Home

از بروکسل تا گوتنبرگ

17 Jul 2012

■ آیدا قجر
با فاصله یک هفته، دو نشست از دو طیف اپوزیسیون ایران در دو شهر بروکسل و گوتنبرگ برگزار شد. دو طیف که هر کدام چهره های متفاوتی را در بر می گرفت؛ چهره هایی که به نقد یکدیگر نشسته و سعی در ارائه راهکارهای اجرایی برای اتحاد و کم کردن اختلافات درونی داشتند.
در نشست بروکسل که دومین نشست تحت عنوان “اتحاد برای دموکراسی” بود، حاضران تعاریف خود را از اتحاد بیان کردند؛ به بحث پیرامون مسائل هسته ای نشسته و سرانجام راهکار را در اتحاد تمام نیروهای اپوزیسیون عنوان کردند؛ با این حال به شکل غیر رسمی برای خود خط قرمزی تحت عنوان مذاکره با مجاهدین خلق به دلیل مبارزات مسلحانه و سابقه فعالیت های سیاسی آنها ترسیم نمودند.
از نظر محسن سازگارا یکی از سازمان دهنگان کنفرانس بروکسل، جنگ نظامی علیه ایران خط قرمزی است که باید همگان در تابو سازی از آن همراه باشند؛ اما بودند اشخاصی که به صورت فردی در نشست بروکسل شرکت کرده و معتقد بودند که “نباید جنگ را تابو کرد” که البته این موضعگیری های فردی با برخورد حاضران مواجه شد.
از دید نگارنده که در هر دو نشست بروکسل و گوتنبرگ حضور داشتم، نشست بروکسل به عنوان محلی که شاید پس از سالها اپوزیسیون را با رنگ های گوناگون در خود جای داد، اتفاق مثبتی برای طیف شرکت کننده بود. جنگ، خط قرمز بود و مساله هسته ای ایران نیز توسط کارشناسان ایرانی و غیر ایرانی مورد بررسی و نقد قرار گرفت.
چگونگی استفاده از کمک های بین المللی موضوع دیگری در این نشست بود. نوشابه امیری روزنامه نگار ساکن پاریس پیشنهاد داد که کمک های بین المللی در راستای ایجاد رسانه ای ملی مورد استفاده قرار گیرد که این رسانه تمام طیف های اپوزیسیون را در بر گیرد. چهره های نزدیک به طیف حامی میرحسین موسوی، از مردم صحبت کرده و یادآور شدند که برای انجام هر فعالیت و اتخاذ هر تصمیمی باید با داخل ایران همسو بود.
عده ای نام و یاد زندانیان سیاسی، جان باختگان و رهبران در حصر جنبش سبز را یادآور شده و در نهایت بیانیه هفدهم میرحسین موسوی توسط حامیان وی بر روی میز حاضران در نشست بروکسل پخش شد.
کنفرانس بروکسل در نهایت برای اپوزیسیونی که بیش از سی سال بر جدایی دین از سیاست تاکید داشته و قانون اساسی جمهوری اسلامی را نیز دیگر قبول ندارد؛ نقطه مثبتی به شمار آمد؛ هرچند که اکثریت حاضر در این نشست رده سنی بالایی داشتند.
اما در این میان، احزاب و جریان هایی که به تازگی از ایران خارج شده و همچنان ارتباط خود را با داخل کشور حفظ کرده اند در نشست بروکسل حضور نداشتند؛ هر چند که تعداد کمی به صورت شخصی شرکت کرده بودند، اما نماینده هیچ حزب یا جریان فکری نبودند. بنا به گفته مدعوینی که شرکت نکرده بودند و همچنین برگزار کنندگان این نشست، از تمام طیف ها دعوت صورت گرفته اما برخی جریان ها و احزاب حاضر به حضور در جلسه نبودند.
از دیگر نکات مهم کنفرانس بروکسل، شفافیت در اطلاع رسانی و اعلام منابع مالی بود. طبق گفته برگزارکنندگان این نشست، برخلاف جلسه قبلی در استکهلم که هزینه برگزاری آن به وسیله سازمان اولاف پالمه تامین شده بود، کنفرانس بروکسل توسط برگزارکنندگان خصوصا جواد خادم تامین هزینه شد.
اما گوتنبرگ داستان متفاوتی داشت. عده ای از دانشجویان حاضر در این شهر پس از تجربه نشست اول سال گذشته در پاریس،‌ این بار با حمایت سازمان اولاف پالمه اقدام به دعوت از افرادی از هسته های دیگر هم فکر خود کردند تا ضمن برقراری ارتباط مستقیم با آن ها، بتوانند زیر نظر شخصیت هایی که تجربه مبازراتی دارند، ایجاد تشکیلات و برنامه ریزی را آموزش دیده و به نقد خود بپردازند.
برنامه های فشرده این نشست که از ساعت 9 صبح تا نیمه شب ادامه داشت؛ نه تنها به نقد خود اختصاص داشت بلکه کلاس های آموزش کار گروهی، بررسی چگونگی ایجاد و استفاده از تشکیلات، جنبش مدنی و جنبش زنان را نیز شامل شد.
