بازخوانی انقلاب اسلامی ـ بخش نخست
“یک فسیل زنده”
۵ مرداد ۱۳۸۹
■ جمشید فاروقی*
You are currently browsing comments. If you would like to return to the full story, you can read the full entry here: ““یک فسیل زنده””.

کلیدواژه ها: انقلاب اسلامی, ایران, بازخوانی, تاریخ |
Print | نشر مطلب































واقعا که این نثر شاهکار تاریخ ادبیات است، وقتی استاد فاروقی مینویسد (مستورش مست است و مستش عارف. زهدش فرزند خوانده ریا. مربیاش شلاق به دست، مدرسهاش زندان. بوستانش از جنس شعر، گلستانش از جسم شعر، سرزمیناش اما حجم سروده بیابان). مقاله یکی از بهترین تحلیلهای طول تاریخ انقلاب است. به نظر من دکتر فاروقی در فلسفه و تاریخ و ادبیات نظیر ندارد و هر قرن یک بار نصیب یک ملت چنین مغزی میشود. ارادتمند شما داوود
از محبتی که به من دارید بسیار ممنونم. امیدوارم شایسته چنین تعریفی باشم. راه سختی را آغاز کردهایم. امیدوارم در این راه یار و همراه من باشید.
چه مقاله جالب و تحلیل کاملی. منتظر ادامه تحلیل آقای فاروقی می مانیم. با خواندن نوشته های نابی به قلم آقای فاروقی شاید به دانستن علت این سرگشتگی ملی و جزام اجتماعی ایران نزدیکتر شویم. اما افسوس که بیشتر مردم در ایران از خواندن چنین نوشته هایی محروم هستند. هر چند به نظر میرسد اهریمن نادانی و جهل در ایران آرام آرام به فرجام خود نزدیک میشود. دست آقای فاروقی درد نکند که زحمتی بس بزرگ را متحمل شدید.
ارادتمند
رضا لندن
رضای عزیز،
ملت ایران تا کنون بهای گزافی پرداخت کرده است و آنچه که در ازای این بهای گزاف به چنگ آورده، به هیچ روی شایسته او نیست. امیدوارم گام به گام با کمک و راهنماییهای شما و دیگر انسانهای فرهیخته بتوانیم از سنگینی بهای که این ملت میبایست در آینده بپردازد، بکاهیم.
با مهر فراوان
جمشید فاروقی
مقاله ی خوب و خواندنی بود. کاش آقای دکتر فاروقی در مقام ریاست محترم رادیو آلمان یک دوره تاریخ ایران تدریس بفرمایند. دوستان بامطالعه ای مثل آقای خدابخش در آن رادیو هستند که خوب است با استاد گفت و گو کنند و ایشان را تشویق کنند خدمت بزرگی است. ما منتظر می مانیم.
دکتر فاروقی، کار شما واقعاً ارزشمند است۔ بدون تحلیلی دقیق از دلایل شکست انقلابات گذشتہ ایران نمیتوان تحولات کنونی و آیندۂ این سرزمین را درک و یا رھبری کرد۔ یک مسئلہ ای کہ نمیدانم توسط شما در باقی این مقالات زیر پوشش آمدہ است یا نہ؟ و آن قدرت اقتصادی حکومتھای مختلف ایران در مقایسہ با قدرت بقیہ جامعہ میباشد۔ این قدرت با ازدیاد وسع و سھم اقتصاد نفت در تولید ملی کشور بیشتر شدہ است، بطوری کہ در حال حاضر اجازہ میدھد دولتی کہ پایگاہ اجتماعی آن بسیار ضعیف میباشد بر یک جامعہ ۸۰ ملیونی سلطہ کند۔ بہ تحلیلی از انقلاب اسلامی در ۱۹۸۰ توسط فرِد ھلیدی (Fred Haliday) استاد ایران شناس و شرق شناس دانشکدۂ SOAS در لندن کہ اخیراً فوت شد، رجوع کنیم، ایشان عقیدہ داشتند کہ جوامع «خشک و منزوی» (Arid-isolationist) ھموارہ با این مشکل توسعہ ی ناھموار روبرو خواھند بود۔ البتہ ویژگیھای جامعہ ایران را در مقایسہ با جوامعی دیگر چون کشورھای نفتدار عرب، نباید فراموش کرد ولی نھایتاً بنظر من میرسد کہ نقش این «تک محصولی» را نمیتوان نادیدہ گرفت۔ با سپاس۔ کامران۔ لندن