آیدا قجر
متولد ۱۳۶۱ در کرج و فارغ التحصیل مهندسی نرم افزار کامپیوتر است.
فعالیت در حوزه حقوق زنان را با پیوستن به کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز علیه زنان آغاز کرد و اکنون عضو انجمن روزنامهنگاران زن ایران (رزا) است.
وی همکاری با سایت کانون زنان ایرانی، روزنامه اینترنتی روزآنلاین و سایت شبکه جنبش راه سبز (جرس) را در کارنامه خود دارد.































لائیسیته شعار محوری مبارزه برای براندازی نظام اسلامی و برقراری دموکراسی لیبرال و لائیک در ایران
لطفا به دوستان خود بفرستید با تشکر
انقلاب برای برقراری دموکراسی لیبرال ولائیک درایران
پیروان دکتر مصدق و طرفداران دکتر رامین کامران از داخل ایران
براندازی نظام اسلامی: شعار لاییسیته
http://www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/Ramin_Kamran/Barandazi.htm
مقاله های دکتر رامین کامران
http://www.iranliberal.com/Maghaleh-ha/Ramin_Kamran/List_R-K.htm
ضد ولایت فقیه ( براندازی حکومت اسلامی )
http://www.iranliberal.com/Barkamel.pdf
اگر مبارزه را جدی بگیریم و قصد کار اساسی داشته باشیم اول نکته ای که باید مد نظر بگیریم این است که هدف غایی چالش با نظام اسلامی «براندازی» این نظام است. برقراری دمکراسی لیبرال محتاج ساقط ساختن نظام اسلامی است نه اصلاح آن. تفاوت اصلاح و انقلاب در این است که اولی چارچوب معینی را میپذیرد و در حوزهٌ آن عمل میکند در حالی که هدف دومی اصلاً تغییر این چارچوب است. وسیع ترین چارچوبی که حیات یک ملت را سامان میدهد نظام سیاسی است. نظام سیاسی خود آخرین تکیه گاه مجموعهٌ قوانین است و قانون اساسی بیان آن، به همین دلیل تغییر خودش به حکم قانون و در محدودهٌ قانون ممکن نیست، بر عکس تغییر قانون است که در پی تغییر نظام سیاسی میاید و این تغییر در هر کجا و به هر ترتیب که واقع شود شایستهٌ نام انقلاب است.
دگرگون کردن نظام سیاسی یک کشور امر خطیری است و محتاج برنامه ریزی و نیرو است. آنچه در کل این برنامه ریزی تعیین کننده است هدف است که باقی مسائل هم باید تابع آن باشد. البته «بر همه کس واضح و مبرهن است» که هدف وسیله را توجیه نمیکند ولی این را هم فراموش نکنیم که هدف تنها معیار تعیین وسیله است و اگر ارتباط این دو را از قلم بیاندازیم به کلی فلج میشویم و از هر کاری بازمیمانیم. اگر بخواهیم به تناسب آن وسایلی که در دست داریم دنبال هدف بگردیم قادر به انتخاب نخواهیم بود چون از هر وسیله میتوان برای رسیدن به اهداف گوناگون استفاده کرد. تعیین هدف قدم اول استراتژی است و گردآوری وسایل قدم دوم تا بعد نوبت به کاربرد آنها برسد.
برای سرنگون کردن حکومتهای توتالیتر از نوع حکومت اسلامی دو راه هست: یکی نابود کردنشان با جنگ مثل آلمان نازی؛ دیگر ساقط نمودنشان با فشار جامعه مانند شوروی. در مورد جمهوری اسلامی، علیرغم امیدهای باطلی که برخی به آمریکا بسته اند، باید راه حل اول را منتفی فرض کرد. میماند دومی. در این صورت باید توجه داشت که در ایران مردم فقط نیروی اصلی مبارزه نیستند بلکه نخستین داو مقابله با حکومت نیز به حساب میایند چون بی طرفی یا دخالتشان در نتیجهٌ بازی تعیین کننده است. بنابراین گردآوری نیرو در مبارزه با نظام اسلامی در درجهٌ اول معنای بسیج مردمی دارد و در بسیج مردمی قدم اول طرح شعار درست است.
شعار
شعار میباید درست و معقول و روشن باشد، ولی این سه شرط در عین لازم بودن کافی نیست. میدان کاربرد شعار میدان عمل است. شعار میباید کاربر باشد، هدف را به درستی و از جنبه ای که باید مشخص کند، طرفهای دعوا را به درستی از هم متمایز سازد و به حریف امکان ندهد تا آنرا تصاحب نماید و به حساب خود بگذارد و در نهایت باید توان بسیج نیرو داشته باشد.
هیچ لازم نیست شعار حتماً به طور جامع و مانع هدف را بیان سازد. اگر کرد چه بهتر و گرنه این عیبش نیست. خاصیت شعار توجیه و تبیین نیست، خلاصه کردن و کارآیی است. محل استفاده از آن هم کلاس درس نیست میدان مبارزه است. در طلب دمکراسی لیبرال و لائیک بخش سوم این خواسته که «لائیسیته» است اساساً اهمیتی بیش از آن دو دیگر ندارد ولی برای قرار گرفتن در صف اول مبارزه با نظام اسلامی مناسب تر از آنهاست. دلایل این مناسبت بسیار است. اول فهرست وار از نظرشان بگذرانیم تا نوبت بررسی یک یکشان برسد. استفادهٌ درست از این شعار حکومت را در نشان دادن واکنش جداً دچار مشکل خواهد کرد؛ کاربردش میتواند به مقدار زیاد از اغتشاش فکری جلوگیری کند؛ بار معنائیش مناسب وضعیت ماست؛ بعد سیاسی آن بارز است و آخر از همه اینکه بیانگر تجربیاتی است که بسیار به کار ما میاید. اگر خواست دمکراسی لیبرال و لائیک را به تیغ برایی تشبیه کنیم که بر عمر نظام اسلامی نقطهٌ پایان خواهد نهاد، لائیسیته لبهٌ تیز این تیغ است.