اکثریت حاضر در این نشست از جوانان بودند؛ جوانانی از کشورهای مختلف با خواسته مشترک که خط قرمز آنها بنا به گفته علی حسین قاضی زاده مدیر نشست، “براندازی” است. بحث ها و گفتگوهای انتقادی که میان حاضران تا سپیده های صبح به طول می انجامید، شاید یکی از بهترین قسمت های برنامه بود.
این نشست نه فقط بحث های تئوری را مطرح کرد، بلکه به شکل اجرایی به راه کارها نیز پرداخت و اصلاح طلبان هدف نقد خودی و غیرخودی واقع شدند. قدرت و دولت یکی از گفتگوهای مطرح در نیمه شب های گوتنبرگ بود. علی مزروعی به عنوان یکی از سخنرانان، اظهاراتی کرد که مورد استقبال اکثریت حضار قرار گرفت. وی گفت: «باید دید افرادی که ادعای دموکراسی خواهی دارند تا چه حد می توانند خود مجری آن باشند. اگر امروز هرکدام از ما بر صندلی های مجلس قرار بگیریم تا چه حد حقوق اقوام، اقلیت های مذهبی و … برایمان در اولویت قرار دارد».
شاید بتوان گفت مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و تجزیه خواهان؛ گروه هایی بودند که برگزار کنندگان و حاضران در نشست گوتنبرگ، گفتگو با آنان را از اهداف جبنش سبز نمی دانستند. از نظر گروه هایی که نشست بروکسل را تحریم کردند، ماهیت اصلی این نشست نزدیکی به آمریکا و کشورهای غربی است و از دید تحریم کنندگان گوتنبرگ، هدف اصلی مشارکین حفظ نظام و مذهب و ادامه طرح اصلاح طلبی است.
اما در این میان باز هم چهره هایی بودند که در هیچکدام از دو نشست حضور نداشتند. سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید یکی از چهره هایی بود که در هیچ یک از نشست ها حضور نداشت و باز هم طبق گفته های قاضی زاده، “برخی ملاحظات” باعث عدم حضور وی شده بود. جدا از جای خالی برخی از چهره های مطرح در هر دو نشست، کم اهمیتی مساله “رسانه” نیز از سوی شرکت کنندگان و برگزارکنندگان به چشم می خورد. در بروکسل پس از پیشنهادهای نوشابه امیری، بحث رسانه در جلسه عمومی دگیر مطرح و پیگیری نشد و در گوتنبرگ با توجه به اختصاص پنلی خاص به رسانه و دعوت از چهره های این عرصه؛ سخنرانان در جلسه حضور نداشتند.
بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، اهمیت رسانه حتی برای آنان که چشم بر این عامل مهم نیز پوشیده بودند، روشن شد؛ اما این اهمیت تنها در حد پیشنهاد و حرف و سخن باقی ماند و اقدام موثری برای داشتن یک رسانه ملی صورت نگرفت. کم توجهی به رسانه میان گروه های سیاسی یکی از ضعف های هر دو کنفرانس بود. در گوتنبرگ انتقاد اول به سخنرانان پنل رسانه وارد است و دوم به عدم جایگزینی سخنرانان حتی در زمان اندک توسط برگزار کنندگان.
گردهم آیی حاضران در بروکسل نقطه بسیار مثبتی در راستای مدارا است و نشست اجرایی و راهکاری گوتنبرگ نیز بسیار جالب توجه است و در شرایط خلاء شاید بتوان گفت با تمام انتقادهای وارده به عملگرایی پرداخته است. از تئوری اتحاد تا کار گروهی شاید فاصله از بروکسل تا گوتنبرگ باشد، اما تکثرگرایی با کدام است؟
عده ای که بروکسل را تحریم کرده و حاضر به شرکت نشدند با توجه به سوابقی که از برگزار کنندگان و تجربه های تاریخی مشابه ذکر می کنند، بر این باورند آنچه از کنفرانس بروکسل در رسانه ها منتشر شد یک “نمایش” بوده و با ماهیت اصلی آن متفاوت است. سوال اینجاست که آیا با عدم شرکت در جلساتی مانند بروکسل و تحریم آن، زمین بازی به دست دیگری نخواهد افتاد؟ آیا نباید با حضور در چنین جمع هایی، انتقادها و نظرات خود را اعلام کرد؟ عده ای که معتقدند از نشست بروکسل، مانند عراق قبل از حمله آمریکا، چلبی دیگری ظاهر می شود؛ آیا با عدم شرکت به پدیدار شدن این چلبی کمک نخواهند کرد؟
عده ای از مخالفان معتقدند که نمی توان به عنوان جریان یا حزب شرکت کرد؛ زیرا هزینه اش برای جریان یا حزب بیش از فایده اش است اما شرکت به شکل فردی چطور؟ اگر بنا به ادعای شرکت کنندگان در نشست بروکسل، هدف اتحاد است؛ چطور می خواهند گروه های نزدیک به جنبش سبز را نادیده انگارند؟ و گروه های نزدیک به جنبش سبز که سخنان میرحسین موسوی در بیانیه هایش را در صدر امور خود قرار داده اند، چطور می خواهند با حذف عده ای که با وجود همه اختلافات ایرانی هستند؛ مدعی تکثرگرایی باشند؟
منبع: جرس
 
