#8220;سربازگونه&#8221; برای کارگران نباشند.</em></p>
<p><strong>آقای مالجو! خواسته‌های جنبش کارگری همیشه به طور سنتی خواسته‌های صنفی بوده ولی الان با توجه به شرایط کنونی ایران، با خواست‌های سیاسی پیوند خورده است. آیا اصلاً درست است که خواست‌های صنفی کارگران که مثلاً برخورداری از حق داشتن تشکل‌های مستقل است، برخوردی از ساعات کار عادلانه است، برخورداری از حقوق عادلانه است، این‌ها پیوند بخورد با خواست‌هایی که در نهایت به تغییرات سیاسی منجر می‌شون</strong>د؟</p>
<p>من دو مقدمه‌ی کوتاه را عرض می‌کنم. نکته‌ی اول این که تلقی خود من از این که به‌هر حال یک کنش کارگری یک کنش اقتصادی باشد، یعنی نوعی مناقشه‌ی اقتصادی باشد، عمدتاً براین مبناست که مثلاً اگر کارگران در یک کارخانه یا در یک کارگاه برای تحقق یک یا چند خواسته‌ی مشخص خودشان مثلا دست به اعتصاب بزنند، این اعتصاب و این تحرک کارگری‌شان بیشتر ماهیت یک مناقشه ‌اقتصادی را دارد.<br />
برعکس به گمان من هنگامی این مناقشه یا این خواست سیاسی می‌شود که مثلاً کارگران در جاهای دیگر، در کارگاه‌ها و کارخانه‌های دیگرهم به این حرکت بپیوندند. یعنی حرکت ابعاد جمعی به مراتب بیشتری پیدا کند که اگر چنین چیزی شود، آنگاه می‌شود گفت خواست سیاسی در دستور کار قرار گرفته است.<br />
به این اعتبار آن مفهومی که در صحبت شما بود، من احساس می‌کنم قدری جای بازنگری دارد. یک خواست می‌تواند مثلاً خواست افزایش حقوق باشد، خواست افزایش حداقل دستمزد باشد اگر در جاهای محدودی به طور پراکنده جدا ازهم کارگران چنین کنند، این یک خواست اقتصادی‌ست.<br />
اما اگر توانایی‌اش را داشته باشند که این خواست را به یک کنش جمعی گسترده در سطح استان یا حتی کشور تبدیل کنند، صرفنظر از جنس آن خواسته‌ که معطوف مثلاً به افزایش حقوق باشد یا معطوف به حق برخورداری از یک سندیکا و اتحادیه کارگری باشد و چیزی‌هایی از این دست، این خودبه‌خود دیگر یک خواست سیاسی محسوب می‌شود.<br />
من این تمایز را ابتدا به ساکن عرض کنم. به این معنا، گمان می‌کنم که بخش اعظم خواسته‌های کارگران البته متأسفانه خواسته‌های اقتصادی‌ست در واقع جنس مناقشه‌شان اقتصادی‌ست. چرا؟ چون غالباً این خواسته‌ها نه در پیوند با یکدیگر بلکه به صورت پراکنده صورت می‌گیرد و در سال‌های پس از انقلاب به دلیل فقدان تشکل‌ها، فقدان سازماندهی و چیزهایی از این دست هرگز نتوانسته به صورت یک درخواست عمومی بخش‌های گسترده‌ای از کارگران تبدیل شود؛ بنابراین تبدیل به یک خواسته‌ی سیاسی نشده است.</p>
<p><strong>یعنی منظور شما این است که صرفنظر از نوع خواسته، صرف همه‌گیرشدن آن می‌تواند آن را تبدیل به یک خواست سیاسی کند؟</strong></p>
<p>بله. چون مثلاً آن چیزی که چه بسا از نگاه شما یک خواسته‌ی اقتصادی‌ست، مثلاً افزایش دستمزدها، وقتی به صورت جمعی اعلام می‌شود، این عملاً یک پرسش سیاسی‌ست. این یک پرسش در مورد یک خواست است درباره‌ی بازتوزیع ثروت اقتصادی. این که وقتی تولیدی صورت می‌گیرد، چه قدرش به دست کارگران برسد، چه قدرش به دست دولت یا طبقه‌ی سرمایه‌دار برسد. جنس این پرسش دیگر پرسش سیاسی‌ست. به این اعتبار است که عرض می‌کنم اگر در شکل‌گیری یک کنش جمعی کارگران تفکیک بین اقتصادی و سیاسی قائل باشیم، شاید راهنمای بهتری باشد تا در مورد جنس آن خواسته‌.</p>
<p><strong>طی سالهای اخیر وقتی ما نگاه می‌کنیم، می‌بینیم فصل مشترک خواسته‌های کارگران اعتراض به عدم پرداخت حقوق‌شان بوده. از یکماه و دو ماه گرفته تا حتی مواردی ما داشته‌ایم که مثلاً تا ۱۵ـ ۱۴ ماه حقوق کارگران پرداخت نشده. در جاهای مختلف از دورترین شهرستانها تا تهران و شهرهای بزرگ کارگران به طور پراکنده اعتراض کردند، اعتصاب کردند، تحصن کردند، برای این که حقوق‌شان پرداخت نشده. خب این خواسته‌ای بوده که بین همه هم مشترک بوده. چرا تبدیل به یک خواست عمومی نشده؟</strong></p>
<p>این که چرا این گونه نشده، در واقع عامل تعیین‌کننده‌اش این است که کارگران به واسطه‌ی یک پروژه‌ای که به گمان من یک پروژه‌ی دولتی‌ساخت است و در سالیان پس از جنگ از بالا اجرا شده، عمیقاً اتمیزه شده‌اند، اشاره‌ام به پروژه‌ی موقتی‌سازی و سپس ارزان‌سازی نیروی کار است.<br />
عامل دوم، در نه فقط سال‌های پس از جنگ بلکه به طور کلی در همه سالهای پس از انقلاب و بلااستثناء در همه‌ی دولت‌های پس از انقلاب، صرفنظر از این که از این جناح یا آن جناح حاکمیت نظام جمهوری اسلامی باشند، تلاش شده و تلاش‌شان هم به هرحال موفقیت‌‌آمیز بوده در این که مانع شوند که کارگران از این وضعیت اتمیزه خارج شوند و دست به دست هم دهند و تبدیل به یک صدای جمعی و یک نیروی جمعی شوند.<br />
در واقع همه‌ی دولت‌های پس از انقلاب پروژه‌ی تشکل‌ستیزی را در دستور کار خودشان قرار داده بودند. حالا در مورد شوراهای اسلامی کار که به ‌هرحال یکجور بازوی کنترلی کارگران به دست حاکمیت بودند، آن تشکل‌ستیزی کمرنگ‌تر بود. اما در مورد گرایش‌های دیگر در جنبش کارگری مثلاً گرایش‌های سندیکالیستی یا گرایش‌های رادیکال که بحث‌شان یک قران دوزار کارگران نیست، بلکه به طور کلی‌تر خواهان این هستند که برضد سرمایه‌ مبارزه صورت گیرد و خواهان لغو کار مزدی هستند، حاکمیت با این دو دسته یعنی سندیکالیست‌ها و رادیکال‌ها خیلی شدیدتر برخورد کرده است.</p>
<p><strong>اگر ممکن است در مورد این واژه‌ی &#8220;اتمیزه شدن&#8221; کمی توضیح دهید. منظورتان دقیقاً چیست؟</strong></p>
<p>ببینید در سالیان پس از جنگ تقریباً در همه ‌بخش‌های اقتصادی البته با جدول‌های زمانی گوناگون، اتفاقی که افتاد این بود که با تکنیک‌های اجرایی، اداری و حقوقی گوناگون امنیت شغلی از کارگران گرفته شد. اگر مثلاً در سال ۱۳۶۸ حدود ۶ درصد نیروی کار در کل اقتصاد ایران دارای قراردادهای موقت بود، امروز یک رقمی که البته روی آن اتفاق نظری وجود ندارد، ولی بین ۸۰ تا ۹۰ درصد نیروی کار گفته می‌شود که نیروی کار موقت است یعنی به شکل‌های گوناگون در ارتباط با کارفرما قرار می‌گیرند.<br />
کسانی با قراردادهای شش ماهه، کسانی با قراردادهای سه ماهه، کسانی با قراردادهای شفاهی و&#8230; به هرحال می‌خواهم بگویم شکل‌های ارتباط کارگران با کارفرمایان خیلی خیلی متنوع شده، ولی وجه‌اشتراک‌شان این است که این‌ها فاقد امنیت شغلی هستند. در واقع ناامنی شغلی دارند. همین عامل باعث می‌شود این کارگران چون هرکدام قراردادشان با کارفرمایان شکل‌های مختلفی دارد، نتوانند به یک هویت جمعی دسترسی پیدا کنند.<br />
در کنارش همان طور که گفتم به‌هرحال تشکل‌ها هم وجود ندارند و کارگران به یک معنا تک افتاده هستند. تهاجمی که نسبت به آنها صورت می‌گیرد یک تهاجم جمعی‌ست. از سوی هم سرمایه، در واقع بورژوازی و هم دولت مدافع سرمایه‌. اما این‌ها تک افتاده هستند و امکان جمع‌شدن ندارند و بخش مهم آن همان طور که گفتم به واسطه‌ی این کلیدی‌ترین تغییر ساختاری و نهادی‌ای بوده که در سالیان پس از جنگ اتفاق افتاد. یعنی موقتی‌سازی نیروی کار که نتیجه‌اش ارزان‌سازی نیروی کار بود.<br />
اگر این مسئله را در کنار معضل بیکاری در نظر بگیریم، اتفاقی که می‌افتد این است که کسانی که با هر مصیبتی شغلی به دست می‌آورند، به واسطه‌ی این که لشکر بیکاران بیرون منتظرند که جای این‌ها را بگیرند، تا حد زیادی از هرگونه اقدام اعتراضی صرفنظر می‌کنند. دست به دست هم نمی‌دهند تا مبادا در لیست‌های سیاه قرار گیرند، مبادا شغلشان را از دست بدهند.<br />
منتهی من به بحث قبلی نکته‌ای را اضافه کنم. سوای عامل اتمیزه شدن نیروی کار و سوای ممانعت حاکمیت در تمام دولتها از خروج نیروی کار از وضعیت اتمیزه‌‌شدگی، ما یک عامل سومی هم داریم که خیلی کلیدی‌‌ست ولی ضرورتاً دولت‌ساختی نیست و آن این است که در حقیقت انواع و اقسام شکاف‌های غیرطبقاتی مثل شکاف‌های قومیتی، شکاف‌های مذهبی، شکاف‌های زبانی، شکاف‌های ملیتی بین مثلاً نیروی کار ایرانی و نیروی کار افغان و امثالهم یا جنسیتی، همه این‌ها نقش ایفا می‌کنند و بستر را مساعد می‌کنند برای این که نیروی کار نتواند به یک هویت جمعی طبقاتی دسترسی پیدا کند. این سه عامل به‌هرحال به گمان من اصلی‌ترین عواملی هستند که باعث شده‌اند نیروی کار آن قدرها نتواند هویت جمعی داشته باشد.</p>
<p><strong>و همین نداشتن به قول شما هویت جمعی‌ست که باعث می‌شود مثلاً در طول ماه‌های اوج جنبش سبز، جنبش کارگری نتواند نقش خیلی مشخص و با هویتی را در این جنبش ایفا کند؟</strong></p>
<p>فکر می‌کنم باید روی دو عامل دست بگذاریم. یک نکته این است که آیا جنبش کارگری، یعنی طبقه‌‌ی کارگر و مجموعه‌ی نیروی کار می‌توانستند نقشی ایفا کنند یا خیر؟ سئوال دوم این است که آیا اصولا می‌خواستند در پیوند با جنبش سبز نقشی ایفا کنند یا خیر؟ این دو به نظر من دو قصه‌ی متفاوت است. از اولی اگر بگویم من فکر می‌کنم تا اینجای کار بیشتر روی ساختارهایی که دست نیروی کار را در شکل‌دهی به یک عمل جمعی و سراسری در مبارزه چه با سرمایه چه با دولت مدافع سرمایه می‌بندد، تکیه کرده‌ام. اما سوای این ساختارها این نیروی کار یک پویایی هم دارد. کمااینکه ما می‌بینیم مثلاً در طول دهه‌ی ۱۳۸۰ به‌رغم همه‌ی این مشکلات، به‌رغم نداشتن یک هویت جمعی ما تحرکات کارگری گسترده‌‌ای را به شکل‌های گوناگون داشتیم. از اعتصاب بگیرید تا بستن خیابانها و جاده‌ها تا نامه‌نگاری‌‌ها و حتی در مواردی تسخیر دفاتر مدیران. همه این‌ها وجود داشته. این پویایی نیروی کار است.<br />
اما این‌ها یعنی نیروی کار یا کارگران سوای این مسائل سه مشکل اصلی دارند در این که بتوانند توانایی‌شان را از حالت بالقوه به بالفعل برسانند. یکی فاقد پشتیبانی سیاسی از سمت نخبگان سیاسی و نیروهای سیاسی هستند. دوم این که فاقد پوشش کارآمد رسانه‌ای هستند به گونه‌ای که بتوانند همدلی افکارعمومی را به سمت خودشان جلب کنند و سوم این که فاقد توانایی‌های اقتصادی هستند مثل صندوق اعتصاب و چیزهایی از این دست. اگر این امکان وجود می‌داشت، اگر عزم جزم در جنبش سبز و هسته‌ی اصلی نخبگان جنبش سبز وجود می‌داشت که این سه کمبود اصلی را برطرف کنند، به گمان من کارگران می‌توانستند در محل کار پیوند وسیعی را با جنبش سبز برقرار کنند و به این اعتبار یک محل جدیدی برای منازعه بیآفرینند.</p>
<p><strong>شما اشاره کردید به این که کارگران فاقد پشتیبانی سیاسی از طرف نیروهای حاضر بودند. این پشتیبانی چه طور باید انجام می‌شد؟</strong></p>
<p>ببینید جنبش سبز به‌هرحال هسته‌ی اصلی شکل‌دهنده‌اش از لحاظ سیاسی که صدا و تریبون داشتند، توانایی، تشکل و سازماندهی داشتند، نیروهای اصلاح‌طلب بودند. از نیروهای دوم خردادی بگیریم تا حلقه‌ای که نزدیکتر به آقای موسوی هستند و امثالهم. واقعیت امر این است که این مجموعه دعواشان با حاکمیت یکی در سطح سیاسی بود یعنی در این سطح که پست‌ها جابه‌جا شود و دو در این سطح بود که شیوه حکمرانی تغییر پیدا کند. اما به‌هیچ وجه تمایل نداشتند و هنوزهم به نظر می‌رسد ندارند که سطح منازعه با حاکمیت را به سطح تغییرات ساختاری ارتقاء دهند.<br />
یکی از این تغییرات ساختاری نوعی تغییر در توازن قوای طبقاتی‌ست بین طبقه‌ی کارگر و طبقات بالادست‌تر. مجموعه‌ی نیروهای اصلی جنبش سبز این تمایل را نداشتند و به گمانم هنوزهم ندارند که این ارتقاء توان را در مجموعه کارگران و طبقه‌ی کارگر پدید آورند. به این اعتبار است که می‌گویم این عزم جزم در مجموعه نیروهای سیاسی نبود. به این خاطر که به‌هر حال خود این مجموعه هم دچار یکجور منازعه با نیروهای کارگری هستند. نه منازعه سیاسی، بلکه منازعه اقتصادی.<br />
به اعتبار دیگر همه‌ی وضعیتی که امروز کارگران دارند، یعنی ناتوانی‌ای که در شکل‌گیری یک کنش جمعی از خودشان نشان می‌دهند، علت اصلی‌اش سیاست‌های اقتصادی‌ای بود که دولت‌های به اصطلاح &#8220;سازندگی&#8221; و بعد &#8220;اصلاحات&#8221; روی این‌ها پیاده کردند. همان مسئله‌‌ی موقتی‌سازی و ارزان‌سازی نیروی کار. می‌خواهم بگویم که مجموعه‌ی اصلی جنبش سبز چندان تمایلی هم نداشت که این سطح از منازعه را آن گونه که مثلاً طبقه‌ی کارگر می‌تواند در محل کار پدید آورد، پدید آورد. چرا؟ چون بخشی از داشته‌های خودش را هم از دست می‌داد.</p>
<p><strong>آقای مالجو! شما در بیان دلایلی که ذکر کردید، بیشتر متمرکز شدید روی سیاست‌های اقتصادی حاکمیت، مسئله‌ی موقت‌سازی و ارزان‌سازی نیروی کار. به نظر می‌رسد که نقش تشکل‌ها را شما کمرنگ می‌بینید. یعنی شما قائل به این نیستید که نبود تشکل‌های کارگری می‌تواند علت اصلی در بروز تمام این نارسایی‌هایی باشد که روی آن بحث کردیم؟</strong></p>
<p>به نکته‌ی درستی اشاره می‌کنید. نبود تشکل‌های کارگری از یکسو و اجرا و موفقیت اجرای پروژه‌ی موقت‌سازی و ارزان‌سازی نیروی کار از سوی دیگر، یک رابطه‌ی متقابل و دیالکتیکی باهم دارند. یعنی چه؟ یعنی اگر مثلاً سالیان پس از جنگ و آن سال‌های اولیه را در نظر بگیریم، فقدان تشکل‌های کارگری باعث شد که دولت‌ها خیلی سهل‌تر بتوانند پروژه‌ی موقت‌سازی و سپس ارزان‌سازی نیروی کار را به مرحله‌ی اجرا بگذارند.<br />
از سوی دیگر بعد از این که نیروی کار درصد زیادش موقتی شد و امنیت شغلی‌اش را از دست داد و به بیانی که عرض کردم اتمیزه شد، حالا امکان ساختن تشکل‌های کارگری نه ناممکن اما در قیاس با سالیان قبل‌تر دشوارتر شده بود. یعنی می‌خواهم بگویم این‌ها یک تأثیر متقابل برهم دارند.<br />
اما من در عرایضم بحث تشکل‌های کارگری را نادیده نگرفتم. ما در به خصوص دهه‌ی ۱۳۸۰ سه جریان عمده‌ی کارگری را داشتیم؛ یک جریان که همانطور که گفتم بازوی کنترلی حاکمیت روی کارگران بود، شوراهای اسلامی کار بودند که این‌ها تلاششان براین بود که از رهگذر فرستادن نماینده‌های خودشان به مجلس و پارلمان موفق شوند مثلاً تغییرات حقوقی را به نفع نیروهای کارگری ایجاد کنند که به‌هرحال خواب آشفته‌ای بود.<br />
جریان دوم جریان‌های سندیکالیستی هستند. شاید مهم‌ترین و معروف‌ترین‌شان سندیکای اتوبوسرانان و همچنین سندیکای کارخانه نیشکر هفت تپه باشد. جریان سومی هم بود که این جریان سوم به لحاظ هم اقتصادی و هم سیاسی با طبقات برتر مسئله داشت. در واقع مسئله‌ی اصلی‌اش این بود که خواهان لغو کارمزدی بود، خواهان نوع دیگری از سازماندهی اقتصادی بود.<br />
حاکمیت با این دو جریان یعنی سندیکالیست‌ها و رادیکال‌ها برخورد خیلی تندی داشت. با این تفاوت که در رابطه با رادیکال‌ها برخوردش به مراتب شدیدتر بود و در ارتباط با سندیکالیست‌ها گرچه کماکان برخورد شدید بود، اما شدت و حدت این برخورد به‌هرحال کمی پایین‌تر بود.</p>
<p><strong>برای جمع‌بندی بحث اگر ممکن است به طور خلاصه برای ما بفرمایید راه برون‌رفت از این بن‌بستی که پیش آمده چیست؟ اجازه‌ی به‌‌وجود آمدن تشکل‌های مستقل داده نمی‌شود، مسئله‌ی موقت‌سازی و ارزان‌سازی نیروی کار همچنان از سوی حاکمیت ادامه دارد و کارگران تا از این گردونه خارج نشوند، نمی‌توانند در پیوند با جنبش عظیم دموکراسی‌خواهی ایران قرار گیرند. الان راه برون‌رفت از این چرخه به نظر شما چه می‌تواند باشد؟</strong></p>
<p>این بن‌بستی که به آن اشاره می‌کنید این است که به‌هرحال یک نیروی اقتدارگرای فائقه از لحاظ عملی بر این سرزمین حاکمیت دارد. من معتقد هستم نه جنبش سبز که عمدتاً دست‌کم در کلام تکیه‌اش را روی طبقه‌ی متوسط می‌گذارد به تنهایی موفق می‌شود براین قدرت فائقه چیره شود و نه طبقه‌ی کارگر و نیروهای کارگری موفق می‌شوند به تنهایی در دو جبهه بجنگند. یعنی از یکسو با یک حاکمیت اقتدارگرا و از سوی دیگر با مجموعه‌ی بورژوازی.<br />
برای برون‌رفت از این بن‌بست به گمان من اگر در سطح طبقاتی بگوییم، ما نیازمند یک ائتلاف طبقاتی بین طبقه‌ی متوسط و طبقه‌ی کارگر هستیم. اگر در سطح جنبشی بگوییم، نیازمند ائتلاف بین آن چیزی که جنبش سبز یا جنبش اعتراضی نامیده می‌شود و جنبش کارگری هستیم. برای تحقق چنین ائتلافی به‌هرحال شرط‌های زیادی لازم است.<br />
من فکر می‌کنم دو مانع اصلی برای این ائتلاف وجود دارد؛ یکی جناح‌های راست افراطی در درون جنبش سبز که در بهترین حالت فقط خواهان این هستند که کارگران به منزله‌ی تنها سرباز وارد این مبارزه شوند، اما در فردای پیروزی از نو برگردند سر جای‌شان و همان سلسله مراتبی که سابق براین بوده، کماکان استمرار پیدا کند. این نیروهای راست یکی از موانع چنین ائتلافی هستند.<br />
از سوی دیگر فکر می‌کنم جناح‌های چپ رادیکال یا نیروهای چپ رادیکال از جمله در میان نیروهای کارگری هم مانع چنین ائتلافی هستند. چرا؟ چون براین باورند که می‌توانند همزمان در دو جبهه بجنگند. هم با بورژوازی و طبقات متوسطی که در حقیقت در چارچوب جنبش سبز خودشان را تشکل داده‌اند و هم از سوی دیگر با حاکمیت اقتدارگرا. این هر دو جناح از موانع ائتلاف طبقاتی بین طبقه‌ی متوسط و طبقه‌ی کارگر یا به زبان جنبشی بین جنبش سبز و جنبش کارگری هستند.<br />
مادامی که این دو مانع برطرف نشود به گمان من امکان چنین ائتلافی نیست و احتمالاً تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست هم کشاندن طبقه‌ی کارگر و طبقات پایین‌تر جامعه به این منازعه‌ای است که به‌هرحال در سه سال گذشته به صور گوناگون استمرار داشته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>منبع:</strong> <span style="text-decoration: underline;"><a href="http://www.dw.de/dw/article/0,,15881890,00.html" target="_blank">دویچه‌وله</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10697/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پروژه برج میلاد شکست خورد</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10689</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10689#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 13:02:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست چین]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[برج میلاد]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[خبرگزاری چین]]></category>
		<category><![CDATA[نماد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10689</guid>
		<description><![CDATA[خبرگزاری چین ـ احداث فاز دوم مجموعه برج میلاد در حالی آغاز شده که این برج در رسیدن به اهداف گردشگری، بازرگانی و مخابراتی پیش‌بینی شده برای این پروژه ناکام بوده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/IMAGE6345729797483862931.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-10695" title="IMAGE634572979748386293" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/IMAGE6345729797483862931-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a>احداث فاز دوم مجموعه برج میلاد در حالی آغاز شده که این برج در رسیدن به اهداف گردشگری، بازرگانی و مخابراتی پیش‌بینی شده برای این پروژه ناکام بوده است.</p>
<p>به گزارش رادیو بین‌المللی چین (CRI) از تهران، برج میلاد در تپه‌های عباس‌آباد پایتخت ایران ساخته شده و با 435 متر ارتفاع، چهارمین برج بلند تلویزیونی و مخابراتی دنیا شناخته می‌شود. این برج که در طرح نقشه نهایی آن بخش‌هایی چون رصدخانه، رستوران گردان و مرکز تجاری دیده می‌شود، اکنون از برنامه‌های آرمانی خود فاصله گرفته و تنها به مکانی جدید برای گردشگران و سکویی بلند برای تماشای شهر تبدیل شده است.</p>
<p><strong>فشار تحریم‌ها بر پروژه</strong></p>
<p>تاثیرگذاری تحریم‌های غرب علیه ایران بر روند ساخت برج 435 متری میلاد، باعث شد تا در طول پروژه بسیاری از پیمانکاران از آن کنار بکشند. این روند تا جایی ادامه داشت که یکی از بزرگ‌ترین پیمانکاران آلمانی به خاطر تحریم‌ها قرارداد را فسخ کرد و حتی پس از سه ماه رایزنی با این شرکت توافقی حاصل نشد. در ادامه این روند شرکت زیمنس آلمان نیز با وجود آن که مبلغ قرارداد را دریافت کرده بود، اما از تحویل تابلوهای برق خودداری می‌کرد و بخشی از تجهیزات استراتژیکی پروژه هم می‌بایست از ژاپن تهیه می‌شد که تحریم‌ها مانع آن شده بود.</p>
