Home

Titleبررسی چند فرضیه انتخاباتی

هیاهوی بسیار احمدی‌نژاد برای هیچ مشایی

18 Mar 2013

■ رضا حقیقت‌نژاد

این روزها چند فرض، مبنای بسیاری از تحلیل های انتخاباتی شده است: 1- مشایی اگر تایید صلاحیت شود، شانس بسیار بالایی برای رای آوردن دارد. این ایده بین بسیاری از اصلاح طلبان و برخی اصولگرایان مشترک است. 2- مشایی می تواند آرای انتخاباتی اصلاح طلبان را بدزد و رای طبقه متوسط را بگیرد. این ایده بین برخی اصلاح طلبان و بسیاری از اصولگرایان مشترک است. 3- مشایی اگر باشد و کاندیدای اصلاح طلب هم باشد، فضا را به همراه اصولگرایان سه قطبی می کنند و در این میان، مشایی و اصلاح طلبان، انتخابات به دور دوم می رود، اصولگرایان از ترس پشت سر مشایی می ایستند تا به دوران اصلاح طلبان برنگردند. این ایده بین هواداران احمدی نژاد طرفدار دارد و برخی اصولگرایان هم از آن سخن گفته اند.

175844_353

فرض نخست با کدام اعتبار؟

با فرض تایید صلاحیت مشایی، شانس رای آوری بالای وی از کجا قطعی دانسته می شود؟ به استناد کدام نظرسنجی و یا کدام سابقه؟ او تاکنون در هیچ میدان انتخاباتی شانس خود را نیازموده و همچنین هیچ نظرسنجی – به جز یک مورد نظرسنجی منتشرشده توسط نزدیکان دولت- از شانس مشایی خبری نداده که معدود نظرسنجی های منتشره، حکایت از عدم اقبال به اول دارد و به گفته صفارهرندی، حدود دو درصد رای مثبت دارد و در میان آرای منفی، رتبه اول را دارد و به تعبیر خصمانه او، “منفورترین” است. اما دو مولفه مهم در این زمینه وجود دارد. اول اینکه احمدی نژاد از او حمایت می کند و چنین حمایتی می تواند به شدت شانس او را افزایش دهد. آیا چنین حمایتی، مهم و تعیین کننده است؟ احمدی نژاد در شورای سوم شهر هم از لیست انتخاباتی اش حمایت کرد، نتیجه بدترین باخت بود. از سوی دیگر، خواهر احمدی نژاد که در همان انتخابات به سختی برده بود، در انتخابات حوزه سمنان به راحتی بازی را باخت. بنابراین گزینه های نقض کننده به راحتی در دسترس هستند. بحث دیگر توانایی و امکانات دولت برای تاثیرگذاری در انتخابات و محبوبیت احمدی نژاد در روستاها و شهرهای کوچک است که گفته می شود برای مشایی تعیین کننده است. باید در نظر داشت، علاوه بر اینکه میزان آرای این مناطق کمتر از 40 درصد کل آراست و به طور طبیعی به نسبت های مختلف بین کاندیداها تقسیم می شود، در این مناطق، سه گروه مرجع پایگاه های بسیج مقاومت، کمیته امداد و نهادهای دولتی مانند بخشداری یا دهداری در کنار گروهای مرجع سنتی تر مانند نمایندگان مجلس، مسجد یا پیشکسوتان محلی یا سیاسی در ساماندهی آرا به نوعی نقش دارند. مولفه رسانه ها هم در سال های اخیر در روستاها بسیار حایز اهمیت شده است. در واقع ساماندهی آرای این مناطق، ابزار خاص خودش را می خواهد و دولت اکنون از ابزارهای ممکن به طور مطلق، تنها و تنها ابزار دم دست خودش یعنی نهادهای دولتی را دارد و سایر ابزارهای سازمان ده، اغلب جزو مخالفان و یا منتقدان تمام عیار او هستند و با افزایش شکاف ها، چه بسا جزو متخاصمان وی شوند. بنابراین با فرض اینکه احمدی نژاد محبوبیت میان مناطق روستایی و شهرهای کوچک دارد، نمی توان قطعا نتیجه گرفت کاندیدای او برنده است. به قاعده معمول، حمایت های علنی احمدی نژاد در صورت کاندیداتوری مشایی، به روال کنونی نمی تواند باشد و نوع ورود آیت الله خامنه ای هم مهم است. در مجموع، این مناطق، میدان نبرد احمدی نژاد تنها نیست، میدان نبرد او و آیت الله خامنه ای است و اعتبار رهبر در این مناطق به اندازه ای تضعیف نشده که بازنده مطلق باشد. نکته تکمیلی اینکه به گواه نوع رفتار رهبری در مواجه با رفتارهای انتخاباتی دولت در انتخابات شورای سوم، می توان پیش بینی کرد خامنه ای به صورت علنی باز هم به دولت درباره دخالتش در انتخابات تذکر کند و جای مانور کافی برای او باقی نمی گذارد. اهمیت این تذکر در آن است که دولت احمدی نژاد از منظر اجرایی، مانند یک سر بدون بدنه است. دولت در طبقه محروم یا مذهبی، بدنه ای متصل – به انگیزه های خاص مانند لذت دریافت یارانه- دارد ولی در ساختار اداری، بدنه متصل و وفادارش به شدت ضعیف است، تذکر علنی خامنه ای می تواند انگیزه و اراده این بدنه را به شدت تحلیل برد.

