Home

Titleبازتولید مجادلات فقیهان در سیاست

میراث آلوده

31 Mar 2010

■ محمدجواد اکبرین

هنگامی که بر خلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، پایتخت فکری جمهوری اسلامی از تهران به قم منتقل شد، “فقه سیاسی” جای “سیاست فقهی” را گرفت.

در شناخت دینداران دهه پنجاه شمسی از فقه شیعه، مسئله “حقّ الناس” چنان پررنگ بود که امکان نداشت به روانی و فراوانی، جان و مال و ناموس مردم در معرض تعرض قرار گیرد. شاید اگر بنا بود سیاست، رنگ فقه بگیرد و اندکی از تاریخ “احتیاط فقیهان” به سیاست هم سرایت کند ایّام ایرانیان در جمهوری اسلامی این همه ناکام نبود؛ امّا این فقه بود که به زودی مغلوب سیاست شد و ولایت فقهی در آمیختگی غریبی با ولایت عرفانی، سر از ولایت سیاسی درآورد و جامعه دینی، به سرنوشت جامعه بی‌طبقه‌ی اتحاد جماهیر شوروی مبتلا شد.

حُسن حوزه به سیاست سرایت نکرد که هیچ، آفت آن نیز دامن‌گیر سیاست ورزان شد و نزاع کهن میان اصولیان و اخباریان حوزه علمیه در اهل سیاست هویدا شد.

شاید بتوان مهم‌ترین بخش‌های باور “اخباریان” حوزه را در سه نکته جمع آورد:

یک: قرآن بر پیامبر نازل شده است و فقط او و اهل بیت معصوم او امکان فهم قرآن را دارند.

دو: عقل بشری از فهم کلام خدا و اوامر و نواهی و مستحبات و مکروهات او قاصر است.
سه: مجموعه احادیثی که از پیامبر و اهل بیت به ما رسیده تنها تفسیر موجود و ممکن از قرآن است و راهی جز اعتماد و التزام مطلق به همین متون وجود ندارد.

در مقابل این مجموعه، باور اصولیان بود به اینکه “ما نیز چون پیامبر خدا، مخاطب قرآنیم و هر برداشتی متضاد با عقل بشر از وحی، باطل و بی‌اعتبار است؛ حتی اگر حدیثی منسوب به پیامبر و اهل بیت او باشد”.

سرآمدان اصولیان (در صدر تاریخ فقه) که در همسایگی عصر امامان معصوم شیعه می‌زیستند و به اندازه‌ی روزگار ما محصور این دیوار قطور و بلند تاریخی نبودند، مانند فقیهان امروز نمی‌اندیشیدند.

پس از “ابن ابی عقیل عمانی” که او را بنیانگذاز فقه استدلالی و عقلانی خوانده‌اند، شیخ مفید (336 ـ 413 ه.ق) ملاک اعتبار و صحّت متون دینی را عقلانی بودن آنها می‌دانست. ابن جنید اسکافی (متوفّای 381 ه.ق) فتاوایی داشت که امروزیان به کم‌تر از تکفیر صاحبش رضایت نمی‌دهند؛ از جمله به انکار وجوب حجاب زنان که جزو مشهورات بود (و هنوز هم هست) پرداخت. سید مرتضی علم‌الهدی (355 ـ 436 ه.ق) تفاوتی بین پاره‌ای از آداب اهل تسنن و تشیع (در صحت عبادات) قائل نبود و شیخ طوسی (385 ـ 460 ه.ق) پاره‌ای از فقیهان متقدم را اصلا فقیه نمی‌دانست و آنها را مقلدانی می‌خواند که در اصول دین هم به اخبار و احادیث استدلال کرده‌اند.

شاید از آغاز و انجام “اخباریگری فقه ایرانی” نتوان داستان کاملا مستندی را روایت کرد.
آورده‌اند که اخباریگری در ایران در زمان دوره صفوی بنیان سیاسی یافت و با قدرت پیوند خورد. ورود هزار و یکصد عالم اخباری عرب، ترفندی از جانب دربار برای تضعیف موقعیت و جایگاه علما و حکمای ایرانی بود که مشربی عقلی و کلامی و اشراقی و عرفانی مانند ملاصدرا و قطب‌الدین شیرازی داشتند.

