Home

Titleنقش اقلیت‌های دینی در همه‌پرسی‌ها

بهاییان و مشارکت در انتخابات

6 Jun 2013

■ کیان ثابتی

طی این سالها که از عمر نظام اسلامی حاکم در ایران می گذرد انتخابات ریاست جمهوری همواره با بحث و جدل فراوان همراه بوده است شائبه تقلب در شمارش آراء یا از قبل تعیین شدن رئیس جمهور مواردی است که در هر انتخاباتی مطرح شده ولی چه شهروند ایرانی بخواهد درانتخابات شرکت کند یا از تحریم کننده های آن باشد انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب فردی به عنوان رئیس قوه مجریه برای اکثریت ایرانیان دارای جذابیت و اهمیت بسیار است که با رای دادن یا عدم رای دادن سعی می کنند در این پروسه نقش داشته باشند.

bahai8

آمارها نشان می دهد 98 درصد مردم ایران، مسلمان هستند که به جز ساکنین مرزی کشور که اکثرا اهل سنت هستند، حداقل 88 درصد جمعیت ایران را مسلمانان معتقد به مذهب شیعه دوازده امامی تشکیل می دهند. دو درصد باقیمانده از جمعیت ایران از شهروندان غیر مسلمان که در فرهنگ رایج در ایران، اقلیت دینی نامیده می شوند؛ تشکیل شده است. یقینا این شهروندان ایرانیِ غیر مسلمان مانند سایر هموطنان خود مشتاقند به هر شکل ممکن نقش مؤثری در انتخابات ریاست جمهوری کشور ایفا کنند. پیش از آنکه نقش اقلیت های دینی در انتخابات ریاست جمهوری کشور بررسی شود، ذکر این نکته مفید است که اقلیت های دینی در ایران به دو بخش رسمی و غیر رسمی تقسیم می شوند. طبق اصل 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛ زرتشتی‌ها، یهودیان و مسیحیان جزو اقلیت های رسمی در کشور ایران شناخته می شوند که در حدود قانون، در اجرای مناسک و آیین‌های مذهبی خود آزادند؛ ولی پیروان دین بهاییت که طبق اعلام جامعه جهانی بهایی با جمعیت بالغ بر 300 تا 350 هزار نفر، بزرگ‌ترین اقلیت دینی در ایران محسوب می گردند، اقلیت غیررسمی نامیده می شوند. البته بعضی آمارهای غیررسمی از حضور صابئین ها و بودایی ها در بعضی مناطق ایران حکایت می کند.

اقلیت های رسمی و انتخابات

زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان، اقلیت رسمی در ایران محسوب می شوند؛ اما این رسمیت بدین معنا نیست که پیروان ادیان مذکور از کلیه حقوق شهروندی برخوردارند. این شهروندان طبق اصل 13 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و اجازه دارند در احوال شخصیه (تولد ـ ازدواج ـ طلاق و مرگ) و تعلیمات دینی طبق آیین خود عمل کنند. همچنین طبق اصل 14 قانون اساسی، دولت موظف است نسبت به غیرمسلمانان با اخلاق حسنه و رعایت قسط وعدل اسلامی عمل نماید و حقوق انسانی ایشان را رعایت کند. نکته مهم در دنباله اصل مزبور آمده است که این اصل را فقط در مورد غیر مسلمانانی که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی اقدام و توطئه نکنند، معتبر می داند. این اصول دامنه حقوق دینی و اجتماعی اقلیت های رسمی در ایران را مشخص می کند، بدین معنا که پیروان اقلیتهای رسمی در اجرای مراسم و مناسک مذهبی خویش آزادند و می توانند مانند سایر ایرانیان از حقوق اولیه انسانی مانند کار و تحصیل برخوردار باشند اما این حقوق اجتماعی تا زمانی به یک شهروند مسیحی، زرتشتی یا یهودی تعلق می گیرد که فرد مزبور نخواهد از حق انسانی آزادی بیان و تبلیغ آیین خویش بهره مند شود. در این صورت تبلیغ هر کدام از ادیان سه گانه مذکور در قانون اساسی کشور که تحت عنوان اقلیت رسمی مشخص شده اند، به مثابه اقدام علیه اسلام و جمهوری اسلامی محسوب شده و موجب سلب حقوق اجتماعی فرد اقدام کننده خواهد گردید. از طرف دیگر مسلمانی هم که به یکی از این ادیان سه گانه دربیاید از نظر فقه اسلامی مرتد شناخته می شود و قانون مجازات اسلامی در مورد فرد مزبور به اجرا درخواهد آمد. دستگیری‌های چند ساله اخیر نوکیشان مسیحی و جمع کردن کتب فارسی عهد جدید و قدیم مؤید همین مطلب است. ( به دلیل آنکه مسیحیان پروتستان به تبلیغ آیین خویش می پردازند، از طرف حاکمیت ایران با ایشان برخورد می شود و مورد تائید رسمی حکومت اسلامی ایران نیستند).

