Home

Titleبه بهانه سنت تبلیغ دینی روحانیان در ماه رمضان ـ بخش نخست

از رهبانیت تا روحانیت

5 Aug 2011

■ محمدجواد اکبرین
Font Size + | - Reset

مقدمه اول: پس از قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی) و بعد از حاکمیت صفویان، رابطه روحانیت و قدرت بسیار نزدیک شد. علمای شیعه که از ابتدای تکوین اندیشه شیعی مجموعه ای از متکلمین، فقها، مفسران ومحدثان بودند در ابتدای حکومت صفویان تعاملی میان آنها وقدرت ایجاد شد که تبدیل به طبقه و صنف شان کرد.

بسیاری از آنها اما؛ چه درآن زمانی که به عنوان عالمان دینی بودند و چه در زمانی که به یک صنف و طبقه تبدیل شدند، به لحاظ نظری با قدرت معطوف به استبداد مشکل داشتند و به لحاظ عملی هم پناهگاه مردم از ظلم حکومت ها بودند؛ قدرت ها هم که می خواستند رابطه شان با جامعه دینی خراب نشود سعی می کردند به خواسته علما احترام بگذارند. پیشرفت های بشری در گسترش ابزارهای ارتباطی نظیر تلفن و تلگراف باعث شد که مرجعیت در جهان شیعه، مرجعیت واحد شود و مرجعیت مطلق و واحد دوره ی آیت الله بروجردی نمونه ای از این پدیده بود؛ در آن دوره (۱۳۲۴ تا ۱۳۴۰) حتی شاه هم مجبور به مراعات تمام عیار آیت الله بروجردی بود؛ زیرا مردم وقتی از شاه گلایه داشتند به آقای بروجردی مراجعه می کردند و شاه نگران عتاب وی بود تا مبادا قدرتش تضعیف شود. در نتیجه در دوره های مختلف تاریخی، عالمان شیعه واسطه ای بودند میان مردم و قدرت، اما به عنوان مدافع مردم در برابر قدرت. این دسته از عالمان شیعه به لحاظ نظری با استبداد دینی مشکل داشتند. به عبارتی آن سابقه ی خوارج و نسبت امام علی با خوارج را در ذهن خود داشتند. خوارج خودکامگان متعصبی بودند که خودکامگی شان بر پایه دین بنا شده بود و این در ذهن برخی از عالمان شیعه بود که می شود به نام دین جنایت و خودکامگی کرد. بعدها این نگرانی از استبداد دینی تبدیل به یک نظریه شد. یعنی اگر به لحاظ شخصی می شود در دین و عقاید دینی خودکامه بود، هنگامی که چنین دینداری به قدرت برسد و نظامی تاسیس کند و این نظام رنگ دین به خود بگیرد، در آن صورت استبداد دینی شکل گرفته است. این نظریه در تالیف کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» مرحوم میرزای نائینی نقش داشت.

مقدمه دوم: «سیمون وی» به عنوان یك نویسنده معنویت گرا و پایبند به دین مسیح اما گریزان از كلیسا شناخته شده است كه از او به عنوان “عذرای چپی” و “قدیسی كاتولیک در بیرون كلیسا” نیز یاد كرده ‌اند. نامه به یك كشیش از میان آثار سیمون وی، نخستین اثری بود كه از او به زبان فارسی ترجمه شد. استاد مصطفي ملكيان در مقدمه ی خود بر اين كتاب (در ذيل روايت سيمون وی) به نكاتی انتقادی در باب تاريخ و معارف مسيحيت و كليسا اشاره می كند كه پاره ای از آنها كاملا در باب “روحانيت شيعه” و “دار الافتاي اهل سنّت” نيز صادق است. به روایت استاد ملکیان، كلیسا به عنوان حافظ آموزه، رسالت اش را كاملاً به انجام نرسانده است، زیرا؛

یک: باریك بینی ها و ظاهرنگری ها و قید و بندها و ممنوعیت هایی توهین آمیز به این آموزه افزوده است و ثانیا: گنجینه های واقعی را از كف داده است.

دو: نارسایی و ضعف انتقال معانی آیات و آموزه ها، یعنی اینكه ما معانی بسیاری از آیات و آموزه ها را نمی فهمیم، معلول دو علت است: یكی كم فهمی بعضی از حواریون و دیگری قتل عام شدن همه یا تقریباً همه كسانی كه فهم درست داشتند (تا آغاز قرن دوم میلادی).