<p><strong>گفت‌وگو با مدیر پروژه</strong></p>
<p>واپسین مدیر پروژه برج میلاد معتقد است که این طرح از ابتدا آغاز خوبی نداشته و به همین علت هنوز با مشکلات متعددی روبه‌رو است. مهندس رضا میرصادقی، در گفت‌گو با گزارشگر رادیو بین‌المللی چین (CRI) در تهران، با اشاره به این که برج میلاد از معدود پروژه‌های دنیا است که با وجود تکمیل نشدن طراحی همه بخش‌های سازه احداث آن آغاز شد، می‌گوید: «من دی‌ماه 84 زمانی پروژه را تحویل گرفتم که بعد از گذشت 9 سال، هنوز تنها 39 درصد پیشرفت فیزیکی ثبت شده بود. در شیوه کاری EPC که طرح و اجرا همزمان جلو می‌رود، وقتی پیشرفت فیزیکی به 20 درصد برسد، طراحی می‌بایست به مرز 100 درصد نزدیک و یا در حال اتمام باشد، اما وقتی پیشرفت فیزیکی پروژه برج میلاد 37 درصد اعلام شد، تنها 50 درصد طراحی انجام شده بود. به دنبال این رخداد ما متوجه شدیم که برج در بخش‌های معماری، سازه و الکتریکال وضعیت نامناسبی دارد و به ناچار بسیاری از طرح و نقشه‌ها را عوض کردیم.»</p>
<p><strong>اهداف فراموش شده</strong></p>
<p>مهندس میرصادقی انگیزه خود از پذیرفتن پروژه طاقت‌فرسای برج میلاد را این‌گونه تشریح می‌کند: «پیش از آن که پروژه برج را به من بسپارند، یک روز در شانگهای تابلویی را دیدم که برج‌های بلند دنیا را نشان می‌داد. من گفتم که نام برج میلاد در آن فراموش شده، اما یک دوست چینی به من گفت ما معتقدیم این برج قرار نیست ساخته شود و به عنوان یک پروژه مختومه محسوب می‌شود. در شهر کوالالامپور نیز تابلوی برج‌های بلند را بدون ذکر نام برج میلاد دیدم. وقتی علت را پرسیدم، به من گفتند که این برج تکمیل نشده و ارتفاع آن تنها یک عدد خیالی است و ساخته نمی‌شود زیرا ایرانی‌ها قادر به ساخت آن نیستند. همین که مهندسان خارجی توان ایرانی‌ها را ضعیف می‌پنداشتند، باعث شد تا با جدیت وارد پروژه برج میلاد شوم.»</p>
<p><strong>دکل آنتن بدون استفاده</strong></p>
<p>هرچند نصب آنتن شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی روی این برج یکی از اهدافی بود که صرف هزینه هنگفت برای احداث آن را توجیه می‌کرد، اما اکنون با وجود افتتاح پروژه، همچنان از آنتن آن استفاده نمی‌شود. طبق اظهارات مسوولان شهرداری تهران، در زمان احداث برج رایزنی با سازمان صداوسیما بدون نتیجه پایان یافت، زیرا این سازمان تاکید کرده بود که اگر آنتن‌های UHF و VHF را روی دکل برج نصب کند، قطع سیگنال حتی برای چند دقیقه نیز بازتاب جهانی منفی در پی خواهد داشت و بنابراین می‌بایست مدیریت آن بخش از برج در اختیار صداوسیما قرار گیرد. از سوی دیگر شهرداری تهران که مالک برج است، وقتی متوجه شد شرکت مخابرات ایران نیز تقاضای مشابهی دارد، از ادامه رازنی‌ها صرف‌نظر کرد. با وجود آن که تیم فنی برج میلاد در همان زمان راهکاری مفید را برای تعامل میان صداوسیما، مخابرات و شهرداری تدوین و ارائه کرده، اما این طرح هنوز عملی نشده است. از سوی دیگر ده‌ها واحد تجاری در بخش پایین برج در نظر گرفته شده که با وجود اعلام آمادگی برندهای معروف حاضر در ایران، هنوز خالی است و به اجاره نرفته است.</p>
<p><strong>توقف زندگی مدیر پروژه</strong></p>
<p>مهندس رضا میرصادقی در ادامه گفت‌گو با گزارشگر رادیو بین‌المللی چین (CRI) در تهران، با اشاره به این که فشار عصبی ناشی از سنگینی کار یک‌بار جان او را گرفت، توضیح می‌دهد: « گاهی مدیر باید به صورت آنی تصمیم بگیرد، اما قوانین مدیریتی دولتی اجازه این کار را به فرد نمی‌دهد. من به ناچار چندین مرتبه بدون اطلاع هیئت‌مدیره برای خرید از شرکت‌های خارجی اقدام کردم که ریسک بزرگی بود و پس از اتمام آن بقیه مدیران را در اطلاع قرار دادم تا در عمل انجام شده قرار گیرند. من همزمان با افزایش فشار کاری و عصبی حاکم بر پروژه، تنگی نفس گرفتم. یک روز به توصیه پزشک برای انجام تست ورزش به یک کلینیک قلب مراجعه کردم. هنگامی که روی تردمیل بودم، دچار ایست قلبی شدم و حدود دو دقیقه از دنیا رفتم. یک پزشک جراح که بر بالین من بود، به دنبال بی‌نتیجه بود اثر شوک الکتریکی تصمیم گرفت دنده‌های من را بشکند و قلب را با دست ماساژ دهد که ناگهان با آخرین ضربه شوک به زندگی بازگشتم.»</p>
<p>هرچند ماجرای سکته مدیر پروژه برج میلاد در رسانه‌ها اعلام نشد و شهرداری تهران نیز در مقابل آن سکوت اختیار کرد، اما مهندس میرصادقی با بیان این که برج در زمان افتتاح بدهی‌های بالایی داشت و غیبت او می‌توانست با نارضایتی پیمانکاران مواجه شود، می‌گوید: «چند شرکت پیمانکار با اتکا به اعتماد من وارد پروژه شده بودند و با آن که پس از سکته نیمی از بدنم بی‌حس بود، باز هم برای رسیدگی به امور روزی چند ساعت در دفتر کارم حضور داشتم تا مشکلی پیش نیاید. در آن زمان 80 درصد از بدهی‌ها را پرداخت کردم و نامه استغفای خود به علت بیماری را برای هیئت مدیره فرستادم. از سوی دیگر احداث برج نیز تکمیل شده بود و باید تحویل شرکت بهره‌بردار می‌شد.»</p>
<p>این اظهارات مهندس میرصادقی در حالی مطرح می‌شود که او آسیب‌دیدگی و بیماری خود را نیز مانعی برای توقف فعالیت در پروژه نشناخت و تاکید می‌کند: «زمانی که دفتر کارم را به یک کانکس منتقل کردم و سخت فعالیت داشتیم، مینیسک پایم پاره شد. من فرصت عمل جراحی را نداشتم، زیرا سه هفته باید استراحت می‌کردم. در نهایت وقتی مراسم افتتاحیه برج ساعت 23 به پایان رسید، سه ساعت بعد در فرودگاه بین‌المللی تهران بودم تا برای عمل جراحی پایم که وضعیت خطرناکی داشت، به خارج از کشور سفر کنم.»</p>
<p><strong>برجی که تنها نماد است</strong></p>
<p>پیشنهاد ساخت یک برج و تالار نمادین برای شهر تهران در سال ۱۳۷۰ و دوران ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی مطرح شد. از سوی دیگر احداث این پروژه به علت دشواری کار و پرهزینه بودن آن در طی سال‌ها با کندی پیش رفت به طوری که تا سال 84 که انتشار یک دروغ آوریل جنجال ایجاد کرد، این پروژه برای بسیاری از مردم ایران و رسانه‌های جهان ناشناخته مانده بود.</p>
<p>از سوی دیگر با وجود آن که مدیران سنتی ایرانی برج میدان آزادی را به عنوان نماد ایران می‌شناسند و اصرار دارند که برج میلاد می‌بایست تنها نماد تهران باشد، اما در سال 2011 بازی رایانه‌ای «Battlefield 3» که در سناریوی آن ارتش ایالات متحده آمریکا به خاک ایران حمله می‌کند، با نمایش دادن برج میلاد این سازه را به عنوان نماد جدید ایران پذیرفته و به جهان معرفی کرده است. به بیان دیگر، برج میلاد با وجود صرف هزینه‌های کلان برای ساخت آن برنامه تبلیغاتی موثری نداشته و فقط دروغ آوریل و یک بازی رایانه‌ای آن را در ایران و جهان مشهور کرده است.</p>
<p>با وجود صرف هزینه‌ای گزاف از محل عوارض‌های پرداخت شده شهروندان تهرانی تغذیه می‌شود، امروز برج میلاد تهران کاربری تجاری و مخابراتی خود را کنار گذاشته و به یک دیده‌بان بلند تبدیل شده است. برجی که با همین کاربری می‌توانست از جنس آهن و روی کوه ساخته شود تا شهروندان هنگام مشاهده آن نسبت به مالیاتی که پرداخت می‌کنند، بی‌اعتماد و ناامید نباشند.</p>
<p>اکنون برج میلاد تهران با فروش بلیت بازدید، اجاره فضاهای تبلیغاتی، رستوران و غرفه‌های صنایع‌دستی و همچنین برگزاری کنسرت و همایش در سالن اجتماعات مجموعه یادمان تهران هزینه‌های خود را تامین می‌کند و مشخص نیست تا چه زمانی می‌تواند به این وضعیت ادامه دهد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>منبع:</strong> <span style="text-decoration: underline;"><a href="http://persian.cri.cn/141/2012/05/16/1s121259.htm" target="_blank">خبرگزاری چین</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10689/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8220;Plans to strike Iran ready&#8221;</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10685</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10685#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:33:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[News]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[Israel]]></category>
		<category><![CDATA[strike]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10685</guid>
		<description><![CDATA[ says U.S. Israel envoy]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: ltr;">U.S. plans for a possible military strike on Iran are ready and the option is &#8220;fully available&#8221;, the U.S. ambassador to Israel said, days before Tehran resumes talks with world powers which suspect it of seeking to develop nuclear arms.</p>
<p style="direction: ltr;">Like Israel, the United States has said it considers military force a last resort to prevent Iran using its uranium enrichment to make a bomb. Iran insists its nuclear program is for purely civilian purposes.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;It would be preferable to resolve this diplomatically and through the use of pressure than to use military force,&#8221; Ambassador Dan Shapiro said in remarks about Iran aired by Israel&#8217;s Army Radio on Thursday.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;But that doesn&#8217;t mean that option is not fully available &#8211; not just available, but it&#8217;s ready. The necessary planning has been done to ensure that it&#8217;s ready,&#8221; said Shapiro, who the radio station said had spoken on Tuesday.</p>
<p style="direction: ltr;">The United States, Britain, France, Russia, China and Germany have been using sanctions and negotiations to try to persuade Iran to curb its uranium enrichment, which can produce fuel for reactors, medical isotopes, and, at higher levels of purification, fissile material for warheads.</p>
<p style="direction: ltr;">New talks opened in Istanbul last month and resume on May 23 in Baghdad.</p>
<p style="direction: ltr;">Israel, which is widely assumed to have the Middle East&#8217;s only atomic arsenal, feels threatened by the prospect of its arch-foe Iran going nuclear and has hinted it could launch preemptive war.</p>
<p style="direction: ltr;">But many analysts believe the United States alone has the military clout to do lasting damage to Iran&#8217;s nuclear program.</p>
<p style="direction: ltr;">In January, Shapiro told an Israeli newspaper the United States was &#8220;guaranteeing that the military option is ready and available to the president at the moment he decides to use it&#8221;.</p>
<div style="direction: ltr;">U.S. lawmakers are considering additional legislation that would increase pressure on Iran, with further measures to punish foreign companies for dealing with Iran in any capacity.</div>
<div style="direction: ltr;">(Reuters)</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10685/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Ahmadinejad wants to attend Olympics</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10683</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10683#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:31:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[News]]></category>
		<category><![CDATA[Ahmadinejad]]></category>
		<category><![CDATA[London]]></category>
		<category><![CDATA[Olympic]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10683</guid>
		<description><![CDATA["The enemies do not want our athletes to win"]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: ltr;">Iranian President Mahmoud Ahmadinejad said Thursday he hopes to attend this summer&#8217;s Olympic Games in London but that the British authorities were reluctant to allow him, state media reported.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;I would like to be beside the Iranian athletes at the Olympic Games in London to support them, but (the British) have issues with my presence,&#8221; Ahmadinejad said, without offering further explanation.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;The enemies do not want our athletes to win medals, but our young people shall be present at the Olympic Games and, like Arash, give new reasons to take pride in Islamic Iran,&#8221; he said, quoted by the official news agency IRNA.</p>
<p style="direction: ltr;">Arash is a mythical hero of ancient Persia.</p>
<p style="direction: ltr;">According to legend, he was instructed to shoot an arrow that would determine the country&#8217;s border. He exerted all his strength to shoot the arrow a great distance, but was destroyed in the process.</p>
<p style="direction: ltr;">Relations between Tehran and London are at an all-time low.</p>
<p style="direction: ltr;">London closed its embassy in Tehran after a rampage of the building by Islamist students in November 2011.</p>
<p style="direction: ltr;">Britain was one of the first European countries to adopt sanctions against the Iranian Central Bank to put pressure on the Islamic republic for its disputed nuclear programme.</p>
<p style="direction: ltr;">And in February 2011, Iran protested to the International Olympic Committee against the official logo of the 2012 Olympics, claiming it was &#8220;racist&#8221;, an accusation the London Organising Committee described as &#8220;surprising&#8221;.</p>
<p style="direction: ltr;">According to Tehran, one could read the word &#8220;Zion&#8221; in the logo. The organisers defended the logo, saying it was &#8220;modern, bold and flexible&#8221; and could able to appeal to a younger audience.</p>
<div style="direction: ltr;">President Ahmadinejad has repeatedly stated in recent years that Israel will one day be &#8220;wiped off the map&#8221; and cast doubt on the magnitude or actual occurrence of the Holocaust.</div>
<div style="direction: ltr;">(AFP)</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10683/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Iran shipping arms to Syria</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10681</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10681#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:30:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[News]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[shipping arms]]></category>
		<category><![CDATA[Syria]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10681</guid>
		<description><![CDATA[Confidential report finds]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: ltr;">A confidential U.N. report reveals Iran is exporting arms to the Syrian government in violation of a ban on weapons sales, the same day President Bashar al-Assad blamed the violence in his country on the work of foreign-backed fighters.</p>
<p style="direction: ltr;">The draft report describes three seizures of Iranian weapons shipments, including two bound for Syria, within the last year, a Western diplomat told CNN on Wednesday on condition of anonymity. The official was not authorized to release details to the media.</p>
<p style="direction: ltr;">The report was drafted by a panel of experts and submitted to the U.N. Security Council&#8217;s committee that monitors sanctions against Iran, the official said.</p>
<p style="direction: ltr;">The revelations came as al-Assad, in a rare interview, told Russia 24 that weapons in the hands of rebels were flowing into the country from neighboring Lebanon and Turkey.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;You can&#8217;t simply close the borders and stop the smuggling, but you can reduce the flow,&#8221; he said.</p>
<p style="direction: ltr;">Iran accused of arming Syria Syrian refugees flee to Turkey Syrian man helps clear landmines Ajami: Syria is Obama&#8217;s Rwanda</p>
<p style="direction: ltr;">In recent days, violence has spilled over into Lebanon and Turkey where thousands of Syrians have fled. At least one person was killed and an undetermined number were wounded Thursday in renewed clashes in the northern Lebanese city of Tripoli between factions supporting and opposing the uprising in Syria, Lebanon&#8217;s National News Agency reported.</p>
<p style="direction: ltr;">Al-Assad put the blame instead on the so-called Arab Spring that saw popular revolutions topple the governments of Egypt, Libya and Tunisia.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;If we take into consideration the developments in Syria, the events in Libya and other countries, for the leaders of these countries, it&#8217;s becoming clear that this is not &#8216;Spring&#8217; but chaos.&#8221;</p>
<p style="direction: ltr;">The successful Arab Spring movements inspired the uprising in Syria that began in March 2011 with protests calling for political reforms and quickly devolved into a revolt with an armed opposition amid a brutal crackdown by al-Assad&#8217;s forces.</p>
<p style="direction: ltr;">The United Nations estimates that at least 9,000 people have died in the 14-month crisis, while opposition groups put the death toll at more than 11,000.</p>
<p style="direction: ltr;">CNN cannot independently verify reports of deaths and violence because the Syrian government has severely restricted access by international media.</p>
<p style="direction: ltr;">At least four people died Thursday when Syrian forces opened fire in Daraya outside the capital city of Damascus, the Local Coordination Committees of Syria, an opposition network that collects casualty reports and organizes anti-government protests.</p>
<p style="direction: ltr;">Al-Assad blamed the violence on terrorists, including those who labeled themselves members of the rebel Free Syrian Army.</p>
<p style="direction: ltr;">But opposition groups, including members of the rebel army, say al-Assad&#8217;s government has been trying to mar their efforts with false accusations of links to terrorism.</p>