هر چند پیروان ادیان زرتشتی، یهودی و مسیحی از حقوق اجتماعی مناسبی در ایران برخوردارند؛ ولی دارای حداقل حقوق سیاسی هستند. پیروان ادیان سه گانه مزبور اجازه کاندیداتوری در هیچ کدام از انتخابات چهارگانه (ریاست جمهوری ـ شورای شهر ـ مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان) در کشور ایران را ندارند؛ هر چند که برحسب ظاهر، پنج نماینده از اقلیت های دینی در مجلس شورای اسلامی حضور دارند. بنا به تبصره ماده 2 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی از 290 نماینده مجلس، 5 کرسی متعلق به نمایندگان اقلیت های دینی رسمی است که عبارتست از نمایندگان زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده، مسیحیان کلدانی و آشوری مجموعا یک نماینده و ارامنه شمال و جنوب کشور هر کدام یک نماینده.

این نکته را نباید فراموش کرد که این پنج نفر فقط نماینده هم‌دینان خود هستند و نمی توانند مانند شهروندان مسلمان نامزد نمایندگی مجلس شوند و از طریق رای عمومی به مجلس راه یابند. آنچه طی چند دهه اخیر که از عمر مجلس شورای اسلامی گذشته، کاملا مشهود است؛ حضور تعداد انگشت شمار نمایندگان اقلیت های دینی در مجلس در برابر تعداد کثیر نمایندگان مسلمان ـ که بسیاری از ایشان در کسوت روحانیت اسلامی هم هستند ـ هیچگاه تاثیری در تصمیمات مجلس و یا حل مشکلات کشور نداشته است و بیشتر این حضور در مجلس جنبه تشریفاتی داشته تا کاربردی. طی این سالها هیچ سخن یا اظهار نظری در رابطه با مسائل کشور یا مجلس از این نمایندگان شنیده نشده است و بیشتر ایشان تابع بوده اند تا تصمیم‌گیر. به همین واسطه نمایندگان ادیان سه گانه هیچ زمان در مجلس ایران حائز شخصیت “نمایندگی از طرف مردم” نشده اند و بیشتر با این عنوان یا تیپ که “نماینده ادیان رسمی کشور” در مجلس ایران حضور دارند، از ایشان بهره برداری شده است و حاکمیت هرگاه لازم ببیند با این ژست تبلیغاتی که نمایندگان ادیان مختلف در مجلس ایران حضور دارند، اینان را از سایه خارج می کند.

اما اقلیت های دینی سه گانه در انتخابات ریاست جمهوری که پرشورترین و قابل توجه ترین انتخابات در ایران شمرده می شود، فقط حق رای دادن دارند. طبق بند 6 ماده 35 قانون انتخابات ریاست جمهوری در ایران یکی از شروط نامزدی ریاست جمهوری، ایمان و اعتقاد به مذهب رسمی کشور است. بر اساس اصل 12 قانون اساسی، دین رسمی ایران؛ اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است. از طرف دیگر، در هنگامه انتخابات ریاست جمهوری که بسیاری به تکاپو می افتند، هیچگاه سخن جانبدارانه یا اظهارنظری از طرف اقلیت های دینی به دلیل عواقب ناگوار حاصل از آن شنیده نمی شود. در واقع باید اذعان کرد تنها نقشی که اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده در انتخابات ایران دارند این است که با حضور خود در پای صندوق های رای موجب بالا رفتن آمار مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری شوند که آن هم با توجه به پایین بودن تعداد ایشان نسبت به جمعیت کل ایران، نقش چندان مؤثری محسوب نمی شود.

