Home

Titleگفت وگو با عليا المهدی

دختری كه ربوده شد

19 Mar 2013

■ ترجمه: محمد افخم

در ماه دسامبر، علیا المهدی، در اعتراضی برهنه رو به روی سفارت مصر در استکهلم سوئد شرکت کرد. با وجود سردی بسیار زیاد هوا، او مابین دو عضو برهنه دیگر سازمان فمنیستی رادیکال «فیمن» ایستاده بود، در حالی که با رنگ قرمز روی شکم و سینه اش نوشته بود: «شریعت، قانون اساسی نیست». در عکسی که از تجمع این سه نفر دیده می شود، اصلن به نظر نمی رسد او در محذوریت یا حتا عصبانی باشد بلکه بیشتر به نظر می رسد از این که یک نفر در حال عکس گرفتن از اوست خوشحال شده.

این اولین بار نیست که علیا به خاطر برهنه شدن، خبرساز می شود: در سال 2011، زمانی که در مصر زندگی می کرد، عکس هایی از خودش روی وبلاگش قرار داد که در آن عکس ها تنها چیزی که بر تن دارد یک گل سر، یک جفت کفش قرمز و یک جوراب شلواری توری است. او می گوید این یک نوع اعتراض علیه «ظلم به زنان در مصر» است. این عکس در سطح گسترده منتشر شد و بعد از آن علیا به دفعات به مرگ تهدید شد و ربوده شد. دولت سوئد به این دختر 21 ساله پناهندگی سیاسی داد، جایی که او با گروه فیمن ارتباط برقرار کرد. گروهی بین المللی که در اوکراین بنیان گذاشته شد و بیش از همه چیز به خاطر تجمعات برهنه اش در سرتاسر اروپا در حمایت از حقوق زنان و در مخالفت با دین و صنعت سکس شناخته می شود.

فیمن توانسته با تظاهراتش علیه اجازه دادن به شرکت کشورهای اسلامی در المپیک و زنجیره ی انسانی ای که در کی‌یف اوکراین، در یادبود قربانیان رژیم استالین برگزار کرد و چند مورد دیگر، توجه زیادی به خود جلب کند. گروه در موارد متعددی تحت انتقاد قرار گرفته است، مخصوصن «عدم توانایی دفاع مناسب از چیزی که برای آن مبارزه می کند». ولی مستقل از این که چه احساسی به این سازمان داشته باشید این حقیقت که علیا جرات زیادی داشته که عکس های برهنه اش را در مصر منتشر کرده، غیر قابل انکار است و فعالیت هایش او را در کشورش منفور کرده است. با وجود این که تجمع استکهلم بیشتر از 2000 مایل با مصر فاصله داشت وزارت کشور مصر هنوز هم او را به «توهین به مقدسات» و «لطمه زدن به اعتبار کشور» متهم می کند. پس از این که متوجه شدم که او اخیرن شروع به تاسیس شاخه ای از فیمن در مصر (کشوری که به خشونت علیه زنان شهره است) کرده است و از زنان مصری خواسته است عکس های برهنه شان را برای او بفرستند تا آن ها را در اینترنت منتشر کند، با او تماس گرفتم تا ببینم چقدر در کارش پیشرفت کرده است.

ELSAHEFA-28664-5

کارت با فیمن به کجاها رسیده؟ شماها چی کار میکنین؟

ما تجمعات برهنه برگزار می کنیم، مانند تجمعمان در استکهلم، ما درباره ی خیلی چیزها تجمع می کنیم، مثل حقوق همجنسگرایان، در مورد تن فروشی. در مصر و تا حدی در هر جای دیگری، وقتی زنی بدنش را مطالبه می کند (وقتی لخت است ولی نه به خاطر سکس) مردم از این که او پوشیده نیست، آزرده می شوند. فکر می کنند حتمن این زن مشکلی دارد.

آیا پدر و مادرت، کارت در فیمن و کاری که می کنی را تایید می کنند؟

اونا می دونن من چی کار می کنم، ولی با هم در تماس نیستیم.

پس اونا تاییدش نمی کنن

هممممم

برام از فیمن در مصر بگو، چطور پیش میره؟

بعد از این که من در تجمعات فیمن شرکت کردم به این فکر کردم که شعبه ای از فیمن در مصر تاسیس کنم و به خاطر همین یک صفحه در فیس بوک درست کردم. تو مصر با ما مثل کالا برخورد می کنن، دقیقن مثل کالا. اونا حتا از اصطلاحایی مثل “دست دو” یا “اوپن”{ برای توصیف زنها} استفاده می کنند. وقتی مردی با زنی ازدواج می کند میگوید” برش می دارم” مثل “خوبه، من این بلوز رو بر میدارم” انگار مالکشه. حتا وقتی دوست پسر داشتم، پدر و مادرم به من گفتند “حالا بی ارزشم هستی، داری این کارو مجانی می کنی”.

امیدواری تو مصر به چه موفقیتی دست پیدا کنی؟

امیدوارم به بقیه این جرات رو بده که از این ترس رها بشند و درباره ی نه گفتن به دین و قانون اساسی راحت صحبت کنند، هیچ کس جرات همچین کاری نداره. امیدوارم یک روز فیمن در همه ی دنیا گسترده شود.

خب اولین بار چی شد که از خودت عکس برهنه گرفتی و تو اینترنت منتشرش کردی؟

عکس رو چند وقت قبل تر با دوربینم گرفته بودم و بعدش وقتی داشتم عکسارو از روی دوربینم آپلود می کردم به این فکر کردم که این عکس رو روی وبلاگم بذارم تا بتونم باهاش چیزی رو شرح بدم.

