Home

Titleایران اتمی و پیامدهای آن

شواهد ظهور ولایت هسته‌ای

28 Apr 2013

■ محمدرضا سرداری

امروزه در اعماق خاک ایران و ذهن حاکمانش فعل و انفعالاتی در جریان است که در سطح، تنها می توان لرزه های خفیف آن را احساس کرد. از مرزهای آبی بوشهر تا بلوچستان در جنوب و جنوب شرقی ایران تا اصفهان در مرکز و تبریز و مرزهای شمالی ایران در بیله سوار اردبیل زمین در اعماق خویش با قدرت و درجات مختلف غریده است. از سوی دیگر این غرش و عصیان را می توان در اذهان حاکمان امروز نیز احساس کرد. می توان درک کرد که آنچه در سطح است، بگو مگو ها و رقابتهای ظاهرانه ای برای کسب یا تثبیت قدرت است؛ اما پشت پرده حکایت از اخبار غریب و در عین حال قریب الوقوعی دارد که در صورت تحقق، همه معادلات را بر هم خواهد زد و جمهوری اسلامی را نه تنها در داخل بلکه در منطقه و جهان نیز به قدرتی مهار ناپذیر تبدیل خواهد کرد.

img_606X341_2303-Bushehr-iran-nuclear

شواهد و قرائنی برای بیان این فرضیه که جمهوری اسلامی ایران علیرغم مواضع انکارگرایانه خویش در پی دستیابی به سلاح هسته ای است، وجود دارد. به لحاظ نظری استدلالات متعددی را می توان برای این تلاش ارائه کرد. مهمترین استدلال، حفظ قدرت و ترس از سرنگونی است. جمهوری اسلامی از بدو تاسیس با تهدید به سرنگونی مواجه بوده و همواره کوشیده است تا با ارتقای توان دفاعی خویش مانع تلاش غرب برای تغییر نظام گردد. این موضوع بارها در مذاکراتی که ایران با اتحادیه اروپا، گروه پنج بعلاوه یک و همچنین مذاکرات پشت پرده با آمریکا داشته، بیان شده است و همواره بحث از تضمینی بوده که ایران آن را از غرب به ویژه آمریکا مطالبه کرده است. این راهبرد البته در دوره هشت ساله اصلاحات کمرنگ شد و راهبرد اصلاح طلبانه، مسیر برخورد غرب را از تغییر نظام به تغییر رفتار متحول کرد. اما با روی کار آمدن اقتدارگرایان بار دیگر رویه گذشته احیا و سازماندهی شد. اکنون برای غالب جهانیان تردیدی باقی نمانده است که جمهوری اسلامی به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است و تنها اختلاف آنان زمانی است که عملا تولید آن امکان پذیر خواهد شد. این حجم مذاکرات، تحریمها و اخباری که روزانه درباره برنامه هسته ای ایران مطرح می شود، نمی تواند بر اساس یک احتمال و فرض باشد؛ زیرا این احتمال برای تمامی کشورها به طوری یکسان وجود دارد. بنابراین از نظر تئوریک می توان گفت که غرب اطلاعات محرمانه موثقی در اختیار دارد که حکایت از عزم جدی ایران برای ساخت این سلاح نامتعارف می کند. رهبر جمهوری اسلامی نیز بعضا در جلسات خصوصی و حتی در سخنرانیهای عمومی خویش موضوع لیبی و کره شمالی را به مسئولان این نظام گوشزد کرده است. وی همواره سقوط لیبی را ناشی از سیاستهای سازشکارانه قذافی درمقابل غرب دانسته و در مقابل متذکر شده است که رمز ماندگاری کره شمالی، در اختیار داشتن سلاح هسته ای است.

به لحاظ عملی نیز جمهوری اسلامی نشان داده است که خواهان دستیابی به سلاحی نامتعارف است. پیش از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، فعالیتهای هسته ای ایران برای غنی سازی اورانیوم به بهانه نیاز کشور برای تامین سوخت نیروگاه بوشهر در مدار پنج درصد قرار داشت؛ اما این مقدار پس از احمدی نژاد به بیست درصد به بهانه ساخت دارو رفع نیازهای پزشکی افزایش یافت. سالها مذاکره بر سر تعلیق غنی سازی در سطح بیست درصد صورت گرفت، اما این مذاکرات تا کنون ثمر بخش نبوده است. تا اینکه اخیرا فریدون عباسی رییس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد اگر ایران بخواهد برای زیر دریایی های اتمی خود سوخت تهیه کند، نیاز به غنی سازی اورانیوم تا سطح 56 درصد دارد.

شایعات دیگری نیز بر سر زبانها افتاده است. از جمله اینکه رسانه های ژاپنی سال گذشته به هنگام آزمایش بمب هسته ای کره شمالی در زیر زمین نوشتند کارشناسان ایرانی نیز در محل حضور داشته و شاهد این آزمایش بوده اند. مقامات ایران چنین شایعاتی را نه رد و نه تایید کرده اند و اگر این شایعات درست باشد، تردیدی باقی نمی گذارد که جمهوری اسلامی در پی کسب دانش انفجارات هسته ای در زیر زمین بوده و برنامه ای برای یک آزمایش هسته ای زیر زمینی تدارک دیده است.

