Home

Titleنگاهی دوباره به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ بخش آخر

ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، دوران طلایی تسلط سپاه بر ارکان کشور

۱۵ مرداد ۱۳۸۹

■ محمدعلی توفیقی*

You are currently browsing comments. If you would like to return to the full story, you can read the full entry here: “ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، دوران طلایی تسلط سپاه بر ارکان کشور”.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. sakineh says:

    همه دعوای چپ ها و خط امامی ها و دیگر عوامل روسیه با احمدی نژاد نه به خاطر حقوق بشر است نه دموکراسی !
    ۱)چون در زمان موسوی نه حقوق بشر بود نه دموکراسی
    ۲) چون هیچ سا زگاری بین دیکتاتوری پرولتاریا و دموکراسی و حقوق بشر نبوده و نیست
    تمام دعواها سر این است که اینها از اینکه احمدی نژاد از روی جاه طلبی یا تحت تاثیر رقابت های سیاسی و رویکرد کاسبکارانه روسها برود با امریکا مذاکره کند
    وگرنه احمدی نژاد در حاکمیت زورش و مسولیت اش از موسوی ۶۰ تا ۶۸ بیشتر نیست .
    ۱)او حتا نتوانست معاون خودش را برگزیند .
    ۲)روحانیت حاکم هم میبینید که دارد قلمش را میشکند تا در حد آبدارچی باقی بماند

  2. sousan says:

