بایگانی
نوشابهی خدایان
سانتودایمی، آیینی با کمتر از یکصد سال سابقه است. بنیان شده به دست یک کارگر سیاهپوست سادهدل مسیحی که در دههی سوم قرن بیستم میلادی به جنگلهای آمازون آمد تا به همراه کارگران دیگر، از درختان کائوچو بگیرد. آشنایی او با زنی بومی، و متعاقب آن با یک نوع جوشاندهی گیاهی، تحولی عظیم در دروناش ایجاد کرد، نوعی دگرگونی روحی، تبدلی معنوی، که منجر شد به پدیدآمدن یک سنت جدید مابین دوستان و خویشان پاکنیت اطرافاش.
تو پروانه میشوی، من اعدام
در بحبوحهی جنبش سبز، چالشی که شاعران مستقل، شاید بتوان گفت دوباره بعد از سالها به شکلی جدی با آن روبهرو شدند، مسئلهی شعر متهد و شاعر متعهد بود. اما آیا تعهد شاعر و هنرمند نسبت به جامعه، الزاماً با نوشتن یا به تصویر کشیدنِ امر سیاسی، تحقق مییابد؟
اینجا کجاست که نیمکره همدرد میشود؟*
“سردم نبود”، چهارمین دفتر شعر پگاه احمدی است که علاوه بر شعر، آثاری نیز در زمینهی پژوهش ادبی و ترجمهی شعر در کارنامه دارد. کتاب “سردم نبود” به دلیل رویکردهای انتقادی – اجتماعیِ ویژهاش به جامعهی ایرانی، به مدت هشت سال در ایران ممنوعالچاپ بود و به آن اجازهی انتشار داده نشد تا سرانجام به همت نشر “سوژه” در آلمان به چاپ رسید.
چه باشد آنچه نامندش بهایی: کیش، فرقه، جنبش، یا دین جهانی؟
معقول به نظر می رسد بگوییم که آیین بهایی ، به عنوان یک مورد بینابینی پیچیده، یکی از معدود ادیان جدیدِ مستقل، جهانی و موفق است که “اصل ونسبش”، برخلاف هر یک از ادیان قدیمی رسمی، “نسبتا به آسانی قابل کاوش تاریخی است و دوران حیاتی متعاقب آن که نهادینه سازی، گسترش و تحول آموزه ای را در برگرفته جزئی از تاریخ معاصر به شمار می رود
به سوی اسلام سالم
در ایران امروز، با همهی خوانشها و روایتهای مختلفی که از «اسلام» هست، دستکم چهار سرچشمه اصلی برای خوانش اسلام را میتوان شناسایی کرد. هر خوانش عملی یا نظری از «اسلام»، حاصل ترکیبی خاص از این اسلام ها و در حدود نظری این مقاله از این چهار خوانش است.
شاعرانگی احساس
فیلم ساختن شرایط زیادی دارد. دستیافتن به این شرایط برای فیلمسازی که در وطن خودش زندگی میکند نیز دشوار است، چه رسد به این که نغمهسرای دورهگردی در تبعید باشی. محسن مخملباف یکی از بیش از دو میلیون ایرانی است که به خاطر مسائل سیاسی مجبور به زندگی در خارج از ایران شدهاند. او هر چه زودتر بتواند ترجیحاً در وطنش یا حول و حوش آن، دوباره فیلمهایی را که دلش میخواهد، بسازد، نه فقط برای ایران که برای تمام شیفتگان سینما در دیگر نقاط جهان نیز بهتر خواهد بود.
نغمهسرای دورهگرد
در زندان دریافتم که فرهنگ ما با دموکراسی دچار مشکل است. اگر فقط به یک خدا باور داشته باشی، به یک مذهب، و به این که فقط یک کشور یعنی ایران مورد عنایت خداوند است، آن هنگام حقیقت فقط میتواند یک چیز باشد، این که در نهایت یک دیکتاتور نصیبت میشود
رپِ من هنجار گریز، آنارشیست و رادیکال است
شاهین نجفی و به طور عمومی خوانندگان رپ، زبانِ نسلی شدند که در شعرهای پر استعاره و موسیقی سنتی یا پاپِ ایران، ردی از زندگی واقعی خودش نمیدید. اما این خط شکنی چه فرایند داشت و آنها که به عنوان رپخوان، وارد این گود شدند خود چه هویتی دارند و به چند دسته تقسیم میشوند؟ اعتراضِ شاهین نجفی در موسیقی چه تفاوتی با اعتراض یا خط شکنی دیگر خوانندگان دارد؟
در خدمت امپراتوری: روشنفکران کمپرادور در عصر اسلامهراسی
نوشتههای دباشی و مشغولیتهای سیاسی او ذیل مقولهی «تبعید»، «ایرانیان خارج از کشور» یا حتی «مهاجران پیوندی» گنجاند. اگر کسی بخواهد کتاب اخیر دباشی، «پوست سبزه و نقابهای سفید»، و به ویژه خشمی که دباشی را وادار به نوشتن این کتاب کرده است درک کند، این نکتهای فرعی و بیاهمیت نیست.
جنبش سبز و تاوان فقر
چرا در جنبش سبز پس آزاد شدن این انرژی تازه تلاش برای کشف شیوه های مهار و هدایت بهینه آن طرح شد و تلاش ها برای سازماندهی و ارتباط دادن گروه های متفرق و ناآشنای شرکت کننده در آن آغاز شد؟ آیا این دلیل روشنی نیست که ما در لحظه ای که فرصت تاریخی بازارهای عرضه مطالبات مان را بر ما گشود دستمان خالی بود و نتوانستیم چیزی برداریم؟ آیا ما فقیر نبودیم و هنوز هم نیستیم؟
چرا مردهای ایرانی زنانه میرقصند؟
چیزی که برای من خیلی تعجبآور است این است که در ایران مردها وقتی میرقصند از زنها زنانهتر میرقصند. اوایل فکر میکردم یعنی ما این همه همجنسگرا در ایران داریم یا گرایشهای جنسی یکدفعه این همه پیشرفت یا پسرفت و تغییر کردهاند؟ ولی واقعیت این است که میبینیم این آقایانی که این همه زنانه میرقصند خیلی هم مرد هستند.
