Home

Titleخود نقادی شجاعانه؛ راهگشای فردا

خشت اول آیت‌الله خمینی

19 Dec 2012

■ محمدرضا سرداری
انتشار سلسله مقالات و اسنادی از سوی محسن کدیور در باب نحوه برخورد نظام جمهوری اسلامی با آیت الله شریعتمداری از ابتدای پیروزی انقلاب تا زمان وفات وی، علیرغم انتقاداتی را که از سوی یاران آیت الله خمینی و برخی منسوبان ایشان داشته است، یکی از نادر پژوهش های صورت گرفته در تاریخ معاصر است که بدون در نظر داشتن غرض سیاسی، به بررسی بی طرفانه وقایعی پرداخته که همواره از نیازها و مطالبات جدی نسل جدید بعد از انقلاب بوده است. چندی پیش نیز هاشمی رفسنجانی در اظهاراتی که پس از انتشار مقاله کدیور ایراد شده است از مسئولان قضایی دوره انقلاب خواست تا در مصاحبه با مورخین به ابهامات موجود در خصوص اعدام ها و مسائل دیگر مرتبط با آن دوران پاسخ دهند. اشاره هاشمی شاید به مطالباتی است که پس از حاکمیت نسبی اصلاح طلبان وفادار به آیت الله خمینی از خرداد هفتاد و شش و طرح موضوعاتی در زمینه اصلاح نظام سیاسی مطرح شد اما پاسخی به آنها ارائه نگردید؛ زیرا برخی طرح این مطالبات را جایز نمی دانستند و آن را مترادف تندروی توصیف می کردند. از این رو پرداختن به این موضوعات همواره با این پرسش همراه بوده است که پرداختن به ابهامات موجود در دوره رهبری آیت الله خمینی چه حد و مرزی دارد و رفتار سیاسی چه کسانی را در این چارچوب می توان نقد کرد و چه کسانی مصون از نقد هستند؟ قضیه از دید بسیاری از وابستگان به حاکمیت روشن است اما از دید نزدیکان آیت الله خمینی و شخصیت هایی چون هاشمی، این نقدها می تواند وارد باشد؛ اما اینکه مسئولیت اعمال و رفتارهای صورت گرفته در دهه اول انقلاب بر عهده چه کسی یا چه کسانی قرار دارد به درستی روشن نیست.

برخی استدلال کرده اند شرایطی که آیت الله خمینی در آن به سر می برد، شرایطی ویژه و استثنایی بوده است و در دوران تثبیت انقلاب و شرایطی جنگی ضرورت ایجاب می کرده است که در برخی موارد برخلاف قانون رفتار شود. ضمن آنکه پس از جنگ نیز بنیانگذار جمهوری اسلامی به موارد متعددی از نقض قوانین به خاطر مصالح کشور اذعان کرده و گفته است از این پس همه باید به قانون بازگردند. اما واقعیت این است که آیت الله خمینی بنا به جایگاه کاریزماتیک خویش قادر بوده رفتارهای خلاف قانون را توجیه کند و اکنون نیز جانشین وی با تاسی به سیره ایشان در پی توجیه رفتارهای فرا قانونی خویش است هر چند که فاقد قدرت کاریزماتیک بنیانگذار جمهوری اسلامی است. در واقع آیت الله خمینی رهبری علیرغم تاکیداتش در سال نخست پیروزی انقلاب بر بر تدوین قانون اساسی هیچگاه در چارچوب قانون اساسی حرکت نکرد و با طرح نظریه ولایت مطلقه فقیه و تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به رفتارهای خارج از چارچوب قانون مشروعیت داد. نگاه کلی به وقایع کشور از جهات مختلف نشان می دهد که بسیاری از رفتارهای سیاسی امروز که از سوی حاکمان وقت صورت می گیرد با سیاست های اعمال شده در دوران رهبری آیت الله خمینی در بسیاری موارد هم پوشانی دارد. اکنون برای تشریح بیشتر بحث به مواردی از آن اشاره می شود:

نقش آفرینی پنهان فرزندان دو رهبر در تصمیمات حکومت

همچنان که اسناد ارائه شده از سوی محسن کدیور نشان می دهد و همچنین سایر اسناد موجود دیگر، سید احمد خمینی، گرچه وانمود می شد که هیچ نقشی در اداره امور کشور ایفا نمی کند و هیچ گونه مسئولیت رسمی در زمینه حکومتداری نداشته است؛ اما در بسیاری از تصمیم گیری های مهم از جمله ادامه و توقف جنگ، پرونده آیت الله شریعتمداری، پرونده آیت الله منتظری، کشتارهای سال شصت و هفت و برخورد با نهضت آزادی نقش داشته است. امروز نیز به نقل از برخی چهره های اصلاح طلب از جمله کروبی و تاج زاده شاهد نقش آفرینی مشابه مجتبی خامنه ای در بسیاری از تصمیمات سرنوشت ساز کشور از جمله در امور انتخابات و امورات برخی زندانیان سیاسی هستیم.