بهاییان (اقلیت دینی غیر رسمی)

جمهوری اسلامی ایران از بدو پیدایش، بنای ناسازگاری با شهروندان بهایی را داشته است. اعدامها، بازداشتها، تخریب گورستانها، مصادره اموال، اخراج و ممانعت از تحصیلات عالیه از جمله موارد نقض حقوق اجتماعی شهروندان بهایی است که بیش از سه دهه از طریق حاکمیت ایران بر ایشان اعمال می شود. بهاییان در ایران اجازه تبلیغ ندارند و برای اجرای جلسات و مراسم مذهبی با محدودیت شدیدی مواجه هستند. با اینکه پیروان آیین بهاییت بزرگ‌ترین اقلیت دینی در ایران شناخته می شوند؛ ولی به دلیل تفاوتهای ایدئولوژیکی که این آیین با اسلام دارد، حکومت ایران هیچگاه حاضر به پذیرش حق شهروندی بهاییان نگردیده و از ذکر دین بهایی به عنوان یکی از اقلیتهای رسمی ساکن ایران اجتناب ورزیده که همین امر راه را برای اعمال هرگونه آزار و فشار بر شهروندان بهایی بازگذاشته است.

شهروندان بهایی از حداقل حقوق سیاسی هم در ایران برخوردار نیستند و نماینده ای در مجلس شورای اسلامی ندارند. بهاییان مدعی عدم دخالت در سیاست هستند؛ ولی این بدین معنا نیست که در انتخابات کشور شرکت نمی‌کنند. به واسطه آنکه بهاییان در ایران هیچگاه اجازه صحبت یا چاپ مطلبی پیرامون عقایدشان را نداشته اند ـ چه که در صورت چنین رفتاری به اتهام تبلیغ علیه نظام مورد بازخواست قضایی قرار می گیرند ـ همواره مورد تهاجم رسانه ها و افراد قرار گرفته اند و انواع تهمت ها به ایشان زده می شود که یکی از این موارد متهم کردن شهروندان بهایی به عدم توجه و علاقه به سرنوشت جامعه شان است. این اتهام از آنجا نشأت گرفته که اصل اعتقادی “عدم دخالت در سیاست” دین بهایی، مانع شده است تا پیروان بهاییت در انتخابات شرکت کنند؛ انتخاباتی که به نظر بسیاری ـ با همه مشکلات پیرامونش ـ به عنوان مشارکت در تعیین سرنوشت جامعه شناخته می شود.

پس از دو دهه متهم شدن شهروندان بهایی به بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور، جامعه جهانی بهایی در بیانیه ای به تاریخ 4 فوریه 2008 میلادی حق رای دادن و مشارکت بهاییان را در انتخابات ایران به شهروندان بهایی ساکن ایران یاداوری کرد و حضور بهاییان را در انتخابات به شرط آنکه عاری از هرگونه گرایشات حزبی باشد، بلامانع اعلام کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «شركت در انتخابات مملكتی به شرط این كه شركت كننده بتواند بدون انتساب خود به هیچ یك از احزاب سیاسی و یا اظهار هیچ نوع تمایل حزبی عمل نماید، برای بهاییان بلامانع است؛ ولی شركت در این انتخابات اجباری نیست، بلكه اختیاری است. تشكیلات و جامعۀ بهائی در این امر هیچ دخالتی ندارد. بهاییان در مورد این كه به چه شخصی رأی بدهند با یكدیگر مشورت نكرده و جامعه نیز نباید هیچ اقدامی نماید كه بر شركت یا عدم شركت بهاییان و یا این كه به چه كسی رأی می دهند، اثری بگذارد. اجتناب جامعۀ بهائی از بحث و مذاكره در این مورد ضروری … است».

پس از بیانیه فوق، بخشی از حاکمیت که همواره بنای مخالفت و دشمنی با شهروندان بهایی را داشت و طی دو دهه بهاییان را به بی تفاوتی و بی توجهی به وضعیت و سرنوشت ایران متهم می کرد، از راه دیگری وارد شد و دلیل شرکت شهروندان بهایی در انتخابات را تفرقه افکنی و دسیسه چینی در انتخابات عنوان کرد. این اتهام زنی تا انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 خورشیدی و حوادث بعد از آن ادامه یافت و در این بین شهروندان بهایی که طبق بیانیه مزبور به هیچ عنوان چه انفرادی و چه جمعی از کاندیدای خاصی حمایت نمی کردند، ناگهان در رسانه های وابسته به دولت متهم به طرفداری از میرحسین موسوی شدند و برای اثبات این اتهام هم تعدادی از شهروندان بهایی دستگیر که پس از مدتی به دلیل عدم اثبات و نداشتن مدرک، بازداشت شدگان مزبور آزاد شدند. نکته اینجاست که چه شهروندان بهایی در انتخابات شرکت کنند و چه شرکت نکنند به دلیل آنکه ایشان از حقوق اجتماعی یک شهروند عادی ایرانی برخوردار نیستند و شهروند درجه 2 و 3 محسوب می شوند، هیچ تاثیری در انتخابات ریاست جمهوری و نظایر آن ندارند و بیشتر به عنوان کیسه بوکس جناح های مختلف برای کوبیدن یکدیگر به کار می روند تا به عنوان یک شهروند آزاد ایرانی که حق رای دارد.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. نوید says:

