Home

ایران و هالیوود

26 Aug 2013

■ امید معماریان

امید-معماریانخیلی کم پیش می آید که فیلمی در هالیوود در مورد ایران و یا با موضوع ایران ساخته شود و برچسب ضدایرانی نخورد. آخرین آن هم فیلم «گلاب» است که مراحل پایانی ساخت خود را به پایان می رساند.جان استوارت چهره شناخته شده رسانه ای آمریکا براساس کتابی از مازیاربهاری روزنامه نگار ایرانی که در جریان انتخابات سال 88 دستگیر و زندان شد به تهیه این پرداخته و تا ماه های آینده راهی بازار فیلم خواهد شد. هنوز هیچ نمایی از فیلم منتشر نشده، رسانه های دست راستی در ایران شروع به «ضدایرانی» خواندن فیلم کرده اند و این سوال را بار دیگر پیش رو گذاشته اند که چرا فیلم هایی که در هالیوود روایتی مربوط به ایران دارند برچسب ضدایرانی می گیرند و مستقیم سر از سازمان سیا و موساد وجاهای دیگر در می آورند؟ و سوال دیگر اینکه آیا این فیلم ها ضدایرانی هستند؟ آیا دولت ها وسیاستمداران پشت فیلم هاهستند؟ یا اینکه بسیاری از این فیلم ها تنها نمایانگر تصویری است که در آن سوی دنیا از کشورمان وجود دارد؟ آیا همه این فیلم ها غیرواقعی هستند یا ریشه درواقعیت دارند؟

اگر این سوالها را هشت سال پیش زمانی که در ایران زندگی می کردم از من می پرسیدید، جوابم با الان که سالهاست درآمریکا زندگی می کنم تفاوت عمده ای دارد. بارها از خودم پرسیده ام چرا؟ در این گزارش که در چند بخش تهیه شده،به شرح تجربیاتم می پردازم که مستقیم در جریان تهیه یکی از این فیلم های به اصطلاح «ضدایرانی» داشته ام و در این مسیر البته با افرادی که درفیلم هایی با چنین برچسب هایی بازی کرده اند مانند شهره آغداشلو، هوشنگ توزیع، فریبرزدیویددایان و البته منتقدهنری حمید دباشی صحبت کرده ام که با کلیک روی تصویرهای کنارگزارش زیر می توانید آنها را بخوانید.

پشت برده یک فیلم «ضدایرانی»: توهم توطئه ناآگاهی یا اغراق واقعیت؟

«دراین کشور ما چنین کثافتی را تحمل نمی کنیم! ما یک اسم برایش داریم: قتل بی رحمانه.» این جمله را هریسون فورد، به همکار ایرانی اش در فیلم «عبور» می گوید و اگر چه این «کثافت» اسمش در فیلم آورده نمی شود، اما اگر تا اینجای فیلم را دیده باشید اشاره به یک کلمه بیشتر نیست: قتل ناموسی. و اشتباه نکرده اید اگر به ذهنتان آمد که آنکه در فیلم مرتکب قتل ناموسی می شود، یک ایرانی است.

فیلم عبور(Crossing Over) که در سال ۲۰۰۹ روی پرده های سینما رفت، روایت چندخانواده مهاجراست که برای ماندن درآمریکا تلاش می کنند واز جمله آنها یک خانواده ایرانی. دراثنای فیلم، یکی از دوپسر خانواده به توصیه پدرمذهبی، خواهر و معشوقه مکزیکی اش را که رابطه خارج از ازدواج با او دارد در یک مهمان سرا گیر میاندازد و هر دو را با شلیک گلوله به قتل می رساند، و دیالوگ های فیلم هم خیلی راحت بین این کشتن و شرف و آبروی خانوادگی رابطه برقرار می کند تا آن چیزی که حتی یک مخاطب با هوش متوسط هم از کل ماجرا دریافت می کند قتل ناموسی باشد.

