Home

Titleجا ماندن نیروهای امنیتی از بازی گام به گام تحول‌خواهان

چرایی مشارکت اصلاح‌طلبان در انتخابات

15 May 2013

■ حسین نورانی‌نژاد

اصلاح طلبان به عنوان جریانی که بیشترین هویت سیاسی، شعار، ادامه حیات و برنامه های عملی شان را بر اساس حضور در انتخابات تعریف کرده اند، این بار نیز با همه ایراداتی که بر روند انتخابات در ایران در 4 سال گذشته مطرح کرده اند، عمده هم و غم خود را صرف حضور در آن کرده اند. برای بررسی آنچه منجر به مشارکت فعال اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری 92 شد، مروری بر ماجراهای 4 سال اخیر و موضع اصلاح طلبان در قبال آنها راهگشاست.

312034_855

جریان اصلاحات، پس از انتخابات 88، همسو با اعتراض هایی که ذیل عنوان جنبش سبز انجام شد، مورد سرکوب و تهدید حاکمیت قرار گرفت. حاصل این تقابل اعلام انحلال دو حزب عمده این جریان، جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود، ضمن آنکه دیگر احزابی هم که رسما بسته نشدند، عملا از فعالیت های آنها جلوگیری شد. دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و دبیرکل آن، مهدی کروبی به حصر رفت، سازمان ادوار تحکیم وحدت به سرنوشت مشابهی مبتلا شد و دیگر احزاب فعال آن که پیوندشان را با جنبش سبز و اعتراض ها به نحوی حفظ کردند و یا دست کم موضع منفی در برابر آن نگرفتند، با محدودیت های زیاد در برنامه های خود مواجه شدند. به موازات این کار، احزاب و گروه هایی که سابقه همراهی با جریان اصلاحات را در گذشته خود داشته اند اما نسبت به جنبش سبز مرزبندی کردند، با حمایت تبلیغاتی رسانه ها و نهادهای امنیتی جریان حاکم، تلاش شد که جای خالی احزاب وگروه های اصلی و مورد وثوق مردمی اصلاح طلبان را پر کنند که نماد آن می تواند حزب مردمسالاری باشد که سعی کرد در کنار شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، “جبهه اصلاح طلبان” را خلق کند.

این تحولات تا مقطع انتخابات مجلس نهم همچنان ادامه داشت تا آنجا که رویکرد “عدم شرکت” در آن انتخابات با محوریت سید محمد خاتمی و همراهی احزابی همچون اغلب گروه های شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اتخاذ شد. رویکردی که از درون خود اصلاح طلبان با انتقادهای درونی کنترل شده و اغلب غیر رسانه ای همراه بود. از این جای داستان، دیگر آن گروه اندک و کم اثر جبهه اصلاح طلبان به محوریت کواکبیان را کنار می گذاریم و روند تحولات و بحث ها را در بین جریان ها و افراد اصلی اصلاح طلب را مرور می کنیم. جایی که در بین آنها، گعده های منزل عبدالله نوری کم کم به عنوان محلی برای بحث های موثر در تصمیم سازی اصلاح طلبان مطرح شد.

جلسات منزل عبدالله نوری

این جلسه ها که به صورت هفتگی چند سالی است به محوریت وزیر اسبق کشور دولت اصلاحات، عبدالله نوری برگزار می شود، به مرور جدی تر و بزرگ تر شد. جلساتی که در آن از کارگزاران و رفقای قدیمی عبدالله نوری همچون کرباسچی و نیروهای نزدیک به آن مانند محمدعلی نجفی حضور دارند، تا مشارکتی هایی همچون مرتضی مبلغ، صفدر حسینی، جمیدرضا جلائی بور و اخیرا علی شکوری راد و محمدرضا خاتمی، تا چهره های منفردی مانند علی رضا علوی تبار، عباس عبدی، علی حکمت و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب. این جلسه ها صورت حزبی و رای گیری و تصمیم گیری ندارد اما بحث های در گرفته در آن با توجه به ترکیب کیفی و موثر افراد حاضر در آن مورد توجه و پیگیری همه محافل اصلاح طلبان از جمله جلسات مشاوره ای دفتر سید محمد خاتمی است.

