درباره هویت دوگانهی ایرانیان
دروغ بزرگ ایران
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
■ آن د کرامر
در حالیکه قهوهاش را هم میزد و با لبخندی که هم شاد بود و هم متشنج به من نگاه کرد و پرسید در مورد جوهر هویت ایرانی چه باوری داری؟ پاسخ را با جرعه کشیدن آهسته چای به تاخیر انداختم و گفتم “جوهر هویت ایرانی”، “دروغ” است. صدای خندهاش تمام رستوران را پر کرد و گفت باور نکردنی است. آهی از سر شگفتی کشید و گفت، سرانجام یک اروپایی روح ایرانی را دریافت.
من در ژوئن 2009 به مدت سه هفته در ایران بودم، اگر چه پیش از عزیمت کاملا در مورد ایران مطالعه کرده بودم؛ ولی تنها آن هنگام که در آنجا بودم توانستم واقعا چیزی درباره جوهر هویت ایرانی در یابم.
بنا ندارم تا بحث طولانی در مورد مساله هویت در ایران را شروع کنم و میدانم که پرسش پیرامون جوهر هویت ممکن است پاسخهای بسیاری داشته باشد؛ اما برای من، بیشک و با تاسف عمیق، جوهر هویت ایران امروز، دروغ است.
هیچگاه به اندازه زمانی که در ایران بودم دروغ نشنیدم، هیچ گاه به اندازه وقتی که در ایران سپری کردم دروغ نگفتم و هرگز بدان حد احساس تکه تکه شدن میان دو شخصیت مختلف را به اندازهای که در ایران بودم تجربه نکردم.
در قطار قم به اراک ، چهار دختر جوان ایرانی را دیدم که بخشی از هویت ایرانی را برایم از پس پرده کنار زدند. مریم دختری نوزده ساله که چادر بر سر داشت، ولی از آن متنفر بود. من این را بر سر دارم چون مجبورم، دلم اصلا چیز دیگری میخواهد. چادر در واقع خلاصه هویت ایرانی است: بسیاری زنان، زیر چادر لباسهای زیر سکسی میپوشند، درست به مانند ایران که از بیرون، اسلامی به نظر میآید، ولی اگر میدانستی که درون آن چه میگذرد. ایرانیان، شخصیتهایی دو بخشی دارند.
مریم گفت: وای اگر میدانستی. من اکنون میدانم، من سه هفته در ایران زندگی کردم و اوقات بسیاری را در خانه مردمان سپری کردم و به این نتیجه رسیدم که جوهر زندگی روزمره در ایران، هویت دو گانه است. انقلاب اسلامی نه تنها به حکومت الهی بلکه به گسترش شیوه زندگی انجامید که بر خلاف اسلام به پیش میرود. دروغ شرط مطلق بقا است. بیشتر ایرانیان زندگی دوگانهای پیش گرفتهاند. یکی زندگی خصوصی درون خانه و دیگری زندگی در فضای عمومی بیرون از خانه است. در خیابان مردم میگویند: بله، حتما در نماز جمعه شرکت میکنیم، موسیقی غربی گوش نمیدهیم، ماهواره نداریم و عاشق آیتالله خمینی هستیم. اما شنیدم که پشت در و پنجرههای بسته، مردم آیتالله خمینی را لعنت میکنند. مالیخولیا نه تنها ساختار دولت در جمهوری اسلامی ـ حکومت الهی که سعی دارد از طریق برگزاری انتخابات، دموکراتیک باشد ـ را فرا گرفته بلکه در جنبههای بیشماری از زندگی ایرانیان نفوذ کرده است.