آن طور که از دیالوگ های فیلم توسط خانواده توضیح داده می شود دلیلش هم رفتارهای این دخترجوان بوده که شرف و آبروی خانواده را نادیده گرفته است. آن چه درفیلم اتفاق می افتد قتل است و می توانست موضوع قتل ناموسی نباشد. خود قتل به اندازه کافی تراژیک است که یک خانواده ای را از هم بپاشد اما قتل ناموسی کردنش و آن را یک مساله مرتبط با یک گروه از مردم دانستن – در اینجا ایرانیان- به راحتی می توانست در فیلم نباشد. اما کارگردان ترجیح داده بود که باشد.

یک سال قبل از اینکه فیلم ساخته بشود، وین کریمر، کارگردان فیلم با من که آن زمان در شهربرکلی کالیفرنیا مشغول تحصیل بودم تماس گرفت و گفت که شان پن هنرپیشه شهیر آمریکایی که اتفاقا در سال ۲۰۰۵ سفری هم به ایران داشت، قراراست دراین فیلم بازی کند، ولی آقای پن خواسته بود که پیش از بازی در فیلم بداند ومطمئن شود آن بخشی که درباره «قتل ناموسی» درخانواده ایرانی است تا چه حد دقیق است؟ و اینکه ریشه در حقیقت دارد یانه؟ جواب من به وین کریمر کارگردان فیلم ساده بود: «قتل ناموسی یک پدیده ایرانی نیست، این تصویر درستی از ایرانی ها نشان نمی دهد.»

– ولی تحقیقات ما نشان می ده که قتل های ناموسی در ایران اتفاق می افته.

– خیلی به ندرت. حالا داستان کجا اتفاق می افته؟

– در یک خانواده ایرانی در لس آنجلس.

– یعنی این خانواده حتی ایران هم نیستند؟

– نه بعد از انقلاب ایران به آمریکا مهاجرت کردند.

– یعنی یک خانواده بیست سال آمدند آمریکا، بچه هاشان اینجا بزرگ شدند و دانشگاه رفتند وبعد قتل ناموسی کردند؟ حالا از کجا معلوم که فقط قتل نبوده؟ هر روز کلی در این ممکلت خواهر برادر رو می کشه؟

– اونجوری که نوشته شده برمی گرده به قتل ناموسی که در ایران هم اتفاق می افته و نمی شه گفت که اتفاق نمی افته.

درحین این مکالمه پیشنهاد کرد که متن فیلمنامه را بخوانم. خواندم و گفتم آنچه در فیلم اتفاق می افتد قتل است و جوری آن را مطرح کردن که بیننده مفهوم «قتل ناموسی» به ذهنش متبادر شود غلط است به خصوص اینکه انگار چنین عملی یک بخشی از فرهنگ ایرانی هاست.

با شان پن تلفنی صحبت کردم و نظرم را گفتم. دعوت کرد به خانه اش که در شهرک کوچکی به نام «راس» در شمال کالیفرنیا و نه چندان دور از محل زندگی ام بود بروم. به محض ورود به اتاق دکورشیشه ای که جوایز سینمایی او در آن به چشم می خورد توجهم را جلب کرد. بخش بزرگی از اتاق را چند کاناپه روبروی یک ردیف کامپیوترهای اپل که روی صفحه اش یک نرم افزارویرایش فیلم باز بود اشغال کرده بود. نرمن سالامون، یکی از دوستان پن که در سفر سال 2003 او را به ایران همراهی کرده بود و از نویسندگان ضدجنگ هم به شمار می رود، هم آنجا بود. قرار بود همه ما تماس تلفنی با کارگردان داشته باشیم و با او در خصوص موضوع «قتل ناموسی» در بخشی از فیلم صحبت کنیم.

شان پن به کارگردان گفت که تحقیقات او از من و دیگران نشان می دهد که قتل ناموسی یک موضوع ایرانی نیست و اینجوری عملا خشم خیلی ها رو تحریک می کنیم به علاوه تحقیقاتی که در مورد فیلم شده موثق نیست و خلاصه چسباندن این موضوع رو به ایرانی ها خیلی محتاطش کرده بود.