    اولا این اظهارات یک مقام امنیتی سپاهی مطلب تازه ای ندارد . ثانیا مواردی از ان با کل متن هم خوانی ندارد . بنابرین باید دید هدف از این افشا گری اطلاعا تی چیست که ظاهرا به سبک آشکار سازی اسناد اطلاعا تی بعد از دوره ۱۰ ساله یا ۲۰ ساله در کشورهای غربی صورت گرفته ( یعنی بعد از بی خاصیت بودن اطلاعات ان را در اختیار عموم میگذراند )؟
    جواب در متن هست:
    یعنی اگر بپذیریم که این سردار آنچه در مورد خوئینی ها و تاج زاده میگوید درست باشد پس خود انتشار این مطالب و جهتی که در جمع بندی روشن است باید تره خوئینی ها و تاج زاده باشد !
    چرا ؟
    ۱)خوئینی ها عامل اشغال سفارت امریکا بود . این یک حقیقت تاریخی است که هیچ کس منکر ان نیست حتا خود او . خودش میگوید آیت الله خمینی در جریان نبود چون اگر بود مخالفت میکرد . خیلی از اصول گرایان و اصلاح طلبان و حتا عباس عبدی هم بعدا از اینکه یک اعتراض ساده تبدیل شد به یک ماجرای سیاسی که از دل این سرنوشت تاریخ ایران تغییر پیدا کرد متعجب هستند .
    ۲)بازرگان و لیبرال ها و بنی صدر و امیر انتظام قربانیان اصلی این گروگان گیری بودند . ج ا به شکل فعلی در اثر ان گروگان گیری شکل گرفت و جنگ و حمله نظامی و بحران های سیاسی بعدی تماما نتیجه این گروگانگیری بودند . نگاه به شرق و رفتن به سوی شوروی و بعد روسیه و چین نطفه اش در اثر همین اشغال سفارت بود .
    چرا این سردار یکی به نعل و یکی به میخ میزند ؟
    میگوید خوئینیها که در تمام ایران به عامل حزب توده و شوروی مشهور است و دشمن خونی بنی صدر و بازرگان و لیبرال ها بود عامل آمریکاست ؟
    آیا این به این دلیل است که سردار نمیتواند او را متهم به وابستگی به روس ها کند در شرایط فعلی که کل حکومت هنوز متأثر از همان جو خصومت کور ضد آمریکایی متمایل به روس هست ؟
    یا این سردار خود عامل و یا بازی خورده اطلاعا تی خوئینی ها -تاجزاده است و با این ترتیب این پدر خاکستری چپ و خط امام روسی و موسوی شرق گرا را میخواهد تطهیر کند .
    آیا اینکه خوئینیها حتا یک روز زندان نرفت و همیشه در سایه به توطعه علیه لیبرال ها و ملیون و دموکراسی خواهان غرب گرا مشغول بوده و بارها جناح های دیگر همین نظام را به چالش کشیده ولی امثال نوری و کرباسچی و حتا پسر بهشتی به زندان افتادند امری اتفاقی است ؟
    خوئینی ها بعد از ماجرای روزنامه سلام در دادگاه گفت اینها همه نماینده رهبر هستند من چه بگویم و به سایه رفت .
    او ساعت ۵ بعد از ظهر روز انتخابات با رفسنجانی به حضور خامنه ای رفتند . هیچ گزارشی از این جلسه که علت اصلی تغییر نظر خامنه ای از موسوی به احمدی شد در دست نیست اما روزانه ده ها گزارش و نظر و روایت از تمامی جلسات خصوصی این و ان پخش میشود .
    چرا موسوی قبل از خواندن آرا خودش را برنده اعلام کرد ؟ چرا لاریجانی به او تبریک گفت ؟ چرا همه اصول گرا و ارزشی و چپ گرا و خط امامی معتقدند آرای کروبی که بهترین راه حل ها را برای کشور ، زنان ، دانشجویان ، و اقوام ایرانی داشت ناچیز بوده ؟ در حالیکه او هم کاندید دانشجویان بود هم به لحاظ روحانی بودن مردم عامی روستایی باید به او رای میدادند مثل دور گذشته ؟
    دلیل دوم من برای اثبات مدعای فوق این است :
    ۱)سردار در لفافه سعی کرده موسوی را عدالت گرا و اصول گرا و ارزشی و مخالف باند خوئینی ها و تاج زاده و خاتمی نشان دهد .
    ۲)همینطور در لفافه سعی کرده بهزاد نبوی را جدا از خوئینی ها و موسوی و اصلاح طلبان نشان دهد
    چه طور میشود بنیصدر و بازرگان و لیبرال ها و حتا خاتمی و کروبی آمریکایی باشند و خوئینی ها هم آمریکایی باشد ؟
    چه طور میشود موسوی و بهزاد نبوی دو چهره مشهور خط امام (که ساخته و پرداخته خوئینی ها و اشغال سفارت آمریکاست) و عامل اصلی کشاندن کشور به اشغال کامل شوروی و روسیه و نهایتا بحران فعلی هستند و از ۶۰ تا ۶۸ تمام سیاست خارجی و جنگی و داخلی کشور و حتا قطعنامه ۵۹۸ و الجزایر و مک فارلین و آزادی گروگانها به نفع ریگان به ضرر کارتر زیر بینی آنها صورت گرفته اینطور راحت از هم جدا فرض شوند و فشار سنگین روی خاتمی وارد شود ؟