کوروش و داریوش در قبر خواهند لرزید اگر ببینند نظام اسلامی چه دروغ بزرگی شده است. اسلام آنها دروغ است و جمهوریت آنها نیز دروغ و وقیحانهترین دروغ این است که زیر پرچم اسلام، سی سال است مردم را وادار ساخته اند تا دروغگوهای تمام وقت باشند
نخستین باری که دروغ بزرگ زندگی ایرانی به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد، در مقبره یکی از نوادگان قائم مقام فراهانی در حومه اراک بود. دوست من، یک مرد ایرانی آتییست (بیخدا) که بارها پیش از آن خشم خود را از اسلام و نظام اسلامی ابراز کرده بود، مرا همراهی میکرد. در حالیکه جلوی مقبره و کنار دیگر ایرانیان ایستاده بودیم، دوست من دستش را بر روی آیات قرآن حک شده روی سنگ قبر گذاشت و شروع به قرائت آیاتی چند از کتاب مقدس خود “قرآن” نمود.
نمیتوانستم آن چه را دیده بودم، باور کنم. چه عالی تئاتر بازی میکرد. هنگامی که به دوستم گفتم، چقدر ناجور بود وقتی میدیدم دوستی با وقاحت بسیار دروغ میگوید، خندید و گفت “این ایرانه” ما همه دروغ میگوییم. همه میدانیم که داریم دروغ میگوییم ولی این که دقیقا کی را نمیدانیم.
خود من در مواقعی دروغ گفتن برایم بسیار سخت مینمود. یک بار در توچال پس از مصاحبه با یک خبرنگار زن ایرانی که روسری سبز بر سر داشت برای مدت کوتاهی بازداشت شدم. پلیس از من پرسید در مورد رئیسجمهور احمدینژاد چه نظری دارم و من حقیقت را نگفتم. واضح بود که گفتن حقیقت یعنی به دردسر افتادن، پس از آن. بابت این دروغ از خودم متنفر شدم. آن روز، روز دوم اقامتم در ایران بود، چند هفته بعد به دروغ گفتن خو گرفته بودم و دیگر احساس شرم نمیکردم و این چیزی بود که مرا به تحیر واداشت.
عادت به دروغ بسیار خطرناک است. افسانه و واقعیت مدام یکدیگر را لک میکنند، اگر چندی در دنیای ساختگی زندگی کنی، بازگشت به دنیای واقعی میتواند بسیار سخت باشد. من ایرانیان بسیاری را دیدم که دروغ میگفتند، حتی اگر واقعا نیازی به دروغ گفتن نبود.
اگر در سنین بسیار پایین بیاموزی که دروغ تو را در دسترسی به اهدافت کمک میکند، این مساله روان تو را تحت تأثیر قرار خواهد داد. فراموش خواهی کرد که دروغ گفتن کار اشتباهی است و در مقابل دروغ، به وسیلهای تبدیل خواهد شد که زندگی را آسانتر و بهتر میکند.
در حالیکه که دغدغه کودکان پرورش یافته در کشورهای دموکراتیک، آموختن رکاب زدن اولین دوچرخه زندگیشان است، کودکان ایرانی باید نگران این باشند تا اولین دروغ زندگیشان را به طرز هر چه متقاعد کنندهتری بر زبان بیاورند .
من بر این باورم که مالیخولیایی که بدین سبب ایجاد گشته، بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی علیه مردم خویش است. بسیار دردناک است که ایرانیان باید نسخههایی تقلبی از خویشتن حقیقی خویش بسازند. جمهوری اسلامی فرسنگها با آرمانهای داریوش اول فاصله دارد، پادشاهی که بر روی کتیبههای موجود در نقش رستم چنین گفته است:
“به نام اهورا مزدا، من چنین هستم، دوست راستی و نه دوست دروغ، خواسته من نیست که ناتوان را از توانا آسیب رسد و نیز خواسته من نیست که توانا را از ناتوان آسیب رسد، راستی آرمان من است و من دوست آنکه دروغ را پیرو است، نخواهم بود”.
کوروش و داریوش در قبر خواهند لرزید اگر ببینند نظام اسلامی چه دروغ بزرگی شده است. اسلام آنها دروغ است و جمهوریت آنها نیز دروغ و وقیحانهترین دروغ این است که زیر پرچم اسلام، سی سال است مردم را وادار ساخته اند تا دروغگوهای تمام وقت باشند.