سکولاریسم در ایران یک واقعیت تاریخی است
سومین و آخرین بخش از گفت و گوی مجله ی تصویری دیدگاه با آزاده کیان استاد و مدیر مرکز تحقیقات جنسیتی دانشگاه پاریس هفتم به موضوع احتمال همزیستی اسلام و سکولاریسم می پردازد. از نظر او جامعه ی ایران با ویژگیهای خاص خود میتواند به سوی سکولاریسم از نوع ایرانیاش گام بردارد.
تکاپوی احمدینژاد برای مهار تهران
سه دهه پس از انقلاب اسلامی، تهران همچنان شهر آشوبزده و زحمتآفرین است. شهری که زخمخورده اما همچنان معترض است. تهران هنوز همان پوستپارهی ساختاری و معماری زمان شاه را حفظ کرده است، اما لایهای از ایدئولوژی پسا-انقلابی، ساختارهای جدید و ردپاهایی از جهانیشدن را با خود دارد.
به سوی ضد ـ انقلاب آینده
ستیز با بازرگان که واقعا ستیز عموم انقلابیون بود با او و افکارش، و ستیز با شریعتی که بتدریج شکل گرفت و دامنه یافت مقدمه ای برای اوراق سازی اندیشه های این دو و البته بسیاری دیگر بود. انقلاب از همان راهی نرفته بود که اینان ترسیم کرده بودند. پس هم دلدادگان به اندیشه آنها و هم سرسپردگان به اندیشه های دیگر از ایشان جدا شدند.
تهران؛ شهر پارادوکسها
تهران شهر «جالبی» نیست. این شهر به هیچکدام از همتاهای منطقهایاش مثل استانبول و قاهره، با تاریخ بلند امپراطوری یا استعماریشان، موقعیت ژئوپولتیکی محوری، معماری به یادماندنی و جاذبهی طبیعیشان، شباهتی ندارد. تهران همچنان کلانشهری است با ۱۲ میلیون جمعیت، خیابانهایی که ۴ میلیون وسیلهی نقلیه آن را به خفگی کشاندهاند و آلودگی هوایی که هر ماه ۳۶۰۰ نفر از ساکناناش را میکشد.
بوی تلخ کتابسوزی در راهروهای دولت دهم
چندی پیش سایت «دیگربان» از انتشار جزوه ای با عنوان «زمزمه های رنگی» و با نام فرعی «واکاوی براندازی نرم در حوزه نشر» خبر داد. این جزوه از سوی «اندیشکده راهبردی امنیت نرم» منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته است. بررسیها نشان می دهد این جزوه که حاصل پژوهشی غرض مند در حوزه فعالیت ناشران مستقل است پیش از سال 1388 تهیه شده است.
عرفان خودکشی و مقام مرگ پیش از مرگ
در نگاه اول خودکشی خود را فدا کردن است برای چیزی که ارزش مردن دارد. خودکشی با آیین های قربانی ربط می یابد. اما در اینجا کسی تو را به قربانگاه نبرده است. خود به پای خود رفته ای. کسی که خودکشی می کند دیگر چیزی از جهان نمی خواهد. این مقام کوچکی نیست.
کارکرد مثبت تصویر
درک بسیاری از واقعیات به شکل صریح و عریان برای انسان ممکن نیست. انسان تنها به شیوهای تدریجی و با تمهیداتی که از برودت ناگوار و ضمختی آسیبزنندهی واقعیت میکاهد، به درک این دست واقعیات نزدیک میشود. واقعیت محتوم، جهانشمول و گریزناپذیر “مرگ”، مثال خوبی برای بررسی این نکته است
نور خیرهکننده خوشبینی
در ماه نوامبر یک شبکه تلویزیونی بلژیکی مستند کارت قرمز را پخش کرد که راجع به شهلا جاهد (معشوقه فوتبالیست مشهور ایرانی، ناصر محمدخانی) بود. او در سال 2002 به اتهام قتل همسر ناصر دستگیر شده بود. چیزهایی راجع به محاکمه شهلا جاهد شنیده بودم، اما وقتی در برنامه کارت قرمز به داستان کامل او پی بردم با ناباوری نفس در سینهام حبس شد و تا چند ساعت بعد زبانم بند آمده بود.
آزادی رویای من است
با داریوش که این روزها حسابی پرکار و پرتلاش است درباره موضوعات مختلفی چون هنر معترض یا تمایلش به عرفان گفتگو کردیم. او بر این باور است که اعتراض باید هدفمند و مستمر باشد و هنرمندان جوان نیز وظیفه دارند تا با ابتکار و خلاقیت آینه و بازتاب آلام هم میهنانشان و تلاش های آزادی خواهانه آنان باشند.
«طرحهای حمله احتمالی به ایران آماده شدهاند»
اظهارات سفیر اسراییل در آمریکا
ژاپن ۲٫۵ میلیارد دلار از اموال ایران را مسدود کرد
با حکم یک دادگاه آمریکایی صورت گرفت
«ایران همچنان به سوریه سلاح میفرستد»
گزارش سازمان ملل
“Plans to strike Iran ready”
says U.S. Israel envoy
Ahmadinejad wants to attend Olympics
“The enemies do not want our athletes to win”
Iran shipping arms to Syria
Confidential report finds



