<p style="direction: ltr;">While the rebel army says its ranks are populated by those who defected from Syria security forces, al-Assad labeled them criminals.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;It&#8217;s not an army, first of all, and it&#8217;s not free because they get their arms from different foreign countries,&#8221; he said in the interview.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;That&#8217;s why they are not free at all &#8212; they are a bunch of criminals who have been violating the law for years and have been sentenced in various criminal cases. There are religious extremist elements among them, like those from al Qaeda.&#8221;</p>
<p style="direction: ltr;">Al-Assad dismissed the enormous international pressure put on him to end the violence and step down, vowing that Syria would not bow on any issue.</p>
<p style="direction: ltr;">The United States, the European Union and the United Nations have targeted Syria with a number of economic sanctions targeting al-Assad and his government.</p>
<p style="direction: ltr;">Al-Assad acknowledged the sanctions have had an adverse affect on Syria&#8217;s economy.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;The world doesn&#8217;t consist just of Europe and the United States, and we find alternatives which allow us to overcome these difficulties. We can support small and mid-sized business, the basic element of our economy is agriculture, and it&#8217;s hard to affect it with sanctions,&#8221; al-Assad said.</p>
<p style="direction: ltr;">Al-Assad also called a boycott of recent parliamentary elections by the opposition a failure.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;It seems to some people that if we conducted the reforms earlier, the situation would have been better now. It&#8217;s not right for one reason &#8212; terrorists spit on reforms. They are not fighting for reforms, they are fighting to bring terror,&#8221; he said.</p>
<p style="direction: ltr;">Meanwhile, the U.S. government distanced itself from a Washington Post report that said more and better weapons are making their way in to the hand of Syrian rebels.</p>
<p style="direction: ltr;">The newspaper, citing unnamed officials and opposition activists, reported the arms are being paid for by Persian Gulf nations and coordinated in part by the United States.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;The United States has made a decision to provide nonlethal support to civilian members of the opposition,&#8221; Victoria Nuland, a State Department spokeswoman told reporters Wednesday.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;&#8230;But with regard to any assertions with regard to lethal, we are not involved in that.&#8221;</p>
<p style="direction: ltr;">The United States has expressed reservations about arming rebels, citing division among the opposition.</p>
<p style="direction: ltr;">Meanwhile, division among Syrian opposition groups deepened Thursday with the Syrian National Council, widely perceived by Western countries as the primary coalition for the opposition, coming under fire by a leading opposition activist group.</p>
<p style="direction: ltr;">The Local Coordination Committees of Syria, an opposition network, called the national council a &#8220;failure,&#8221; saying it will withdraw from the council. The council has been under fire for failing to unify the opposition groups and bring in international support.</p>
<p style="direction: ltr;">(CNN)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10681/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«طرح‌های حمله احتمالی به ایران آماده شده‌اند»</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10678</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10678#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:12:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[اسراییل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حمله نظامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10678</guid>
		<description><![CDATA[اظهارات سفیر اسراییل در آمریکا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در آستانه دور دیگری از مذاکرات هسته ای گروه پنج به علاوه یک با ایران، سفیر آمریکا در اسرائیل می گوید که طرح های حمله احتمالی به ایران آماده شده اند و این گزینه «به طور کامل قابلیت اجرا دارد.»</p>
<p>به گزارش رادیو فردا، ایالات متحده آمریکا همانند اسرائیل همواره اعلام کرده است که برای مقابله با بلندپروازی هسته ای جمهوری اسلامی ایران گزینه نظامی را از نظر دور نگه نمی دارد و از تهران خواسته است تا درباره فعالیت های اتمی خود راستی آزمایی کند.</p>
<p>دان شاپیرو، سفیر آمریکا در تل آویو در گفت و گو با رادیو ارتش اسرائیل گفت: «ترجیح ما این است که مسئله هسته ای ایران از طریق دیپلماتیک و با استفاده از اهرم های فشار حل و فصل شود و نه با استفاده از نیروی نظامی.»</p>
<p>وی افزود: «ولی این موضوع بدان معنی نیست که گزینه نظامی کاملا در دستور کار نیست. این گزینه الان در دستور نیست ولی قابل اجراست. برنامه ریزی های مورد نیاز برای اطمینان از اینکه همه چیز مهیاست انجام شده است.»</p>
<p>ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه، چین و روسیه همراه با آلمان اعضای گروه پنج به علاوه یک را تشکیل می دهند که در سال های اخیر با استفاده از اهرم تحریم و انجام مذاکرات با ایران، تلاش کرده اند تا تهران را متقاعد کنند که از غنی سازی اورانیوم دست بکشد.</p>
<p>این کشورها نگران هستند که ایران در پوشش فعالیت های هسته ای خود که آن را صلح آمیز می داند به دنبال ساخت بمب اتمی باشد. ایران این اتهام را تکذیب می کند.</p>
<p>نمایندگان دو طرف دور جدید مذاکرات میان خود را پس از یکسال وقفه ماه گذشته در استانبول ترکیه از سر گرفتند و قرار است گفت و گوهای خود برای رسیدن به توافقی در زمینه برنامه هسته ای تهران را روز ۲۳ ماه مه- یک هفته دیگر- در بغداد از سر گیرند.</p>
<p>اسرائیل که گفته می شود تنها قدرت هسته ای در خاورمیانه است و حدود ۲۰۰ کلاهک هسته ای دارد در سال های اخیر بارها تهدید کرده که در صورت حل نشدن برنامه اتمی جمهوری اسلامی اقدام به حمله پیشگیرانه علیه تاسیسات اتمی ایران خواهد کرد.</p>
<p>خبرگزاری رویترز در این زمینه گزارش داده که به اعتقاد تحلیلگران سیاسی، تنها آمریکاست که می تواند با بهره گیری از توان نظامی خود خسارات جدی به تاسیسات هسته ای ایران وارد کند.</p>
<p>در ماه ژانویه، دان شاپیرو به یک روزنامه اسرائیلی گفته بود که آمریکا «تضمین می دهد که گزینه نظامی قابلیت اجرا دارد و این امکان در اختیار رییس جمهوری هست تا هر زمان که تصمیم گرفت از آن استفاده کند.»</p>
<p>در همین حال و در آستانه مذاکرات بغداد، سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در همایش «اقتصاد مقاومتی» که برای بررسی راه های مقابله با تحریم های ایران برگزار شده است، به مقام های غربی هشدار داد که «در اظهارات شان دقت کرده و دچار اشتباه محاسباتی نشوند.»</p>
<p>آقای جلیلی روز پنجشنبه با اشاره به برخی گفته های رهبران آمریکا مبنی بر اینکه زمان برای گفت ‌و گو در حال پایان است، اظهار داشت: «آنچه رو به پایان است زمان برای فشار به ملت ایران است. چرا که بدون شک مسیر فشار به ملت ایران، موجب مقاومت و پیشرفت بیشتر ما خواهد شد.»</p>
<p>ایران به دلیل مقابله با خواست شورای امنیت سازمان ملل درباره تعلیق غنی سازی اورانیوم هدف تحریم های بین المللی قرار گرفته است و آمریکا و اتحادیه اروپا همراه با برخی کشورهای متحد آنها نیز تحریم های یکجانبه ای را بر ضد تهران به مرحله اجرا در آورده اند.</p>
<p>قرار است روز پنجشنبه، سنای آمریکا تحریم های تازه ای را علیه ایران مورد بررسی قرار دهد و هری رید، رهبر اکثریت دموکرات، خواستار رای سناتورها به این تحریم ها شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10678/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ژاپن ۲٫۵ میلیارد دلار از اموال ایران را مسدود کرد</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10676</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10676#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:11:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بلوکه]]></category>
		<category><![CDATA[دارایی بانکی]]></category>
		<category><![CDATA[ژاپن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10676</guid>
		<description><![CDATA[با حکم یک دادگاه آمریکایی صورت گرفت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یک بانک ژاپنی اعلام کرده که مراودات بانکی خود با دولت ایران را براساس حکم قضایی صادر شده در آمریکا متوقف کرده است.</p>
<p>به گزارش بی‌بی‌سی،‌ روز پنجشنبه، ۲۸ اردیبهشت (۱۷ مه)، سخنگوی بانک توکیو &#8211; میتسوبیشی یو اف جی گفت که قاضی دادگاهی در نیویورک در ارتباط با پرونده بمب گذاری در مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت در سال ۱۹۸۳، حکم کرده است که دارایی های ایران نزد این بانک مسدود و مراودات بانک با دولت ایران متوقف شود.</p>
<p>سخنگوی بانک ژاپنی افزوده است که مبلغ دو میلیارد و ششصد میلیون دلار دارایی دولت جمهوری اسلامی نزد این بانک مسدود شده است هر چند وی در مورد میزان کل سپرده های ایران نزد این بانک و صاحبان این سپرده ها توضیح بیشتری نداد.</p>
<p>این حکم اوایل ماه جاری و به نفع دو تن از مصدومان بمب گذاری سال ۱۹۸۳ صادر شد اما به گفته سخنگوی بانک توکیو میتسوبیشی، اموال مسدود شده معادل مبلغی است که یک دادگاه دیگر آمریکایی در سال ۲۰۰۷ برای پرداخت خسارت به خانواده های قربانیان این بمب گذاری لازم تشخیص داده بود.</p>
<p>سخنگوی بانک توکیو میتسوبیشی گفته است که حکم قاضی دادگاه نیویورک نه تنها شامل عملیات این بانک در آمریکا می شود، بلکه فعالیت آن در ژاپن را هم در بر می گیرد که، به گفته او، از نظر قوانین ژاپن &#8220;محل ایراد است.&#8221;</p>
<p>وی افزود که به همین دلیل، بانک در نظر دارد نسبت به این حکم استیناف خواهی کند.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری رویترز، بخش عمده امور بانکی مربوط به پرداخت های نفتی ژاپن به ایران از طریق بانک توکیو میتسوبیشی صورت می گیرد و یاسوهیرو ساتو، مدیر موسسه مالی میزوهو و رئیس انجمن بانکداران ژاپنی گفته است که قطع اینگونه مراودات &#8220;امنیت انرژی ژاپن را به مخاطره می اندازد.&#8221;</p>
<p>تصمیم بانک ژاپنی به ماجرای انفجار شدید در مقر تفنگداران دریایی آمریکا در جریان جنگ داخلی لبنان ارتباط دارد که در جریان آن، ۲۴۱ نظامی آمریکایی و بیش از پنجاه نظامی فرانسوی کشته و شمار دیگری زخمی شدند.</p>
<p>واحدهای تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت به عنوان بخشی از نیروهای چند ملیتی به جنگ داخلی لبنان به آن کشور اعزام شده بودند تا به منظور خاتمه دادن به این جنگ، در کنار واحدهایی از ارتش فرانسه، بریتانیا و ایتالیا، بر خروج افراد مسلح سازمان آزادیبخش فلسطین از بیروت نظارت کنند.</p>
<p>جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ و با ورود نیروهای اسرائیلی به خاک آن کشور آغاز شد که هدف خود را خارج کردن افراد مسلح سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان اعلام کرده بودند.</p>
<p>واکنش متفاوت گروه های مختلف سیاسی و قومی لبنان به اقدام اسرائیل به درگیری نظامی و جنگ داخلی منجر شد که تا سال ۱۹۹۰ ادامه یافت و براساس برخی تخمین ها، بیش از دویست هزار کشته برجای گذاشت و ویرانی های گسترده ای به بار آورد.</p>
<p>روز ۲۳ اکتبر سال ۱۹۸۳، رانندگان دو کامیون حامل مواد منفجره در یک عملیات انتحاری، پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا و سربازان فرانسوی در بیروت را هدف حمله قرار دادند و باعث وقوع انفجاری عظیم در این محل شدند.</p>
<p>کمتر از یک سال بعد، دولت وقت آمریکا تحت فشار افکار عمومی و خواست کنگره آن کشور، نیروهای خود را از لبنان خارج کرد.</p>
<p>در آن زمان، تعدادی از گروه های مسلح فعال در لبنان مسئولیت این عملیات را برعهده گرفتند اما سرانجام، مقامات آمریکایی با استناد به تحقیقات خود، جنبش حزب الله لبنان را عامل برنامه ریزی و اجرای این عملیات معرفی کردند.</p>
<p>به گفته مقامات آمریکایی، این عملیات با حمایت مالی و فنی ایران صورت گرفت.</p>
<p>در سال ۲۰۰۷، دادگاهی در آمریکا پس از رسیدگی به شکایت جمعی از بازماندگان نظامیان کشته شده در این عملیات، دستور داد دولت ایران بیش از دو و نیم میلیارد دلار غرامت به آنان بپرازد و طی سال های اخیر، این خانواده ها فعالانه در صدد مسدود کردن اموال دولت ایران و دریافت غرامت بوده اند.</p>
<p>در عین حال، اقدام بانک ژاپنی براساس رای دادگاهی در نیویورک به نفع دو تن از نظامیان آمریکایی زخمی در انفجارهای بیروت صورت گرفته که دستور داده است از محل اموال مسدود شده ایران، بیش از چهل میلیون دلار به آنان پرداخت شود.</p>
<p>در حال حاضر تحریم های بانکی و نفتی شماری از کشورهای غربی علیه برنامه های اتمی ایران، این کشور را با دشواری هایی در فروش نفت و مهمتر از آن، دریافت عواید حاصله از آن مواجه کرده است و به گزارش رویترز، گروهی از سناتورهای آمریکایی در نظر دارند طرحی را برای تشدید این تحریم ها به تصویب برسانند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10676/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«ایران همچنان به سوریه سلاح می‌فرستد»</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10673</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10673#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:02:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سلاح]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[قاچاق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10673</guid>
		<description><![CDATA[گزارش سازمان ملل]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کارشناسان سازمان ملل متحد می‌گویند، ایران به ارسال غیرقانونی تسلیحات به سوریه ادامه می‌دهد. در گزارش آن‌ها به &#8220;فعالیت‌های غیرقانونی&#8221; غنی‌سازی اورانیوم در جمهوری اسلامی نیز اشاره شده است.</p>
<p>به گزارش دویچه‌وله، کارشناسان کمیسیون سازمان ملل متحد ویژه نظارت بر اجرای تحریم‌ها علیه ایران در پیش‌نویس گزارش خود به این عالی‌ترین نهاد بین‌المللی می‌نویسند، سوریه همچنان مقصد اصلی سلاح‌های غیرقانونی جمهوری اسلامی ایران است.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، یک دیپلمات شورای امنیت سازمان ملل که نمی‌خواست نامش فاش شود، زیرا متن گزارش هنوز قطعی نشده، ابراز داشت که سه محموله‌ی جدید تسلیحات غیرقانونی ایران شناسایی شده‌اند که مقصد دو محموله سوریه بوده است.</p>
<p>این دیپلمات افزود که &#8220;به احتمال بسیار زیاد&#8221; سومین محموله‌ی بزرگ موشک‌هایی ساخت ایران بوده‌اند. پیش از این مقام‌های بریتانیایی گزارش داده بودند که مقصد محموله‌ی موشک شبه‌نظامیان طالبان در افغانستان بوده است.</p>
<p>ایران همانند روسیه از حامیان بسیار معدود رژیم بشار اسد به شمار می‌رود.</p>
<p>در این پیش‌نویس از ارسال دیگر &#8220;محموله‌‌های نگران‌کننده‌ی&#8221; سلاح‌های ایران به نقاط دیگر نیز سخن رفته است.</p>
<p>خبرگزاری رویترز به نقل از این مقام دیپلماتیک می‌نویسد، در شرایطی که مقام‌های تهران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌کوشند در مناقشه اتمی به یکدیگر نزدیک شوند، «ارسال تسلیحات غیرقانونی به سوریه به معنای سرپیچی از تصمیمات جامعه بین‌الملل است».</p>
<p>عمده‌ی این محموله‌های سلاح ایران به مقصد سوریه، در خاک ترکیه توسط مقام‌های این کشور ضبط شده‌اند. سال گذشته دولت ترکیه علیه سوریه تحریم تسلیحاتی وضع کرده بود.</p>
<p>به گفته‌ی دیپلمات‌های سازمان ملل، هنوز زمان انتشار گزارش قطعی کمیسیون کارشناسان نظارت بر اجرای تحریم‌ها علیه ایران مشخص نیست و ممکن است در متن پیش‌نویس تغییراتی وارد شود. سال گذشته گزارش این کمیسیون به دلیل مخالفت روسیه انتشار بیرونی نیافت.</p>
<p>در پیش‌نویس گزارش این کمیسیون ویژه سازمان ملل به محدود شدن فعالیت‌های اتمی جمهوری اسلامی ایران نیز اشاره شده است. علت کندی در فعالیت‌های هسته‌ای، چهار دوره اقدامات تنبیهی شورای امنیت سازمان ملل میان سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ علیه ایران عنوان شده است.</p>
<p>در متن پیش‌نویس گزارش امسال که به دست خبرگزاری رویترز نیز رسیده، با ذکر نام مواد و دستگاه‌هایی که ایران به دنبال تهیه‌ی آن است، آمده است که &#8220;تحریم‌ها روند تهیه تجهیزات و قطعات خاص مورد نیاز برنامه غیرقانونی هسته‌ای&#8221; ایران را با دشواری و کندی مواجه ساخته‌اند. ولی از سوی دیگر &#8220;ایران همچنان به فعالیت‌های غیرقانونی خود، ازجمله به غنی‌سازی اورانیوم&#8221; ادامه می‌دهد.</p>
<p>جمهوری اسلامی ایران مدعی است که برنامه اتمی‌اش صرفا اهداف صلح‌آمیز را دنبال می‌کند. ولی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشورهای غربی ظن جدی دارند که رهبری ایران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10673/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>The Arab Spring: The End of Postcolonialism – an interview with the author</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10668</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10668#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 May 2012 13:29:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farhad</dc:creator>
				<category><![CDATA[Eutopia LINK]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10668</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10668/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>The far right takes root in Europe</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10662</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10662#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 May 2012 11:53:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>farhad</dc:creator>
				<category><![CDATA[Eutopia LINK]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10662</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10662/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرانسوا هولاند؛ پیروز یک رقابت نفس‌گیر</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10633</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10633#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 May 2012 08:45:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[Pick of the day]]></category>
		<category><![CDATA[شهرفرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسه]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسوا هولاند]]></category>