    با تشکر از نویسندۀ محترم مقاله، جهت توضیحاتی دیگر باید اشاره نماید بیانیۀ اشاره شده در مقاله مورّخ 4 فوریه 2008 پیامی صادر از مرکز جهانی بهائی، «بیت العدل اعظم» می باشد و اصطلاح «جامعۀ جهانی بهائی» مربوط به نمایندگی «جامعۀ جهانی بهائی» در سازمان ملل متحد است که در این سایت راجع به آن آمده است:
    http://www.bic.org/
    کل پیام مزبور در این آدرس موجود است: http://noghtenazar15.info/node/610
    نکتۀ دیگر که در همین پیام اشاره شده و خیلی مهم است آن است که در کشورهای آزاد شرکت بهائیان در انتخابات سابقه داشته است و بنابراین امری نبوده که در جامعۀ جهانی بهائی بدون سابقه باشد. امّا در ایران به علت مشکلاتی که برای بهائیان همیشه وجود داشته، مطرح نبوده است. نکتۀ مهم دیگر این است که بیت العدل اعظم تأکید می کنند ابلاغ مجاز بودن بهائیان در شرکت در انتخابات با شرایط رعایت تعالیم بهائی، «بیان یك اصل كلّی اداری بهائی است و هیچ گونه دلیل دیگری ندارد؛ نه مربوط به شرایط خاصّ كنونی ایران است و نه دلیل هیچ نوع جانب گیری سیاسی و یا غیرسیاسی در امور آن مملكت است.» عین این نکتۀ مهم در پیام مزبور چنین است: «اصل آزادی فرد بهائی برای شركت در انتخابات مملكتی ــ به شرط این كه عاری از هرگونه گرایش سیاسی حزبی باشد ــ امری است كه از قبل هم مصداق داشته و هم اكنون در سایر نقاط جهان نیز اجرا می شود و ابلاغ این امر به احبّای ایران در این زمان و در جواب سؤال هیئت یاران بیان یك اصل كلّی اداری بهائی است و هیچ گونه دلیل دیگری ندارد؛ نه مربوط به شرایط خاصّ كنونی ایران است و نه دلیل هیچ نوع جانب گیری سیاسی و یا غیرسیاسی در امور آن مملكت است. شركت در این انتخابات رابطه ای با تأكیدات بیت العدل اعظم در بارۀ اهمیّت جهد و كوشش یاران در خدمت به اِحیای ایران و عمران آن سرزمین مقدس ندارد؛ نه دلیل پشتیبانی از دولت است و نه نشانۀ همكاری با حكومت، و عدم شركت در آن نیز نشانۀ مخالفت با هیچ یك نیست. احبّا به طور انفرادی آزادند تصمیم بگیرند كه آیا مایلند در این انتخابات شركت نمایند یا خیر.»
    در این مورد مطالب بسیار مهم دیگری در آدرس های زیر موجود است:
    http://noghtenazar15.info/node/1045
    http://noghtenazar15.info/node/610
    http://noghtenazar15.info/node/829

  2. satar says:

    حالا چه اهمیتی داره 4 تا دونه بهایی تو انتخابات شرکت کنن یا نه

  3. سیما says:

    ستار اصلا چه اهمیتی داره مردم ایران در انتخابات شرکت کنند بهایی ها را که حذف کنیم بقیه اقلیتها را هم حذف کنیم سنی ها را هم حذف کنیم زنان را هم حذف کنیم کلا همه را حذف کنیم چه اهمیتی داره مهم اینستکه انتخابات برگزار بشه کی شرکت کنه چه اهمیتی داره

  4. نوید says:

    دوست عزیز Satar
    ممکن است بیشتر توضیح دهید منظورتان از «حالا چه اهمیتی داره 4 تا دونه بهایی تو انتخابات شرکت کنن یا نه» چیست؟
    قربان شما

  5. رسا says:

    بهایی ها واقعاً چه حوصله ای دارند… حالا که اینقدر مشکلات هست، بیخیال بشن دیگه. به قول سعدی “آنرا که خبری شد، خبری باز نیامد!” کی میدونه اون دنیا چه خبره، که حالا این دنیا رو هم برای خودتون جهنم کردید… به خدا وقتی خاطرات مهاجرت و سختی هموطن های بهایی رو می شنوم، علاوه بر اینکه خیلی ناراحت میشم، میگم کاش هیچ مذهبی تو دنیا نبود، که بین آدماا فرق بذاره. یکی بشه بهایی، یکی بشه مسلمون… که همشون دکان هستند.