چی رو شرح بدی؟

این که من از بدنم خجالت نمی کشم. و سعی کردم اینو با همه ی چیزایی که پوشیده بودم شرح بدم. مثلن گل سرم، مادرم همیشه بهم می گفت «نه این دیگه زیاده رویه، اینو نزن» {چون} باعث میشه مردم تو خیابون راجع به قیافه ام نظر بدن. تو مصر به دخترا میگن «نخند، تو خیابون نرو… هیچ کاری نکن»

آیا دولت مصر تهدیدت کرد؟

اولین باری که عکسا رو منتشر کردم، یه پرونده {علیه ام} تشکیل شد که نمی دونم سر انجامش چی شد. حالا یه پرونده ی دیگه علیه ام در جریانه و یکی میخواد که ملیتم ازم سلب شه.

واکنش مردم به تلاشات برای تاسیس فیمن تو مصر چی بوده؟

بعضی از پسرا به من پیغامایی مثل “به دخترای مصری کاری نداشته باش”. فرستادن. حتا وقتی یه زن برای من چیزی می فرسته و من منتشرش می کنم بهم میگن بهشون کاری نداشته باشم. “تو داری مجبورشون می کنی که کاری که تو میخوای رو انجام بدن”. نه، من فقط دارم بهشون اجازه می دم که صداشون شنیده بشه که بتونن بگن اونا مجبورن کاری که شما میخواین رو انجام بدن، نه کاری که خودشون میخوان.

تو وبلاگت خوندم که از زنهای مصری خواستی عکسای برهنه برات بفرستن

آره، کسی از زنای مصری برام عکس نفرستاد. ولی از بعضی از مردا برام عکس فرستادن. بعضیاشون یه سری پیغام خوب مثل “زنان هم آزادند” و چیزهایی مثل این داشتند ولی هیچ زنی شرکت نکرد. حتا بعضیا برام عکس از سایتهای پورن فرستادن، بعضی از عکسها واقعن احمقانه بود.

پس مردها هم توش شرکت می کنند؟

مخاطب پیام مشخصن زنها بودند ولی به جای زنها، مردها جواب دادن، تو مصر وقتی یه زن گوشی موبایلش رو گم می کنه همه اش می ترسه که شاید یکی عکساشو ببینه، در حالی که حالا شاید فقط عکس صورتش باشه.

چرا مجبور شدی به سوئد بیای برای پناهندگی سیاسی؟

اگه تو مصر بودم، الان زندانی شده بودم. به دفعات تهدید به مرگ شده بودم و قبل از این که بیام اینجا ربوده شدم.

این آدم ربایی چطور اتفاق افتاد؟

من رفته بودم اسکندریه پیش یه دختری که از طریق فیس بوک باهاش آشنا شده بودم و خیلی بهم اصرار می کرد که برم و چند روز پیشش بمونم. من گربه ام رو هم با خودم برده بودم و اون گربه رو گم و گور کرد. من فکر می کردم از پنجره رفته بیرون، واسه همین یه سری عکس ازش با شماره تلفنم پخش کردم. بعد یه سری آدم زنگ زدند و وقتی رفتم ببینمشون فهمیدم یه سری جزئیات از زندگیم می دونن که هیچ کس نمی دونست، مثل این که اون روز صبح با یه دختر دعوام شده بود یا این که تصمیم دارم تو یه کنفرانس شرکت کنم. اونا بهم گفتن که دختری که پیشش هستم رو میشناسند و اون گربه ام رو گم و گور کرده چون از کاری که می کنم خوشش نمیاد.

یعنی اون گربه ات رو دزدید چون از کاری که می کردی خوشش نمیومد؟

اولش یه جوری رفتار می کرد که انگار دوستمه و من هم فکر می کردم که اون هم تفکراتش مثل منه، حتا با این که مادرش از من خوشش نمیومد، فکر نمی کردم تا این حد پیش بره.

آدمایی که بهت زنگ زدند کی بودند؟

یکی که با این دختر و مادرش در تماس بود، وقتی منو دزدیدند، یک محاکمه ی الکی تشکیل دادند و دو تا مرد با هم بحث می کردند. یکیشون اینطوری بود که “ما از خشونت استفاده نمی کنیم” و یکی دیگه شون میخواست بهم تجاوز کنه. اونها می گفتن که من خونه ی پدرم زندگی نمی کنم و دوست پسر دارم. یکیشون گفت “وقتی یکی دیگه می کندِش، چرا من نکنمش؟” و یه سری چیزا راجع به عکس برهنه ام گفتند، من فکر نمی کنم که اونا عکس رو دیده بودند ولی داشتند درباره ی این که عکس تو فیس بوک منتشر شده حرف می زدند. این مردها می تونند خارج از ازدواج سکس داشته باشند و می تونند با فاحشه ها بخوابند و می تونن هر کاری که میخوان بکنن، ولی من نمی تونم؟

چطور از دستشون فرار کردی؟

گفتند که می تونیم شلوارش رو دربیاریم و ببینیم باکره است یا نه، اگه باکره بود ولش می کنیم، اگه نبود بهش تجاوز می کنیم. بعد ولم کردند، چون یکیشون فکر کرد باکره ام.

این که وحشتناکه، هیچ کدوم از دوستات نگاهشون به مسائل مثل تو هست؟

آره. هرچند خیلی هاشون دو رو اند و بعضیاشون به اینکه یک نفر برای آزادیش مبارزه می کنه حسودی می کنند و میخوان بهش آسیب بزنند، مثل دختری که تو دزدیدن من کمک کرد.

دوست داری به مصر برگردی؟

آره دوست دارم ولی فکر نکنم الان بتونم برگردم.

منبع: وایس

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.