		<category><![CDATA[نیکلا سارکوزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10633</guid>
		<description><![CDATA[در پایان دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که روز ششم می 2012 برگزار شد، فرانسوا هولاند نامزد حزب سوسیالیست موفق شد در یک رقابت نزدیک و نفس‌گیر با کسب 51.9 درصد از آراء، رقیب خود نیکلا سارکوزی را که 48.1 درصد آراء را کسب کرده بود؛ شکست داده و راهی کاخ الیزه شود. هولاند پیش از این هیچگونه مسئولیت دولتی در فرانسه نداشته است. بدین ترتیب سوسیالیست‌ها پس از هفده سال و از زمان ریاست جمهوری فرانسوا میتران بار دیگر در فرانسه به قدرت رسیدند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پایان دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که روز ششم می 2012 برگزار شد، فرانسوا هولاند نامزد حزب سوسیالیست موفق شد در یک رقابت نزدیک و نفس‌گیر با کسب 51.9 درصد از آراء، رقیب خود نیکلا سارکوزی را که 48.1 درصد آراء را کسب کرده بود؛ شکست داده و راهی کاخ الیزه شود. هولاند پیش از این هیچگونه مسئولیت دولتی در فرانسه نداشته است. بدین ترتیب سوسیالیست‌ها پس از هفده سال و از زمان ریاست جمهوری فرانسوا میتران بار دیگر در فرانسه به قدرت رسیدند. نیکلا سارکوزی نیز تبدیل به دومین رییس‌جمهور فرانسه پس از والری ژیسکاردستن شد که نتوانست برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شود. در جمهوری پنجم فرانسه که از سال 1958 آغاز شده تا سال 2002 دوره ریاست جمهوری هفت ساله بود که از این سال و همزمان با دور دوم ریاست جمهوری ژاک شیراک، به پنج سال کاهش پیدا کرد. رؤسای جمهور فرانسه در جمهوری پنجم عبارتند از:</p>
<p>شارل دوگل (1959 تا 1969) ـ دو دوره ـ کناره‌گیری در سال پنجم از دوره دوم<br />
ژرژ پمپیدو (1969 تا 1974) ـ یک دوره ـ قبل از پایان دوره نخست، درگذشت<br />
والری ژیسکاردستن (1974 تا 1981) ـ یک دوره ـ در دور دوم شکست خورد<br />
فرانسوا میتران (1981 تا 1995) ـ دو دوره کامل<br />
ژاک شیراک (1995 تا 2007) ـ دو دوره کامل<br />
نیکلا سارکوزی (2007 تا 2012) ـ یک دوره ـ در دور دوم شکست خورد<br />
فرانسوا هولاند (2012 تا &#8230;)</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/11.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10634" title="1" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/11-e1336379167156.jpg" alt="" width="500" height="333" /></a></p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/1-1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10635" title="1-1" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/1-1-e1336379222831.jpg" alt="" width="500" height="250" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/2.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10636" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/2-e1336379268290.jpg" alt="" width="500" height="333" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/3-3.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10637" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/3-3-e1336379313287.jpg" alt="" width="500" height="356" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/3-4.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10638" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/3-4-e1336379366273.jpg" alt="" width="500" height="356" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/4.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10639" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/4-e1336379450333.jpg" alt="" width="500" height="358" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/6.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10640" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/6-e1336379500958.jpg" alt="" width="500" height="324" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/7.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10641" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/7-e1336379558703.jpg" alt="" width="500" height="332" /></a></p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/8.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10642" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/8-e1336379662864.jpg" alt="" width="500" height="289" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/8-1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10643" title="8-1" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/8-1-e1336379712719.jpg" alt="" width="500" height="281" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/8-2.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10648" title="8-2" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/8-2-e1336380040647.jpg" alt="" width="500" height="281" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/9.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10644" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/9-e1336379753711.jpg" alt="" width="500" height="332" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/10.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10645" title="France election results" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/10-e1336379793487.jpg" alt="" width="500" height="333" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/12.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10646" title="12" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/12-e1336379836129.jpg" alt="" width="500" height="281" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/15.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10647" title="15" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/15-e1336379871683.jpg" alt="" width="500" height="281" /></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>منابع:</strong> گاردین ـ رویترز ـ فرانس پرس ـ الجزیره &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10633/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جدایی بحرین از ایران در خاطرات علم</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10628</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10628#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 23:45:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست چین]]></category>
		<category><![CDATA[اسدالله علم]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بحرین]]></category>
		<category><![CDATA[جدایی]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10628</guid>
		<description><![CDATA[.دیپلماسی ایرانی ـ اعراب خلیج فارس در سال 1349موافقتنامه‌ای را با ایران امضا می‌کنند و می‌پذیرند که ایران جزایر سه گانه را "اشغال" نموده است]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/Asadollah_Alam.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-10629" title="Asadollah_Alam" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/Asadollah_Alam.jpg" alt="" width="158" height="180" /></a>دیپلماسی ایرانی ـ</strong> خاطرات علم در سال 1969 بیشتر مربوط به آینده خلیج فارس و روابط ایران و عراق است. در ژانویه 1968 دولت بریتانیا قصد خود را به خروج از خلیج فارس در پایان 1971 اعلام نمود. شاه ضروری دانست ترتیبی بدهد تا این خلاء را که از فروپاشی امپراتوری انگلیس ناشی می‌شد پر کند. بحرین و قطر و شیخ نشین‌های سواحل متصالح در جنوب خلیج فارس طبق معاهدات قرن نوزدهم تحت الحمایه انگلیس بودند. انگلستان لازم می‌دید قبل از اعطای استقلال به این شیخ‌نشین‌ها روابط آنان را با ایران و عرابستان سعودی عادی سازد.ایران از یک قرن پیش بر سر حاکمیت بحرین با انگلستان اختلاف داشت. همانطور که خاطرات علم نشان می‌دهد شاه نگران بود مبادا چشم‌پوشی از ادعاهای ایران بر بحرین خیانت به منافع ملی تعبیر شود. (خاطرات ، 22 مرداد 1347) شاه و دولت انگلیس برای اینکه ایران را قادر سازند از مخالفت با استقلال بحرین دست بردارد، سرانجام موافقت کردند اختلافات خود را به اوتانت دبیرکل سازمان ملل متحد ارجاع کنند. اوتانت نیز نماینده شخصی خود را به بحرین فرستاد تا درباره نظر مردم آن جزیره حقیقت یابی کند . در همان حال ایران ادعای مالکیت سه جزیره واقع در دهانه خلیج فارس را عنوان کرد. انگلستان معتقد بود که جزایر تنب بزرگ و کوچک متعلق به شیخ‌ رأس الخیمه می‌باشند.ایران اظهار نظر کرد که تنها راه تثبیت وضع این جزایر، در نظر گرفتن موقعیت آنها با خط منصف خلیج فارس است که در این صورت جزایر به ساحل ایران نزدیکترند تا به ساحل عربستان. در آن زمان هنوز کشورهای عربی قدرت نداشتندو شاه به راحتی میتوانست حق ایران را از آنها مطالبه نماید. امیر دبی در دیدار با شاه میگوید: «من مطمئنم که اعلیحضرت هرگز تصور تحت فشار قرار دادن کشور ضعیفی مثل ما را هم نمی‌کنند. اما شما هر چه صلاح می‌دانید انجام بدهید، کاملا در اختیار شما هستیم.» (خاطرات ، پنج‌شنبه، 10 مهر) و یا : «ما همه چاکران وفادار اعلیحضرت فارس هستیم. ما را راهنمایی کنید» (شنبه، 10 خرداد 1349)اما شاه از این فرصت استفاده نکرد و ترجیح داد منافع ملی را فدای طرح انگلستان نماید.شاه از بیم اینکه مردم ایران او را وطنفروش بخوانند، استقلال بحرین را منوط به نظر مردم بحرین نمود و این عمل در تاریخ ایران سابقه نداشت. حتی علم نیز به سفیر انگلیس در مورد این راه حل اعتراض میکند و میگوید&#8221; ما هیچ گاه نمی‌توانیم چنین پیشنهادی را تصویب و در برابر ملت ایران توجیه کنیم.&#8221;(سه شنبه 21مرداد1348) جالب اینکه شاه نیز توجه خطر نظرخواهی در مورد استقلال بحرین میباشد و به علم میگوید: «به سفیر تکرار کن که اگر من پیشنهادش را بپذیرم مرتکب خودکشی شده‌ام. اگر این خودکشی در راه حفظ منافع ملت ایران بود،‌چندان اهمیتی به آن نمی‌دادم ولی به عقیده من این طرح خیانت به منافع ملی است ، بدین جهت نمی‌توانم آن را بپذیرم».(دوشنبه 21 مرداد1348)اما در نهایت شاه تسلیم فشار انگلیس میگردد. شاه بر این باور بود که با نشان دادن حسن نیتش در جریان بحرین دولت بریتانیا در عوض مجبور است ادعای او را بر ابوموسی و جزایر تنب به رسمیت بشناسد. شاه بحرین را از دست داد بدون اینکه موقعیت ایران در مورد جزایر سه گانه ثبیت نماید و پس از تلاش فوق العاده سرانجام شاه موفق شد یک موافقتنامه از سران انگلیس و قبایل عربی بگیرد و آنرا به عنوان سند احراز مالکیت ایران بر جزایر سه گانه تلقی نماید. انگلیس ایران را تشویق کرد که به صورت مستقیم وارد عمل شده و بدون اینکه موافقتنامه حقوقی با اعراب امضاکند به اشغال نظامی جزایر سه گانه دست بزند. علم میگوید سفیر انگلیس از من پرسید: «به چه دلیل ما تا این حد در مورد حاکمیت قانونی بر این جزایر اصرار می‌ورزیم؟ چرا به سادگی آنها را اشغال نمی‌کنیم.»(جمعه، 9 خرداد 1349)به هر حال ایران در همین چارچوب موافقتنامه ای را امضا میکند. در این موافقتنامه از عبارت &#8220;occupation&#8221; استفاده شد که به معنای &#8220;اشغال&#8221;میباشد.درواقع اعراب خلیج فارس موافقتنامه ای را امضا میکنند و میپذیرند که ایران جزایر سه گانه را &#8220;اشغال&#8221; نموده است (نه اینکه بر اساس حق قانونی آنها را تصرف کرده است) .همین کلمه بعدها دستاویزی شدکه امارات متحده عربی ادعا نماید ایران این جزایر را اشغال نموده است و خواستار بازپسگیری آن گردد.بعید است که تنظیم کنندگان توافقنامه در آن زمان متوجه بار معنایی &#8220;اشغال&#8221;نبوده اند ، اما احتمالا شاه برای به رخ کشیدن قدرت نظامی خود از این واژه استفاده کرده است.</p>
<p>دوشنبه، 28 بهمن 1347&#8230; امروز بعد ازظهر سر دنیس رایت سفیر انگلیس به دیدنم آمد . وی از رویدادهای زوریخ ناراحت است، زیرا که نماینگان کنسرسیوم نفت ضمن ملاقاتی پرتنش و غیر دوستانه با شاه حاضر نشده‌اند تضمین کنند که در در آمد نفت ما یک میلیارد دلار در سال باشد.در خصوص بحرین مذاکرات از هم اکنون شروع شده با این هدف که نظرات شاه تأمین شود. او بطور کاملا محرمانه به من اظهار داشت که جزایر تنب قطعا به ایران داده خواهد شد. انگلیسی‌ها به شیخ رأس الخیمه هشدار داده‌اند که این جزایر در طرف ایرانی خط منصف خلیج فارس قرار دارد و اگر او به نوعی تفاهم با ما (ایران) نایل نشود، ما آنها را قانونا و در صورت لزوم با زور از وی خواهیم گرفت. شیخ حاضر است معامله کند. آنگاه در مورد جزیره ابوموسی سؤال کردم. سفیر پاسخ داد که این جزیره زیر خط منصف قرار دارد. گفتم ما به اندازه کافی قوی هستیم که این خط را نادیده بگیریم.مدتی در این خصوص شوخی کردیم. سپس وی نگرانی شدید خود را از اینکه سیاست ما در خلیج فارس ممکن است به درگیری با عرب‌ها منتهی شود به شدت اظهار نگرانی کرد. گفتم: «به جهنم! مگر عرب‌ها برای ما چه کرده‌اند؟ بهتر است دست از حرکات بیموردشان بردارند و با شرکت در هزینه‌های دفاعی خلیج فارس موافقت کنند و بگذارند ما کارمان را بکنیم» . سفیر در خصوص اینکه آیا اساسا اعراب حاضرند دست ما را در خلیج فارس باز بگذارند، اظهار تردید کرد و گفت فراموش نکنید که آنان اصرار دارند خلیج فارس را «خلیج عربی» بنامند. جواب دادم ما حاضریم یک موافقت‌نامه دفاعی پنجاه ساله با آنها منعقد کنیم. چنین موافقت‌نامه‌ای در مجموعه نظیر موافقت‌نامه‌هایی خواهد بود که زمانی با انگلیسی‌ها داشته‌اند.</p>
<p>چهارشنبه،‌28 اسفند 1347:بعد از ظهر سفیر انگلیس به دیدنم آمد. درباره بحرین و جزایر خلیج فارس که او مایل است به عنوان دو موضوع جداگانه مطرح شود مذاکره کردیم. می‌گفت اشغال مجدد جزایر تنب برای ما (ایران) آسان است ولی در مورد ابوموسی اشکال دارد چون این جزیره نزدیک به ساحل عربستان قرار گرفته و تصرف آن به این آسانی نیست. پاسخ دادم موقعیت جغرافیایی جزایر نه تصمیم ایران را تغییر می‌دهد و نه عرب‌ها را قادر می‌سازد که تکه‌ای از خاک ایران را در تصرف داشته باشند. سفیر اظهار داشت که یافتن راه حلی برای مسأله بحرین مسلما تأسیس فدراسیون امارات متحده عربی را تشویق خواهد کرد و در این مرحله ایران خواهد توانست ابوموسی را به منظور منافع امنیتی مشترک در خلیج فارس تصرف کند .اگر چنین کاری صورت بگیرد ما خواهیم توانست به پشتیبانی بریتانیا متکی باشیم.در شام شاهانه شرکت کردم و پیشنهادات گوناگون سفیر را به عرض رساندم. شاه از من خواست به سفیر بگویم با دوستانی نظیر او، ایران نیاز به دشمن ندارد. من زیر بار نرفتم و گفتم به عقیده من بهتر از این حرف‌ها تضمین منافع اقلیت ایرانی در بحرین و خلیج فارس است. شاه به فکر فرو رفت و چیزی نگفت &#8230;.</p>
<p>یکشنبه، 3 فروردین 1348&#8230; سفیر انگلیس به دیدنم آمد. به او گفتم مادامی که سرنوشت جزایر تنب و ابوموسی روشن نشود، نخواهیم توانست به توافق درباره بحرین نایل شویم.پاسخ داد در این صورت داریم وقتمان را تلف می‌کنیم.گفتم : عیبی ندارد، سپس پیشنهاد کرد همانطور که با شیخ رأس الخیمه تماس گرفتیم، با شیخ شارجه نیز تماس بگیریم. در صورتی که معامله‌ای صورت بگیرد انگلیسی‌ها از ما پشتیبانی خواهند کرد.گفتم این پیشنهاد را به عرض شاه خواهم رساند ولی خودم در وضعی نیستم که درباره آن اظهار نظر کنم.سفیر انگلیس امروز راغب‌تر از ملاقات قبلی بود که حل مسأله بحرین را به پیشنهادهای مربوط به جزایر مرتبط سازد. خاطر نشان کرد که اگر ایران به تأسیس فدراسیون امارات عربی کمک کند، در این صورت ما (ایران) خواهیم توانست به دعوت و از جانب فدراسیون جزایر را تصرف کنیم، بی آنکه ترس از واکنش شدید عرب‌ها داشته باشیم.گفتم: «بی‌پرده بگویم من اعتماد خود را به پیش‌بینی‌های شما از دست داده‌ام &#8230; شش سال پیش &#8230;.. خود جنابعالی &#8230; به من گفتید که دست کم تا بیست سال دیگر ما محکم‌ترین تعهدات را نسبت به شیوخ خواهیم داشت و هر گونه دخالت خارجی به خاک آنها را حمله مستقیم به منافع بریتانیا تلقی خواهیم کرد. هنوز پنج سال نگذشته بود که انگلستان خروج کامل خود را از خلیج فارس اعلام کرد. شما و کشورهای غربی عموما فقط در فکر منافع نفتی‌تان هستید، منافعی که ایران به خوبی قادر است از جانب شما حفظ کند.سفیر چیزی نگفت ولی من بر این باورم که دولت‌های غربی در ته دلشان از ایران واهمه دارند و مایل نیستند ما بر خلیج فارس تسلط داشته باشیم. اکنون باید انتظار را پیشه کنیم که چه خواهد شد .</p>
<p>سه شنبه،21مرداد 1348:اقدامات اخیر انگلستان در مورد جزایر تنب و ابوموسی به اطلاع سفیر رساندم و افزودم نمی‌توانیم پیشنهاد غیر منصفانه آنها را در خصوص مراجعه به آراء عمومی در بحرین بپذیریم. انگلیس پیشنهاد می‌کند که نمایندگان اوتانت عقاید و نظرات اهالی بحرین را فقط بر اساس بحث و گفتگو با تعدادی از گروه‌های صنفی به سازمان ملل متحد گزارش دهند. ما هیچ گاه نمی‌توانیم چنین پیشنهادی را تصویب و در برابر ملت ایران توجیه کنیم.سفیر گفت: اینطور نیست. در صورتی که نماینده اوتانت نتواند پس از تماس با این گروه‌های خاص نظر روشنی درباره عقیده بحرینی‌ها بیابد، آن وقت اوتانت آرزوی کامل خواهد داشت که با سایر اقشار جامعه بحرین تماس بگیرد. در نظر داشته باشید که ما زحمت زیادی کشیدیم تا شیخ بحرین را به پذیرفتن همین قدر راضی کردیم. او اصولا مخالف هر چیزی بود که شباهت به مراجعه به آراء عمومی داشته باشد.پاسخ دادم : :گور پدر شیخ بحرین ! اعلیحضرت به نحوی عاقلانه تصمیم گرفته‌اند وضعیت ما را در خلیج فارس روشن سازند و برای نیل به این منظور این شهامت را داشته‌اند که پیشنهاد مراجعه به آراء عمومی را که منصفانه‌ترنی راه حل مسئله بحرین است بنمایند. به همین مناسبت از اطراف و اکناف دنیا در داخل ایران که مسئله بحرین حساسیت فوق‌العاده دارد مورد ستایش قرار گرفته‌اند. ولی اکنون انگلیس با نقشه‌ای مداخله می‌کند که ممکن است کل قضیه را بر هم بزند. من به عنوان مشاور شاه، وزیر دربار و حافظ منافع سلسله پهلوی با شما صحبت می‌کنم و می‌گویم پیشنهادتان به کلی غیر قابل قبول است.</p>
<p>چهارشنبه ،‌22 مرداد 1348شرفیابی ،‌مذاکرات با سفیر انگلیس را به شاه گزارش داردم. شاه بدوم چون و چرا ایستادگی مرا تصویب کرد و گفت : «به سفیر تکرار کن که اگر من پیشنهادش را بپذیرم مرتکب خودکشی شده‌ام. اگر این خودکشی در راه حفظ منافع ملت ایران بود،‌چندان اهمیتی به آن نمی‌دادم ولی به عقیده من این طرح خیانت به منافع ملی است ، بدین جهت نمی‌توانم آن را بپذیرم».</p>