    نقش محتشمی پور که پدر خوانده حزب الله است و مصونیت آهنین دارد و بیش از تمام جناح های جمهوری اسلامی مصر است که نهضت آزادی (لیبرال مذهبی ) نباید اجازه فعالیت داشته باشد و همان کسی است که به جای شمارش آرا روز بعد از انتخابات از طرف موسوی تقاضای ابطال داد ! (یعنی ابطال همان انتخابات که ۸ ساعت قبل موسوی خودش را برنده قطعی ان اعلام کرده بود) بسیار کم رنگ توضیح داده شده .
    تمامی این گزارش با زیرکی طوری تنظیم شده که از مسولیت افرادی که صد در صد در پیدایش بحران فعلی هماهنگ عمل کرده بکاهد .
    در عوض افراد درجه دو را که خواهان پیدایش چنین وضعی نبودند مقصر اصلی معرفی کند .
    حقیقت ماجرا این است که آمدن موسوی و بیرون انداختن خاتمی و ممانعت از پیروزی کروبی یا کاندیداتوری نوری و حمله به زید آبادی شرف اهل قلم و سروش فیلسوف و بنیان گذار اسلام پروتستانزه و دانشجویان دفتر تحکیم توسط عوامل نفوذی حزب توده ( عبدلله شهبازی ) و عوامل آشکار آنها (خوئینی ها – تاجزاده – نبوی ) صورت گرفت .
    همینها اشغال سفارت امریکا را بعد از حمله فدائیان به آنجا در چند روز قبل با دست اندر کاری ک گ ب طراحی و اجرا کردند .
    قتل مشکوک بهشتی و با هنر که نسبت به دیگران لیبرال تر بودند کار سرویس های امنیتی روسی است و توسط عوامل داخلی آنها در قدرت اجرا شده .
    همه دعوای چپ ها و خط امامی ها و دیگر عوامل روسیه با احمدی نژاد نه به خاطر حقوق بشر است نه دموکراسی !
    ۱)چون در زمان موسوی نه حقوق بشر بود نه دموکراسی
    ۲) چون هیچ سزگاری بین دیکتاتوری پرولتاریا و دموکراسی و حقوق بشر نبوده و نیست
    تمام دعواها سر این است که اینها از اینکه احمدی نژاد از روی جاه طلبی یا تحت تاثیر رقابت های سیاسی و رویکرد کاسبکارانه روسها برود با امریکا مذاکره کند
    وگرنه احمدی نژاد در حاکمیت زورش و مسولیت اش از موسوی ۶۰ تا ۶۸ بیشتر نیست .
    ۱)او حتا نتوانست معاون خودش را برگزیند .
    ۲)روحانیت حاکم هم میبینید که دارد قلمش را میشکند تا در حد آبدارچی باقی بماند
    ۳) حمایت خامنه ای از او به مراتب کمتر است از حمایت آیت الله خمینی از موسوی
    مردم ایران باید بدانند مشکل اصلی کشور ناشی از خصومت کور با امریکا و دخالت ناروا در مسائل اعراب و اسرائیل است
    اگر کشور از این دو منبع تنش خارج شود چون ترکیه و مالزی و تایوان و کره جنوبی و برزیل و …. به مسیر پیشرفت میافتد. دموکراسی و حقوق بشر تمرینی است با فرهنگ و تمدن شکل میگیرد . تحولش تدریجی است . با جیمز باند بازی به سبک خوئینی ها و چه گوارا و کاسترو و کم جنگ ایل و … جز فقر و نکبت حاصلی به بر نمی اید. موسوی با احمدی فرقی ندارد ادبیاتشان متفاوت است .
    اکنون پس از ۵۰ سال در کوبا دارند شرکت های خصوصی را آزاد میکنند برای حل مشکل بیکاری ! این یعنی پایان سوسیالیسم . یعنی موسوی جزوه مسلمان زیستی اش را بذاره دم کوزه .
    مگر ما موش آزمایشگاهی خوئینی ها و موسوی هستیم ؟ دنیا یک استاندارد شناخته شده دارد که تا کنون اکثر کشور ها ان را اجرا کرده و موفق شده اند . انهم دموکراسی لیبرال است . حالا دولت مردانش مثل ترکیه مسلمان باشند یا مثل کره جنوبی و تایوان بی دین .

What do you think | نظر شما چیست؟

News English

titr “Plans to strike Iran ready”

says U.S. Israel envoy

titr Ahmadinejad wants to attend Olympics

“The enemies do not want our athletes to win”

titr Iran shipping arms to Syria

Confidential report finds

Advert
  1. Twitter Sabznameh
Search

Newsletter

Enter your email address

ایمیل خود را وارد کنید

Last articles
Most Viewed
.
Tags
Tags
  • RSS iran – Google News