Home

Titleبیشعوران ـ 9

بیشعوران و سکس

15 Apr 2013

■ محمود فرجامی

farjamiبیشعوری از جهات زیادی (چپ راست، جلو عقب، بالا و به خصوص پایین) با جنسیت پیوند خورده است. بدون هیچ تبعیضی، افراد از هر دو جنس به بیشعوری مبتلا می‌شوند اما این بدین معنا نیست که بیشعوری در زنان و مردان یکسان است. به قول یک آیت‌الله درگذاشته، این امر برای مردان و زنان مساوی است اما مشابه نیست.

زنان و مردان بیشعور در رابطه با جنسیت (سکس) وجوه مشترکی دارند که مهم ترین آنها این است که عقده‌های جنسی اغلب در بیشعور شدن آنها، یا حاد شدن بیشعوری‌شان، نقش مهمی دارد. بسیاری از بیشعورانی که در جامعه با گیر دادن به دیگران و امر و نهی‌های بیجا بیشعوری‌شان را به تماشا می‌گذارند سرشار از عقده جنسی هستند. بعضی‌هایشان به اندازه کافی فعالیت جنسی نداشته‌اند (اعم از خودارضایی یا تماس جنسی با یک شریک خوب)، بعضی‌هایشان داشته‌اند اما با احساس گناه پس از ارضا، آن را به خودشان ـ و شریک جنسی احتمالی‌شان ـ زهر کرده‌اند و باقی هم تقریبا بیمارانی روانی هستند که سیرمونی ندارند. کمک های اولیه برای گروه اول، یافتن یک شریک جنسی یا دست کم آموزش خودارضایی است. گروه دوم را باید آگاه کرد که داشتن یک شریک جنسی عاقل و بالغ یا خودارضایی مساله‌ای کاملا شخصی است و ربطی به اخلاقیات ندارد. گروه سوم را باید هر چه سریعتر به بیمارستان روانی ارجاع داد و الا به زودی کار دست خودشان خواهند داد، مثل آن سردار رئیس پلیسی که جوانان مردم را برای پوشیدن چکمه یا دیده شدن موی سر یا داشتن زنجیر طلا دستگیر و مجازات می‌کرد اما خودش به طور گروهی و با دختر و پسر رابطه‌ی جنسی داشت (لطفا نپرسید کدوم یکیشون؟ به هر حال تمام سردارانی که با چنین سوابقی به ذهنتان می‌آیند بی شک بیشعور تمام عیار هستند)

لاس زدن، متلک گفتن و دستمالی کردن هم از نشانه‌های عمومی بیشعوری هستند که در جوامع عقب‌مانده به وفور یافت می‌شوند و از سوی سازمان جهانی مبارزه با بیشعوری به عنوان سه شاخص درجه‌بندی جوامع بیشعور به رسمیت شناخته شده‌اند. این سازمان در آخرین بیانیه‌ی خود از تمام افراد و به خصوص زنان خواست تا به محض برخورد با چنین مواردی، نزدیک ترین پلیس را خبر کنند و اگر پلیس خودش متخلف بود به دادگاه مراجعه کنند و چنانچه قاضی خودش متهم بود بلافاصله از کشور محل سکونت خود به سرعت فرار کنند. به این ترتیب فرار بدن‌ها و فرار شعورها هم به فرار مغزها اضافه شده است.

صرف نظر از این بحث، این موضوع که بیشعوری چگونه در سکس یا رابطه جنسی بین دو نفر بروز می‌یابد هم بسیار مهم است. با آگاهی از چند نشانه‌ای که در ادامه می‌آید به راحتی می‌توانید تشخیص دهید که آیا فردی که اخیرا با او همبستر شده‌اید به بیشعوری مبتلاست یا خیر (همچنین می‌توانید بفهمید که آیا آن بیچاره با یک بیشعور همبستر شده بود یا خیر!):

یک مرد بیشعور:

حرفهای رمانتیک را مقدمه‌ی زائدی بر رابطه‌ی جنسی می‌داند.

و یک زن بیشعور:

رابطه‌ی جنسی را موخره‌ی زائدی بر حرفهای رمانتیک می‌داند.

یک مرد بیشعور:

بدون مقدمات لازم به سراغ اصل مطلب می‌رود.

و یک زن بیشعور:

اصل مطلب را فدای مقدمات می‌کند.

یک مرد بیشعور:

در رابطه جنسی به شریکش اجازه نمی‌دهد لذت ببرد.

و یک زن بیشعور:

در رابطه جنسی به خودش اجازه نمی‌دهد لذت ببرد.

یک مرد بیشعور:

لباس شریکش را پاره می‌کند تا از تنش دربیاورد.

و یک زن بیشعور:

شریکش را پاره می‌کند تا لباسش را دربیاورد.

یک مرد بیشعور:

از رابطه‌ی جنسی به عنوان مجازات طرف مقابل استفاده می‌کند (یا اینطور در ذهن دارد: رجوع کنید به محتوای اغلب فحش‌های جنسی و ناموسی)

و یک زن بیشعور:

از عدم رابطه‌ی جنسی به عنوان مجازات طرف مقابل استفاده می‌کند (مگر یک آدم چند بار در هفته می‌تواند مبتلا به سردرد شود؟!)

یک مرد بیشعور:

به جزئیات توجه نمی‌کند.

و یک زن بیشعور:

زیادی به جزئیات توجه می‌کند.

یک مرد بیشعور:

بعد از تمام شدن سکس خروپفش به هوا می‌رود.

و یک زن بیشعور:

بعد از تمام شدن سکس هق‌هق می‌کند.