Tehran Review
کلیدواژه ها: , , , , | Print | نشر مطلب Print | نشر مطلب


What do you think | نظر شما چیست؟

عضویت در خبرنامه تهران ریویو

نشانی ایمیل

Search
Most Viewed
Last articles
Tags
  • RSS Unknown Feed

  • video
    کوچ بنفشه‌ها

    تهران‌ریویو مجله‌ای اینترنتی، چند رسانه‌ای و غیر انتفاعی است. هدف ما به سادگی، افزایش سطح گفتمان عمومی در مورد ایده‌ها، آرمان‌ها و وقایع جهان امروز است. این مشارکت و نوشته‌های شما مخاطبان است که کار چند رسانه‌ای ما را گسترش داده و به آن غنا و طراوت می‌بخشد. رایگان بودن این مجله اینترنتی به ما اجازه می‌دهد تا در گستره بیشتری اهداف خود را پیگیری کرده و تاثیرگذار باشیم. مهم‌تر از همه اینکه سردبیران و دست‌اندرکاران تهران‌ریویو به دور از حب و بغض‌های رایج و با نگاهی بی‌طرفانه سعی دارند به مسایل روز جهان نگاه کرده و بر روی ایده‌های ارزشمند انگشت بگذارند. تهران ریویو برای ادامه فعالیت و نشر مقالات نیازمند یاری و کمک مالی شماست.