بسترشناسی تبعیض جنسیتی ـ بخش نخست
زن، جامعه بسته، جامعه باز
۲۲ تیر ۱۳۸۹
■ آیدا قجر
You are currently browsing comments. If you would like to return to the full story, you can read the full entry here: “زن، جامعه بسته، جامعه باز”.

کلیدواژه ها: تبعیض, جامعه, جنیست, زنان |
Print | نشر مطلب































این جمله باید ترجمه شود :
زمانی که سخن از تبعیض و خشونت علیه زنان به میان میآید و ذهن به دنبال یافتن مقصر اصلی میگردد، دلایل قصهی تلخ آنچه بر زنان در جامعهی جهانی میگذرد را در سه بستر جستجو میکند
سوال :
کی جستجو می کنه ؟
خشونت علیه زنان قصه است ؟
حالا اینجا را بخوانید :
:نخست جامعه، سپس مردان و قوانین مردسالارانه و سرانجام خود زنان
یعنی مردان و قوانین جدا از جامعه باید بررسی شوند ؟
جامعه یعنی چه ؟
سوال :
کی جستجو می کنه ؟
خشونت علیه زنان قصه است ؟
جواب:
طبعا اگر ساختار دستوری جمله را ملاحظه کنید خواهید دید که «ذهن» فاعل هر دو فعل «می گردد» و «جستجو می کند» است. البته من هم موافقم که این بیان چندان فارسی نیست و می توانست گویاتر از این نوشته شود. در خصوص پرسش دوم اگر دوست عزیز ما به لغتنامه ی دهخدا مراجعه کنند خواهند دید که «قصه» به معنی «حال»، «خبر»، «کار» و «سرگذشت» است و الزاما معنای داستان تخیلی نمی دهد و به هر حال در این جمله در معنای کنایی خود هم کاربرد متداول و غیرمبهمی دارد.
یعنی مردان و قوانین جدا از جامعه باید بررسی شوند ؟
جامعه یعنی چه ؟
در این مورد بنده هم با دوست عزیز همصدا هستم (تبصره: «همصدا» معنای کنایی می دهد، دوست عزیز اعتراض نکنند که مگر صدای من شبیه صدای ایشان است). جامعه شامل مردان، زنان، قوانین و باورهاست. یا تقسیم بندی نویسنده ی محترم نادقیق است یا عناوینی که برای این تقسیم ها به کار برده اند. گویا در این مقاله منظور از جامعه باورهای فرهنگی-تاریخی و سیاست های قدرت می باشد.