<p>پنج‌شنبه، 10 مهر 1348شرفیابی &#8230; در ضیافت ناهاری که به افتخار شیخ راشد امیر دوبی ترتیب داده شده بود شرکت کردم. او را دو سه بار دیده‌ام و همیشه به نظرم مردی آرام و آینده نگر آمده است، درست خلاف سایر شیوخ خلیج که گویی همگی دچار عقده‌های حقارت هستند. مسائل مهم منطقه مورد بحث قرار گرفت، به سفر حردان التکریتی معاون نخست وزیر عراق به دوبی اشاره کردم. با لبخندی تلخ گفت : «باید می‌شنیدید که چه قول‌هایی به ما داد که از ما دفاع خواهند کرد». در مورد نفت، تعیین حدود فلات قاره و تداخل در ادعای مالکیت آبهای ساحلی، شاه پیشنهاد کرد مناطق مورد اختلاف توسط یک شرکت مشترک مورد بهره‌برداری قرار گیرد. شیخ لبخندی زد و گفت: «من مطمئنم که اعلیحضرت هرگز تصور تحت فشار قرار دادن کشور ضعیفی مثل ما را هم نمی‌کنند. اما شما هر چه صلاح می‌دانید انجام بدهید، کاملا در اختیار شما هستیم». حتی در مورد مسایل دفاعی هم گفت ترجیح می‌دهد به اعلیحضرت متکی باشد، و سپس افزود: «من به ارتشی که سرانجام فرمان مرگ مرا امضا می‌کند چه احتیاجی دارم! تنها چیزی که مورد نیاز من است یک نیروی پلیس منظم است.»او از شیخ زاید امیر ابوظبی انتقاد کرد که در مورد تأسیس اتحادیه امارت عربی هیچ اقدام مثبتی نمی کند. فکر یک ارتش متحد را نمی‌پسندد. و میل دارد به عوض انتخاب افسرانی از بحرین، انگلستان، عراق و یا هر جای دیگر، خود دست تنها اینکار را انجام دهد. شاه اصرار داشت حسن نیت ما را تأکید کند و از هر جهت به او اطمینان خاطر داد . سپس مسئله بحرین را مطرح کرد که ما با بزرگواری بیش از حد با آن برخورد کرده‌ایم. آنگاه در مورد فجیره و شارجه سؤال کرد .شیخ پاسخ داد : «مردم آنجا در نهایت فلاکت زندگی می‌کنند و شیوخ تا قران آخر پولها را به جیب می‌زنند.» شاه سپس کوشید مسئله جزایر تنب و ابوموسی را مطرح کرند ، لیکن شیخ با زیرکی از پاسخ‌گویی شانه خالی کرد.</p>
<p>یکشنبه، 18 آبان 1348&#8230;.. سفیر انگلیس امروز بعد از ظهر به دیدنم آمد. تمام تلاشمان را کردیم تا مشکلات موجود در راه معامله 50 میلیون لیره‌ای خرید موشک را حل کنیم. دستور داشتم به او خاطرنشان کنم که شاه پیشنهاد کرده بود که انگلیس‌ها از تولید نفت لیبی بکاهند تا در آمد دولت لیبی که اعلام کرده یک معامله 150 میلیون لیره‌ای خرید اسلحه را با انگلستان لغو کرده است، کاهش پیدا کند . سفیر انگلیس لبخندی زد و گفت که پیش‌بینی‌های شاه بدون استثناء صحیح از آب در می‌آیند. سپس به مسئله جزایر تنب و ابوموسی پرداختیم .سفیر گفت، «ما بنا بر قول و قرارهایمان در قبال شیخ شارجه و رأس الخیمه متعهدیم، معهذا تشویقشان می‌کنیم تا با ایران به نوعی توافق برسند، مشروط بر این که شما هم اشغال جزایر را موکول کنید به توافق طرفین و یا اجازه آنها و ادعای پس گرفتن جزایر را بر مبنای حق قانونی نداشته باشید : خوب این منطقی است ، اگر هر راه دیگری را برگزینیم با عرب‌ها درگیر خواهیم شد &#8230;</p>
<p>دوشنبه ، 19 آبان 1348شرفیاب شدم . گزارش ملاقات دیروزم را با سفیر انگلیس به عرض رساندم. وقتی به اظهار نظرش در مورد جزایر رسیدم شاه منفجر شد و گفت: «غلط زیادی کرده است . این جزایر متعلق به ما هستند .گفتم : ما باید عملی فکر کنیم. هدف اصلی اعلیحضرت در اشغال جزایر تقویت قدرت دفاعی ما در خلیج فارس است. اعلیحضرت قبلا اعلام کرده بودند که اگر نفتی در این جزایر پیدا بشود بین ما و عرب‌ها تقسیم خواهند کرد. بنابراین هدف ما اشغال است نه مالکیت.شاه اظهار نظری نکرد ولی متوجه شدم که حرفهایم چندان خوش آیند نبوده است.</p>
<p>شنبه، 29 آذر 1348شیخ رأس الخیمه به دعوت وزیر امور خارجه ما، که امیدوار است با او بر سر استرداد جزایر تنب به توافقی برسد، در تهران است. من در حال حاضر امکان توافقی را نمی‌بینم، ضمنا شیخ خیلی محتاط است مبادا از طرف سایر کشورهای عربی برای دادن خاک عرب‌ها به ایران، به خیانت متهم شود. عجب اهانتی! عرب‌ها فقط به دلیل این که امپراتوری انگلیس این جزایر را از ما غصب کرد، صاحب آن شده اند، و حالا چنان از آنها صحبت می‌کنند که گویی ارث پدرشان است.</p>
<p>شنبه، 15 فروردین 1349&#8230;&#8230; شام در کاخ ملکه مادر صرف شد. در مورد مسایل گوناگون بحث شد از جمله بحرین.شاه گفت ، چند نفری پرسیده‌اند چرا مسئله بحرین به نحوی به مجلس عرضه شده که تمام مسؤولیت را بر عهده بگیرد؟ اما به قول خودشان، « این بحث و جدال‌ها در شأن من نیست، اگر مردم ایران درک نمی‌کنند که من حاضرم زندگی‌ام را برای آنها فدا کنم، چرا خودم را درگیر این کنم که کی چقدر مسؤولیت قبول می‌کند؟ از طرفی دیگر، اگر فداکاری من درک بشود، در آن صورت، دیگر دلیلی برای نگرانی ندارم.»این حرف‌ها در کمال صمیمیت بیان شد، چون فقط در حضور دوستان بسیار خصوصی گفته شد.</p>
<p>دوشنبه ، 17 فروردین 1349ساعت پنج بعد از ظهر نخست وزیر را در کاخ نیاوران ملاقات کردم. درباره مسایل جاری صحبت کردیم. چهره نخست وزیر گرفته بود. همانطور که پیش بینی می‌کردیم، روس‌ها نسبت به اقدام اوتانت در مورد بحرین اعتراض کرده و گفته‌اند که از حدود مسئولیتش فراتر رفته، و قبلا از شورای امنیت تأییدیه نگرفته است؛‌علی رغم این که پادگونی در سفر اخیرش به تهران از این سیاست بسیار تعریف کرد و آن را مورد حمایت قرار داد. البته مسئله اصول مطرح است. شوروی‌ها خوش ندارند دبیرکل سازمان ملل بدون تأیید روس‌ها بر یک رأی‌گیری عمومی ریاست داشته باشد. طبیعی است که حساب کرده‌اند اگر در این مورد دبیر کل را تأیید بکنند، در آینده اگر بخواهید همین عمل را در مورد چکسلواکی بکند، تکلیف آنها چه می‌شود.ممکن است اعتراض‌های دیگری هم داشته باشند؛ چه بسا می‌خواهند لطفی بکنند در حق عوامل ناراضی اینجا و عراق، که مخالف روابط دوستانه میان ایران و بحرین هستند، یا هوای عرب‌هایی را داشته باشند که بعضی‌هایشان در کمال ساده‌لوحی تصور می‌کنند رأی مجمع عمومی سازمان ممل نتیجه‌اش اتحاد ایران و بحرین خواهد بود.</p>
<p>جمعه 21 فروردین 1349:یک خبر داخلی مایه دلخوشی است. در مسابقه نهایی فوتبال جام آسیا که در تهران برگزار شد ایران دو بر یک اسراییل را شکست داد. جشن وشادی شهر را فرا گرفت. در استادیوم امجدیه، 30000 تماشاچی بلند شدند و با هم سرود ملی را خواندند، و جشن و سرور تا سحر ادامه پیدا کرد. شاه شانس آود که کسی از فرصت استفاده نکرد تا در مورد بحرین تظاهرات کند. موضوع اخیر به کلی از یادها رفته است. گروهی از فرصت استفاده کردند و شعارهای شدید ضد اسراییلی دادند، که در ایران بی‌سابقه است . شاه این را از چشم کمونیست‌ها می‌بیند.</p>
<p>سه شنبه،‌17 اردیبهشت 1349&#8230;. شورای امنیت سازمان ملل متحد در خواست اکثریت را مبنی بر استقلال کامل بحرین تصویب کرد. نماینده ما در سازمان ملل بلافاصله قول حمایت ایران را ارائه کرد. شنیدن خبر این قضیه از رادیو تهران بسیار جالب بود ـ گوینده خبر چنان با افتخار و غرور آن را خواند که گویی هم اکنون بحرین را فتح کرده‌ایم.</p>
<p>جمعه ، 27 اردیبهشت 1349صبح امروز رفتم سواری &#8230;. به دستور شاه سفیر انگلیس را فرا خواندم تا این پیغام را به او بدهم : «اگر شیوخ شارجه و ام‌القوین اقدام به حفر چاه‌های نفت در آب‌های ابوموسی بکنند، ایران از دخالت نظامی خودداری نخواهد کرد. و انگلیسی‌ها بهتر است بدانند اگر از شیوخ پشتیبانی بکنند، با ما طرف خواهند بود. و چنین رودررویی بین ایران و انگلیس نتایج مثبتی نخواهد داشت. و راه را برای بسیاری مسایل صاف خواهد کرد. اولا غرور ایرانیان ارضاء خواهد شد، و پس از شکست دادن انگلیسی‌ها ما را در موقعیتی قرار می‌گیریم که شیوخ را وادار کنیم شرایط ما را در مورد جزایر بپذیرند».سفیر از من تقاضا کرد که از هر گونه درگیری در مورد ابوموسی خودداری کنیم؛‌ اگر موقعیت ایجاب کند ایران می‌تواند کتبا اعتراض کند. او هم به سهم خود قول می‌دهد. تمام تلاش خود را به خرج دهد تا از حفاری در اطراف جزیره ممانعت به عمل آید، هر چند شیخ شارجه امتیاز آن را از قبل به شرکت نفت اکسیدنتال داده است.خدا را شکر که او سر قولش ایستاد . هم اکنون بی بی سی اعلام کرد که همه نوع حفاری در اطراف ابوموسی ، به دلیل بروز اختلاف میان شارجه و ام‌القوین در مورد ادعاهای هر کدام نسبت به فلات قاره ، متوقف شده است.</p>
<p>شنبه ، 28 اردیبهشت ـ جمعه، 8 خرداد 1349شیخ راشد حاکم دوبی در تهران بود و مذاکرات من با او وقتی برای نوشتن این خاطرات باقی نگذاشت .شنبه پیش ملکه عازم اصفهان شد تا از بناها و یادبودهای این شهر قدیمی که سخت مورد بی‌توجهی قرار گرفته، بازدید به عمل آورد. باید خدا را شکر کنیم که او به این مسایل علاقه‌مند است. پس از همراهی او به فرودگاه برگشتم و شرفیاب شدم.</p>
<p>جمعه، 9 خرداد 1349&#8230;. سفیر انگلیس را احضار کردم. به او گفتم شاه احساس می‌کند که انگلیسی‌ها در مورد جزایر کوچکتر‌ین اقدامی به عمل نیاورده‌اند. در مورد جزایر به او هشدار دادم که اگر در اسرع وقت اقدامی به عمل نیاورند تمام اعتبارشان را از دست خواهند داد.پرسید، به چه دلیل ما تا این حد در مورد حاکمیت قانونی بر این جزایر اصرار می‌ورزیم؟ چرا به سادگی آنها را اشغال نمی‌کنیم. و مشکل را با یک حرکت قاطع حل نمی‌کنیم . پیشنهادش واقعا متعارف انگلیسی‌ها بود، که از قضا من هم با آن موافقم.مأموریت مهم دیگری هم از طرف شاه داشتم که از سفیر بخواهم از جانب ما برای دریافت وامی با بهره کم از کویت دخالت کند؛ مبلغی در حدود 100 میلیون لیره، بابت خرید لوازم نظامی و غیره از انگلستان.شاه آدم زیرکی است، و خوب می‌داند چه موقع برگ برنده‌اش را رو کند. به سفیر هشدار دادم که جز شاه و من کسی از این قضه وام از کویت خبر ندارد. و این ارقام در هیچ یک از آمار رسمی وام‌های کشور مندرج نخواهد شد. سرانجام ، بار دیگر تکرار کردم که اگر کشور ثالثی اقدام به حفاری در اطراف آب‌های ابوموسی بکند، ما به زور متوسل خواهیم شد.</p>
<p>شنبه، 10 خرداد 1349شرفیابی &#8230; به شاه در مورد گفته تحریک آمیز ولیعهد دوبی پیش از ترک تهران گزارش دادم، گفته بود، «ما همه چاکران وفادار اعلیحضرت فارس هستیم. ما را رهنمایی کنید». افزودم که نیاز داریم برای سیاستمان در خلیج فارس استراتژی‌های گوناگون در نظر بگیریم. تا اگر یکی موفق نشد، استراتژی‌های دیگر را به کار ببندیم. به عنوان مثال، در مورد فدراسیون امارات، آیا ما باید نقش نگهبان آنها را به عهده بگیریم یا باید با تک تک اعضا به توافق جداگانه برسیم؟ تمام این راه حل‌ها باید بررسی شود و گزارش کاملی به شاه داده شود.شاه در پاسخ گفت، در حال حاضر، راه ما مشخص است. باید تمهیدی به کار ببندیم که هر یک از آنها موافقت‌نامه مالی جداگانه‌ای در مورد دفاع با ما امضاء کند.گفتم: بی‌تردید نقشه فوق‌العاده‌ای است، اما همچنان باید راه‌های دیگر را نیز بررسی کنیم. از هر چه بگذریم،‌آیا حقیقتا انتظار داریم که نیروی نظامی ایران چنین مسؤولیت وسیعی را بر عهده بگیرد؟ آیا این به نفع ماست؟شاه از این حرف من که اشاره‌ای به بی‌کفایتی ارتش داشت خشمگین شد. ولی وظیفه من روشن است، صابون خطر سرپیچی را به تنم مالیدم و گفتم، «عجیب است که اعلیحضرت این چنین خشمگین شدند. ولی وقتی ار بیخ پیدا کند، جنگ و رژه ارتش دو چیز کاملا مجزاست. اعلیحضرت می‌خواهند که ایران قدرت حاکم خلیج فارس باشد. اما پیش از آن باید قابلیت واقعی ارتشمان را ارزیابی کنیم، و این ارزیابی باید در کمال واقع بینی صورت بگیرد.</p>
<p>دوشنبه ،‌12 خرداد 1349&#8230;. روز پرمشغله‌ای بود. ساعت هفت صبح امروز را با مذاکره برای خرید هلیکوپترهای شینوک آغاز کردم. شاه علاقه خاصی نسبت به این معامله دارد. خود هلیکوپترها قادرند 40 نفر را در جا نقل و انتقال بدهند . بعد سفیر انگلیس آمد تا متن نامه‌ای را که دولت متبوعش به شیوخ‌ام القوین و عجمان فرستاده است، به من نشان دهد. شیوخ اکیدا از اقدام به حفاری در اطراف ابوموسی بر حذر شده‌اند، در وهله اول به دلیل ادعایی که شارجه نسبت به جزیره کرده است.سفیر در شرایطی نبود تا نسخه‌ای از نامه را به من بدهد ولی لب مطلب از این قرار بود:1-کشور ثالثی باید به دعوت شود تا اختلافات میان عجمان و ام القوین را سرو سامان بدهد2-شارجه نسبت به حفاری در این مناطق نباید ادعایی داشته باشد3-تمام طرفین باید نسبت به علائق ایران در منطقه ، هوشیار باشندموضع ایران در ارتباط با ابوموسی باید در اسرع وقت روشن شود.بنابر اظهار سفیر، «با بر هم زدن روابط میان شیوخ، ما جلو حفاری را می‌گیریم بی‌ آنکه لزومی به دخالت نظامی ایران پیش بیاید. در این میان به آنها یاد‌آور شده‌ایم که انگلستان تا دوازده ماه دیگر نیروهای خود را از خلیج فارس خارج خواهد کرد، و از آن پس امارات عربی رأسا با ایران رودررو خواهند بود که کشوری است به مراتب قویتر از هر کدام از آنها. آنها حق حفاری دوباره را ندارند تا این که مسئله ادعای ایران حل و فصل شود. اما باید اضافه کنم، که شرکت نفت اکسیدنتال، به امید راه‌ اندازی حفاری‌های اکتشافی، اعمال فشارهایی می‌کند».در پاسخ گفتم که ، «ایران کمترین علاقه‌ای به منافع نفتی ابوموسی ندارد و فقط می‌خواهد از آنجا به عنوان پایگاه نظامی استفاده کند. نکته‌ای که لزوما با منافع نمایندگان کمپانی‌های نفتی منافاتی ندارد. اما چند تا از شیوخ در سفرهایشان به تهران و ملاقات با شاه اظهار داشته‌اند که انگلستان آنها را از هر نوع قرار و مداری با ایران منع می‌کند، که کاملا با قول شما در مورد اعمال سازش مغایرت دارد».سفیر این اتهام را رد کرد و گفت، شاه که می‌دانید عرب‌ها چه دروغ‌گوهایی هستند.گفتم: بله عرب‌ها دروغگویی را از شما انگلیسیها یاد گرفته اند!</p>
<p>دوشنبه 27 خرداد1349امروز بعدازظهر را به مدت سه ساعت، با سفیر انگلیس گذراندم. در مورد امارات رک و پوست کنده حرفم را زدم، &#8220;شما طرف کی هستید؟ ما هیچ وقت گستاخی شما را فراموش نمی‌کنیم . چرا اجازه می‌دهید این شیوخ به آزادی در تمام جهان عرب سفر کنند و سوء تفاهم‌های بیشتری در مورد جزایر به وجود آورند؟ قصدتان چیست؟ وقتی اینها به تهران می‌آیند، هرگز اتفاقی نمی‌افتد جز رد و بدل کردن تعارف‌های دیپلماتیک‌. چرا هیچ کمکی نمی‌کنید. همین قدر بدانید که این جزایر تحت هر شرایطی متعلق به ماست، هر چه پیش آید.&#8221;او هم گفت، برای دفاع از جزایر ما هم زور را با زور پاسخ خواهیم گفت.گفتم هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید. این جزایر حتی اگر این اهمیت استراتژیک را هم نداشتند باز هم برای مردم ایران از اهمیت زیادی برخوردار بودند و شما نمی‌توانید با افکار عمومی بازی بکنید. ما دست از بحرین برداشتیم. حالا انتظار دارید همین کار را در مورد این جزایر بکنیم. لابد بعدا هم باید در مورد خوزستان تسلیم ملی‌گراهای عرب بشویم. شماها دارید با دم شیر بازی می‌کنید و در مقام دولت شما، وظیفه من است که به شما هشدار بدهم. قول‌های شما همیشه توخالی از آب در آمده‌اند. در پایان این محاکمه ، سفیر اعتراف کرد که در طول دو هفته گذشته به حدی ناراحت بوده که شب‌ها خوابش نمی‌برده است. «من حقیقتا نمی‌دانم به شما چه بگویم، یا به لندن چه گزارش کنم. تازه لندن دست و پایش را گم کرده که جواب شیوخ را چه بدهد. همه دچار دردسر شده‌ایم.»پیش از رفتن یک نکته را هم خصوصی به من گفت، «پس از عرض حال عراق، سفیر شوروی نزد من آمد و پیشنهاد کرد که توصیه نمی‌کند از اشغال جزیر توسط ایران پشتیبانی کنیم. این هم از به اصطلاح رفقای شمالی ایران.»بعد از این ملاقات حال من به قدری بد شد که با تب در رختخواب افتادم . و سه روز است که گرفتار هستم.</p>
<p>سه شنبه ، 28 خرداد 1349شرفیابی برای حضور شیخ خلیفه، نخست وزیر بحرین، که بعدا به ناهار دعوت داشت. با حاکم بحرین شیخ عیسی نسبت نزدیک دارد. در مجموع آدم مطلع و باهوشی به نظر می‌آمد، انگلیسی‌اش درجه یک است .</p>
<p>جمعه ،‌31 خرداد1349با معشوقم دو ساعتی اسب سواری کردیم. علی رغم گرما بسیار دلپذیر بود.با سفیر انگلیس ملاقات کردم . اعتراف کرد موفق نشده شیخ رأس الخیمه را از رفتن به بغداد منع کند. ولی هم او و هم شیخ شارجه را تحت فشار قرار داده‌ایم تا راه حلی برای مشکل جزایر بیابند که در جهت پیشنهاد ایران برای اشغال مشترک جزایر باشد. به آنها تأکید کرده‌ایم که این فرصت نادری است، و به لطف بزرگواری ایران این بهترین راه حل و فصل این مشکل است.سفیر هم مثل شاه معتقد است که خروج انگلستان از خلیج فارس به مرحله‌ای رسیده که جای برگشت ندارد.سر ناهار گزارش این ملاقات را دادم .شاه اظهار داشت، ما همچنان باید مراقب باشیم. شیوخ ممکن است در مورد جزایر با یکی از شرکت‌های نفتی خارجی به توافق برسند . اگر چنین معامله‌ای را نادیده بگیریم، به وضوح پذیرفته‌ایم که ادعای آنها اعتبار دارد&#8230;»</p>
<p>جمعه 30 مرداد1349در مورد مسئله‌ جزایر،‌سفیر گفت نماینده مخصوصی از لندن مأمور شده تا راه حلی برای قضیه بیابد، شخصی است به نام سر ویلیام لوس،‌که قبلا مأمور مقیم دیپلماتیک انگلیس در خلیج فارس بوده است. او کار را به یک شرط پذیرفته؛ این که اختیارات تام داشته باشد تا تمام امکانات موجود را برای حل و فصل قضیه بررسی کند و هرگونه تصمیم از قبل تعیین شده‌ای را ندیده بگیرد. حکومت محافظه‌کار با این شرط موافقت کرده است و اکنون اعتراف می‌کنند که تعهدشان مبنی بر جلوگیری از خروج انگلیسی‌ها از خلیج فارس چیزی جز تبلیغات انتخاباتی نبوده و فقط به قصد رأی آوردن گفته شده است. سفیر همچنین افزود که شیوخ شارجه و رأس الخیمه منتظر عربستان سعودی هستند تا به تفاهمی با ایران برسد، ولی سعودی‌ها هم به کلی از زیر بار این قضیه شانه خالی کرده‌اند.</p>
<p>سه شنبه، 31 شهریور 1349شرفیابی &#8230; گزارش ملاقاتم را با سر ویلیام لوس دادم که خواسته بود در مورد حرفی که شاه زده است توضیحی بپرسم. منظور شاه از گفتن این جمله که ایران نسبت به حضور انگلیسی‌ها در خلیج فارس اعتراضی نخواهد داشت مشروط بر این که بر مبنای توافق دو جانبه‌ای با شیوخ باشد، چه بوده است.شاه گفت: «اولا که امارات باید مستقل بشوند؛ فقط در آن صورت است که می‌توانند به نوعی توافق برسند. یکی از شرایط به دست آوردن استقلال آنها هم خروج تمام نیروهای خارجی از خلیج فارس است. اگر فدراسیون جدید امارات در نهایت از انگلیسی‌ها دعوت کند که باز گردند، آن وقت مسئله شکل دیگری پیدا می‌کند»</p>
<p>سه شنبه ،‌28 مهر 1349همزمان موفقیتی در مذاکرات نفت تهران به دست آورده‌ایم و فرمول تسهیم سود 50-50 به 45-55 به نفع ما تغییر کرد. همچنین قرار شد در مورد بهای نفت تجدید نظر بشود &#8230; اتفاقی که ذکرش بی مناسبت نیست، این است که سفیر انگلیس به ملاقات من آمد و اعلام کرد شدیدا توصیه می‌کنم مذاکرات را با شرکت‌های نفتی قطع نکنید.این پیام را به شاه رساندم، که علی‌رغم خودداری معمولش ، به سختی می‌توانست آتش خشمش را فرو بنشاند. گفت ، «حالا دیگر انگلیسی‌ها به من توصیه می‌کنند، اگر یک بار دیگر به خودشان جرأت بدهند به من توصیه کنند، چنان پدری ازشان بسوزانم، که جد و آبادشان را یاد کنند. پدر سوخته ها »در مورد مشابه دیگری چند هفته پیش که به جزیره کیش رفته بودیم، صحبت تنب و ابوموسی پیش آمد و شاه گفت، «اگر لازم بشود، آنها را با زور خواهیم گرفت، عرب‌ها و انگلیسی‌ها هم هر گهی دلشان می‌خواهد بخورند.»چنین اعتماد به نفسی حقیقتا باعث غرور است.</p>
<p>جمعه 4 دی 1349برای اولین بار در دویست سال اخیر یک شیخ بحرین سفری رسمی به ایران کرده است . در فرودگاه، شاهپور غلامرضا، نخست وزیر و من از او استقبال کردیم. خیلی جالب است که تا همین اواخر ما از او با عنوان :«شیخ فلان فلان شده و غاصب بحرین » نام می‌بردیم. اما امروز او میهمان عزیز و محترم ماست. ناهار را با شاه صرف کرد که بعدا به او افتخار داد و در اقامتگاه او چای صرف کرد. این هم یکی از اولین‌های دیگر؛ تاکنون سابقه نداشته که شاه دیدار یک شیخ خلیج فارس را پس بدهد. به این موضوع اشاره کردم و گفتم شاید داریم ادب و نزاکت را از حد می‌گذرانیم ولی شاه پاسخ داد که مایل است شیخ یکی از اقمار ایران بشود. شیخ از بازدید شاه بسیار خوشوقت شد.</p>
<p>روز نهم آذر سال 1350 ایران جزایر تنب را اشغال کرده ، و روز بعد پیمان دفاعی منعقده فی مابین انگلیس در شیخ نشین‌ای خلیج فارس (دریای عمان) لغو گردید و بنیاد امارات متحده عربی نهاده شد. رأس الخیمه به عمل ایران اعتراض کرد و یک سال دست به دست کرد تا سرانجام به فدراسیون جدید پیوست. در مورد ابوموسی، ایران و شارجه توافق کردند که منطقه را به دو بخش مساوی تقسیم کنند، و بخش مسکونی جزیره متعلق به شارجه باقی ماند. ایران برای نشان دادن حسن نیتش موافقت کرد که فعالیت های شرکت نفت کرسنت همچنان به روال سابق، در منطقه متعلق به آن و آب‌های اطرافش،ادامه پیدا کند. و به منظور ایجاد تسهیلاتی برای این امر، ایران انگیزه‌های گوناگون مالی به نحوی محرمانه برای شیخ شارجه فراهم آورد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10628/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انقلاب اسلامی در تضاد با تفکر عرب‌هاست</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10621</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10621#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 23:13:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[Pick of the day]]></category>
