Home

Titleفضیلت رادیکالیسم در مقابل اعتدال ـ بخش نخست

انقلاب رسانه

12 Aug 2013

■ مهدی جلالی تهرانی

این نوشتار اولين مقاله از چهار مقاله اى است كه تحت عنوان “در فضيلتِ راديكاليسم” به ضرورت دركِ موقعيت و توانايى هاى بى سابقه ما در تاثيرگذارى بر مناسبات سياسى و اجتماعى ـ چه از نظر سرعت تحولات و چه از نظر ماهيت آنان ـ مى پردازد.

اولين آنها “انقلاب رسانه” است؛ دومين آنها “بُرِش نسلى و عاملان جديدِ تغيير”خواهد بود؛ سومين “شيوه هاى نوين جنبش اجتماعى”، و چهارمين “چگونه گفتمان سياسى بسازيم؟” البته ممكن است تغييراتى در عناوين و موضوعات صورت بگيرد.

Digital-Revolution

در فضيلت راديكاليسم

درست است كه انديشمندان علوم اجتماعى بر اين باور بودند كه تحولات سياسى و اجتماعى با ضرباهنگى كُند، دموكراسى در زمانى طولانى، و نهادسازى در روندى آهسته شكل مى گيرد. اما آنان از تجربه ى سرعت تحولات در قرن بيستم حرف مى زدند. در حالى كه با انفجار اطلاعاتى و انقلاب ارتباطى كه در آستانه ى قرن بيست و يكم پديدار شد، ضرباهنگِ تحولات اجتماعى حركتى جهشى را آغاز مى كند.

در اين ميان در خاورميانه تكنولوژى ارتباطى به كمك نسل جوانِ تحصيل كرده مى آيد و او را با زندگى هم نسلان خود در جوامع پيشرفته آشنا مى كند. او در عصرى زندگى مى كند كه جهانِ به هم تنيده، با شتاب به پيش مى تازد و نو به نو مى شود. اما در اين جهان، سياستِ محلىِ حاكم برسرنوشت خويش را نه برازنده ى خود مى بيند، و نه مطابق با عقلانيتِ ضرورىِ روز.

رفتارِ سياسىِ اين نسل همه جا عملگرايانه است؛ ولى در اين عملگرايى گونه گون رفتار مى كند. جوانِ مصرى به ميدان تحرير مى رود، جوان ايرانى به پاى صندوق راى. به نظر نمى آيد هيچ كدام نگاه شيداوارى به دموكراسى داشته باشد. دموكراسى براى اين نسل يك خواسته ى متعالىِ مدنى نيست، يك ضرورت بديهى است. او پشتِ تعريف اتوپيايى از دموكراسى درنمى ماند كه در آن تعريف، هيچ كشورى نگنجد. دموكراسىِ او، دموكراسىِ مقايسه اى ست. زندگى خود را با جهان پيرامون خود مقايسه مى كند. رشد و آبروى جهانى مى خواهد، كرامتِ انسانى و عقلانيت سياسىِ محلى.

حال اين نسل كه امروز عامل و خواهان تغيير است، توانايى هاى شهروندى غيرقابل قياسى با نسل هاى پيش از خود دارد. شبكه هاى اجتماعى به شهروندان اجازه مى دهد تا مستقيما با يكديگر و خارج از حيطه ى تبليغاتى و اقتدار رسانه اى دولت، اطلاعات تبادل كنند. يعنى مردم مى توانند افكار عمومى بسازند؛ كارى كه تا به حال فقط در توان دولت بود. اين ارتباطات به طور چشمگيرى باعث كاهش تاثيرگذارى و حوزه ى نفوذ دولتى و موجب افزايش خودمختارى فردى و قدرت اجتماعى شهروند مى گردد.

اين در حالى ست كه تاكنون مردم خاورميانه در واپسين بازمانده هاى ديكتاتورى در جهان زندگى مى كردند. بهار عربى زندگى آنان را نيز دستخوش تغيير كرد. حال كشور ما باقى مانده و در ليست بسيارى از شاخص هاى رشد سياسى و اجتماعى كشورها از جمله نقض حقوق شهروندى، از آخرين هاست. ما برخلاف زمان حركت مى كنيم و اين وضعيت نمى تواند براى مدت زيادى دوام بياورد. از سوى ديگر اين خود ما هستيم كه نشان مى دهيم شايسته ى چه جامعه اى هستيم. با چنين توصيفى اگر نامى كه براى سرعتِ كُند انتخاب كرده ايم ‘اعتدال’ است، نام سرعتِ مناسب و مطابق ضرباهنگِ قرن بيست و يكم همانا ‘راديكاليسم’ خواهد بود.

راديكاليسم تاكنون معمولا با قضاوتى منفى روبرو مى شد؛ چرا كه انگيزاننده ى آن ايدئولوژى بود و خواسته هايى بلند و آرمانى داشت. اما اكنون مى توانيم تعريفى نوين از راديكاليسم ارايه دهيم كه ناظر بر افزايش سرعتِ تغييرات براى خواسته هايى ملموس، منطقى و قابل دسترسى است. در جهانِ رقابتىِ امروز ديگر نمى توان توسعه ى سياسى يك ملت را در قياس با گذشته اش سنجيد، بلكه بايد به اين رشد در مقياسى جهانى نگاه كرد.