تنها تسلی خاطر به داریوش کبیر شاید این باشد که ایران امروز، پر از مردمانی است که چون او میاندیشند.
———————
این یادداشت ترجمه ای است از یادداشت آن د کرامر به زبان انگلیسی در سایت تهران ریویو

کلیدواژه ها: ایرانی, دروغ, فرهنگ |
Print | نشر مطلب
































من هم همچون شما بر این باور هستم که بزرگ ترین جنایت این حکومت اسلامی تزریق جوهر دروغ است که ان را به اوج خود رساند .گرچه این تزریق قبل ها هم بوده است.هرچه آدم خودش را با این پدیده حکومت اسلامی مشغول میکند ،لیست کارهای که باید بعداز این آقایان انجام شود ،دراز تر دراز تر میشود .
در کل خیلی کار سر راه است.
اگر این جنبش سبز با همه تفاوتهای نظری و سیاسی طرفدارانش و همینطورضعف راهبری اش موافق به پیروزی شود که من امیدوار به این هستم ،تازه کار اصلاح دروغها شروع میشود. کار اصلاح سنتهای دروغ پسند که ریشه دوانده در خون و استخوان ،کار یاد گرفتن ” احترام” به اندیشه دیگری ،آزاد انتخاب کردن و آزاد لباس پوشیدن و خیلی “و” های دیگر. شاید زمانی همانند این سی و یک سال که پر دروغ گذشت لازم باشد تا دغدغه کودکان آینده ایرانی دموکراتیک هم ، آموختن رکاب زدن اولین دوچرخه زندگیشان باشد.
به امید آنروز.
دوست داشتم
اون جوری که از مادران و پدرانمون میشنویم قبل از انقلاب دروغ گویی خیلی کمتر بوده ، یکی به شراب و دیگری به نماز ، پس به نظر من نویسنده به هوشمندی موضوع اصلی رو فهمیده و با شجاعت بیان کرده و البته قبول کردن مساله توسط خواننده ایرانی هم ” شجاعت ” زیادی میخواد ،ممکنه این مقاله منزوی بشه و ما خطای شکستن آیینه در پیش بگیریم ولی به نظر من یکی از بهترین تحلیلهایی که تو سالهای اخیر خوندم
من با قسمتهای اول نوشته موافقم. اما آخر کار ار ایشان خراب کردند. ایشان نمی توانند با اقامتی با این مدت کوتاه قضاوت تامی درباره ایرانیان داشته باشند.
همین داریوش و کوروش هم در کتیبه خود دروغ گفته اند. دروغ نوشته اند. تن آنها در قبر نخواهد لرزید نویسنده عزیز.
دروغ هزاران سال است که بخشی ار هویت ما بوده است. حتی قبل از داریوش و کوروش.
شاید آنها هم این را خوب دربافته بودند که دست به دروغ پراکنی در کتیبه هایشان کردند.
من هیچ کتاب تاریخی را نخوانده ام که راجع به دروغهایی که خود داریوش در کتیبه بیستون سر هم کرده است صحبت نکرده باشد. هر کتاب تاریخی را باز کنید راجع به دروغهای خود داریوش مطالب بسیاری هست. دروغگویی ایرانیان و دو شخصیتی بودن آنها روی دیگر سکه نظام توتالیتر است. نظام سیاسی توتالیتر با جمهوری اسلامی پا به عرصه هستی سیاسی ایرانیان نگذاشته است. نظام سیاسی توتالیتر ماهیت سیاسی ایران در تمام تاریخ این کشور بوده است.