		<category><![CDATA[ایران و منطقه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[آیدا قجر]]></category>
		<category><![CDATA[بهار عربی]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[شهرزاد فرامرزی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10621</guid>
		<description><![CDATA[در مصر بیشتر مردم متدین هستند ولی این انقلابیون نبودند که به اسلام گراها رای دادند، بلکه گروه بزرگ دیگری در جامعه مصر است که رای خود را به صندوق‌ها انداخته است. بسیاری از مردم مصر در انقلاب نقشی کم رنگ داشته یا اصلا هیچ مشارکتی نداشتند. این گروه بزرگ، حتی اگر بدانند که انقلاب شده است، باز هم از جریان به خوبی مطلع نیستند و زمانی که انتخابات می شود، یک روحانی در مسجد توضیح می دهد و صندوق رای را برایشان می برند و آنها رای می‌دهند. تعداد این افراد اتفاقا کم هم نیست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><em>شهرزاد فرامرزی یکی از مشهورترین خبرنگاران ایرانی در حوزه خاورمیانه است. وی از سال ۱۹۷۸ کار روزنامه‌نگاری خود را با روزنامه اطلاعات در ایران شروع کرد، اما بعد از انقلاب اسلامی و به خاطر تعطیل شدن موقت روزنامه، از ایران خارج شده و به لبنان رفت. در لبنان و از سال 1980 در اوج جنگ داخلی این کشور، همکاری خود را با خبرگزاری آسوشیتدپرس شروع کرد که این همکاری تا سال 2011 و زمان بازنشستگی وی ادامه داشت. فرامرزی در سال 2010 نامزد دریافت جایزه پولیتزر شد. با وی در مورد وضعیت جهان عرب پس از بهار عربی و تاثیر و تاثر آن از تحولات سال‌های اخیر ایران به گفتگو نشستیم.</em></p>
<p><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-10623" title="1" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/1-e1336172115464.jpg" alt="" width="500" height="333" /></a></p>
<p><strong>بیش از یک سال از تحولات دنیای عرب گذشته است. مردم علیه نظام‌های دیکتاتوری که سال‌ها بر این کشورها حکومت می‌کردند، قیام کردند. تاثیر این تحولات بر مردم، خواسته‌ها و افکارشان را چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<p>بهار عربی اول در تونس شروع و سپس در مصر دنبال شد. تونس و مصر بیشتر سکولار بودند و کشورهایی ضد آمریکایی یا ضد اسرائیلی نبودند. در حالی که ما همیشه فکر می‌کردیم جامعه عرب مقابل آمریکا و اسرائیل خواهد بود؛ اما اولویت آنها از بین رفتن دیکتاتوری بود و یک دموکراسی می‌خواستند. تحولات و روند دموکراسی‌خواهی در تونس و مصر بیشتر به دلیل عدم دخالت ارتش موفق بودند. با این حال به نظر می‌رسد تونس به خاطر برگزاری انتخابات موفق تر بود؛ اما در مصر نظام، همان است و در واقع انقلاب آن هنوز تمام نشده است، زیرا مبارک یک نفر در نظام بود و ارتش هنوز در سلطه و قدرت قرار دارد. در انتخابات مجلس نیز اسلام‌گراها برنده شدند.</p>
<p>با این حال این موضوع بدین معنا نیست که انقلابیون اسلامی بودند، ولی آنهایی که در انقلاب شرکت نکردند و بعدتر رای دادند اسلامی ها بودند، این قاعده خصوصا در تونس اتفاق افتاد. بیشتر اسلامگراهای تونسی خارج از کشور بودند در نتیجه دلیل بر این نیست که اسلام‌گراها از نظر سیاسی محبوبیت دارند. بلکه این مردم طبقه متوسط به پایین جامعه هستند که در مصر و تونس اکثریت را تشکیل می‌دهند و به اسلام‌گراها رای داده‌اند. به نظر من این هم نوعی دموکراسی است که از دموکراسی به طور مثال حاکم بر آمریکا بدتر نیست. خود مردم آمریکا چقدر از سیاست مطلع هستند؟ اگر عده ای از راه دموکراسی به قدرت برسند و حالا اسلام گرا نیز باشند، چه اشکالی دارد؟</p>
<p><strong>عده ای معتقدند دلیل اینکه به عنوان مثال در تونس و مصر اسلام‌گراها بیشتر به قدرت رسیدند این است که مردمی که به آنها رای داده اند، موضع دیگری را نمی شناسند یا در دنیای فکری آنها نیست.</strong></p>
<p>در مصر بیشتر مردم متدین هستند و به طور مثال حجاب دارند. این انقلابیون نبودند که به اسلام گراها رای دادند، بلکه گروه بزرگ دیگری در جامعه مصر است که رای خود را به صندوق‌ها انداخته است. بسیاری از مردم مصر در انقلاب نقشی کم رنگ داشته یا اصلا هیچ مشارکتی نداشتند. این گروه بزرگ، حتی اگر بدانند که انقلاب شده است، باز هم از جریان به خوبی مطلع نیستند و زمانی که انتخابات می شود، یک روحانی در مسجد توضیح می دهد و صندوق رای را برایشان می برند و آنها رای می‌دهند. تعداد این افراد اتفاقا کم هم نیست.</p>
<p>در واقع آگاهی آنها در همین حد است که رای می دهند. مشکل مصر و طبقه سکولارش این است که گسترده نیستند؛ دقیقا مثل مثل ایران یا سوریه. سکولارها در شهرهای دورافتاده نیستند و بدین ترتیب خیلی ساده است که اسلام‌گراها برنده انتخابات می‌شوند و ایرادی هم نخواهد داشت.</p>
<p><strong>به نظر شما وجه مشترک کشورهایی که در آنها انقلاب اتفاق افتاد و افتراق آنها با دیگر کشورهای عرب زبان که به طور مثال در خلیج فارس هستند در کجاست؟</strong></p>
<p>در این کشورها دقیقا مانند انقلاب ایران، تابوها شکسته شد و خطوط قرمز چند ده ساله پشت سر گذاشته شد و ترس ها از بین رفت. زمان انقلاب ایران، خیلی از مردمی که به خیابان ها آمده بودند مشکلی با شاه نداشتند یا نمی دانستند که دارند یا قبول نداشتند که مشکل آنها شاه است. آدم های فقیر یا اهالی شهرستان ها فکر می کردند دنیا همین است، اما وقتی اطلاع رسانی صورت می گیرد و مردم آگاه می شوند، تازه متوجه واقعیت می شوند. برای این عده از مردم دموکراسی تعریف خاصی ندارد؛ بلکه مهم این است که به طور مثال پول نفت به او نیز برسد. بتواند در سیاست کشور مشارکت داشته باشد و بدین ترتیب برای شنیدن حقیقت بیشتر، تشنه تر خواهد بود.</p>
<p>بهار عربی در کشورهای بحرین یا عربستان هم تاثیر داشت. اپوزیسیون های این دو کشور نیز فعال هستند؛ اما در کشورهایی مثل لیبی، تونس یا مصر مساله ی ارتش بسیار مهم است و نقش سرنوشت‌سازی ایفا می‌کند. در لیبی ارتش از هم پاشید، در تونس و مصر ارتش دخالت نکرد. انقلاب ایران هم زمانی پیروز شد که ارتش از هم پاشید. به همین دلیل الان حتی اگر مردم ایران حوصله اش را داشته باشند، اتفاقی مانند انقلاب خیلی سخت است؛ چرا که ارتش که در واقع همان سپاه است اجازه نخواهد داد.</p>
<p>در مورد بحرین وضعیت تفاوت می کند. ارتش این کشور بیشتر از افرادی غیر بحرینی تشکیل شده است. حکومت بحرین افرادی از سودان، سوریه، بنگلادش، یمن و اردن آورده که مردم خود بحرین برای این افراد اهمیتی ندارند و بدین ترتیب در سرکوب دلسوزی نخواهند داشت. حکومت به این عده تابعیت بحرینی داده و آنها هم هیچ مساله‌ای برایشان اهمیت ندارد.</p>
<p>در یمن به طور مثال فکر نمیکنم شورشیان اساسا دموکراتیک باشند، بلکه عشایری هستند. در لیبی ارتش از ابتدا هم خیلی قوی نبود و یک عده را از خارج کشور دور هم جمع کرده بود. سران ارتش هم که فرار را بر قرار ترجیح داده و رفتند.</p>
<blockquote><p>من عربستان را یکی از خطرناک ترین کشورهای منطقه می بینم، از ایران هم خطرناک تر و شاید بتوان گفت از اسرائیل هم بدتر. امروز عربستان دیگر مثل گذشته نیست و دقیقا مانند اسرائیل با آمریکا رفتار می کند و آمریکا نمی تواند به آنها «نه» بگوید</p></blockquote>
<p>کویت وضع متفاوتی دارد و با این که نمونه ی مهمی برای کشورهای عربی است، کسی به آن توجه نمی کند. این کشور از قدیم و زمانی که اوایل دهه ی شصت مستقل شد، مجلس داشت و انتخابات معمولا سالم برگزار می شد. البته در چند انتخابات اخیر کمی مساله ی رشوه مطرح شد، اما حتی بزرگ‌ترین و تندروترین اپوزیسیون های کویت با خاندان الصباح مشکلی ندارند. وضعیت در کویت شبیه اردن است که پادشاهی محبوب (ملک عبدالله دوم) دارد. مراکش نیز به همین شکل است. در این کشورها مردم یا حاکمان را دوست دارند یا قبولشان دارند، اما در عربستان وضعیت بدین شکل نیست. خاندان سلطنتی سعود طوری رفتار می‌کند که انگار مردم عربستان شهروند نیستند؛ بلکه تابع ‌آل سعود هستند، چون حتی اسم کشور هم بسته به آل سعود است. البته این کشور از طرف آمریکا و غرب حمایت ویژه ای می شود.</p>
<p><strong>نقش غرب و آمریکا در تحولات دنیای عرب چقدر موثر بوده است؟</strong></p>
<p>اگر بخواهیم این طور نگاه کنیم، باید غرب و عربستان را بیشتر با هم لحاظ کنیم، مثل اتفاقاتی که در یمن و بحرین رخ داد. در مصر عربستان موفق نشد حسنی مبارک را نگه دارد؛ اما در مقابل اکنون از نظر مالی حمایت ویژه ای از سلفی ها کرده و باعث شده که آن ها نیز وارد چرخه قدرت شده و قدرت را به دست بگیرند.</p>
<p><strong>تحولات دنیای عرب بعد از جنبش سبز ایران رخ داد. برخی معتقدند که بهار عربی تاثیر گرفته از جنبش سبز ایران است و برخی معتقدند چون اسلام گراها موفقیت بیشتری آورده اند در نتیجه تاثیر انقلاب سال ۵۷ بوده است. با توجه به شناختی که از کشورهای عرب زبان دارید، به نظر شما این ارتباط چقدر وجود دارد و تا چه اندازه این گمانه زنی ها به واقعیت نزدیک است؟</strong></p>
<p>من فکر می کنم موضوع قیام ایرانی ها و تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از نظر سیاسی یا ایدئولوژی تاثیری بر بهار عربی نداشته است. این تحولات اصلا برای عرب‌ها مهم نبود؛ البته شاید در لبنان و نمونه‌هایی مثل آن، شرایط اندکی فرق داشت و توجه کمی به تحولات ایران می‌شد.</p>
<p>در هر حال احمدی نژاد و ایران در نگاه عرب‌ها به عنوان نماد مقاومت مقابل آمریکا و اسرائیل است و این موضوع در نگاه عرب‌ها به تحولات ایران بسیار مهم است. حتی سکولارها و نخبگان عرب نیز در ابتدا توجهی به تحولات ایران نداشتند، اما بعدتر برایشان خیلی جالب شد. همانطور که نخبگان ایرانی قبلا نسبت به عرب‌ها بی تفاوت بودند، هر چند بعد از تحولات اخیر دیگر ایرانی ها بی تفاوت نیستند.</p>
<p>تنها تاثیری که وجود داشت، مساله استفاده از شبکه های اجتماعی بود. فکر می کنم اگر ایرانی ها قاعده ی استفاده از این شبکه ها را به دست نمی آوردند برای اعراب خیلی بیشتر طول می کشید تا به گستردگی امکانات آن پی ببرند. به نظر من فیلم هایی که پس از تحولات ایران در دنیای مجازی منتشر شد، بر روی اتفاقات آتی در جهان عرب بدین ترتیب تاثیر گذاشت که آنها نقش استفاده از این شبکه ها و فیلم ها را در دنیا دیدند و از همان ابتدای قیام های خود از همان روش ها استفاده کردند. تکنیکی بود که قبلا در ایران استفاده و تاثیر آن مشخص شده بود.</p>
<p><strong>خب گروهی هم هستند که طرفدار نگاه رسمی جمهوری اسلامی‌اند و می‌گویند چون در کشورهای عربی اکثرا اسلام‌گراها به قدرت رسیده‌اند و مردم به آنها رای داده‌اند پس این انقلاب‌ها تاثیر گرفته از انقلاب اسلامی ایران هستند.</strong></p>
<p>فکر نمیکنم تاثیر انقلاب ایران یا جمهوری اسلامی باشد. اتفاقا تاثیر آن در تضاد با فکر عرب‌ها است چون انقلاب ایران سبب شد که القاعده یا سلفی ها روی کار بیایند. رقابت بین عربستان و ایران برای صدور اسلام در گرفت و وضعیت کنونی منطقه، نتیجه مستقیم این رقابت است.</p>
<p>من که مدتی پیش در کشورهای خلیج فارس بودم به چشم دیدم که سنی های آنها هم ضد شیعه شده اند. رسانه های عجیبی شروع به کار کرده اند که روحانیون در آن به «شیعه» فحاشی می کنند. نه به ایران بلکه به شیعه و این در حالی است که کویت شیعه دارد، بحرین و سعودی هم همین طور، ولی تحرکاتی جدی و بی پروا صورت می گیرد که شیعه را کافر می دانند و این را به مردم منتقل می کنند. شیعه الان از اسرائیل هم خطرناک تر معرفی شده است و این به دلیل انقلاب ایران است. سیاست عربستان همواره ضد شیعه بود و امروز در بدترین روزهای خودش است به خصوص بعد از رخدادهای بحرین.</p>
<p>ایجاد بحث و اختلاف سنی ـ شیعه در کشوری که جمعیت آن زیاد نیست، کار اشتباهی است؛ خصوصا وقتی که میان سنی ها هم وضعیت دموکراسی شکل بهتری از شیعه ها ندارد. جنگ شیعه و سنی در بحرین علیه آل خلیفه است. با این حال در بحرین، مشکلی که شیعه ها بوجود آوردند مذهبی کردن بیشتر خواسته ها و فعالیت های خود بود. به طور مثال در میدان لولو که ارتش به مردم حمله کرد و چند نفر کشته شدند، این واقعه را هم مذهبی کردند و میدان مثل روزهای عاشورا شده بود تا بدین ترتیب سنی هایی که با آنها احساس تعاطف می کردند را هم از خودشان زده کردند.</p>
<p>در عراق با آنکه صدام خیلی ضد شیعه بود، اما مردم این گونه نبودند. اکنون اما با تلاش های مخربی که ایران و آمریکا با سیاست هایشان در عراق داشتند این وضعیت حاکم شده است. در بحرین هم همین طور. این نقش را در آنجا عربستان بازی کرد. من عربستان را یکی از خطرناک ترین کشورهای منطقه می بینم، از ایران هم خطرناک تر و شاید بتوان گفت از اسرائیل هم بدتر. امروز عربستان دیگر مثل گذشته نیست و دقیقا مانند اسرائیل با آمریکا رفتار می کند و آمریکا نمی تواند به آنها «نه» بگوید.</p>
<p><strong>بعد از تحولات دنیای عرب، جمهوری اسلامی برای تبلیغات خیلی تلاش کرد. چرا عرب زبان ها هیچ ارتباطی با ایران نداشتند و چرا هیچ اهتمامی به تحولات ایران نشان ندادند؟</strong></p>
<p>برای آنها همین کافی بود که کسی مثل احمدی نژاد مقابل اسرائیل بایستد. از بس که سیاست های اسرائیل و خصوصا آمریکا به این مردم صدمه زد. به خصوص بعد از روی کار امدن اوباما صدمه ی روحی وحشتناکی به عرب‌های منطقه وارد شد. آنها امیدهای زیادی به اوباما داشتند که همه این امیدها نقش بر آب شد. حمایت محکم اوباما از اسرائیل برای ملت‌های منطقه مثل خیانت بود. اوبامایی که می گفت «یک مصری باید با احترام، غرور و عزت نفس زندگی کند»، هیچ وقت این حرف را برای فلسطینی ها نگفت و در واقع به نوعی مایوسشان کرد. عرب‌های منطقه بر عکس تصورات رسانه‌ای، خیلی آدم های فهمیده ای هستند و توجه می کنند، درست برعکس آمریکایی ها. باید گذشت از نژادپرستی علیه آنان و حقیقت را گفت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10621/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Google Map&#8217;s missing Gulf angers Iranians</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10618</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10618#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 21:08:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[News]]></category>
		<category><![CDATA[Google Map]]></category>
		<category><![CDATA[Iran]]></category>
		<category><![CDATA[Persian Gulf]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10618</guid>
		<description><![CDATA["We didn't name every place in the world"]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: ltr;">Iranians have been complaining that Google Maps now has no name on the body of water they call the Persian Gulf and is also known as the Arabian Gulf.</p>
<p style="direction: ltr;">The issue has stirred controversy in recent years between Iranians and Arabs, who each say their name is the only one that should be used.</p>
<p style="direction: ltr;">A Google representative told the BBC it did not name every place in the world.</p>
<p style="direction: ltr;">He said the company also did not want to take any political stance in response to the angry Iranian reaction.</p>
<p style="direction: ltr;">He was unable to provide an example of a similar case of a missing landmark.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8216;No historical justification&#8217;</p>
<p style="direction: ltr;">The fact that the blue space between Iran and Arab Gulf states is now nameless on Google Maps shows just how heated the issue has become.</p>
<p style="direction: ltr;">Iranians say there is absolutely no historical justification for calling it anything but the Persian Gulf.</p>
<p style="direction: ltr;">But there has been increasing pressure from Arab sources to call it the Arabian Gulf &#8211; or at least to use both names.</p>
<p style="direction: ltr;">Several years ago, Iranians launched an internet offensive after National Geographic did just that.</p>
<p style="direction: ltr;">As a result, anyone searching for the Arabian Gulf on Google found a website saying it did not exist.</p>
<p style="direction: ltr;">Still on Google Earth</p>
<p style="direction: ltr;">A number of Iranians have posted on twitter a link to Google Maps with the question: &#8220;Where&#8217;s the Persian Gulf?&#8221;</p>
<p style="direction: ltr;">They could look at Google Earth &#8211; another interactive world map provided by the internet giant.</p>
<p style="direction: ltr;">It still appears there &#8211; as does the alternative, the Arabian Gulf.</p>
<p style="direction: ltr;">(BBC)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10618/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Iranian translator halts hunger strike</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10616</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10616#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 21:06:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[News]]></category>
		<category><![CDATA[Evin]]></category>
		<category><![CDATA[hunger strike]]></category>
		<category><![CDATA[Soleimani Nia]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10616</guid>
		<description><![CDATA[After 28 days happened]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: ltr;">A prominent Iranian literary translator imprisoned since January on unknown charges has suspended his hunger strike after 28 days, a source close to the family said Thursday.</p>
<p style="direction: ltr;">Soleimani Nia had written a letter of protest to the authorities and was told that it would be considered only if he ended his hunger strike, the source said.</p>
<p style="direction: ltr;">For this reason, he has halted his protest for one week to see if the authorities will look at the letter, the contents of which are not known, the source said.</p>
<p style="direction: ltr;">In the course of his 28-day hunger strike, Nia has needed medical treatment on one occasion and remains in a prison hospital ward.</p>
<p style="direction: ltr;">He will be able to consume only non-solid food for a while because of the effects of the hunger strike on his digestive system.</p>
<p style="direction: ltr;">The last time he spoke to his family was a few days ago and very briefly, according to the source.</p>
<p style="direction: ltr;">Nia was in solitary confinement in Tehran&#8217;s Evin prison, notorious for its harsh conditions, for some of his time in custody, the source said last month. He was then moved to a general section of the prison.</p>
