تاملی در برگزاری سالگرد جنبش سبز در آمستردام
سالگرد جنبش مردمی؛ سبز یا بیرنگ؟
۲۸ خرداد ۱۳۸۹
■ علی هنری
You are currently browsing comments. If you would like to return to the full story, you can read the full entry here: “سالگرد جنبش مردمی؛ سبز یا بیرنگ؟”.

کلیدواژه ها: آمستردام, انتخابات, جنبش سبز, سالگرد |
Print | نشر مطلب































باسلام
دوست عزیزم آقای هنری ،ضمن تشکر از نقد منطقی شما از مراسم آمستردام ذکر
چند نکته را ضروری میبینم. متاسفانه اغلب هموطنان خارج از کشور به دلیل ذهنیت
منفی نسبت به تمامی اتفاقات و تحولات اصلاح طلبانه در داخل ایران که ازیک سو
از عدم تحقق عینی شعارها و خواسته های اصلاح طلبان و در نتیجه تحمیل هزینه
های فراوان بر ملت وادامه دیکتاتوری طی سالهای گذشته، نشات گرفته است و از
سوی دیگر بدلیل اتکای محض وبدور از تمییز به رسانه های حزبی و گروهی خارج از
کشوراعم از لس آنجلسی و غیره، از شناخت و درک و بررسی اهداف و سیاستهای
جنبش سبز استنکاف میورزند.
از سوی دیگر اپو زوسیون خارج از کشور صر فنظر از فعالان و طرفداران جنبش سبز،
بدلیل خصومت دیرینه و قابل درک خود با جمهوری اسلامی و دیکتاتوری ولایت فقیه
هیچ ایده ومبارزه بدیلی را به غیر از دکترین خود بر نتافته و اصولاً هیچگونه تحول فردی
و اصلاحات ساختاری سیاسی واجتماعی که لازمه نیل به تحولات و دگرگونی کلی
است را در قلمرو جمهوری اسلامی متصور نیستند.این دوستان هرکدام رنگ سبز را
به گونه ایی تجزیه و تحلیل نموده و با تیغ بران خود به جراحی آن پرداخته اند.و دریغا که
نتیجه این وا شکافی جز قلب ماهیت این جنبش نبوده است.برای این نگارنده که
شانس حضور بیشتردر وقایع قبل و پس از انتخابات و آشنایی با برخی از فعالان
شاخص جنبش در داخل ایران را داشته رنگ سبز متعلق به هیچ گروه ،دسته،قومیت
و طبقه اجتماعی نبوده و در عین حال در برگیرنده تمامی این موارد است.
لذا تبیین این واقعیت و ماهیت فرا جناحی جنبش سبز واهداف متعالی آن به عهده
تمامی مردان و زنان آزاد اندیشی است که در اندیشه سبز خود فارق از هر ایسم و
ایده ای تنها به رهایی و سربلندی کشور خود میاندیشند.
همراه شو عزیز
جنبش سبز را در داخل داشته است و
ممنون از مقاله. دقیقا به همین دلیل بود که در این مراسم شرکت نکردم. جدای از این اشغال سفارت و پایین کشیدن پرچم که کاری از همین دوستان بود به کمک جنبش سبز و حرکت آزادی خواهانه مردم ایران نخواهد بود.
مساله دیگر این که مایلم بدانم چه کسی هزینه چاپ آن همه تی شرت را داده است…
کاربر گرامی آقای نیما، لطفا یک مدرک که نشان بدهد که اشغال سفارت کار برگزارکنندگان این برنامه بوده را ارائه کنید. نه به ما بلکه آنرا عمومی کنید. اشغال حیاط سفارت توسط اشخاص حقیقی و با اطلاعیه رسمی مشخص و پذیرفتن مسئولیت کامل آن انجام شده و هیچ کدام از این افراد از اعضای شبکه برگزار کننده نیستند. این یادداشت شما یک اتهام آشکار و توهین به شعور مخاطب ست. از ویراستار محترم سایت نیز سوال مشخص دارم که به چه دلیل موضوعی که یک اتهام دروغ و قابل پیگیری حقوقی ست را نشر و بسط میدهید؟
نظر به اینکه کلیه فعالیتهای ما کاملا شفاف بوده، در این مورد مشخص نیز تی شرتها به یک برابر و نیم قیمت تمام شده به شرکت کنندگان فروخته شد که شرکت کنندگان با استقبال کامل خریداری کرده و بدلیل نداشتن وسع مالی لازم از قبل، با کمبود تی شرت مواجه شدیم و اندک اضافه هزنیه اش نیز برای دیگر مخارج گردهمائی صرف شد. بی اندازه متاسفم که عرصه اندیشه و نقد سازنده را به عرصه تخلیه فردی و پیش قضاوتهای بی پایه و اساس و دروغپردازی تبدیل میشود.