نقش گروه های فشار یا مردم حزب الله

با مروری مختصر بر تاریخ صدر انقلاب تا دوران درگذشت آیت الله خمینی شاهد تعداد بی شماری از حملات گروه های فشار یا مردم حزب الله به سخنرانی ها، تجمعات و یا دفاتر و مطبوعات گروه های مخالف حاکمیت بوده ایم. ضرب و شتم، توهین و فحاشی هایی که نسبت به چهره های مخالف از جمله لیبرال ها، اعضای گروه نهضت آزادی یا شخصیت های ملی مذهبی و حتی گروه های چپ و مارکسیست از سوی این افراد صورت گرفته در دوران رهبری آیت الله خمینی بوده است و این گروه ها بی ارتباط با مرکز قدرت نبوده اند. در دوره رهبری آیت الله خامنه ای نیز این گروه ها با حمایت های همین مراکز توسعه یافته و سازماندهی شده اند و رفتار آنان بی شباهت با رفتارهای گروه های فشار اواخر دهه پنجاه و دهه شصت نیست.

این باور وجود دارد که با توجه به نگاه اخیر منسوبان و منصوبان آیت الله خمینی به مسائل و رویدادهای کشور، هیچ یک از شخصیت های اصلاح طلب وفادار به آرمان های آیت الله خمینی نمی توانند بر آنچه که در دوره وی گذشته است، مهر تایید بزنند

برخورد با مراجع تقلید و روحانیون مخالف نظام

قضیه آیت الله شریعمتداری گواهی می دهد برخوردهای سیاسی با مراجع تقلید و روحانیون غیر حکومتی در دوره رهبری آیت الله خمینی به عنوان یک رویه حکومتی آغاز شده است و شکستن حرمت مقام مرجعیت برای نخستین بار در تاریخ تشیع در دوران ولایت آیت الله خمینی صورت گرفته است. اسناد ارائه شده در خصوص نحوه برخورد با آیت الله شریعتمداری در دهه شصت و آیت الله منتظری در دهه های هفتاد و هشتاد نشان می دهد که وزارت اطلاعات نقش مهمی در برخورد با عنصر مرجعیت مستقل از حکومت به عنوان یکی از قطب های مهم مخالف نظریه ولایت فقیه و تعیین مراجع حکومتی ایفا کرده است و غایت نهایی آن نیز حذف شرط مرجعیت از شروط ولی فقیه پس از برکناری آیت الله منتظری از مقام قائم مقامی رهبری در بازنگری قانون اساسی بوده است. این رویه در دوره رهبری آیت الله خامنه ای با شدت بیشتری نیز پیگیری شد. امروز نیز بسیاری از مراجع تقلید که وابستگی حکومتی ندارند متاثر از این رویه قرار گرفته اند و رفتار و عملکرد آنان تحت نظر مستقیم وزارت اطلاعات قرار دارد. همچنانکه نحوه برخورد با میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حصر و برخی زندانیان سیاسی نیز تحت نظر مستقیم بیت آیت الله خامنه ای است. در رابطه با سایر برخوردها در نوشته های محسن کدیور توضیحات مبسوطی ارائه شده است.