<p style="direction: ltr;">Associates have previously described Nia as being physically delicate.</p>
<p style="direction: ltr;">Firoozeh Dumas, an Iranian-American author whose best-selling book &#8220;Funny in Farsi&#8221; Soleimani Nia translated for the Iranian audience, described her friend as &#8220;a very gentle soul.&#8221;</p>
<p style="direction: ltr;">(CNN)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10616/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Khamenei factions look set to dominate in Iran vote</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10613</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10613#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 20:56:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[News]]></category>
		<category><![CDATA[Khamenei]]></category>
		<category><![CDATA[parliamentary election]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10613</guid>
		<description><![CDATA[Run-off parliamentary election ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="direction: ltr;">Iranians voted on Friday in a run-off parliamentary election in which allies of hardline Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei hoped to complete victory over President Mahmoud Ahmadinejad, a conservative increasingly criticised by the clerical elite.</p>
<p style="direction: ltr;">Khamenei&#8217;s expected majority is likely to mean a tougher final year for Ahmadinejad in his second and last term.</p>
<p style="direction: ltr;">With reformists mostly sidelined and opposition leaders under house arrest, the vote is a test of the popularity of Khamenei&#8217;s clerical establishment rather than an opportunity for fundamental change in the way the Islamic Republic is run.</p>
<p style="direction: ltr;">Sixty-five of parliament&#8217;s 290 seats are being contested after Khamenei loyalists led the first round in March. More than 50 percent of seats have already been filled by new members, including a large number of independents, so the Iranian Majles is undergoing an extensive face-lift.</p>
<p style="direction: ltr;">The election will have no major impact on Tehran&#8217;s nuclear row with the West or its foreign affairs, which are already determined by Khamenei.</p>
<p style="direction: ltr;">Its significance lies in gauging just how deep the rivalry between supreme leader and president has become and it could also throw light on possible contenders for next year&#8217;s presidential elections.</p>
<p style="direction: ltr;">Among the five candidates who have already secured seats in Tehran, Gholam-Ali Haddad Adel, a key ally of Khamenei and father-in-law to his son Mojtaba, won most votes.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;We have to wait for the factions to be formed before we can see what happened. But whatever happens the next parliament will not give him (Ahmadinejad) an easy ride. I doubt he&#8217;ll be very happy,&#8221; said analyst Mohammad Marandi of Tehran University.</p>
<p style="direction: ltr;">COMPLEX SYSTEM</p>
<p style="direction: ltr;">The United Front of Principalists &#8211; an alliance of conservative group tied to the Supreme Leader &#8211; was the largest entity in the first round but analysts say Iran&#8217;s political system makes it tricky to forecast candidates&#8217; allegiance.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;This list contains many Ahmadinejad critics &#8230; but many of its candidates are newbies whose true political leaning is uncertain. As such, we don&#8217;t know how they will necessarily behave,&#8221; said Iran analyst Reza Esfandiari.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;Political groupings in Iran are not disciplined, and there is no &#8216;whip&#8217; in the Iranian parliamentary system that coerces MPs to act one way or the other,&#8221; he added.</p>
<p style="direction: ltr;">The waters are muddied by the fact that many successful candidates appeared on the lists of both the pro-Khamenei Principlist Front and the equally hardline, pro-Ahmadinejad Resistance Front, making it difficult to fathom who can count more on the lawmaker in question.</p>
<p style="direction: ltr;">The political persuasion of more than 70 independent candidates elected in the first is also unknown.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;Many of them are from small provinces and are not known politically. But some have been supported by Ahmadinejad during the campaign and so they will very likely tend to support him,&#8221; said Sadeq Zibakalam, an Iranian professor of political science.</p>
<p style="direction: ltr;">AHMADINEJAD&#8217;S LAST STAND</p>
<p style="direction: ltr;">Khamenei swiftly endorsed Ahmadinejad&#8217;s re-election in 2009, rejecting opposition allegations of widespread fraud that led to eight months of unrest.</p>
<p style="direction: ltr;">But a rift opened between the two leaders when Ahmadinejad made several key policy decisions that his critics said were not in line with the supreme leader and undermined the leading political role of clergy.</p>
<p style="direction: ltr;">Even before the current election, Ahmadinejad was already regularly criticised by parliament and, in March, he became the first president in the Islamic Republic&#8217;s history to be summoned to the assembly for questioning.</p>
<p style="direction: ltr;">Parliament, which has the power to impeach the president, accused him of economic mismanagement and making illegal appointments.</p>
<p style="direction: ltr;">In the past months, dozens of Ahmadinejad allies have been detained or dismissed from their posts for being linked to a &#8220;deviant current&#8221; that his rivals say aims to sideline clerics.</p>
<p style="direction: ltr;">Ahmadinejad has inflicted hardship on Iranians, critics say, through soaring inflation caused in part by slashing food and fuel subsidies.</p>
<p style="direction: ltr;">Iran is also under ever-tightening economic sanctions driven by western countries that believe Tehran may be developing nuclear weapons technology, something it denies. It also faces the threat of Israeli military strikes on its nuclear sites.</p>
<p style="direction: ltr;">Tehran resumed nuclear talks with major powers in mid-April after more than a year. A second round of talks is scheduled for May 23 in Baghdad.</p>
<p style="direction: ltr;">Polling stations in 33 constituencies opened at 8 a.m. (0330 GMT) and closed at 9 p.m., electoral official Hassanali Nouri told state media.</p>
<p style="direction: ltr;">Khamenei had called for a high turnout.</p>
<p style="direction: ltr;">&#8220;My suggestion is that they (people) should take the second round as seriously as the first round. The higher the number of votes for lawmakers &#8230; the better they can work,&#8221; state television quoted him as saying after he cast his vote.</p>
<p style="direction: ltr;">One voter, a young man identified only by his first name of Alireza, told state television: &#8220;I will vote because my vote will be a defeat for Iran&#8217;s enemies.&#8221;</p>
<p style="direction: ltr;">Turnout in the first round of parliamentary election was 64 percent. The interior ministry has said final results were expected within 24 hours after the polls close.</p>
<div style="direction: ltr;">The new parliament convenes on May 27</div>
<div style="direction: ltr;">(Reuters)</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10613/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آمریکا: ایران و القاعده روابط خصمانه داشتند</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10611</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10611#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 20:38:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[القاعده]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بن‌لادن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10611</guid>
		<description><![CDATA[انتشار اسناد متعلق به بن‌لادن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی ارتش آمریکا که روز پنج‌شنبه، ۱۴ اردیبهشت، مجموعه‌ای از اسناد کشف شده در محل سکونت بن لادن را منتشر کرد، می‌گوید این اسناد نشان‌دهنده «روابط خصمانه» جمهوری اسلامی و القاعده بوده است.</p>
<p>به گزارش دویچه‌وله،‌ لیام کالینز، مدیر مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی ارتش، در این خصوص به خبرگزاری رویترز گفته است: «این اسناد نشان می‌دهند که رابطه ایران و القاعده خصمانه بوده و بیشتر حول مذاکرات غیرمستقیم بر سر آزادی تعدادی از جهادگرایان (القاعده) بوده است که به همراه خانواده‌های‌شان از سوی جمهوری اسلامی بازداشت شده بودند.»</p>
<p>به دنبال حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، شماری از رهبران عملیاتی القاعده به همراه خانواده‌های خود به ایران گریختند، که دولت ایران آنها را تحت «حصر خانگی» قرار داد.</p>
<p>ایران طی این سال‌ها شماری از این افراد، از جمله برخی از وابستگان اسامه بن لادن، را آزاد کرد، ولی گفته می‌شود که «هم‌چنان شماری از آنها را در اختیار دارد».</p>
<p>مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی ارتش آمریکا ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۷ سند از مجموعه اسناد متعلق به اسامه بن‌لادن را منتشر کرد که در یکی از آنها متعلق به ژوئن ۲۰۰۹ یکی از فرماندهان القاعده خطاب به بن لادن نوشته است که ایرانیان «ماه گذشته تعدادی از برادران» را آزاد کرده است.</p>
<p>به گفته این مرکز، در این نامه تأکید شده است که ایران قصد دارد «در عرض یک هفته» تعدادی دیگر، از جمله احتمالا برخی از اعضای خانواده بن لادن را آزاد کند.</p>
<p>بر اساس تحلیل‌های این مرکز، آزادی برخی از اعضای القاعده، از جمله سیف‌العدل، از سوی ایران نه به دلیل ابراز همدردی با القاعده، بلکه در واکنش به تهدیدهای القاعده و همچنین ربوده شدن یک دیپلمات جمهوری اسلامی در پاکستان بوده است.</p>
<p>حشمت‌الله عطارزاده، دبیر سوم سرکنسولگری ایران در پیشاور پاکستان، نوامبر ۲۰۰۸ (آبان‌ماه ۱۳۸۷) ربوده شد و انگشت اتهام در این آدم‌ربایی به سوی القاعده نشانه رفت. آقای عطارزاده در نهایت در ماه مارس ۲۰۱۰ (فروردین ۱۳۸۹) آزاد شد.</p>
<p>رویترز تأکید می‌کند که علی‌رغم آزادی تعدادی از اعضای خانواده بن لادن از سوی ایران، گزارش‌ها حاکی است که سعد، یکی از پسران بن لادن که در ایران نگهداری می‌شد، سال ۲۰۰۹ کشته شده است.</p>
<p>در یکی از نامه‌های منتشر شده از سوی این مرکز، بن لادن از یکی از اعضای القاعده خواسته است تا نامه‌ای از سعد، به دلیل «اطلاعات مهمی که در خصوص ماهیت حقیقی حکومت ایران» در خود دارد، در آرشیو القاعده نگهداری شود.</p>
<p>رویترز همچنین تأکید کرده است که حتی بعد از آزاد شدن دیپلمات ایرانی، جمهوری اسلامی هم‌چنان یکی از دختران بن‌لادن را به همراه همسرش نزد خود نگاه داشته است.</p>
<p>بن‌لادن ماه مه ۲۰۱۰ در نامه‌ای به یکی از دستیارانش آورده است: «این عادلانه نیست که زنان را از همسران‌شان جدا کنند، بنابراین آنها (جمهوری اسلامی) باید دخترم و همسرش را با هم آزاد کنند.»</p>
<p>در این اسناد همچنین عطیه عبدالرحمن، که برای مدتی پس از مرگ بن لادن و پیش از آن‌که به دست آمریکایی‌ها کشته شود، مرد شماره ۲ القاعده به حساب می‌آمد، با ناراحتی و تلخی از رابطه و مذاکره با ایران صحبت می‌کند.</p>
<p>عطیه عبدالرحمن در نامه‌ای نوشته است: «این جنایتکاران نه برای ما نامه‌ای فرستادند و نه از طریق برادرمان برای ما پیامی فرستادند. چنین رفتاری از جانب آنها چیز غیرمعمولی نیست، بلکه شیوه و طرز تفکر آنها این طوری است. آنها نمی‌خواهند نشان دهند که در حال مذاکره با ما هستند یا به فشارهای وارده از جانب ما پاسخ می‌دهند.»</p>
<p>مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی ارتش آمریکا می‌گوید هنوز به طور دقیق مشخص نیست چه منطقی پشت بازداشت اعضای نظامی القاعده از سوی ایران، آن هم بدون طی مراحل قانونی، نهفته است.</p>
<p>این مرکز می‌گوید احتمال دارد این دستگیری‌ها به منظور بازداشتن القاعده از دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران صورت گرفته باشد یا امکان دارد جمهوری اسلامی اعضای القاعده را برای چانه‌زنی با واشینگتن نزد خود نگاه داشته است.</p>
<p>علی‌رغم این روابط خصمانه، مطالعات این مرکز نشان می‌دهد که پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، گروه القاعده ایران را به عنوان پایگاه جایگزین برای فعالیت‌های خود مد نظر قرار داده بود.</p>
<p>این مرکز تأکید کرده است که سیف العدل، عضو ارشد القاعده که سال‌ها در ایران در حصر خانگی بود، بارها در نوشته‌های عمومی خود خاطرنشان کرده است که القاعده توانسته است با حامیان خود در ایران که مرتبط با گلبدین حکمتیار، جنگ‌سالار افغان، هستند، ارتباط برقرار کند.</p>
<p>در این نوشته‌ها اما هیچ‌گاه اشاره‌ای به ارتباط القاعده با دولت جمهوری اسلامی نشده است.</p>
<p>آمریکا تاکنون بارها ایران را به حمایت از گروه‌های تروریستی، از جمله القاعده متهم کرده است، با این‌ حال تهران همواره از القاعده به عنوان گروه تروریستی یاد کرده است و خبرگزاری‌های جمهوری اسلامی بارها گزارش‌هایی مبنی بر دستگیری اعضای القاعده در ایران منتشر کرده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10611/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تعیین خطوط قرمز ایران در مذاکرات هسته‌ای</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10609</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10609#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 20:37:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[5+1]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات هسته‌ای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10609</guid>
		<description><![CDATA[«تعلیق غنی‌سازی و بستن فردو» ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>معاون شورای عالی امنیت ملی ایران موفقیت مذاکرات بغداد را منوط به برگرداندن پرونده‌ی ایران از شورای امنیت به آژانس انرژی اتمی عنوان کرد. علی‌اکبر صالحی نیز پایان مناقشه هسته‌ای را خواسته ایران و غرب دانست.</p>
<p>به گزارش رادیو فردا و به نقل از علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران، پایان یافتن درگیری بر سر موضوع هسته‌ای نه تنها خواست ایران، بلکه خواست غرب نیز هست. پایان یافتن بحث‌ها پیرامون برنامه هسته‌ای برای ایران به این خاطر مهم است که جمهوری اسلامی به ثبات در بازار نفت از همه نظر علاقه‌مند است.</p>
<p>خبرگزاری مهر با ابراز امیدواری از &#8220;برداشته شدن قدم‌های عملی در مذاکرات بغداد برای ادامه یافتن گفت‌و‌گوها&#8221; اعلام کرده است: «از جانب ما همه کاری انجام خواهد پذیرفت تا روابط مانند گذشته در مسیر خود قرار گیرد و در جهت منافع همه طرف‌ها باشد.»</p>
<p>در همین زمینه علی باقری معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز اعلام کرده است توافق ایران و گروه ۵+۱ در گفتگوهای استانبول، حرکتی رو به جلو در قالب یک فرآیند که مبتنی بر رویکرد گام به گام و اصل عمل متقابل باشد، تعریف شده است.</p>
<p>علی باقری پس از بازگشت از پکن و مسکو و دیدار با هگل اشمیت، معاون رییس شورای سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا اضافه کرده است: «چارچوب این فرآیند تا پیش از نشست بغداد تدوین خواهد شد.»</p>
<p>به گزارش منابع خبری ایران، آقای باقری برگرداندن پرونده ایران از شورای امنیت سازمان ملل متحد به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را گام اصلی در طرح گام به گام روسیه عنوان کرده است.</p>
<p>معاون سیاست خارجی و امور بین‌المللی دبیر شورای عالی امنیت ملی افزوده است که با برگشتن پرونده ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، توافقات آتی ایران با گروه ۵+۱ می‌تواند نشست بغداد را به موفق‌ترین نشست در زمینه پرونده هسته‌‌ای ایران تبدیل کند. در غیر این صورت باید شاهد دورهای بعدی برای مذاکرات بغداد بود.</p>
<p>بر اساس طرح &#8220;گام ‌به ‌گام&#8221; روسیه، دولت جمهوری اسلامی در چارچوب یک جدول زمان‌بندی شده، به سوالات و ابهام‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره جوانب مختلف برنامه هسته‌ای این کشور پاسخ می‌دهد. در هر مرحله، در صورتی که پاسخ ایران از سوی آژانس قانع‌کننده تشخیص داده شد، تدابیری برای تشویق و لغو گام به گام تحریم‌ها در نظر گرفته می‌شود.»</p>
<p>با وجود ابراز امیدواری مقامات مذاکره‌کننده‌ی ایران به گفت‌و‌گو‌های بغداد، علی اصغر سلطانیه نماینده‌ی ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز جمعه ۱۵ اردیبهشت در گفت‌و‌گو با خبرگزاری رویترز از رد کردن تقاضای غرب برای تعلیق غنی‌سازی سخن گفته است.</p>
<p>آقای سلطانیه &#8220;تعلیق غنی‌سازی و بستن سایت زیرزمینی فردو&#8221; را خط قرمز ایران برای مذاکرات استانبول ۲ عنوان کرده است.</p>
<p>پیش از این وزیر خارجه آلمان عصر پنج‌شنبه (۳ مه / ۱۴ اردیبهشت) در جمع کمیته یهودیان آمریکا در واشنگتن گفته بود، هیچ‌گونه تاکتیکی برای به درازا کشاندن گفت‌وگوهای بین‌المللی اتمی را تحمل نخواهد کرد.</p>
<p>گیدو وستروله تصریح کرده بود: «ما ساده نیستیم. صبرمان هم بی‌حد و مرز نیست.» وی افزود که هیچ‌گونه &#8220;بازی با زمان&#8221; تحمل نخواهد شد. وستروله بر همبستگی کشور خود با اسرائیل در مناقشه اتمی با ایران تأکید کرد.</p>
<p>گفت‌وگوهای بین‌المللی با ایران ماه گذشته (آوریل/ اردیبهشت) بعد از وقفه‌ای طولانی آغاز شد. در این مذاکرات که در ‌استانبول برگزار شد نمایندگان آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین، آلمان و ایران شرکت کردند.</p>
<p>دور جدید مذاکرات قدرت‌های دارای حق وتو به‌علاوه‌ی آلمان با ایران در تاریخ ۲۳ ماه مه (۳ خرداد) در بغداد انجام خواهد گرفت. کارشناسان معتقدند که این دور از مذاکرات، آخرین شانس برای جلوگیری از حمله‌ی نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی ایران است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10609/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گوگل: وارد مناقشه سیاسی نام خلیج فارس نمی‌شویم</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10607</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10607#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 20:36:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[خلیج فارس]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10607</guid>