همانطور که دیده می‌شود در چنین مواردی، بیشعوری جنسی (یا: بیشعوری در هنگام رابطه‌ی جنسی) با نشانه‌های کاملا متفاوتی در زنان و مردان بروز می‌یابد. مواردی هم هست که ربطی به رفتار طرفین در رابطه‌ی جنسی ندارد. مثلا بسیاری از بیشعوران از حرافی‌های پر از کنایه به مسائل جنسی در محل کار، میهمانی‌های خانوادگی و سایر جاهایی که مناسب این حرفها نیست لذتی سادیستی می‌برند که مردان متاهل مسن بیشترین مبتلایان به این رفتار را تشکیل می‌دهند. این در حالیست که بعضی از زنان میانسال، بیشعوری خود را با علاقه عجیب به پرسیدن از مسائل زناشویی دیگران، و به خصوص نوعروسان نشان می‌دهند.

در مورد زنان و مردان همجنسگرا بیشعوری جنسی پیچیده‌تر است و متاسفانه هنوز تحقیقات جامعی در آن زمینه انجام نگرفته است. مهم ترین دلیل آن ای انست که در جوامع بسیاری همچنان عده‌ای بیشعور دگرجنسگرا اصرار دارند که سلیقه‌ی جنسی خود را برای همه تجویز کنند. در نتیجه همجنس‌گرایان (اعم از باشعور و بیشعور) چنان تحت سرکوب بیشعوران دگرجنس‌گرا هستند که رفتاری طبیعی ندارند و نمی‌توان به طور طبیعی به آنها نزدیک شد. به عنوان نمونه یک بار، برای انجام تحقیقی، از دوستی که مدافع حقوق همجنسگرایان بود با احتیاط و مودبانه و خصوصی پرسیدم که آیا خودش همجنسگراست؟ و او از آن لحظه تا سالها بعد هر بار از من می‌پرسید چرا همچو سوالی از او پرسیده‌ام و منظورم چیست و چرا پیشداوری دارم و آیا اصلا معنای همجنسگرایی را می‌دانم… .

بیشعوری استثنا ندارد.

———————–

بخش پیشین:

شدت بیشعوری

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. بعنوان یک طنز که خب طبیعتا در طنز اغراق هست نگاهش کنیم یا یک بحث علمی و ادعای جدی؟
    از نگاه اول خوب بود

    از نگاه دوم درست نبود زیاد.سطحی و غیر علمی بود

  2. ارنیکا says:

    شاید هق هق زن از سر بیشعوریه مرد باشد!اول باید بیشعوری را تعریف کرد!انگاری مترجم از دیدگاهه خودش در رابطه با فرد ِ مقابلش یا تجربیاتش اینها رو نوشته!اشخاص مختلف نیازها و زبانهای عشقیه متفاوتی با هم دارند!گاهی ان قدر نگاه های چشمی پر از حرفه که نیاز به زبان و حرف های رمانتیک برای مقدمه چینی و سالاد نیست!این یعنی زبان مختلف ادمها!
    به نظر من باید بیشعور را معنی کرد!چرا یک انسان نمیخواد لذت ببره!شاید بیمار باشه!بیماری که باید در او کندو کاو شه!و اینجاست که بیشعوری معنیه دیگه ای پیدا میکنه..
    خصایصه جنسیت ها با هم متفاوته!یک زن به جزییات توجه بیشتری داره و یک مرد به کلیات!
    منعجبم!کاش اصلا اضافه نمیکرد این متون رو!متاسف شدم واقعن!

  3. دختره says:

    به نظرم متن ضعیف بدی بود. به باور من آدم باهوش خود را درگیر این کلیشه ی مرد خوب زن خوب نمی کند. سکس یک توافق دو جانبه است نویسنده گویا اصلن این را نفهمیده که باید و نباید و نرمال و درست و غلطی درکار نیست تا جایی که دو طرف لذت می برند. که “اصل ماجرا ” رضایت و لذت و بازی است نه بخش خاصی به عنوان مقدمات بعد اصل مطلب.
    به گمان من اینکه زنی سرش درد می کند یا به دروغ می گوید سر درد دارد شاید ناشی از فرهنگ مزخرفی است که در آن زن نمی تواند یا یاد نگرفته رک بگوید آقاجان سکس با تو خوب نیست. بگذریم که قانونن در ایران زن حق امتناع از دادن خدمات جنسی به شوهر اش را ندارد. من به هر مردی که این جمله را زیاد می شنود می گویم یم روز خارج از رخت خواب از پارتنر ات بپرس آخرین بار کی واقعن از تن من لذت بردی اگر هرگر برده ای؟ می فهمم پذیرش اینکه این زن “زن بدی “است و دارد مرا مجازات می کند یا ازم باج خواهی می کند راحت تر از پدیرش این است که چه بسا این زن “تن مرا “چندان دوست ندارد .چه بسا همین زن بداخلاق به مرد دیگری نگوید سرش درد می کند در حالت بحرانی ماجرا و برای او رژ لب قرمز هم بزند.

  4. Sonia says:

    عالي بود با سپاس از نويسنده . انقدر مسله را به خوبي ديده كه به زور ميشه به طنز بودنش پي برد واقعيتي تلخ است

  5. محمد says:

    همه چیز نسبیست 🙂
    بنظرم روان ، جالب و بیشتر یک تجربه واقعی است .

  6. امید says:

    نوشته ی خوبی است.موجز و گویا.موافقم….

  7. mohaMAD says:

    موافقم با مطلب…عالی بود…یبارم راجع متعصبان بنویس…تعصب به هر چیزی ناشایست هست..مثل تعصب به حق زنان که تو کامنتا میبینیم

  8. ali says:

    matalebe khobi minvisi

What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.