این را از آن جهت گفت که وقتی برگه های چاپ شده از وب سایت های غیرمعتبری که کلی عدد رقم در مورد قتل های ناموسی در ایران را نشان می داد دیدم، به او گفتم که با این تحقیقات اصلا نمی شود چنین ادعایی را قبول کرد. شان پن بعد از یک مکالمه بسیار جدی حدودا یک ساعته با کارگردان که از لس آنجلس تماس می گرفت، به او گفت که یا باید آن دیالوگ هایی که در فیلم اینطور نشان می دهد که قتل رخ داده از نوع ناموسی و نتیجتا یک چیز فرهنگی ایرانی است، حذف شود یا اینکه اصلا قید بازی کردن در فیلم را خواهد زد. در وسط صحبت ها وقتی که کارگردان همچنان اصرار می کرد که ایرادی به تحقیقاتش در مورد این موضوع نیست، شان پن کمی هم عصبانی شد و به چند خاطره از سفر خود به ایران در سال 2003 به عراق و در سال 2005 به ایران اشاره کرد و ازمشاهدات خود گفت و اینکه قبول نمی کند که درفیلمی بازی کند که موضوع «قتل ناموسی» به صورت کلیشه ای به ایرانی ها بچسبد.

آن روز گذشت. فیلم ساخته شد. شان پن در آن بازی نکرد. اما فیلم با جایگزین کردن بازیگر دیگری ساخته شد و درسال ۲۰۰۹ روی پرده سینما رفت و این بخش از فیلمنامه هم علیرغم بحث وگفت های بسیاری که زمان ساخت فیلم ایجاد کرد، همچنان در فیلم ماند. انگار که نمی شد ماجرا با قتل ختم به خیرشود و از ناموسی بودنش صرف نظر کرد.

سه سال بعد از فیلم «عبور» که علیرغم تصویر عمومی که از ایرانی ها نشان می داد جنجال زیادی را ایجاد نکرد، (شاید چون درمورد یک خانواده ایرانی مهاجربود)، فیلم آرگو به کارگردانی بن افلک در مورد موضوع سیاسی گروگان گیری دیپلمات های ایرانی در سال ۱۳۵۹ ساخته شد، اما جنجال زیادی به پا کرد. فیلمی که از همان ابتدای آن گفته می شود، براساس داستان حقیقی فراری دادن شش دیپلمات آمریکایی است که به خانه سفیرکانادا پناهنده شده بودند وبعد با پاسپورت های جعلی کانادایی فرودگاه مهرآباد را ترک می کنند. در جریان فیلم صحنه های متعددی از خشونت انقلابیون در تسخیرسفارت و رفتار خشن با خارجی ها، اعدام های خیابانی، اعدام های ساختگی در زندان و مواردی از این دست نیرتصویر می شود.

شاید بشود گفت که عمده انتقادات بر نادرست بودن روایت داستان و ارائه تصویری خشن و بی منطق از ایرانی ها و مهمتر از همه، وفادارنماندن به آنچه «حقیقت» ماجرا بود، استوار بوده است. دولت ایران حتی در اسفندماه ۹۱ همزمان با استخدام یک وکیل جنجالی، اعلام کرد که از تهیه کنندگان این فیلم «ضدایرانی» شکایت می کند تا ماجرای تصویر ایران و ایرانی در فیلم های هالیوودی یک بار دیگر بار دیگر با اما و اگرهای زیادی روبرو شود.

از «بدون دخترم هرگز» تا «آرگو»

پیش از فیلم آرگو، یکی از فیلم هایی که جنجال بسیار زیادی آفرید و واکنش جدی حتی دستگاه های حکومتی ایران را برانگیخت، فیلم «بدون دخترم هرگز» بود که در سال ۱۹۹۱ ساخته شد. برای خیلی از ایرانی این فیلم چکیده و عصاره تلخی از دروغ پردازی هالیوود نسبت به ایران و فرهنگی ایرانی است. ماجرای فیلم هم بر می گردد به یک دکترایرانی که به همراه همسرآمریکایی و دخترش برای چندهفته ای به ایران سفر می کنند، اما همسرایرانی که دکتر است، تحت تاثیر اصرارخانواده، از دست دادن شغل خود در آمریکا و درنهایت نیازکشور به تخصص او تصمیم می گیرد در کشور بماند.