برخی دیگر هم گفته‌اند که غلبه اصولیان حوزه بر اخباریان در یکصد سال پیش باعث شد که مشروطه در ایران خیلی زود بومی و دینی شود که اگر تفکر غالب با اخباریانی چون شیخ ‌فضل‌الله نوری یا سید طباطبایی (صاحب عروة الوثقی) بود کار مشروطه بسیار دشوار می‌شد و کوشش اصولیان باعث شد که مشروطه ایرانی در افکار عمومی جامعه دینی، متضاد با دینداری تلقی نشود.

هر چه هست اما، این نزاع در حدوث و بقای جمهوری اسلامی چنان جاری است که نمی‌تواند در گزارش وضعیتی که در آن گرفتاریم ناخوانده و نادیده گرفته شود.

مرتضی مطهری و حسینعلی منتظری در طول دوران تحصیل در حوزه علمیه در یک اتاق (حُجره) زندگی می‌کردند. دیگران آن دو را به هم‌درسی و هم‌فکری و هم‌دلی می‌شناختند و بعدها نیز هر دو از مؤسسان “اصولی اندیش” نظام جمهوری اسلامی شناخته شدند.

مطهری بر این باور بود که فقه ‌شیعی‌ دچار سد باب‌ اجتهاد شده‌ است‌ و عقلانیت‌ موجود در آن‌، عقلانیتی‌ گذشته‌نگر است‌ تا عقلانیتی‌ آزاد از روابط قدرت، عمیق و نواندیش‌:

“… این‌ سیستم‌ فقهی‌ نیز تمایل‌ به‌ طرح‌ مسائل‌ به‌ صورت‌ هفت‌ قرن‌ پیش‌، و گریز از مواجهه‌ با مسائل‌ مورد احتیاج‌ روز و بی‌میلی‌ به‌ کشف‌ طریقه‌های‌ نوتر و عمیق‌تر، به‌ شکل‌ واضحی‌ دیده‌ می‌شود. چیزی‌ که‌ نباید کتمان‌ کرد، این‌ است‌ که‌ جمود و رکود فکری‌ که‌ در قرون‌ اخیر بر جهان‌ اسلام‌ حکمفرما شده‌ و مخصوصاً باز ایستادن‌ فقه‌ اسلامی‌ از تحرک،‌ و پیدایش‌ روح‌ تمایل‌ و نگرش‌ به‌گذشته‌، و پرهیز از مواجهه‌ با روح‌ زمان‌ یکی‌ از علل‌ این‌ شکست‌ به‌شمار می‌رود”. (ختم‌ نبوت‌، تهران‌، انتشارات‌ صدرا، 1375، ص 61 ـ 60)

استاد وی علامه طباطبایی نیز در مقدمه تفسیر المیزان آورده بود که اخباریگری، حوزه‌ها را با قرآن بیگانه کرد و علوم حوزوی به گونه‌ای تنظیم شد که به قرآن احتیاج نداشت به طوری که شخص متعلم می‌تواند تمام این علوم را از صرف و نحو و بیان و لغت و حدیث و رجال و درایه و فقه و اصول فراگرفته و به آخر برسد و متخصص در آنها شود و اجتهاد کند، ولی اساساً قرآن نخواند و جلدش را هم دست نزند.

مطهری برای این که فقه اخباری، تجربه حکومت دینی را به شکست نکشاند، راه‌ها اندیشید و در مجموعه نگاه و آثار خود طرحی نو در انداخت که در دو کتاب “جمهوری اسلامی” و “پیرامون انقلاب اسلامی” او قابل فهم است. منتظری نیز گمان می‌کرد مجموعه‌ای از اصل احتیاط و شرط عدالت و اصالت تقوی، کافی است تا فقیهان را در اداره کشور پاکیزه نگهدارد و نهادهای نظارتی موجود در قانون اساسی هم برای مصونیت از ضررهای احتمالی پیش‌بینی شده است و بر فراز این سیستم به عقلانیتِ “ولی فقیه منتخب و تحت نظارتِ مردم” برای اداره جامعه در دنیای جدید دل بسته بود.

اگر آیت‌الله خمینی یک فقیهِ اصولی تمام عیار بود آیت‌الله خامنه ای اما سوادی در حدّ منبریان موجّه از فقه داشت و ورود ناگهانی او به ساحت فقاهت او را به همان اعتیاد اخباری مبتلا کرد و آخرین امیدها برای بازگشت عقلانیت به “فقه حاکم” نیز از بین رفت

اما ورق برگشت و ناگهان محمدتقی مصباح‌یزدی که نه سهمی در تأسیس نظام داشت و نه حرمتی برای عقلانیت از نوع “شیخ مفید”یِ آن قائل بود (و از قضا خود مدرّس فلسفه اسلامی بود) پناه اخباریان حوزه و سیاست شد و توسط آیت‌الله خامنه‌ای “مطهری و طباطباییِ حوزه‌ها” نام گرفت. مصباح حتی رفاقت خود را با آیت‌الله بهشتی نیز قطع کرده بود چون او با دکتر علی شریعتی دوست بود و با آراء متفاوت شریعتی مدارا می‌کرد و اینگونه اصولیان حوزه به سیاست که رسیدند مغلوب اخباریان این عرصه شدند.