@ناربن
@آرش
یعنی منظورتون اینه که ژنتیک مشکل داریم آیا ؟
آرش جان ، یکی از اون منبتون رو لطف میکنید معرفی کنید
نه دوست عزیز مشکل ژنتیکی نداریم. مسئله اساساً به موقعیت جغرافیایی و تأثر آن بر ساختار روانشناسی اجتماعی و در نتیجه به سیاست برمی گردد. متوجه هستید که در این باکس بسیار کوتاه نمی توانم تمام آن را شرح دهم. اما در مورد منبع. من مهاجر هستم و تمام کتابهایم در ایران مانده است. اما خوشبختانه می توانم شما را به دو منبع ارجاع دهم. البته منابع بسیار بیشتر از اینهاست، اما اکنون دو منبع را که در دست دارم به شما معرفی می کنم. یک منیع به نام “زنان هخامنشی” تألیف خانم “ماریا بروسیوس” که توسط خانم هایده مشایخی به فراسی ترجمه شده است و توسط انتشارات هرمس به چاپ رسیده است. در همان فصل اول این کتاب تفسیر نویسنده را در مورد علت دروغگویی داریوش می توانید ببینید.
منبع دومی که اکنون در دست دارم کتابی است به زبان فرانسوی که اطلاع ندارم که آیا تاکنون به فارسی ترجمه شده است یا نه. ترجمه عنواناین کتاب به فارسی “تاریخ امپرتوری پارس” است که هم نویسنده و هم انتشاراتی که این کتاب را ترجمه کرده اند در زمنیه تاریخ ایران بسیار شناخته شده هستند. نویسنده این کتاب “پیتر برابان” است و انتشاراتی که این کتاب را منتشر کرده است fayrad یکی از انتشاراتی معروف فرانسه در عرصه نشر کتابهای تاریخی است.
البته هر کتاب تخصصی در زمینه تاریخ هخامنشیان را که باز کنید حتماً به بررسی دروغهای داریوش پرداخته است.
با عرض معذرت من دو اشتباه املایی بسیار مهم را اصلاح کنم. و در ضمن شما را به منبعی در مورد نویسنده کتاب دوم ارجاع دهم.
نام نویسنده پیر برایان است. نام ایشان را به الفبای فرانسوی هم می نویسم تا به راحتی بتوانید در مورد ایشان تحقیق کنید: Pierre Briant در ویکیپیدیا می توانید اطلاعاتی مختصر در مورد ایشان بیاید و نیز از طریق این منبع به سایر منابع در مورد این شخصیت و کارهای او مراجعه کنید. به این لینک رجوع کنید: http://en.wikipedia.org/wiki/Pierre_Briant
نام انتشارات هم Fayard است. حداقل در اینترنت می توانید اطلاعاتی راجع به این انتشاراتی هم پیدا کنید.
@ناربن
طرف با اقامتی کوتاه نمیتونه قضاوت کنه ولی ناربن میتونه در مورد ” هزاران سال ” تاریخ قضاوت کنه
افرین به ارش و نارین. کاملا با شما موافقم.
ریشه دروغ و دورویی در ایران در استبداد. حرفه تاجر بودن و فرهنگ قبیبله ای (هر سه عامل با هم) است .
فوق العاده تحلیل دقیقی بود.
خیلی سخته که در مدتی کوتاه اقامت در ایران به یک چنین تحلیل دقیقی رسید.این رو قبول دارم .ولی به جای اینکه بگوییم چون مدت زمان اقامت نویسنده کم بوده پس تحلیلش غلط است باید به واقعیت قضیه توجه کرد ایا واقعیت اینه که تحلیل غلطه؟؟ نه,نیست.
انسانها تا ضعف هایشان را قبول نکنند نمیتونند اون رو اصلاح کنند.