به خواسته همسرش برای بازگشت توجهی نمی کند و او را مجبور می کند که به زور در ایران بماند و برای نگهداشتنش در ایران، از کتک زدن و حبس خانگی و تحقیر و انواع و اقسام رفتارهای غیرانسانی هم پرهیز نمی کند.

اگر فیلم آرگو، حول وحوش یک حادثه تاریخی است، «بدون دخترم هرگز» پیرامون رفتار مردی ایرانی با همسرش دریک سطح و برخی آداب و رسوم بخش هایی از جامعه ایرانی درسطحی دیگراست. درکل فیلم دیالوگها و تصاویر به طرز زننده ای اغراق آمیز و غیرقابل باور به نظر می رسند و به خصوص برای بسیاری از ایرانی ها تماشای آن کار راحتی نیست. خودم که برای نوشتن این مطلب برای اولین بار این فیلم را ازابتدا تا انتها دیدم، لحظه ای نبود که روی صندلی احساس راحتی کنم و دائما وسوسه نشوم که فیلم را نیمه کاره بگذارم و به خودآزاری خودخواسته ام پایان دهم.

فیلم براساس کتابی به همین نام از بتی محمودی (همسرپزشک ایرانی) ساخته شده که روزنامه نیویورک تایمز همان زمان آن را «درامایی مجاب کننده و شگفت انگیز اما مضطرب کننده» خواند. در فیلم جملاتی مانند «من بچه را نمی توانم به ایران ببرم – آنجا خیلی خشونت آمیز است» یا «اگر درایران چادر نپوشی ممکن است اعدامت کنند» به وفور شنیده می شود. درصحنه ای خواهران امر به معروف و نهی از منکر اسلحه به دست، به زن آمریکایی آقای دکتر در خیابان حمله می کنند و به او می گویند «لجن کثافت». صحنه اجبار پدر برای بلندکردن پسر برای خواندن نمازصبح، گله های گوسفند در شهر، کشتن گوسفندجلوی پای میهمانان و وحشت دختربچه تازه از آمریکا آمده، و تهدید مداوم مرد به کشتن زن از جمله دیگربخش های این فیلم است که تردید ندارم هنوز که هنوز است جگرخیلی ها را از دیدنش خون می کند. اما واقعیت اینکه در دهه ۹۰ میلادی، «بدون دخترم هرگز»، یکی از فیلم هایی بود که بحث ایجاد کرد و شد بخشی از تصویری که از ایران و ایرانی در عرصه جهانی توسط هالیوود ترسیم شد: تصویری از یک جامعه مردسالار مذهبی خشن دست بزن دار و بی منطق که با ارزش های غربی کاملا ناسازگاراست.

بعد از آن فیلم های دیگری هم در هالیوود تولید شد مانند «خانه ای از مه وشن» و و یا «سنگسارثریا» و حتی به نوعی فیلم «تصادم» (Crash) که همگی بخش کوچک یا کلیتش مربوط به ایران و یا ایرانی ها بود. غیر از این فیلم ها که به نوعی سیاست و فرهنگ و آداب ورسوم و وضعیت حکومت ایران را به چال می کشد و به تولید کلیشه هایی بعضا اغراق آمیز اقدام می کنند، فیلم دیگری که خشم واعتراض بخشی از ایرانیان را نسبت به ارائه تصویری که آن را غیرمنطبق بر واقعیات می دانند، برانگیخت فیلم «۳۰۰» بود که در سال ۲۰۰۷ به بازار آمد و فروش بسیار بالایی هم در گیشه داشت. این فیلم به این جهت که به نظر بسیاری تصویری «تحریف شده» و «غیرمسوولانه» نسبت به ایران باستان ارائه می کرد با سرزنش بخشی جامعه ایرانیان مواجه شد. فیلم براساس کتاب مصوری اثر فرانک میلر درباره جنگ میان پادشان اسپارتان وارتش ۳۰۰ نفره اش است که ارتش صدهاهزارنفره ایرانی ها( پارس ها) را شکست می دهند. شکست اما اگر ازدرون یک کتاب مصور ساختگی هم باشد، برای ایرانی ها تصویرخوشایندی نبود.