مرتضی مطهری اگرچه در ماه‌های نخست تاسیس جمهوری اسلامی ترور شد؛ اما سال‌ها بعد نامش را محترم نگهداشتند تا نظریات “متفاوت” او را به فراموشی بسپارند و البته همنوایی بازماندگانِ او با قدرت نیز به این انزوا کمک به سزایی کرد؛ منتظری اما ماند و تا پایان عمر به غضب مستبدّان اخباری مسلک گرفتار بود.

جالب است که مکتب امامیه قم از دیرباز به مکتبی اصولی معروف بود برعکس مکتب عراق (بغداد) که به اخباری‌گری شهره بود. اما کار به جایی رسید که اهل فرهنگ و فلسفه و سیاست، امروز در مکتب عراق (و این بار نجف) به دنبال فقه عقلانی می‌گردند و آن را در نظر و عمل آیت‌الله سیستانی جستجو می‌کنند و از قم آنچه سراغ دارند فقهی سیاست زده، اخباری و بنیادگراست.

در ریشه‌های تاریخی، نزاع اخباریان تنها با اصولیان نبود که آنها صوفیان را نیز خارج از دیانت و طهارت می‌دانستند و این از پیچیدگی‌های تاریخ ایرانی است که از دل نظریه یک عارف و فقیه اصولی نزدیک به عالم تصوّف (آیت‌الله خمینی) هم یک نظام اخباریِ عقل ستیز متولد می‌شود و هم نوعی تصوف سیاسی.

اگر آیت‌الله خمینی یک فقیهِ اصولی تمام عیار بود آیت‌الله خامنه ای اما سوادی در حدّ منبریان موجّه از فقه داشت و ورود ناگهانی او به ساحت فقاهت او را به همان اعتیاد اخباری مبتلا کرد و آخرین امیدها برای بازگشت عقلانیت به “فقه حاکم” نیز از بین رفت.

می‌توان به صراحت گفت که برای نجات میراث فقه و فلسفه و عرفان ایرانی ـ اسلامی از آلودگی و تباهی، زمان زیادی باقی نمانده است

محصول مشترک خامنه‌ای ـ مصباح را امروز در پروژه انقلاب فرهنگی دوم می‌توان تحلیل کرد. از نظر آنها یك راهبرد مؤثر در ايجاد تحول در علوم انساني،‌ منطبق كردن محتوا،‌ منابع، ‌متون و برنامه‌های آموزشی علوم انسانی با آموزه‌های فقه اخباری است. از نظر آنها ارتباط استادان علوم انساني دانشگاه‌ها با حوزه‌های علميه برای تغيير دادن محتوا و متون علوم انسانی ضروری‌ترین وظیفه دینی است.

آنها معتقدند روش‌شناسی متداول در علوم انسانی ايران به شدت متأثر از غرب است و به تعبیر آیت‌الله خامنه‌ای “علوم انسانی غرب كه مبنای آن مادی‌گرايی و نگاه معنوی نداشتن به انسان و جهان است و از مسئوليت انسان در مقابل خداوند غافل است، نمی‌تواند با مبانی دينی و ارزش‌های اسلامی ما مطابق باشد”.

به گمان آنها تسلط روش‌شناسی تجربی بر علوم انسانی رايج در دانشگاه‌های كشور، باعث شده از منابع اصيل معرفت (بخوانید فقه اخباری) استفاده كافی نشود و نتيجه اين امر عدم كارآيی علوم انسانی برای پاسخ به نيازهای جامعه دينی بوده است.

اگر کسی بپرسد که حاکمان کنونی در این پروژه موفق خواهند شد یا نه؟ پاسخ روشنی به نظر نمی‌رسد؛ اما می‌توان به صراحت گفت که برای نجات میراث فقه و فلسفه و عرفان ایرانی ـ اسلامی از آلودگی و تباهی، زمان زیادی باقی نمانده است.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.