سه: یكی از مواردی كه در آنها حواریون سخنان مسیح را در باب نكات خاصی، درست فهم نكردند و بنابراین ازهمان آغاز كار كلیسا اشتباهاتی صورت گرفت این است كه فرمان عیسی مسیح به تبلیغ دینی درست فهم نشد و آن را به معنای بازگرداندن اقوام از ادیان و مذاهب نیاكانی خود تلقی كردند. مسیح می خواست كه مبلغان با خود بشارت ببرند نه یك نظام الهیات جدید؛ یعنی بشارات زندگی و مرگ او را به ادیان و مذاهب نیاكانی مردم بیفزایند. خود عیسی مسیح هم فقط برای بنی اسرائیل آمده بود و اینان را نیز به ترک دینشان دعوت نمی كرد. بلكه بشاراتی بر دینشان می افزود.

چهار: روش تبلیغی كلیسا درست نیست، چرا كه با قدرت و زور و خشونت پیوند دارد.

پنج: مسیحیت، از همان آغاز ظهور خود و به ویژه از قرن سیزدهم، تحت تأثیر طرز تلقی ای كه كلیسا از قدرت نظارت و قضاوت خودش داشته و علی الخصوص براثر استفاده كلیسا از عبارت كلیشه ای «ملعون باد»، مبتلا به نوعی رخوت فكری شده است و اساسا هرجا كه فرد زیر فشار عامل اجتماعی ای كه گرایش به انحصارطلبی و تمامیت خواهی دارد، قرار گرفته است نوعی رخوت فكری پدید آمده است؛ عبارت «ملعون باد» و نحوه استفاده از آن مانع فراگیر شدن كلیسا می شوند … احزاب انحصارطلب و تمامیت خواه در نتیجه ساز و كاری شبیه به استفاده از عبارت «ملعون باد» شكل گرفته اند. از این رو، كلیسا نمی تواند از قبول مسؤولیت رویدادهای روزگار ما سرباز زند.

شش: مسیحیان هرگز نگفته اند كه چرا تجرد (و به ویژه بكارت) ارزش معنوی دارد. این خلأ جدی ای است كه بسیاری را از مسیح دور می كند.

هفت: چون كلیسا، به هیچ وجه معصوم نیست، بلكه دستخوش جهل و خطاهای بسیاری است، همه اصول دین از نو باید مورد بازاندیشی قرار گیرند. البته، در این بازاندیشی ممكن است ناسازگاری درونی مجموعه اصول دین مكشوف شود. مفهوم ایمان نیز نیازمند تعمق و مداقه مجدد است.

هشت: اگر كلیسا به نیاز به تجدیدنظر در اصول دین اعتراف نكند بیم آن می رود كه قادر به انجام رسالت خود نباشد.

نه: از آغاز مسیحیت تاكنون، تمدن دنیوی كشورهای مسیحی، كمابیش، در همه چیز مدیون دوران باستان پیش از مسیحیت است و فرهنگ معنوی آنها مدیون بنی اسرائیل و مسیحیت. ضرورت اصلاح و ترمیم جدایی روزافزون میان تمدن دنیوی و فرهنگ معنوی اقتضا می كند كه دوران باستان پیش از مسیحیت را نیز متخذ و منبعث از وحی دینی ای بدانیم كه اگر چه بر مسیحیت تقدم زمانی دارد، از آن انفكاك ذاتی ندارد. تنها با این تلقی است كه زندگی دنیوی و حیات معنوی مسیحیان درهم ادغام می شوند و اتحاد و وحدت می یابند و مسیحیت كل زندگی را دربرمی گیرد. علم و حكمت خدا را باید یگانه منبع همه انوار دانست. حتی انواری كه زندگی مادی و دنیوی ما را روشن می كنند.

❊ادامه دارد

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

Editor's choice
  • Egypt: the Power of the State and the Authority of the Street
  • Will the real Martin Luther King stand up? By Zihni Özdil
News Persian

titr کاهش ۴۰ ميليارد دلاری درآمد نفتی ایران در سال

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی

titr اوباما خواهان حل دیپلماتیک مناقشه اتمی ایران شد

اسراییل: دیپلماسی و تحریم ناتوان است

titr رئیس مجلس ایران: در صحنه بین‌الملل با مصاف سختی مواجه هستیم

«ربط دادن مشکلات به تحریم، ندیدن واقعیت است»

News English

titr Iran’s supreme leader ‘likes’ Facebook despite ban

Critical comments removed

titr Iran sidesteps sanctions to export its fuel oil

Iran is dodging Western sanctions

titr Iran might let diplomats visit Parchin

“Allegations about Parchin is ridiculous”