فرض دوم با کدام سبد؟

فرض دوم در سال های اخیر با استناد به شعارهای مشایی در حوزه دین، فرهنگ و اجتماع مطرح شده که قرابت بیشتری با خواسته های اصلاح طلبان و طبقه متوسط دارد. با این وجود، مشایی همه هویتش با احمدی نژاد گره خورده و دیوار بی اعتمادی بین اصلاح طلبان و طبقه متوسط به تصریح برخی اهل سیاست اصولگرا مانند صفارهرندی یا مجید محمدی، خیلی ضخیم تر از این حرف هاست. پازل تکمیلی این ماجرا، را می توان در ماجرای پوتین – مدودوف جست. در این مدل، هر دو شخصیت به طور دائم به تایید یکدیگر می پرداختند. در واقع نفی در کار نبود. در این صورت، آیا قرار است مشایی بیاید تمام عیار احمدی نژاد را تایید کند و از اصلاح طلبان و طبقه متوسط رای بگیرد؟ روشن است که یکی از لوازم جلب آرای طبقه متوسط و اصلاح طلبان توسط مشایی، نفی سیاست های احمدی نژادی است. او اگر چنین کند، هویت خویش را نفی کرده و اگر احمدی نژاد را تایید کند، هویتی به درد بخور برای اصلاح طلبان ندارد. در سال های اخیر، مشایی نشان داده که در برخی حوزه های توهمی مانند مدیریت جهانی و مدیریت امام زمانی کاملا مثل احمدی نژاد می اندیشد. روزگاری در بازگشت از نیویورک گفت که شعار تغییر اوباما از احمدی نژاد وام گرفته شده و مدل مدیریت جهانی او دارد عالمگیر می شود و اخیرا هم گفته که امام زمان دارد تمام امور و حتی آتش افروزی مخالفان علیه من را هم مدیریت می کند. تنها حسن او در رابطه اش با اصلاح طلبان به تعبیر صادق زیباکلام این است که فحشی نداده است. از منظر سلبی، بد رفتار نکرده ولی رفتار ایجابی هم لازم است. وی در مشهورترین سخنرانی اش از دغدغه خودش و احمدی نژاد برای 13 میلیون رای حامی موسوی سخن گفت، منتها نه با این قید که این 13 میلیون نفر نظرشان مطلوب است و حق دارند، بلکه با این قید که احمدی نژاد حق مطلق بوده و این 13 میلیون نفر چرا نفهمیدند یا نخواستند به او رای بدهند. با این منظر، فرض بهره مندی مشایی و یا توان وی برای مدیریت سبد رای اصلاح طلبان فرض دقیقی به نظر نمی رسد. نمایش او با سر دادن شعارهایی چون عاشق ایران و عاشق عاشقان ایران هستم و یا انتخاب ژست های بی محتوایی چون “مکتب سبز بهاری”، پیوندهای اصیلی نیستند که بتوانند دوام داشته باشند. نمایش سیاسی او در این حوزه، درست به اندازه زیست سیاسی احمدی نژاد بی ریشه است.