“در فضيلت راديكاليسم” نام يك سرى يادداشت در اين زمينه است؛ اولينِ آنها، انقلاب رسانه.

انقلاب رسانه

در طول تاريخ چندصدهزار ساله ى زيست بشر، سه مقطع تاريخى را مى توان برشمرد كه رشد جامعه ى انسانى جهشى بزرگ داشته است. جهش اول با عصر تمدن سازى آغاز مى شود، جهش دوم با شروع دوران مدرن، و اكنون در آستانه ى جهش سوم هستيم. مهمترين عامل به وجود آورنده‌ى اين جهش ها، پديده ى “يادگيرى جمعى” است.

در هر كدام از سه مقطعِ تاريخى ياد شده، انقلابى در رسانه و ارتباطات به وجود آمده است. به همين سبب شاهد رشد بى سابقه ى ميزانِ يادگيرى جمعى هستیم. خط و نشانه به دوران تمدن منجر مى گردد. ماشين چاپ آغازگرِ دوران روشنگرى مى شود و اينترنت دوران كنونى را مى سازد.

انقلاب كشاورزى باعث شد تا نياكان ما براى نخستين بار در گروه هاى چندهزارتايى به زندگىِ جمعى و وضع قانون و مذهب و دولت و اقتصاد روى بياورند. در همين خاورميانه ى ما، انسان ها براى اولين بار شهر ساختند؛ بازار و معبد براى ارتباط عمومى ساختند، يادگيرى جمعى چندين برابر و تمدن آغاز شد.

با اين وجود هنوز ضرباهنگ تحولاتِ رشد بشرى پايين بود و شيوه ى زندگى نسل ها بسيار شبيه هم. پدران ما زندگى يكنواختى داشتند؛ تا اين كه پانصد سال پيش آقاى گوتنبرگ ماشين چاپ اش را اختراع كرد.

دومين جهش بزرگ رشد انسان اين گونه شروع شد. تا پيش از آن براى صدها هزار سال، فُرم غالبِ ارتباطِ انسانى “يك با يك” بود. ميزان يادگيرىِ جمعى نيز به همان نسبت محدود بود. ماشين چاپِ گوتنبرگ فُرم رسانه اىِ “يك با بسيار” را امكان پذير ساخت. يادگيرى جمعى هزاران برابر شد. دوران مدرن و متعاقبِ آن انقلاب صنعتى آغاز گشت.

با چنين دورنمايى، بهتر مى توانيم درك كنيم كه چرا اكنون نسلِ ما آدم هاى زنده، درست در آستانه‌ى سومين جهشِ عظيمِ رشد خود ايستاده است. به يارى اينترنت، رسانه هاى اجتماعى و به ويژه فيس بوكِ زوكربرگ، در اين زمان انسان سومين فرم رسانه اىِ كلان خود را در ارتباطاتِ “بسيار با بسيار” تجربه مى كند.

امروز فُرمِ ارتباطى “بسيار با بسيار” ضربان تحولات بشرى و يادگيرى جمعى را شتابى بخشيده كه زندگى و همه جوانبِ مناسبات اجتماعى ما را دگرگون مى كند. ابعاد و نتايج اين جهش بزرگ رشدِ انسان براى ما به سادگى قابل درك نيست. براى مثال گفته مى شود اطلاعاتى كه در ده سال اول قرن بيست و يكم توليد و مبادله شد، به اندازه كل اطلاعاتى بود كه در قرن بيستم به دست آمده بود.

ذهنِ ما براى چند صد سال به ضربانِ اتفاقات و علت و معلول هاى گذشته عادت كرده است و تحولات كنونى جوامعِ بشرى را با مقياس هاى گذشته اندازه گيرى مى كند. به همين جهت است كه در مكالمه ها و مفاهمه هاى خود براى سنجش تحولات معمولا به ياد تجربه هاى تاريخى مى افتيم.

اما هيچ كدام از تجربه هاى تاريخى ـ اعم از انقلاب ها، جنبش ها و ديگر تحولاتِ اجتماعى ـ در عصر اينترنت و رسانه هاى چندسويه اتفاق نيفتاده و يادگيرى و آگاهى جمعى قابل قياس با امروز نبوده است. بدون ترديد با خارج كردن فاكتور تكنولوژىِ رسانه اى امروزين، مقايسه تحولات اجتماعى با مقياس هاى گذشته، تخمين و تصويرِ درستى به دست ما نمى دهد.

درست به همين دليل مقايسه انقلاب دو سال پيش مصر با انقلاب ٥٧ در ايران اشتباه از آب درمى آيد. در ماه هاى ابتدايى انقلاب مصر ويژگى هاى مشتركى ميان اتفاقات آن كشور با انقلاب ايران به نظر مى آمد و مى شد روايتى مشابه از دو انقلاب ارايه داد. مبارك مانند شاه ايران، ديكتاتورى محسوب مى شد كه روابط خوبى با غرب داشت. جوانان انقلابى عليه او شوريدند و ارتش مصر مانند ارتش ايران با اعلام بى طرفى، زمينه‌ى موفقيت انقلاب آنان را فراهم ساخت. دست آخر نيز گروه هاى مذهبى قدرت را به دست گرفتند.