در مقطع انتخابات مجلس نهم بیشترین خبری که از این جلسات، به خصوص از سوی چهره هایی مثل عباس عبدی، کرباسچی و خود عبدالله نوری به گوش می رسید، مخالفت با رویکرد عدم شرکت در انتخابات بود، اگرچه از سوی نوری در موضع گیری های اندکی که به صورت عمومی مطرح می شد به قواعد حرکت جمعی اصلاح طلبان توجه کامل شد و نظرات خود را به نحوی که منجر به شکاف و انشقاق در نیروهای اصلاح طلب شود، مطرح نکرد.

در روزهای منتهی به انتخابات محلس، نهایتا یک پیشنهاد عملی و جدی از سوی نوری مطرح شد که بعدا منجر به تحولاتی در فعالیت جمعی اصلاح طلبان شد. نوری گفت که اصلاح طلبان اتاق فکر درست کنند. اتاق فکری که در ابتدا بحث از دعوت از چند صد نفر اصلاح طلب و انتخاب 40-30 نفر از بین آنها بود، اما واقعیت های فضای امنیتی کشور مانع از تحقق آن بود تا اینکه در دفتر خاتمی، بستر مدل دیگری از اجرای آن پیشنهاد فراهم شد.

شورای مشاوران خاتمی و مشارکت حداکثری در انتخابات

خاتمی از سال ها پیش جلساتی را روزهای دوشنبه با تعدادی از نزدیکان و مدیران سابق خود در دوران ریاست جمهوری در دفتر خود برگزار می کرد که اصلی ترین شورای مشورتی وی محسوب می شد. البته وی در کنار آن گروهی برای پی گیری تحولات بین المللی را در کنار خود داشت و نیز به صورت موردی، گروه ها و افراد دیگر را مرتبا برای مشورت به دفتر خود دعوت می کرد.

اما از سال 90 گروه کوچک تر دیگری از نیروهای سیاسی که با بدنه فعالان سیاسی اصلاح طلب ارتباط بیشتری داشتند، حلقه شنبه های خاتمی را ایجاد کردند که آنها نیز در تصمیم سازی های اصلاح طلبان صاحب نقش شدند. از تلفیق این دو حلقه و دعوت از برخی شخصیت های موثر اصلاح طلب و نمایندگانی از شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و گروه های مختلف اصلاح طلب، نهایتا شورایی مشورتی متشکل از حدود 50 نفر در دفتر خاتمی شکل گرفت که کار خود را عملا از اواخر تابستان 91 آغاز کزد. شورایی که بلافاصله 5 کمیسیون در حوزه های اقتصاد، امنیت و سیاست داخلی، سیاست خارجی، اجتماعی، علمی فرهنگی تشکیل داد و ضمن بررسی اوضاع کشور در هر یک از این حوزه ها، پیشنهادات اصلاح طلبان برای بهبود اوضاع در این 5 حوزه را به بحث و بررسی گذاشت. نتیجه این بررسی ها نیز به صورت خلاصه در دو سند ارائه شده به خاتمی که یکی در روزهای واپسین سال 91 تحت عنوان “بيم‌ها و اميدها، بايد و نبايدها” و دیگری در 10 اردیبهشت ذیل عنوان کلی “گامی دیگر با اصلاحات” به نام “رویکردها و برنامه های پیشنهادی برای برون رفت کشور از بحران‌ها و چالش‌های کنونی” منتشر شدند.