دور دوم، یک گزینه ضعیف

گزینه رفتن انتخابات به دور دوم و حضور مشایی با یک چهره اصلاح طلب، تراویده ذهنی نزدیکان به احمدی نژاد است. با توجه به مشابهت های بسیار وضعیت انتخابات کنونی به انتخابات 84، تعدد کاندیدا و تفرق آرا بالاست و چنین احتمالاتی بعید نیست. با این وجود تجربه 84 نشان داد که برای برنده شدن در این گونه میدان ها، برگ برنده ویژه ای لازم است، مثلا وعده 50 هزار تومانی کروبی که او را بس موفق تر از مصطفی معین کرد که با کلی سر و صدا (تایید با حکم حکومتی) و اعتبار (حمایت ویژه خاتمی) وارد میدان شد، مدلی که مشایی هم می خواد از آن استفاده کند. یا اینکه شخصیت باید طراحی ویژه ای از نظر رفتار شخصیتی یا انتخاباتی ارایه دهد، مدل احمدی نژاد که ساده زیستی و مبارزه با فساد را علم کرد. از میان برگ های نوع اول، وعده افزایش یارانه باقی مانده که مثلا بشود 100 هزار تومان یا همان 250 هزار تومانی که احمدی نژاد سخنش را به میان آورد. این شعار را اگر مخالفت کنونی مجلس و مصوبه قانونی اش برای منع افزایش میزان یارانه ها را حتی نادیده بگیریم، دیگر کاندیداها هم می توانند تکرار کنند – که این روزها همه به نوعی می گویند- و اتفاقا با توجه به جو سنگین مخالفت مجلس و سایر نهادها، می توانند مدعی شوند که قادر به اجرایی کردن بهترش هستند. در واقع مدعی شوند که اجرای این شعار، نیازمند هماهنگی بین بخشی به ویژه دولت و مجلس است و آنها می توانند هماهنگ تر باشند تا مشایی. اکنون دولت محمود و حتی شخصیتش در مقامی و اعتباری نیست که هر وعده ای می دهد، اجرایی اش کند، کما اینکه در این یکی دو سال، مانند خاتمی از نمی گذارند کار کنیم، بیشتر و صریح تر گفته است. علاوه بر این، آیا پس از بروز فسادهای گسترده، تورم وحشتناک، بیکاری روزافزون، میزان اعتماد و اعتبار احمدی نژاد و تیمش همان است که در گذشته بود؟ بگذریم از اینکه تاکنون مشایی یک خط از اقتصاد نگفته و احتمالا هم چیز جدی ای برای عرضه ندارد. درباره رفتار انتخاباتی و شخصیت مشایی نیز چنین احتمالاتی هست، توجهات به او از منظر محبوبیت نبوده است، او به دلیل واکنش مخالفان و رفتارهای سلبی اصولگرایان بیشتر مورد توجه است تا کنش خویش یا رفتارهای ایجابی اش. این درست است که در فضای متکثر کنونی، او نیز شانسی برای برخورداری از آرای پراکنده شده دارد ولی این شانس در حد جدی و نگران کننده ای نیست.