  6. نوید says:

    رسای بسیار عزیز و خالص
    روح نظرتان حاکی از خلوص و محبت شما به نوع انسان است. بر شما درود می فرستم. یکی از تعالیم اساسی بهائی این است که «دین باید سبب محبت و الفت باشد. اگر دین سبب اختلاف و نزاع شود بی دینی بهتر است». حقیقتا بشریت از انواع اختلافات و جنگ های دینی و غیر دینی رنج می برد و خسته شده است. هدف هر دیندار واقعی و هر انسان حقیقی صلح و وحدت انسان هاست. با این توضیح مختصر باید عرض کنم ادیان دکان نیستند. دین با تقالید و تعصّباتی که در طول تاریخ به آن بسته شده فرق دارد. باید بین ادیان و رؤسای دینی ای همچون صاحبان قدرت دینی-سیاسی در جمهوری اسلامی فرق گذاشت. ستمی که بهائیان می کشند از کسانی است که دین را آلت دست خود کرده اند. والّا بسیاری از هم میهنان مسلمان ،بهائیان را دوست دارند-مثل خود آن عزیز- و همه با هم در غم و شادی هم شریک اند. این حکومت است که با نام اسلام نه تنها به بهائیان که حتی به خود مسلمانان هم ظلم می کند. بهائیان نمی توانند در این موارد بی خیال شوند. آیا می دانید در انتخابات 88 با سپربلا کردن بهائیان چه بر سر ایشان آوردند؟! و آیا می دانید 170 سال است رؤسای مقتدر مذهبی در ایران نگذاشته اند مردم ایران خود به چشم و فکر خود مستقلاً در بارۀ دیانت بهائی و آموزه های آن تحقیق کنند؟! بجای آن با انتشار هزاران مقاله و رساله و کتاب و فیلم و غیره، اتهامات و افترائات و دروغ ها به آئین بهائی و بهائیان نسبت داده اند تا مردم ایران را نسبت به ایشان بدبین و حتی متنفر کنند. لذا بهائیان مجبورند برای آگاهی هم میهنان عزیزشان توضیح دهند. در مورد انتخابات نیز وضع همینطور است. بسیاری یا بعضی هم میهنان عزیز واقعا نمی دانند بهائیان در بین خودشان چه نوع انتخاباتی برای ادارۀ امور جامعۀ خود دارند و نیز نمی دانند موضعشان در قبال انتخابات سیاسی کشورهای متبوعشان چگونه است. اخیراً مرکز جهانی بهائی در خصوص حکم بهائی در بارۀ «عدم مداخله در سیاست» و نیز روش بهائیان در خدمت به میهن عزیزشان و منظور از عدم مداخلۀ مزبور، پیامی بسیار مهم صادر کرده اند که از شما و هم میهنان عزیزم تمنا دارم آن را بخوانند و مورد تعمق قرار دهند: http://www.payamha-iran15.info/payam/2013-03-01.html
    http://velvelehdarshahr15.info/node/325
    البته خوشبختانه حوادث 35 سال اخیر حقایقی را برای هم میهنان عزیز روشن کرده که اینک دیگر مانند سابق بسیاری از ایشان فریب قدرتمندان مذهبی- سیاسی جمهوری اسلامی ایران را نمی خورند و دروغ ها و تهمت هایی را که علیه هم میهنان بهائی ایشان 170 سال است که دائماً تکرار شده و می شود، باور نمی کنند.
    با روح نظر شما موافقم و باید عرض کنم حقیقتاً حُسن عاقبت همه از هر دین و آئین و نژاد و قوم و ملت و کشور و جنسی مجهول است. همۀ انسانیم و بدون هم نمی توانیم در این کرۀ خاکی با سعادت و آسایش زندگی کنیم. «امروز انسان حقیقی کسی است که به خدمت همۀ ساکنان کرۀ زمین خدمت کند.»
    قربان نیت خالص شما
    نوید

What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.