آنچه از دل این شورا در آمد، لزوم مشارکت فعال در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها بود که در خرداد 92 قرار است برگزار شود. این تصمیم، رویکرد جبهه مشارکت که پیش از این در بیانیه ای در زمستان 91 از عدم شرکت در این انتخابات سخن گفته بود را نیز تحت تاثیر قرار داد و تقریبا قاطبه اصلاح طلبان با رویکرد “مشارکت حداکثری” در انتخابات که منظور از آن کاندیداتوری خاتمی بود، به گود فعالیت های انتخاباتی وارد شدند. این در حالی بود که از سوی دیگر نیروهای امنیتی جریان حاکم با رصد کامل تحرکات اصلاح طلبان، چراغ قرمز را در احضارهای موردی فعالان و پیغام و پسغام های مختلف، پیش روی فعالیت سیاسی اصلاح طلبان گذاشته بودند.

وزارت اصلاعات: مشارکت سیاسی اصلاح طلبان به شرط توبه و عدول از همه هویت سیاسی این جریان

در حالی که اصلاح طلبان تصمیم داشتند تا از لاک انتقادی و اعتراضی صرف وارد فرایند مشارکت سیاسی شوند، نیروهای امنیتی به محوریت وزارت اطلاعات، ناخشنودی خود از این رویکرد را به زبان های مختلف به این جریان سیاسی انتقال می داد. مهم ترین این برخوردها ممانعت از برگزاری کنگره اصلاح طلبان بود که درخواست آن ماه های متمادی از سوی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به مسئولان وزارت کشور ارائه می شد، اما پاسخ خود را از وزارت اطلاعات، همراه با تهدید به بازداشت می گرفتند.

آنها در این تهدیدها شرط فعالیت اصلاح طلبان را در این موارد خلاصه کردند:

– برائت از فتنه 88 (جنبش سبز)

– اعلام سالم بودن انتخابات 88

– عدم مشارکت و همکاری جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

– عدم ارتباط و هماهنگ با سید محمد خاتمی

نتیجه این برخوردها عدم برگزاری کنگره اصلاح طلبان بود، اما تلاش های این جریان با محوریت سید محمد خاتمی همچنان ادامه یافت. تلاش هایی که با رویکرد مشارکت خداکثری در انتخابات، با کاندیداتوری خاتمی مطرح بود، اما در لایه های جزیی تر اصلاح طلبان، تلاش های دیگری در جریان بود.

کاندیداهای اصلاح طلب، پشت خط خاتمی

اگرچه در کنار فعالیت جمعی اصلاخ طلبان، چهره ای همچون محمدرضا عارف که در پیوند هویتی با اصلاح طلبان است، خود را به عنوان کاندیدا معرفی کرده و چهره هایی همچون پزشکیان، محمد شریعتمداری و کواکبیان نیز با پیوندهای نصفه و نیمه با این جریان، خود را برای انتخابات آماده می کردند، اما ذیل حرکت جمعی اصلاح طلبان، دو اسم دیگر نیز مطرح بود. یکی محمد علی نجفی که چهره ای مورد وثوق بین اصلاح طلبان محسوب می شود و دیگری اسحاق جهانگیری که با تمایل خود و حمایت چهره هایی مانند کرباسچی در صدد کاندیداتوری در انتخابات بوده است.

نجفی علی رغم آمادگی نسبی، با توجه به جمع شدن همه تلاش ها حول دعوت از خاتمی، از این عرصه بازماند و در روزهای واپسین ثبت نام نیز گفته شد که دیگر طرح نام وی برای انتخابات دیر است. اما جهانگیری اگرچه فعالیت و لابی های زیادی برای وی شد و با دو دیداری که با رهبری داشت و یکی از آنها نیز مورد پوشش وسیع رسانه ای قرار گرفت، باز هم مورد اقبال و توجه چندانی از سوی نیروهای سیاسی و به خصوص بدنه فعال اصلاح طلبان قرار نگرفت. دلیل این امر نیز عمدتا به سکوت 4 ساله و عدم حضور موثر سیاسی وی در عرصه عمومی باز می گشت که هیچ انگیزه و جذابیتی را برای فعالان، در حمایت از وی ایجاد نمی کرد.

