Home

Titleقصه‌های اساطیر ـ قسمت دوم

کرونوس فرزندخوار

11 Aug 2012

■ محمود فرجامی

در قصه‌ی قبل تا به آنجا رسیدیم که برایتان گفتم وقتی کرونوس داشت پدرش اورانوس را با داسی که مادرش بهش داده‌بود تکه‌تکه می‌کرد، از اورانوس یا همان آسمان شنید که فرزندانش با او همانگونه رفتار خواهند کرد که او با پدرش رفتار کرده‌است. کرونوس اولش این حرف را باور نکرد و فکر کرد پدرش این حرف را از روی قصد و غرض گفته‌است اما بعد از اینکه مادرش یعنی زمین این حرف را تایید کرد فهمید موضوع جدی است. این بود که تصمیم گرفت بچه‌هایش را به محض تولد بفرستد به جایی که عرب نی انداخت. اما مشکل این بود که آن زمان هنوز عرب‌ها به وجود نیامده بودند، چه برسد به اینکه مشخص باشد آنها دقیقا کجا نی می‌اندازند.

کرونوس هم که اعصاب درست و حسابی نداشت و اصولا یک تیتان مخوف بود پس از اینکه بر تخت پدرش تکیه زد، به جای اینکه فکری به حال نیِ عرب‌ها و آینده‌ی بچه‌های آینده‌اش بکند بلافاصله با خواهرش رئا[1] عروسی کرد و شروع کرد به بچه درست کردن. در فاصله‌ی عروسی تا آمدن اولین بچه‌شان هم همچنان به سر و وضع حکومت جدید می‌رسید و پیش از هر کاری، چون از نام‌هایی مثل “براندازی” و “کودتا” و “پدرکشی” خوشش نمی‌آمد، اسمِ کاری که کرده بود را گذاشت انقلاب.

انقلاب هم همانطور که می‌دانید معروف است که فرزندان خودش را می‌خورَد و احتمالا از همین جا به فکر کرونوس رسید که با فرزندانش انقلابی عمل کند. او به محض اینکه نخستین فرزندشان به دنیا آمد بچه را از مادرش گرفت و خورد. کاری غیرانسانی که فقط از یک تیتان برمی‌آید والا انسان‌ها برای رها شدنِ انقلابی از شر فرزندشان، خیلی راحت مخفی‌گاه آنها را لو می دهند تا اعدام شوند.

رئا، زن کرونوس پنج شکم زائید و هر پنج‌تا را به همین ترتیب کرونوس نوش جان کرد. اما رئا موضوع را فهمید و چون حریف شوهر بی‌رحمش نمی‌شد همان‌کاری را که کرد که همه‌ی زن‌ها در چنین مواقعی و سایر مواقع می‌کنند. یعنی با مادرش صلاح مشورت کرد. مادر او زمین بود که آنطرف‌ها گایا به او می گفتند، یعنی همان مادر کرونوس. گایا هم که خودش کرونوس را به دنیا آورده بود و داس دستش داده بود تا پدرش را بکشد، بهتر از هر کس دیگری ذات خطرناک کرونوس را می‌شناخت و می دانست که نمی‌شود با او به راحتی سرشاخ شد. این بود که فقط رئا را راهنمایی کرد که برود یک جای دوری (دقیقش را بخواهید، ته غاری ژرف در دل جنگل‌های جزیره‌ی کِرِت) بچه بعدی‌اش را به دنیا بیاورد و بعد به جای بچه یک چیز دیگری بدهد کرونوس بخورد. چون درست است که گایا مادرِ کرونوس بود ولی بالاخره مادرزن او هم محسوب می‌شد. شاید بخاطر همین موارد عبرت‌انگیز است که انسان‌های عاقل هرگز با خواهرشان عروسی نمی‌کنند. خلاصه‌ی کلام، گایا اینطوری دخترش را راهنمایی کرد و بعد هم قول داد که نوه‌اش را مثل دسته‌ی گل بزرگ کند و نگذارد آب توی دلش تکان بخورد.

رئا هم همین کار را کرد و وقتی که کرونوس فریاد زد «این بچه کو تا من بخورمش؟»، یک تکه سنگ بزرگ را که توی قنداق پیچیده بود داد به کرونوس و او هم خورد. از این جا نتیجه می‌گیریم که مرد نباید هر چیزی را که زنش داد دستش، بی‌هوا بخورد.

اسم این بچه‌ای که با این حیله از دست و دهان پدرش نجات یافت زئوس بود. قبلی‌ها هستیا[2] و دمتر[3] و هرا[4] و هادس[5] و پوسِیدون[6] بودند که تا آن موقع همگی از این شکم به آن شکم شده بودند. یعنی تا از شکم مادرشان درآمدند رفتند توی شکم پدرشان و طفلکی‌ها زیاد از دنیای خارج خیری ندیدند. اما زئوس را گایا بزرگ کرد و چند تا پرستار خوب از پری‌ها هم برایش گرفت که خوب بهش برسند چیزهای خوب یادش بدهند و آنها هم گویا منتهای سعی و تلاش‌شان را کردند چون همانطور که خواهیم دید بعدها کمتر زیبارویی از چنگ زئوس قسر در رفت و او دست کم در این مسائل واقعا خدا بود!

بگذریم… خلاصه زئوس که بزرگ شد ماجرای خانواده‌ و پدر ظالمش را شنید و تصمیم گرفت برود انتقام بگیرد. اما تا شمایل مخوف پدرش که هزاران دست داشت و دمش مثل افعی بود را دید و نعره‌های مخوفش را که سر مادرش داد می‌زد «کی به تو اجازه داد لوله‌هایت را ببندی؟ من گرسنمه. بچه‌ می‌خواهم…» را شنید؛ با خودش گفت گذشت از بزرگان است!



[1] – Rhea

[2] – Hestia

[3] – Demeter

[4] – Hera

[5] – Hades

[6] – Poseidon

 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب

  1. مزدک says:

    نوشتت عالی بود.ولی به زور از مردم ایمیل نگیر.

What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS iran – Google News

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.