همزمان با تغییر در گفتار و رفتار غرب می توان تحلیل کرد که چه اتفاقاتی در پشت پرده در جریان است. تغییر لحن رییس جمهور آمریکا در قبال ایران خود یکی از مهمترین شواهد از این دست است. تا شش ماه گذشته روابط سنتی واشنگتن ـ تل آویو به خاطر اختلاف رفتار نتانیاهو و اوباما بر سر مسئله هسته ای ایران رو به تیرگی گذاشت؛ اما چندی پیش وزیر دفاع آمریکا در سفری به اسرائیل پیامی کاملا متفاوت به تهران فرستاد که به نوعی نشان دادن چراغ سبز به اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران بود. خبرنگار آسوشتدپرس در گزارشی از تل آویو می نویسد هگل از نخستین سفر خود به اسرائیل در مقام وزیر دفاع آمریکا برای تاکید براین نظرش استفاده می کند که اسرائیل خود باید تصمیم بگیرد آیا می خواهد علیه ایران به نیروی نظامی متوسل شود یا نه و اگر قصد پیشدستی دارد، چنین اقدامی را چه زمانی انجام دهد.

این مقاله در پی آن نیست که به موضوعاتی بپردازد که اطلاعات دقیقی از آن در اختیار ندارد. واقعیت است که اخبار مربوط به مسئله هسته ای ایران حتی در رسانه های آزاد غرب نیز کانالیزه و سانسور می شود. بنابراین با در اختیار نداشتن اطلاعات درست، ارائه تحلیل واقع بینانه تر نیز امکان پذیر نیست. اما این مقاله به این فرض می پردازد که جمهوری اسلامی با توجه به عملکرد غیر شفاف و پیش بینی نشده خویش ممکن است روزی جهان را غافل گیر کند و به سلاح هسته ای دست یابد. نشانه مهم در این زمینه رویه ای است که امروز در داخل کشور شاهد اجرای آن هستیم.

اما این رویداد در صورت وقوع، چه بر سر حقوق مردم در داخل و آزادی خواهد آورد؟ سرنوشت دموکراسی خواهان و طرفداران جامعه مدنی چه خواهد شد و چه کسی توان مهار قدرت روحانیون مسلح به بمب اتم را در داخل کشور خواهد داشت؟ محمد خاتمی رییس جمهور پیشین که از سوی برخی اصلاح طلبان برای ورود در انتخابات تحت فشار است در اظهاراتی بعید، در پاسخ به کسانی که وی را منجی کشور می خوانند گفت که اگر پیغمبر نیز بیاید، تا این رویه ها هست کاری از پیش نمی برد. اما این رویه ها چیست که جمهوری اسلامی را از نظر خاتمی، علیرغم آنکه خود آن را باور دارد، نظامی اصلاح ناپذیر کرده است؟

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی هیچ گاه تا این میزان خود را بی نیاز از انتخابات و رای مردم ندیده است. روزگاری میزان حضور مردم در انتخابات و بازتاب بین المللی آن برای مقامات جمهوری اسلامی اهمیت بسزایی داشت؛ اما این اهمیت پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته رنگ باخته است. دیگر نه نیاز به گرم کردن تنور انتخابات است و نه نشان دادن مشروعیت نظام، بلکه مشروعیت نظام را سلاح بالقوه ای می تواند تامین می کند که ممکن است در زیر زمین مخفی باشد و هر لحظه از آن رونمایی شود. در چنین وضعیتی دیگر نیازی به تحمل رقیب و یا رقیب سازی نخواهد بود. نه تنها اصلاح طلبان، بلکه هر کس با ولی فقیه مسلح به اتم (آیت الله خامنه ای یا هر ولی دیگر) زاویه داشته باشد، به سادگی از مدار قدرت کنار گذاشته شده و تحمل نخواهد شد.

جان کلام آنکه، تلاش هایی که امروز برای بستن فضای سیاسی صورت می گیرد می تواند علامت مهمی از فعالیتهای پشت پرده و دستیابی قریب الوقوع جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای باشد و مهم ترین تهدید دموکراسی در ایران، اثبات فرضیه دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای است. اگر چنین فرضی محقق گردد و جمهوری اسلامی به این سلاح نامتعارف مسلح شود، جوهر دمکراسی در ایران خشک خواهد شد و وضعیت حقوق بشر نیز متعاقبا روشن خواهد بود. موضوعی که البته کمتر در مدار تحلیلها و نظرات قرار گرفته است. در واقع منتقدان به نوعی به این باور رسیده اند که چون مسئله هسته ای یک موضوع ملی است، نباید به آن پرداخت یا آن را مورد نقد قرار داد. در واقع بیشترین نقدی هم که در این رابطه صورت می گیرد، ناظر بر تحریم هایی است که ایران با آن درگیر شده است. اما گویا ما خود نیز باور کرده ایم که حقیقت نزد جمهوری اسلامی است و نظام در پی دست یابی به سلاح هسته ای نیست و حتی اگر چنین باوری نیز نداشته باشیم، به خود سانسوری روی آورده ایم.

مهمترین تهدید دمکراسی و حقوق بشر، دست یابی اقتدارگرایان به سلاحی است که آنان را در مقابل هر مزاحمی چه در داخل و چه در خارج بیمه کند. به عبارتی بهتر، دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای بیش از آنکه برای جهان خطرناک باشد، برای ملت ایران خطرآفرین است و مقدمه یک سلطه استبدادی قرون وسطایی را برای زمانی پیش بینی ناپذیر فراهم می سازد.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.