هاشمی، کاندیدای دوم و آخر اصلاح طلبان

نتیجه این تحولات با توجه به امتناعی که از سخنان خاتمی برای حضور در انتخابات دریافت می شد، تمرکز بر کاندیدایی جایگزین بود که نام او هم به اندازه کافی برای عبور از شرایط نابرابر رسانه ای و تبلیغاتی که به سود جریان اصولگراست، بزرگ باشد.

بدین ترتیب بود که بار دیگر نام علی اکبر هاشمی رفسنجانی مورد توجه قرار گرفت. پیرمردی که در آستانه 80 سالگی هنوز به عنوان گزینه ای مناسب برای “عبور از بحران” از او نام برده می شود. هاشمی نیز در مقابل دعوت ها که از جمله از سوی نیروهای جبهه مشارکت در چند دیدار حضوری صورت می گرفت، اگرچه نه نگفت، اما تحقق آن را منوط به نظر مثبت آیت الله خامنه ای کرد.

هاشمی که مانند خاتمی و دیگر اصلاح طلبان شرایط کشور را در 8 سال گذشته نامناسب و رو به بحران ارزیابی می کند، مانند خاتمی صحبت های صریح و کم سابقه ای را در آستانه انتخابات درباره شرایط کشور مطرح کرد تا آمدنش را برای بخش بزرگی از طیف جوان و بدنه اصلاحات، تبدیل به یک آرزو کند.

از سوی دیگر برخی افراد مشارکتی همچون علی شکوری راد نیز به صراحت از گزینه یا خاتمی یا هاشمی سخن گفتند و اعلام کردند که در غیر این صورت در انتخابات شرکت نمی کنند.

برنامه ای مفصل و چند ماهه که نهایتا در واپسین دقایق ثبت نام کاندیداها، با حضور هاشمی رفسنجانی در وزارت کشور و ثبت نام وی، به سرانجام رسید.

استفاده از فرصت انتخابات توسط اصلاح طلبان

آنچه مسلم است، اصلاح طلبان چه در انتخابات موفق به کسب دولت شوند و چه از این توفیق به دلیل عدم آشتی مردم با انتخابات یا مهندسی انتخابات باز بمانند، موفق شده اند تا تلاش جریان امنیتی حاکم برای حذف سیاسی خود در ساختار رسمی قدرت را دست کم تا زمانی دیگر، ناکام گذارند.

توجه به این نکته مهم که اخبار دو جین کاندیدای ریز و درشت اصولگرا زیر صدای جذاب تر و پرکشش آمدن یا نیامدن خاتمی و مواضعی که او تقریبا هر روزه در دیدارهای مردمی یکی دو ماه اخیر با صراحتی کم نظیر مطرح کرد، بی اهمیت ماند و روز آخر ثبت نام ها نیز همه نگاه ها معطوف به آمدن هاشمی یا خاتمی شد، نشان می دهد که اصلاحات هنوز بازیگر عرصه سیاست در ایران باقی مانده است. اصلاح طلبان در این مدت هم حرف ها و مواضع خود را بار دیگر به گوش جامعه رساندند و هم نشان دادند که همه تبلیغات و تلاش های جریان حاکم برای حذف و بی اعتبار کردنشان نزد جامعه بی حاصل بوده است.

نهایت برنامه ریزی گام به گام اصلاح طلبان در انتخابات به اینجا انجامید که رهبری خاتمی در جریان اصلاحات تثبیت، امید و تحرک در بدنه اصلاح طلب افزایش، و کاندیدایی نسبتا حداکثری به نام هاشمی رفسنجانی از سوی آنها نامزد انتخابات شد تا همه تلاش های غیر قانونی نیروهای امنیتی حاکم در 4 سال اخیر، دود هوا شود.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS Unknown Feed

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.