هیاهوی مشایی، هیچ احمدی نژاد

باید پذیرفت به همان اندازه که سرمایه سیاسی احمدی نژاد به هیچ نزدیک شده، سرمایه اجتماعی اش هم تضعیف شده است. علاوه بر این مسئله طبیعی، تاملی در نرخ رشد طلاق در روستاها، افزایش شدید نرخ تحصیل کردگان، به ویژه تحصیل کردگان دختر – که اغلب هم بیکار هستند-، رشد میزان بهره مندی روستاییان از ماهواره، گسترش تبادل اجتماعی و ارتباطی با شهرها به سبب کثرت مهاجرت بخشی از اعضای خانواده به شهرها، نوع بهره مندی از یارانه های دولت احمدی نژاد – که اغلب در خدمت زندگی مصرفی به هدر رفته است- و … به خوبی نشان می دهد که جامعه روستایی یا شهرهای کوچک سال 92 ایران با جامعه مشابه سال 88 متفاوت است و ما با یک جامعه روستایی جدیدتر، مصرف گراتر و متنوع تر روبرو هستیم که می تواند رفتارهای متفاوت تری از قبل بروز دهد. این تفاوت ها حتی اگر چنین نباشد که تغییری عظیم را گواهی بدهد، حداقل چنان هست که رفتار روستاییان را نظم ناپذیرتر از پیش کرده باشد. احمدی نژاد در مناطقی این چنین، هیچ نشده ولی 100 هم نیست. بزرگ کردن همچنانِ او تنها ترفندی احمدی نژادی است در خدمت مشایی و برای افزایش شانس او، چرا که در غیر این صورت، هیاهوی بسیار مشایی، هیچ در بر ندارد. همچنین در سطح کلان سیاسی، ترفندی است اصولگرایانه برای کاهش شکاف های درونی، فرار از مسئولیت کارهای احمدی نژاد و مرزبندی جدی تر با او، آلوده سازی اصلاح طلبان و ایجاد نوعی رقابت مصنوعی است. آنها با شانه خالی کردن از زیر مسئولیت کارهای احمدی نژاد، به بهانه حضور مشایی دارند از هیبت یک “شریک همه جانبه سابق” به یک “رقیب تمام عیار اکنون” تبدیل می شوند. همچنین به بهانه حضور مشایی، در تلاش هستند شکاف های درونی خویش را کاهش دهند تا تعداد کمتری کاندیدا شده و از تکثر درونی شانه خالی کنند و در نهایت پیش از برگزاری انتخابات و تصمیم گیری شورای نگهبان، نوعی انگیزش اجتماعی برای رقابتی کردن اجتماعی انتخابات، رقم زنند. در چنین شرایطی که اصولگرایانه در حال پهن کردن توری تازه هستند، آیا مرغ اصلاح طلبان به هوس دانه مشایی، گرفتار این دام احمدی نژادی – اصولگرایانه می شود؟

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. آلیشان says:

    آیا وقت آن نرسیده منطق را بجای احساس در تصمیمات، حاکم کنیم مگر آدم عاقل چند بار از یه جا گزیده میشه؟ بخاطر خدا و به هر چه ایمان دارید؛ این کشور طبق برنامه قدرتهای کثیف خارجی داره میره به سمت تجزیه، باید هوشیار باشیم. نه تاک مانده نه تاکستان؛ دست آورد ۳۴ سال حاکمیت دینی، درحوزه های مختلف اجتماعی و اقتصادی چیست؟ خرابی ها و ناکامیها را نگویید فقط منصفانه درپیشگاه وجدانتان بگوئید چه بدست آوردیم؟ استقلال؟ آزادی؟ معنویات؟ پاکدامنی؟ عزت؟ شرف؟ آسایش؟ کاهش ظلم؟ و…. چه؟
    به خود بیایید در دام بازی سیاستمداران دون پایه نیافتید اینان کدامشان در این حوزه کاری تخصص دارند؟ چرا باید دائم بین بد و بدتر انتخاب داشته باشیم؟ آیا این عین خیانت به خود و فرزندان این سرزمین نیست؟
    شما رابا وجدانتان تنها میگذارم. بدرود

  2. آلیشان says:

    ایران ما را راحت بگذارید بروید پی کارتان از جان ما چه میخواهید؟ مرحوم مصدق

What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS Unknown Feed

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.