ولی در مورد ارش عزیز باید گفت از انجایی که فرموده اند هیچ کتاب تاریخی رو نخونده اند که نگفته باشه کوروش و داریوش دروغگو بوده اند باید گفت احتمالا تعداد کتابهای تاریخی که خونده اند نزدیک به صفر است اگه دلشون میخواد میتونم دهها کتاب به ایشون معرفی کنم که معتقدند تا قبل از اسلام دروغ در ایران بسیار مسئله ناخوش ایندی بوده و کلا مردم ایران دروغ رو به هیچ عنوان نمیپزیرفته اند چه رسد به اینکه از جانب پادشاهشان باشد. در مورد ۲۰۰ سال اول پس از اسلام هم نمیتوان قضاوت دقیقی کرد چون منابع تاریخی معتبر و دقیقی از این دوره به ندرت بدست میاید . وبعد از ان هم که روشن است و احتیاجی به گفتن نیست.
در مقابل از انجایی که هیچ کس در مقابل انتقاد مصون نیست (حتی افتخار ها بزرگ بشری مثل کوروش ) خیلی خوشحال میشم دوست عزیزمون ارش چند تا از منابع تاریخیشون رو به ما معرفی کنند تا سواد تاریخیمون رو بالا ببریم و قضاوت کنیم که ایا داریوش و کوروش دروغگو های بزرگ بوده اند یا خیر.
فقط امیدوارم منبع تاریخی دقیق ایشون از مردی خود فروخته و… نباشد که در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران ظاهر میشود و تاریخ معاصر ایران رو که هنوز خیلی از مردم ایران به روشنی به خاطر می اورند تحریف میکند چه رسد به تاریخ ۲۰ قرن پیش
من دو تا منبع در پاسخ به مانی عزیز معرفی کردم. به پاسخی که قبلاً به مانی نوشته ام رجوع کنید لطفاً.
دوست عزیزم، آخر منطق هم چیز خوبی است. این ادعا که حمله یک ملت به ملت دیگر اخلاق و خلق و خوی آنان راعوض کند ادعای عجیب و غریبی است. هیچ انسان عاقل و هیچ محقق تاریخدانی چنین چیزی را نمی پسندد. آنچه محققان نشان داداه اند دوست عزیز راجع به خصوصیات ایرانیان نبوده است، فکر می کنم اشتباه برداشت کرده اید. محققان نشان داده اند که در متون دینی ایرانیان دروغ یک گناه بسیار زشت بوده است که اتفاقاً نشان دهنده شیوع این عمل زشت است. در عربستان هم دختر کشی در زمان اسلام عملی زشت تلقی می شده است که اتفاقا نشان دهنده شیوع این عمل در آن زمان بوده است.
حالا نوبت شماست. لطفاً یک کتاب مرجع تاریخی معرفی کنید که ادای شما را ثابت کند.
تازه دوست عزیز می دانیدکه تمام آثاری که از دوران قبل ازاسلام در دستمان مانده است بعد از حمله اعراب به ایران و به زبان پهلوی نوشته شده اند؟ منابع اصلی تاریخیمان را هم یونانیان و رومیان و سریانیها و ارمنیها برایمان نوشته اند. ما خودمان یک خط تاریخی برای خودمان ننوشته ایم.
arash says :
تازه دوست عزیز می دانیدکه تمام آثاری که از دوران قبل ازاسلام در دستمان مانده است بعد از حمله اعراب به ایران و به زبان پهلوی نوشته شده اند؟ منابع اصلی تاریخیمان را هم یونانیان و رومیان و سریانیها و ارمنیها برایمان نوشته اند. ما خودمان یک خط تاریخی برای خودمان ننوشته ایم
فکر میکنم خودتون جواب حرف خودتون رو دادید ، یونانیان و رومیان هم حتما بی غرض تاریخ ” ایران ” رو نوشته اند ، اصولا ما دوست داریم در مورد چیزهای بزرگ اظهار نظرهای کلی بکنیم ، نویسنده در مورد تاریخ سی سال قبل ما حرف زده و ما به جای این که بتونیم شاخصهایی برای مقایسه سی سال قبل از این سی سال اخیر پیدا کنیم ، میزنیم به صحرای کربلای دو هزار و پانصد سال قبل ، کتیبهای که در دسترس هست رو کنار میگذاریم و به منابع دیگه رجوع میکنیم و فراموش میکنیم که در دنیایی نسبی زندگی میکنیم
من امیدوار بودم که بتوانیم باهو بحث کنیم. اما به نظر می رسد که مانی عزیز دعوا دارند.