همه این فیلم ها و فیلم های مشابهی که به نوعی تصویری از ایران و فرهنگ ایران در آن برجسته می شود، به روی پرده های سینما می رود و به تصویر میلیون ها نفر در سراسرجهان از ایران و ایرانی شکل می دهد، این سوال را مطرح کند که آیا هالیوود در ارائه تصویری که از ایران ارائه می دهد صداقت دارد و دقیق است؟ آیا عمده فیلم هایی که موضوع آن ایران است یا به نوعی ایران و ایرانی در آن به عنوان نماد خشونت و تحجر و دشمنی با ارزش های بنیادین حقوق بشر مطرح می شود، رویکرد سیاسی دارند؟ و درعین حال این سوال را پیش روی بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور قرار داد که تصویری که از ایران و ایرانی در فیلم های هالیوودی ساخته می شود متاثر از چه عوامل و عناصری است و چگونه باید به آن نگاه کرد؟ و آخر اینکه آِیا می توان گفت که ایرانی ها با اینکه روی پرده های سینما جنبه هایی از فرهنگ وتاریخشان و وضعیتشان مورد انتقاد قراربگیرد راحت نیستند وحساسیت زیادی نشان می دهند؟

منبع: ایران وایر

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. SQR says:

    قتل ناموسی در ایران نادره؟! تشریف بیارید مثلا یه سر جنوب ایران و یا سمت غرب تا حساب کار دستتون بیاد. چرا اصرار دارید یک چیز زشت و متعفن رو برعکس جلوه بدید؟ واقعیت ایران هر چی که هست به هر حال واقعیته! چه خوشمون بیاد چه نیاد. فیلم‌های نامبرده در این مقاله رو اکثرا دیدم، هیچ‌وقت بهم برنخورده و حس نکردم توهین و در کل، تحریفی صورت گرفته. چون به واقعیت ایران و ایرانی واقفم و اون رو پذیرفتم! البته بـُعد سیاسی قضایا به جای خود. ضمنا فیلم جنجالی 300 اگر بر مبنای یک اثر صرفا فیکشن تهیه شده و هیچ ادعای تاریخی نداشته پس نمی‌شه بهش ایرادی وارد دونست.

    موضوع اصلی اینه که سوراخ دعا جای دیگری‌ست؛ با وجود تشعشع کورکننده‌ی این رژیم عقب‌افتاده و جنایتکار اسلامی و خیل اون امت کذا و کذایی که ما داریم، چند فیلم هالیوودی دیگه چه درخششی داره؟!

  2. M says:

    با وجود تشعشع کورکننده‌ی این رژیم عقب‌افتاده و جنایتکار اسلامی و خیل اون امت کذا و کذایی که ما داریم، چند فیلم هالیوودی دیگه چه درخششی داره؟!

    تبلیقات ضد ایرانی امریکا محدود به بعد از انقلاب نیست . مروری بر نشریه National geography بخشی از واقعیت را نشان میدهد.
    گیریم تمام حکومت های ایران نامطلوب بوده باشند. ارتباط ان با مردم چیست؟
    ایران برای ایرانی هرگز بهشت نبوده ولی اون جهنمی که هالیوود نشان میدهد هم نیست. شاید بغیر از چشمها بینی ها را هم باید شست.
    رایحه جنت ز بینی یافت حر رایحه بینی نیابی از دبر.
    (مولوی)

What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS Unknown Feed

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.