اما آنچه که به محتوای مطلب نیز برمیگردد اتفاقا این رویکرد شما به عدم شرکت به بهانه هاو اتهامهای واهی رویکرد انحصارطلبانه و یکسان انگارانه برخی مدعیان سبز را عیان میکند که خود از مخربین مفهوم سبز و انگاره تکثر در جنیش میباشند
ممنون. سوالی بود و با جوابی که دادید بعضی موارد گنگ پاسخ داده شد. اما هنوز برایم فاصله قابل درک از جنبش سبز داخل کشور قابل درک نیست. تایید می کنید به این مساله که در همین مقاله هم به آن اشاره شده است یا این هم سو تفاهم است؟
من با نهایت افتخار یکی از شرکت کنندگان در برنامه آمستردام بودم. در زمان صحبت های دوست عزیزمون علی هنری، به دلیل برخی کمک های کوچک به برگزارکنندگان و همچنین عکاسی، موفق نشدم صحبت های او را بشنونم ولی در اینجا دارم می خونم. باید بگویم واقعا جای تاسف است.
تمام تلاش ها برای ایجاد فضایی باز برای آزادی گروه های گوناگون در ایران است. اگر قرار باشه بیایم بگیم چرا “رنگارنگ” هست که خودمان را مسخره کردیم.
نکته دیگر اینکه مفهوم “سبز” هنوز روشن نیست. برخی می گوید یعنی طرفدار آقای موسوی بودن و در چارچوب نظام برای اصلاحات حرکت کردن. برخی می گویند نه! فراتر است و مفهومش جنبش آزادی خواهی است. هنوز روشن نیست مفهوم این عبارت. چند وقت پیش هم که آقای کدیور گفتند: “جنبش سبز و رهبران اش و هم مردم ایران می گویند هم غزه هم لبنان، جانم فدای ایران”!!!
بسیاری از کسانی که خواستار ایجاد فضای باز در ایران هستند اساسا اعتقادی به آقای موسوی ندارند. بسیاری دیگر هم دارند. ما نمی توانیم از دموکراسی دم بزنیم و بعد بایکوت کنیم دیدگاه های دیگران را. دانشجویان دلفت و لیدن و خرونینگن میل خودشان است که در چه برنامه ای باشند و در چه برنامه ای نباشند. مانند دیگران. ولی یادم است که در همان تظاهرات روزهای اول، یکی از برگزارکنندگانشان برگشت به یکی از مردم شرکت کننده در تظاهرات جلوی سفارت گفت: “اگر رای ندادی اینجا واینستا!! قطعا دوستانی که چنین طرز فکری دارند می توانند گردهمایی بگذارند ولی دیگر حق ندارند از “مردم” دعوت کنند که بیایند. تنها باید بنویسند از “هواداران آقای موسوی” دعوت می کنند! ضمنا من در برنامه آمستردام، از لیدن، دلفت و حتا برخی شهرهای آلمان شرکت کننده دیدم
برنامه دوچرخه سواری در آمستردام هم به نسبت برنامه های در سطح اروپا برنامه موفقی بود. آقای هنری تازه به اروپا آمده اند شاید انتظار دارند اینجا هم جمعیت مثل تهران باشد. ضمنا جو زدگی های ایرانی جماعت رو هم فراموش نکنید. در خود تهران هم به نسبت اوایل چقدر جمعیت می آید؟ اینجا هم همینطور. به اضافه همان رفتارهایی که مثالش را زدیم و دلخوردی پدید آورد. اینکه چه زمانی می خواییم به حرفی که خودمون می زنیم هم ایمان بیاریم نمی دونم چه زمانی هست!
[...] تاملی در برگزاری سالگرد جنبش سبز در آمستردام»: tehranreview.net (2) امین حصوری – «اصلاح طلبان در برابر اصلاح طلبی»: [...]