من اخرین مطلب خودم را بیان می کنم و اگر لحن گفتار دوستانه و مردبانه نباشد به این بحث ادامه نخواهم داد. ما که دعوا نداریم دوست عزیز جناب مانی داریم بحث می کنیم.
یا لحن کلام دوست دیگرمان آقای هرمز که با نیش و کنایه حرف زده اند. بهتر است انسان زمانی که در این مکان بحث می کند بتواند حدس بزند که شاید آدمی که طرف بحث است انسان واقعاً محترمی است. من متأسفم از اینکه می بینم اکثر ایرانیان نمی توانند بدون نیش و کنایه و با صراحت و دقیق حرف بزنند. دوست عزیز شما منبع خواسته بودید من دو منبع معرفی کرده ام که کارشان بر اساس تفسیر متن کتیبه هایی است که شما می گویید. کتیبه بیشتون و منشور کوروش دوم هخامنشی.
اینکه یونانیان و رومیان با ایران غرض ورزی داشته اند یک ایده قدیمی و کهنه است دوست من. لطفاً به منبع دومی که معرفی کردم نگاه کنید. در این منبع راجع به نقایص واقعی در منابع یونانی و رومی پرداخته شده است.
اما دوست من منابه سریانی در همین خاورمیانه و در شهرهای اربیل و سلیمانیه و بابل و کرکوک و از این قبیل نوشته شده و برجای مانده اند. چطور است که از منابع سریانی در همین تیسفون کتاب بر جای مانده است، اما از گذشتگان پارسی آثار تاریخی بر جای نمانده است. دلیل آن این است که گذشتگانمان تاریخ ننوشته اند.
چرا به جای بررسی و تحقیق بر روی انتقاداتی که به ما و فرهنگ و تاریخمان مطرح است دائماً منتقد را دشمن مینامیم. جمهوری اسلامی هم منتقدان خود را دشمن می نامد. اگر قرار باشد که ما هم بدون تحقیق و تدقیق منتقد یونانی و رومی را دشمن بنامیم چه فرقی با جمهوری اسلامی داریم. دقیقاً به این دلیل و هزاران صفت مشابه بین این نظام و منتقدان آن، و شباهت بسیار زیاد شخصیت پادشاهان باستانی ایران مانند داریوش و انوشیروان و خسرو پرویز و غیره با افرادی مانند آیت الله خمینی و ارای بسیاری از دوستانم است که می گویم فرهنگ مردمان ایران اصالتاً ایرانی است. چرا به تاریخ مراجعه می کنیم؟ برای اینکه ریشه مشکل را درست تفسیر کنیم. اگر مشکل را درست نفهمیم تصور خواهیم کرد با تغییر نظام سیاسی ایران تمام مشکلات حل خواهد شد. نه دوست من مشکل در فرهنگ ایرانی است و تا زمانی که این فرهنگ به صراحت مورد نقد جدی قرار نگیرد هرگز اصلاح نخواهد شد.
دوست عزیز ، یکی دیگر از خصوصیات ما ایرانیان عدم تونایی بر ” محور بحث ” و جز جز بحث کردن است
یکی دیگه از اشکالات هم استفاده از صفتهای مطلق نظیر همه ، تمام ، هیچ …. بی ریا از این صفتها استفاده میکنیم :
آرش says:هر کتاب تاریخی را باز کنید راجع به دروغهای خود داریوش مطالب بسیاری هست
استفاده از واژه “همه” همیشه کار نادرستی نیست. اگر من بگویم که همه “مجردها غیر متأهل هستند” از واژه “هر” که در منطق آن را سور عمومی می نامند استفاده کرده ام، اما مرتکب اشتباهی نشده ام. اگر بگویم در تمام کتابهای تخصصی در زمینه فیزیک فرمول F=ma فرمول درستی است، حرف خطایی نزده ام. در این مورد هم وضع از همین قرار است.