		<description><![CDATA[حذف نام خلیج فارس در نقشه‌های گوگل]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شرکت گوگل به بی‌بی‌سی فارسی گفته است که دلیل نشان ندادن نام خلیج فارس در سرویس نقشه‌اش &#8211; گوگل‌مپز &#8211; این است که می‌خواهد وارد مناقشه‌های سیاسی بر سر نام این دریا نشود.</p>
<p>عده‌ای از کاربران ایرانی در روزهای اخیر متوجه شده‌اند که هیچ گونه نامی برای این آبراهه روی گوگل‌مپز ظاهر نمی‌شود و این موضوع خشم بعضی از کاربران ایرانی را برانگیخته است.</p>
<p>مایکل دالوو، مدیر روابط عمومی شرکت گوگل در بریتانیا به بی‌بی‌سی فارسی گفته این شرکت هیچ گونه &#8220;موضع سیاسی نمی‌گیرد&#8221; و از آن‌جا که &#8220;بعضی از مردم دنیا این آبراهه را Arabian Gulf (خلیج عربی) می‌نامند، برای پرهیز از ورود به یک مناقشه سیاسی، نامی برای این خلیج روی نقشه‌اش ظاهر نمی‌شود.&#8221;</p>
<p>گوگل می‌گوید: &#8220;سیاستش این نیست که همه مناطق جهان را روی سرویس نقشه‌اش نامگذاری کند.&#8221; اما این شرکت مثالی از دریا یا منطقه دیگری در جهان که مثل خلیج فارس، نامی برای آن روی سرویس نقشه‌اش ظاهر نشود، ارائه نکرد.</p>
<p>این در حالی است که در نرم‌افزار دیگر این شرکت به نام گوگل‌ارث، نام‌های خلیج فارس و خلیج عربی در کنار هم نمایش داده می‌شوند.</p>
<p>سخنگوی گوگل به بی‌بی‌سی فارسی گفته این نرم‌افزار کلاً جزئیات بیشتری نسبت به گوگل‌مپز نمایش می‌دهد و عبارت &#8220;خلیج عربی&#8221; را &#8220;برای کمک به کاربرانی که خلیج فارس را به نامی دیگر می‌شناسند&#8221; در نرم‌افزار گوگل‌ارث وارد کرده است.</p>
<p>گوگل گفته سیاست کلی‌اش درباره نام‌ها، استفاده از &#8220;نام‌های مورد استفاده ساکنان منطقه&#8221; است و چون بعضی ساکنان حاشیه جنوبی خلیج فارس از نام دیگر استفاده می‌کنند، آن را در گوگل‌ارث در کنار نام خلیج فارس نمایش می‌دهد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10607/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پس‌لرزه‌های سوریه در منطقه‌ای پر تشنج</title>
		<link>http://tehranreview.net/articles/10599</link>
		<comments>http://tehranreview.net/articles/10599#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 17:22:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ali</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست چین]]></category>
		<category><![CDATA[آلن گرش]]></category>
		<category><![CDATA[بشار اسد]]></category>
		<category><![CDATA[خاورمیانه]]></category>
		<category><![CDATA[سوریه]]></category>
		<category><![CDATA[لوموند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tehranreview.net/?p=10599</guid>
		<description><![CDATA[آلن گرش ـ مداخله جدید خارجی خطر عمیق‌تر شدن تفرقه‌ها را مانند عراق یا لیبی، زنده می‌کند و ممکن است نبرد دموکراتیک را به مبازره مذهبی، و در وهله نخست میان شیعیان و سنی‌ها تغییر دهد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a href="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/alain_gresh1.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-10601" title="alain_gresh" src="http://tehranreview.net/wp-content/uploads/2012/05/alain_gresh1-e1335979208434.jpg" alt="" width="111" height="170" /></a>آلن گرش ـ</strong> پاتریک سیل، روزنامه نگار انگلیسی در سال ١٩۶۵ کتابی نوشته است با عنوان مبارزه برای سوریه (The struggle for syria). این کتاب اثری کلاسیک است در مورد درگیری ها برای کنترل سوریه پس از جنگ جهانی دوم.(١) این مبارزه هم زمان در بستر جنگ سرد میان امریکا و شوروی و نیز «جنگ سرد عربی» جای می گرفت. در آن زمان، مصر جمال عبدالناصر و عربستان سعودی برای کسب هژمونی (برتری) منطقه ای با یکدیگر در جدال بود. این رودرروئی ها تا کوهستان های یمن را در بر گرفت. در آن نیروهای نظامی مصر از جمهوری جوان علیه سلطنت طلبان مسلحی پشتیبانی می کردند که از حکومت ریاض کمک مالی می گرفتند.</p>
<p>از سال های دهه ١٩۵٠ تا جنگ ژوئن ١٩۶٧ با اسرائیل، سوریه دربطن توازن (یا بهتر بگوئیم عدم توازن) منطقه ای قرار داشت. کودتا ها و خونتای نظامی پشت سر هم در دمشق رخ می دادند.</p>
<p>سوریه همچنین در صدر نقاط پر جوش و خروش سال های دهه ١٩۵٠ و ١٩۶٠ بود که خواستار استقلال سیاسی، رشد اقتصادی و ایجاد نظم اجتماعی عادلانه تر و برابری طلبانه بودند. در راس مبارزات و بسیج توده ای، ناسیونالیست های عرب، چپ ها و مارکسیست ها قرار داشتند.</p>
<p>پس از شکست اعراب از اسرائیل در سال ١٩۶٧، خاورمیانه در رکودی فرورفت که به مدت چهل سال ادامه یافت. هیچکدام از این رژیم ها، چه جمهوری یا سلطنتی به کوچکترین اصلاحاتی تن ندادند. نکته بارز آن رکود، خودکامگی، تمرکز ثروت در دستان گروهی کوچک است که خود را فراتر از دولت می دانند و فساد دائمی است. اگر در این دوره، گهگاه انفجارات مردمی نارضایتی پراکنده ای را بازتاب می دادند، به طور عمده ، آن چه که رژیم های عرب را رودرروی هم قرار می داد، داوهای ژئوپولیتیکی بود. این رژیم ها به خاطر موضعگیری شان نسبت به ایالات متحده و اسرائیل دچار تفرقه اند. در همه جا خواست تغییرات و دگرگونی اجتماعی را کنار گذاشته اند.</p>
<p>اگر کمی به عقب برگردیم، دوره پیمان ها در طول زمان تغییر می کرد. در دوران جنگ اول خلیج [فارس] در سال های ١٩٩٠ -١٩٩١، حافظ اسد با واشینگتن ائتلاف کرد، در حالی که اردن ملک حسین از صدام حسین پشتیبانی می کرد. در آستانه انقلاب های عربی در ٢٠١١، دو دستگی، اردوگاه طرفدار آمریکا (عمدتا مصر و عربستان سعودی) را در مقابل اردوگاه «مقاومت» (ایران، سوریه، حماس در فلسطین و حزب الله لبنان) قرار داد.</p>
<p>دمشق از جمله به خاطر هم پیمانی با جمهوری اسلامی دارای موقعیت ممتازی است؛ در مدت سی سال گذشته هیچ گزندی به این پیمان وارد نشده است، حتی با وجود اختلاف نظر بین دو کشور در مورد صلح با اسرائیل که ایران اصولا مخالف آن بوده و سوریه با شرایطی از جمله با بازپس گرفتن بلندی های جولان که از ژوئن ١٩۶٧ در اشغال اسرائیل است، آنرا می پذیرد.</p>
<p>پس از قتل رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان در ١۴ فوریه ٢٠٠۵ و خروج شتاب زده سربازان سوری از لبنان، رژیم سوریه با یک دوره انزوا روبرو شد که عاقبت بشار اسد توانست آنرا از میان ببرد. انعطاف ناپذیری او در مقابل فشارهای دولت جورج بوش که در آرزوی سرنگونی اش بود، پشتیبانی اش از حزب الله در طول جنگ اسرائیل علیه لبنان در تابستان ٢٠٠۶ و سپس حمایتش از حماس در جریان تهاجم اسرائیل به غزه در دسامبر ٢٠٠٨ تا ژانویه ٢٠٠٩ چهره «قطب مقاومت» را که از او ساخته بودند، تقویت کرد. به طوری که اخوان المسلمین سوریه به مخالفت خود – به طور موقت- پایان دادند.</p>
<p>این وجهه دارو دسته اسد را دچار توهم کرد که گویا کشورش از جنبشی که در سال ٢٠١١ منطقه را فرا گرفته بود، بر کنار خواهد ماند. در جهان نیز، این وجهه باعث شد که برخی جنبش های ضد امپریالیست که میزان دگرگونی ناشی از انقلاب های عرب را درست ارزیابی نمی کنند، به اشتباه ، رودرورئی پیرامون سوریه را فقط به بعد ژئو پولیتیکی آن کاهش دهند. (٢)</p>
<p>تحلیل نادرست، محاسبه غلط. رژیم همان عیبی را دارد که سراسر منطقه را آزار می دهد: خودکامگی و استبداد قدرت حاکمه، چپاول ثروت ها و لیبرالی شدن اقتصاد که نابرابری ها را افزایش می دهد، عدم توانائی پاسخ به امیال نسل جوانی که پر جمعیت تر و آموزش دیده تر از نسل های پیشین است.</p>
<p>بی اعتنائی به این امیدها، وحشی گری بی حد سرکوب، رودرروئی خشونت بار را افزایش داده و نظامی شدن بخشی از قیام را تقویت کرده است. در حالی که در ابتدا، جنبش در اکثریت قابل توجه آن چون جنبش مصر، غیر خشونت بار اعلام می شد. خطر چرخش درگیری ها به سوی برخوردهای مذهبی بیشتر شده است. رژیم از استفاده از این ورق برای ترساندن علوی ها (٣) و مسیحیان درنگی به خود راه نمی دهد.</p>
<p>با این وجود، اپوزیسیون از دادن ضمانت های جدی برای آینده ناتوان است. مخالفان حتی با پشت کردن برخی از پشتیبانانش روبرو شده است. کردها که از نخستین تظاهرکنندگان بودند (از جمله برای کسب کارت شناسائی ملی که ازآن محروم بودند)، به دلیل عدم شناسائی حقوق شان از سوی شورای ملی سوریه از آن فاصله گرفته اند. رژیم نیز به نوبه خود، با موفقیت های کم و بیش، توانسته است فعالیت های حزب کارگران کردستان (پ کا کا) را دوباره به راه اندازد، امری که در جریان رودرروئی اش با ترکیه در سال های دهه ١٩٩٠ مورد استفاده قرار داده بود. این حزب هنوز در میان کردهای سوریه محبوبیت دارد (۴)</p>
<h3><strong>مترسک شیعه</strong></h3>
<p>انشعاب جدیدی در درون شورای ملی سوریه رخ داده است. حیثام المله و کمال لابوآنی، زندانیان سیاسی پیشین، هم نوائی شورا را با خارجی ها نکوهش می کنند. عمار قرابی، رئیس پیشین سازمان دفاع از حقوق انسانی سوریه و رهبر جنبش ملی برای تغییرات به شورای ملی سوریه خرده می گیرد که مبارزان علوی و ترکمن را منزوی ساخته است. (۵) اما مسیحیان که شاهد پناهندگی ده ها هزار نفر از هم کیشان عراقی شان بودند، با اضطراب به رشد اسلام گرایان می نگرند و نیز از شعارهای ضد مسیحی و ضد علوی بخشی از تظاهرکنندگان نگرانند.</p>
<p>شورای ملی سوریه با اعتراض شماری از مخالفان از جمله هماهنگی ملی برای تغییرات دموکراتیک روبروست که با مذهبی و نظامی شدن شورش و نیز مداخله نظامی بیگانه مخالفند. این شورا با انشعابات پی در پی تجزیه شده و کمیته های محلی آن را رد کرده و اسلامگرایان بر آن مسلط بوده ولی چند چهره لیبرال ویترین آن هستند. وابستگی آن به کشورهای غربی و امیرنشین های خلیج فارس با استقبال منفی روبرو شده است.</p>
<p>انسداد کامل است. اپوزیسیون قادر به برانگیختن سقوط رژیم نیست. رژیم نیز از نابودی جنبشی ناتوان است که اراده و شجاعتش در فداکاری شگفت آور است. بازگشت به وضع پیشین غیر ممکن است و کنترل قدرت حاکمه بر روح و جان و بر جامعه ای سیاسی شده در طول ماه ها، هرگز میسر نخواهد شد. اصلاحات اعلام شده از سوی رژیم دمشق (قانون اساسی جدید، عفو های مکرر، و غیره) هیچ بردی ندارد. بخش های امنیتی حکومت و ارتش برای نابودی ، بمباران و شکنجه هر آن که دلشان بخواهد، چک سفید دریافت کرده اند.</p>
<p>همزمان، خطر یک جنگ داخلی واقعی است و حتی امکان سرایت آن به لبنان و عراق نیز وجود خواهد داشت. مداخله نظامی خارجی آتش درگیری های فرقه ای را تند تر کرده و تفنگ به عنوان تنها داور دسته بندی های مذهبی درخواهد آمد. این مداخله احتمالی، می تواند ضربه مهلکی به روند دموکراتیزه شدن در منطقه بزند.</p>
<p>باوجود این، انتخاب منحصر به راه حل نظامی نیست. فشارهای اقتصادی بر سوریه (که به شرط هدف گرفتن رهبران حکومت و نه مردم می توان تشدیدش کرد) هم اکنون یک بخش از بورژوازی طرفدار رژیم را به تعمق واداشته است. از سوی دیگر، ماموریت نخست ناظران اتحادیه عرب با وجود مشکلات رودررو، به کاهش خشونت ها انجامیده بود. عربستان سعودی بود که بازگشت آنان را تحمیل کرد و گزارش آن ها را نیز به خاک سپرد. این گزارش با برخورد ساده گرایانه رسانه ها خوانائی نداشت. بازگشت مجدد آن ها به سوریه و گسترش ماموریت شان، احتمالا قدمی به جلو خواهد بود. بالاخره، روسیه و چین را باید به تلاش های مذاکره برای یک مرحله گذار ملحق کرد. برخی پیش می کشند که آیا می توان با یک رژیم قاتل مذاکره کرد؟ در آمریکای لاتین، گذار به دموکراسی با عفو نظامیان میسر شد، حتی اگر می توان متاسف بود که آنان به مدت سی سال از آن بهره مند بودند.</p>
<p>این راه باریک و پر نشیب ، آن نیست که غالب بازیگران خارجی پیشنهاد می کنند و اوضاع را به رودروئی عظیم میان دیکتاتور و دموکراسی کاهش می دهند. باوجود این، کی باور می کند که رژیم سعودی خواهان استقرار دموکراسی در دمشق است. رژیمی که به هیچ مجلس منتخب اعتقاد ندارد؟ رژیمی که وزیر کشورش اعلام کرد که تظاهرات شیعیان در شرق کشور«شکل جدیدی از تروریسم» (۶) است؟ رژیمی که دانشجویانی را که علیه کیفیت پائین دروس دانشگاهی در اوایل ماه مارس جاری در ابحا بسیج شده بودند، باخشونت کامل سرکوب کرد؟</p>
<p>عربستان سعودی که از تضعیف ایالات متحده در منطقه نگران است، با «حاکمیت شیعیان» در عراق مخالف بوده، در راس ضد انقلاب منطقه قرار گرفته و بدون توفیق، شورش بحرین را درهم کوبید. عربستان سعودی مخالفان سوریه را مسلح کرده و از این پس، با علم کردن مترسک شیعه، تلاش می کند اکثریت سنی را حول ضدیت با شیعیان و «پارسی» ها با خود همراه کند.</p>
<h3><strong>بردباری مردم</strong></h3>
<p>ریاض گفتمان «همبستگی سنی» را از نوبه میان کشید و نیت از آن، تکیه بر حاکمیت اخوان المسلمین در تونس، قاهره، مراکش و شاید در آینده در لیبی است، حتی اگر در دهه های اخیر روابط اخوان المسلمین و ریاض نفرت بار بوده است. اما، داده ها نا روشنند، اخوان المسلمین در مورد راه های مورد انتخاب دچار انشعاب شد، همان طوری که خودداری حکومت تونس با هر گونه مداخله خارجی در سوریه یا مبارزه در درون حماس که دفتر مرکزی اش را در سوریه رها کرد، از نشانه های آن است. صلاح البردعویل، عضو دفتر سیاسی حماس حتی اعلام کرده که در صورت جنگ میان ایران و اسرائیل «حماس دخالت نخواهد کرد»؛ محمود الظهار رهبر دیگر حماس این موضع را رد کرده است (٧). زیرا، ایده پیمان گسترده سنی علیه ایران و سوریه، یک بار دیگر، با مسئله فلسطین مواجه شده است. چه کسی می تواند جای سوریه و ایران را در مقاومت به استراتژی اسرائیل بگیرد؟ واشنگتن به نوبه خود، در جستجوی سست کردن یکی از پایه های «محور شر» و پس از آن ایران است که بنیامین نتان یاهو نخست وزیر اسرائیل، همچنان رویای بمبارانش را در سر می پروراند. ایالات متحده آمریکا پس از ترک عراق بدون کسب افتخاری، با گیر کردن در افغانستان که نه فقط از سوی طالبان بلکه از طرف اهالی نیز از «خبط» های نیروهای آمریکائی به تنگ آمده اند ، بی آبرو شده است،بزودی آن جا را نیز رها خواهد کرد، به نظر نمی آید که آماده درگیر شدن در ماجرای نظامی جدیدی در سوریه باشد. گر چه در سقوط بشار اسد، راهی برای کسب مواضع جدیدی در منطقه می بیند. آیا، آنان همچون لیبی به مداخله نظامی تن در خواهند داد؟ آیا، خطر بی ثباتی در این کشور را که از هم اکنون با تحرکات جهادگران و جنگجویان القاعده مواجه است، به جان خواهد خرید؟</p>
<p>اما اسرائیل، شاید بتوان موضع مقامات آن کشور را از زبان افرائیم هالوی، رئیس پیشین موساد و مشاور ملی پیشین امنیت شنید که توضیح می دهد که سرنگونی رژیم دمشق، همراه با تضعیف تعیین کننده ایران، امکان خواهد داد تا از بمباران ایران احتراز کرد (٨). ولی رهبران اسرائیل می دانند که هر موضعگیری علنی در این جهت، بیش از همه، به ضرر اپوزیسییون سوریه تمام خواهد شد. برخی صداها در اسرائیل از پیامدهای یک جنگ داخلی در سوریه نگرانند که می تواند به آرامش حاکم در مرزهای دوکشور پایان دهد.</p>
<p>سرانجام، روسیه و چین، به نوبه خود، از قدرت گیری اسلام گرایان و یک جانبه گرائی اروپا و آمریکا نگرانند. این دو کشور، پس از وتوی قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل متحد، در ٢١ مارس بیانیه مشترکی منتشر کردند که در آن از راه گذار دموکراتیک از طریق مذاکره حمایت می کنند.</p>
<p>تمام این تکاپوها در خاورمیانه ای رخ می دهد که در اثر جنگ های امریکا (افغانستان و عراق) و اسرائیل (لبنان و فلسطین) بی ثبات شده است. اوضاع از این قرار است: دولت های تضعیف شده؛ نقش فزاینده میلیشیای غالبا مسلح به سلاح های متداول از جمله موشک (عراق، کردستان، افغانستان، لبنان، فلسطین)؛ تنش های میان فرقه ای که اقلیت ها را تهدید می کند و غیره.</p>
<p>شورش های عرب در چنین شرایطی رخ داده است. مطالبات آنان، آزادی و کرامت، دموکراسی و عدالت اجتماعی است. گرچه، این شورش ها رئیس جمهوری تونس، مصر، لیبی و یمن را سرنگون کرده اند، ولی شواهد حاکی از پدیدار شدن یاس در افکار عمومی غرب است. همان طوری که پیتر هارلینگ مدیر بخش امور مصر، لبنان و سوریه در «اینترناشنال کرایزیس گروپ» توضیح می دهد، با وجود این «به هیچ وجه شگفت آور نیست که لحظه درخشان انقلاب های کوتاه در تونس و مصر، در حال تبدیل به اختلال بزرگی است. تقریبا در همه جهان عرب، شاهد مذاکره مجدد، کم و بیش خشونت بار و جاه طلبانه هستیم، که به نوعی قرارداد اجتماعی می ماند. در این منطقه در غلیان که «مدل تونسی» تا اقصی نقاط سوریه مورد بحث و جدل است، ارتباط نیرومندی به پیچیدگی های این موارد خاص افزوده می شود. (٩)»</p>
<p>آیا «زمستان اسلامگرائی در راه است؟» یا رودروروئی های مذهبی؟ قلع و قمع جنبش در سوریه و مصر؟ نمی توان هیچکدام از فرضیه های یادشده را به کناری گذاشت. اما، در همه این فرضیه ها، نیروی اعتراضات، دلبستگی به انتخابات دموکراتیک و بردباری فوق العاده مردم در بحرین و نیز سوریه نادیده گرفته شده است. خلق های این کشورها، همه با حفظ همبستگی خود با آرمان فلسطین که همچنان زنده است با مبارزات اجتماعی و دموکراتیک که از سال ١٩۶٧ بی حرکت مانده بود، تجدید عهد می کنند. در چنین شرایطی، مداخله جدید خارجی خطر عمیق تر شدن تفرقه ها را همانطوری که در عراق یا لیبی شاهدش هستیم، زنده می کند و ممکن است نبرد دموکراتیک را به مبازره مذهبی ، و در وهله نخست میان شیعیان و سنی ها تغییر دهد.</p>
<hr />
<p><strong>پاورقی ها:</strong></p>
<p>١ – Patrick Seale, The Struggle for Syria : A Study in Post-war Arab Politics, 1945-1958, Oxford University Press, Londres – New York, 1965.</p>
<p>٢ – در مورد مباحثات چپ لبنان به مقاله زیر نگاه کنید: Nicolas Dot-Pouillard, « Resistance » / « revolution » : un dilemme libanais face à la crise syrienne », Les carnets de l’IFPO, 11 janvier 2012, <a href="http://ifpo.hypotheses.org/" rel="nofollow external">http://ifpo.hypotheses.org</a></p>
<p>٣ – اقلیت مذهبی وابسته به شیعه که خانواده اسد و شماری از رهبران سوریه به آن منسوبند.</p>
<p>۴- dogu Ergil, « Syrian Kurds », Today’s Zaman, Istanbul, 21 fevrier 2012.</p>
<p>۵ &#8211; Ipek Yezdani, « Syrian dissidents establish new bloc », Hurriyet Daily News, Istanbul, 21 february 2012 .</p>
<p>۶ &#8211; « State has full right to check rioting, Interior Ministry says », Arab News, 20/02/2012, <a href="http://arabnews.com/" rel="nofollow external">http://arabnews.com</a></p>
<p>٧ &#8211; The Guardian, London, 6 Martch 2012, &amp; the Jerusalem Post, 8 january, 2012.</p>
<p>٨ – « Iran’s Achilles’heel », International Herald Tribune, Paris, 7 February 2012.</p>
<p>٩ – « Le monde arabe est-il vraiment en « hiver » ?, lemonde.fr, 1er fevrier 2012</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>منبع:</strong> <span style="text-decoration: underline;"><a href="http://ir.mondediplo.com/article1810.html" target="_blank">لوموند دیپلماتیک</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tehranreview.net/articles/10599/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Dynamic page generated in 3.355 seconds. -->
<!-- Cached page generated by WP-Super-Cache on 2012-05-17 15:33:16 -->
<!-- Compression = gzip -->