اين روايت مشابه اما ديرى نپاييد. اگرچه ميان دو انقلاب در ظاهر شباهت هايى وجود داشت، اما در چنين مقايسه اى فاكتورهاى مهمى از قبيل دسترسى عمومى به رسانه و نقش شبكه هاى اجتماعى از قلم افتاد. به همين جهت عنصر سرعت در تغييرات ناديده انگاشته شد. جنبش تمرد در مصر توانست به سرعت خيره كننده اى با بهره گيرى از شبكه هاى اجتماعى، ميليون ها نفر را عليه محمد مرسى سازماندهى و به ميدان تحرير برگرداند.

بسيارى از پدران ما در طول عمر خود قادر نبودند تا با هزار نفر ارتباط برقرار كرده و اطلاعات خود را مبادله كنند. منابعِ اطلاعاتِ آنان به ارتباطِ “يك با يك” شخصى، و حداكثر به ارتباط “يك با بسيار” كه توسط رسانه هاى يك سويه اى چون راديو، تلويزيون و روزنامه تامين مى شد؛ محدود بود. در حالى كه خيلى از ما اكنون به مدد رسانه هاى همگانى مى توانيم در زمان ناچيزى با بيش از هزار نفر ارتباط برقرار كنيم. منابع اطلاعاتى ما نيز دگرگون شده اند. اين منابع هم از نظر فرم چندسويه شده اند و هم از نظر تعداد با منابعى كه نسل قبل در اختيار داشتند قابل قياس نيستند.

امروز ميزان آگاهى عمومى، هم بسيار فراتر از يكى دو دهه قبل است و هم از لحاظ جغرافيايى همگِن تر شده است. فاصله‌ى سطح آگاهى عمومى ميان كلان شهرها و جوامع روستايى كمتر شده است. اين روزها ‘برخوردارى’ و يا ‘محروميت’ ديگر مانند گذشته بستگىِ چندانى به اين ندارد كه كجا زندگى مى كنيم. در عوض، جوامعى محروم حساب مى شوند كه دسترسى كمترى به شاهراه ارتباطى ديجيتال دارند. به قول تامس فريدمن انگار زمين دوباره مسطح شده است.

چرا راه دور برويم؟ در انتخابات رياست جمهورى اخير، سبدِ روحانى پر بود از راى كسانى كه در شهرستان هاى كوچك و روستاها زندگى مى كنند. بخش بزرگى از گفتگوهاى انتخاباتى ميان شهروندان و ترغيب يا عدم ترغيب براى شركت در انتخابات در فيس بوك شكل گرفت. مهمتر از همه اين كه اين رسانه‌ى همگانى توانست در شكل دادن به افكار عمومى نقش بى نظيرى بازى كند. حجم عظيمى از سياه نمايى جليلى و جمع آورى سه روزه‌ى راى براى روحانى، روى فيس بوك و توسط شهروندان عادى صورت گرفت.

نسلى كه بيش از سه دهه قبل در ايران انقلاب كرد، يا تحت تاثير ايدئولوژى آرمانى مذهبى بود، يا سعادت خود را در دشمنى با آمريكا مى ديد. اگر هيچ كدام هم نبود، رسانه اى براى تبادل اطلاعات نداشت. پس هم هدف خود را به تصوراتى غيرواقعى محدود كرده بود و هم فاقد دسترسى و امكانات لازم براى يادگيرى جمعى و شناخت جهان پيرامون خود بود. سى سال پيش رسانه هاى موثرى كه به تحول اجتماعى آن روز و انقلاب پنجاه و هفت كمك كردند، بسيار محدود و ابتدايى بودند. موثرترين رسانه هاى تحول ساز در فُرمِ غالبِ “يك با بسيار” شكل مى گرفتند كه همانا اعلاميه ها و شبنامه ها بودند.

اما اكنون بشر جهش بزرگى را آغاز كرده و وارد عصرى جديد شده است. ابعاد و پيامدهاى اين جهش به راستى شگفت آور و حتا دلهره آورند. اگر با انقلاب صنعتى ضرباهنگ تحولات نسبت به دوران پس از انقلاب كشاورزى صدها و هزاران برابر شد، در انقلاب ارتباطات ضرباهنگ تحولات هزاران و ميليون ها برابر شده است. درك صحيح از اين سرمايه‌ى عظيم و قدرتِ بى سابقه اى كه در اختيار شهروندِ امروز است، ما را به اين اميدوارى مى رساند كه رسيدن به سطحى از زندگى همراه با رفاه، آزادى و احترام فردى كه شايسته‌ى آن هستيم، ميسر است. گستره‌ى ارتباطات موجب مى شود تا با همتى آگاهانه و همراه با خلاقيت؛ همزمان، هم در جهت عقلانى سازىِ روند تحولات تلاش كنيم و هم سرعت اين روند را افزايش دهيم.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.