اگر به متن کتیبه داریوش هم مراجعه کرده و آن را با دقت بخوانید، اگر کسی به خودش زحمت دهد و گرامر زبان پارسی باستان را بیاموزد و مستقلاً و با زحمت از نو متن را ترجمه کند، حتی می تواند شواهدی را مبنی بر تحریف ترجمه هم در متنی که توسط رلف نارمن شارپ در سال ۱۳۴۶ در دانشگاه شیراز به زبان فارسی نوشته است، بیابد.
همه اینها تنها نیاز به پشتکار و اندکی علاقه به تاریخ گذشته ایران و در ضمن روحیه امانتداری و علمی اندیشیدن دارد. باید دغدغه ملی را در کار تاریخنویسی کنار گذاشت و به تاریخ مانند یک موضوع پژوهش و مستقل از علایق و خواسته ها نگاه کرد.
اگر من از این سور عمومی “هر” استفاده کرده ام چاره ای نداشتم. برای اینکه تاکنون کتاب تاریخ جدی و دانشگاهی را نخوانده ام که حتماً به تاریخسازی داریوش در متن کتیبه بیستون و دروغهایی که برای مشروع جلوه دادن خود سر هم کرده است نپرداخته باشد.
شما اگر توانستید یک متن تاریخی دانشگاهی در جهان بیابید که چنین نباشد. این متن را با هم خوانده و مورد بررسی قرار خواهیم داد.
دیگه چی بلدی پسر خوب ، ریاضی جدید دبیرستان ، اسم کتابهایی که بلدی رو هم بگو عمو جون ، شعرم بلدی بخونی
اول باید ببینیم که در یک جامعه چرا دروغ به حالت اپیدمی و فراگیر در میاد، دروغ برغم منفی بودنش اهدافی داره که باید این اهداف ریشه یابی بشه ولی قبل از ان باید بررسی بشه که چرا برای رسیدن به این اهداف راه نادرستی مثل دروغ انتخاب میشه.یکی از عوامل افزایش دروغ در جامعه توزیع نابرابر قدرت در جامعه حاکم هستش.نباید به پدیده دروغ یک بعدی نگاه کرد بر همین اساس من اصرار دارم که باید پیچیده تر به این مسئله نگاه بشه.بنظر من نمیشه صد در صد گفت که دروغ در جامعه سنتی کمتر وجود داره . چون ضرب المثل ها، حکایات، نصیحتها و پندهای زیادی رو در آثار سعدی ، حافظ و خیام داریم که نشان از فراگیری دروغ در قرن های گذشته میده . دورانی که جامعه ایران کاملا از نظر معیشتی ساده و سنتی بود. شاید بتونیم بگییم که دروغ خاص جامعه گذار است. اگر این درست باشد بیشتر کشورهای جهان سوم جوامع در حال گذار هستند، همینطور هم وقتی فاصله بین جامعه مدنی و دولتی میشه ناهمگونی ها و ناهمسازی ها به همان نسبت افزایش پیدا میکنه و دروغ زاییده این فاصله است، چیزی که این چند دهه اخیر به وضوح قبل رویت است.
بنیامین، ساکن کجایی رفیق؟ بله، در بیشتر کشور های غربی اولأ مأموری ازت اون سوالات شخصی را نمیکند، و اگه کرد اون جوابها (هر چی باشه) باعث دستگیر شدن یا کتک خوردن یا … نمی شه. بیشتر مردم هم با همسایه ها و آشناهایشان راجع به همان چیز هایی که گفتی براحتی و راستی صحبت میکنند.
در ضمن نویسنده نگفته غرب بهشت است و ایران جهنم.