وضعیت زندان ها و برخورد با زندانیان و اعدام های سیاسی

دهه شصت به روایت بسیاری از زندانیان سیاسی آن دوران، دوران تاریکی بوده است. هرچند به دلایل شرایط خاص کشور آمار دقیقی از تعداد افراد اعدام شده به اتهامات سیاسی و خارج از چارچوب محاکم صالحه در دوره آیت الله خمینی در دست نیست اما می توان گفت کمتر از آمار امروز نبوده است. با این ملاحظه که در دوره آیت الله خمینی وجود شرایط جنگی در کشور، فقدان امکانات ارتباطی گسترده جهانی نظیر امروز و همچنین حاکم بودن فضای دو قطبی بر جهان، دست ناقضان حقوق بشر بیش از امروز باز بوده است. موارد ادعایی متعددی از جمله تجاوز به زنان که ویدیوهای متعددی از اقاریر قربانیان آن موجود است، تجاوز به دختران باکره برای اجرای حکم اعدام که محسن مخملباف کارگردان سینما (که در دهه شصت نزدیک به حاکمیت بوده است)، از جمله افرادی است که آن را مطرح کرده است، شکنجه های متعدد بر اساس اسناد جمع آوری شده از سوی سازمان ملل، محاکمات ناعادلانه و خارج از قانون، تواب سازی و نهایتا اعدام های سیاسی فردی و دسته جمعی به ویژه در سال شصت و هفت در دوره رهبری آیت الله خمینی صورت گرفته و سئوالات و ابهامات موجود در خصوص موضع آنان همچنان بی پاسخ مانده است. ضمن آنکه اعدام های سال شصت و هفت با فرمان مستقیم آیت الله خمینی اجرا شده است و گرچه از سوی آیت الله منتظری تشکیک شده است اما هیچ پاسخی در تایید یا رد این تشکیک ارائه نگردیده است. ضمن اینکه با فرض صحت تشکیک آیت الله منتظری نیز بار مسئولیت از دوش ایشان ساقط نمی گردد. البته براساس فرمان صادر شده که یکی مصادیق روشن تقض قانون اساسی و قوانین عادی از سوی ولی فقیه وقت است، مسئولیت مستقیمی متوجه کسی جز آیت الله خمینی به عنوان آمر و کمیسیون اعدام تعیین شده و اعضای شناخته شده آن در سراسر کشور به عنوان مباشر نیست. اما قدرت کاریزمایتک آیت الله خمینی به حدی بود که حتی برخی از چهره های اصلاح طلب امروز که مسئولیت های مهمی در دستگاه قضایی دوره رهبری آیت الله خمینی داشته اند و اکنون مدعی هستند که مخالف رفتارهای صورت گرفته در زندان ها به وِیژه اعدام های سال شصت و هفت هستند نیز علیرغم جایگاه ویژه ای که نزد آیت الله خمینی برخوردار بودند، نتوانستند از نفوذ و اختیارات خویش برای منصرف کردن رهبر وقت جمهوری اسلامی از صدور فرمانی که امروز مایه شرمساری این نظام است استفاده کنند. این صرف نظر از محاکمات و اعدام های صحرایی سران رژیم سابق از سوی صادق خلخالی حاکم شرع منصوب آیت الله خمینی است که هیچگاه مورد تعرض ایشان قرار نگرفت. از این رو نقد موارد گسترده نقض حقوق بشر در زندان های امروز کشور این باور را در اذهان ایجاد می کند که به لحاظ حقوق انسانی فرقی میان زندانیان و قربانیان دهه شصت با دوران امروز وجود ندارد و این جنایات نیز که در زمان ولایت آیت الله خمینی صورت گرفته است را نباید مصون از نقد دانست. صرف نظر از مسئولیت آیت الله خمینی، مسئولین قضایی و اجرایی وقت نیز چاره ای ندارند جز آنکه توضیحات قانع کننده ای برای تبرئه خویش در خصوص جنایات زندان های دهه شصت و سکوت خویش در خصوص اعدام های سال شصت و هفت که تا امروز نیز ادامه دارد، ارائه کنند؛ زیرا تداوم سکوت در برابر این معما تنها به افزایش ذهنیت منفی در نسل جدید می انجامد.

موارد دیگری از جمله تایید اشغال سفارتخانه آمریکا، اصرار بر تداوم جنگ با عراق، انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها، ترورهای سیاسی برخی مخالفان و برخورد کمیته های انقلاب اسلامی با مسئله حجاب و سایر موضوعات اجتماعی را نیز می توان بر شمرد که همگی در دوره رهبری آیت الله خمینی صورت گرفته و به شکلی دیگر در دوران رهبری آیت الله خامنه ای نیز تکرار شده و تاثیرات مهمی بر سرنوشت کشور داشته است و می توان به اسناد آن رجوع کرد. اکنون با اشاره به موارد فوق باید گفت نمی توان اصلاح طلب بود و دوره آیت الله خمینی و شخص ایشان را نقد نکرد.

این باور وجود دارد که با توجه به نگاه اخیر منسوبان و منصوبان آیت الله خمینی به مسائل و رویدادهای کشور، هیچ یک از شخصیت های اصلاح طلب وفادار به آرمان های آیت الله خمینی نمی توانند بر آنچه که در دوره وی گذشته است، مهر تایید بزنند؛ اما واقعیت را نیز نمی توان انکار کرد که سرکوبگران و شکنجه گران امروز عقبه کسانی هستند که حکم اعدام های خارج از چارچوب قانون را در سال شصت و هفت از دست آیت الله خمینی دریافت کردند و رویدادهای امروز در زندان ها نیز تدوام سیاست های تکامل یافته دوره ای است که آیت الله خمینی در آن قدرت بلامنازع داشته است و تا زمانی که سکوت در مقابل وقایعی که در آن دوران جاری بوده است شکسته نشود و گذشته نقد نگردد و عملکرد مسئولین از شخص آیت الله خمینی به عنوان معمار نظامی که خشت اول آن را کج بنا نهاده است تا سایر مسئولان ذیربط در این وقایع به میزان نقش و مسئولیتی که داشته اند مورد بازنگری قرار نگیرد، رسیدن به راه حلی برای اصلاح این رویه دور از انتظار است. اقرار به اشتباهات گذشته نافی دستاوردهای یک انقلاب نیست حتی اگر به نقد بینانگذار آن منجر شود. نقد گذشته در واقع همان قرائت دموکراتیک از نظریه ولایت فقیه است و راه احیای اصلاحات در کشور “خود نقادی” شجاعانه است که می تواند راهگشای فردایی بهتر برای ایران باشد.

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.